معرفی وبلاگ
ایران تونگین ولعل دنیاهستی//ایران توفریبنده وزیباهستی نام تونکوست چون کهن ایرانی//تاریخ خجسته یل وشیرانی// مهدهنری نقش جهان درگاهت//شیرازوسپاهان اثرزیبایت// هرکس گذرش درتورسدمی بیند//ازشاخه زیبات گلان می چیند// هردم که نظردررخ توبنماید //مدهوش تووجلوه کویت باشد// آثارتوزیباونکودرهمه جاست//هرشهربه آثارخوشت می نازد// مهمان چوبه این نغمه سرا بازآید//درکوی توگرددبری ازغم یادش// اثرمدیروبلاگ محمدعلی حاجیان
دسته
لرنيگ سنترمرجع تخصصي آموزش هاي وب
رابين وب آموزش برنامه نويسي وب
وبلاگ آي كامپ
آموزش ويديويي فتوشاپ،فلش و...............
Cg TV
قوي ترين و بهترين سايت آموزشي كشور
ايران سرزمين – آموزش طراحي صفحات وب
سايت تخصصي آموزش جاوااكسريپت،وب وطراحي
ايران سرزمين
بوق بوق ايران
ايران شناسي
ايرانگردي
ايران هميشه جاويدان
پايتخت فرهنگي جهان اسلام
ايرووون
4چشم
ميهن ما
توريسم ايران
هنرصنايع دستي وخانواده
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 1190671
تعداد نوشته ها : 2866
تعداد نظرات : 129

JavaScript Codes
Rss
طراح قالب

 
































عكس هاي ديدني از بناهاي تاريخي ايران








































عكس هاي ديدني از بناهاي تاريخي ايران

دسته ها :
سه شنبه نوزدهم 7 1390 21:17

 

      نمايي دور از تخت جمشيد:تخت جمشيد به نامهايي ديگر مانند پرسپوليس وپارسه نيز مشهور است.

                                                          

 

 

    

                               پرســـــــــــــــــپوليـــــــــــــــــــــــس 

                 

      كتيبه بيستون: واقع در استان كرمانشاه،در اين تصوير داريوش هخامنش ديده ميشود كه در حال مجازات يكي از فرماندهانش در مقابل چشم ديگر فرماندهان براي آگاهي آنها از سزاي كسي كه به هخامنشيان خيانت كند،ميباشد.

        

                                     ----------بـيســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــتون-------

            

 باز هم براي علاقه مندين به كوروش كبير تصاويري از آثارباستاني مربوط به كوروش رو براتون گذاشتم كه اميدوارم خوشتون بياد.اگر نظري،پيشنهادي يا انتقادي دارين در خدمتتون هســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــتم.

    

تصوير:Pasargades cyrus cropped.jpg

              اولين تصوير مربوط ميشه به آرامگاه كوروش كبير در پاسارگاد

 

        تصوير:Olympic Park Cyrus.jpg

         ۲:تنديس چهار متري كوروش كبير در پارلمپيك سيدني مربوط به سال ۱۹۴۴

 

  تصوير:Cyrus cilinder.jpg

  

استوانه كوروش بزرگ، يك استوانهٔ سفالين پخته شده، به تاريخ ۱۸۷۸ ميلادي در پي كاوش در محوطهٔ باستاني بابِل كشف شد. در آن كوروش بزرگ رفتار خود را با اهالي بابِل پس از پيروزي بر آنها توسط ايرانيان شرح داده‌است.اين سند به عنوان «نخستين منشور حقوق بشر» شناخته شده، و به سال ۱۹۷۱ ميلادي، سازمان ملل آنرا به تمامي زبانهاي رسمي سازمان منتشر كرد. نمونهٔ بدلي اين استوانه در مقر اصلي سازمان ملل در شهر نيويورك نگهداري مي‌شود.

                                    تصاويري از مجموعه پاسارگاد

 

 

كاخ پاسارگاد

 

   تصوير:Pasargad audience hall.jpg

دسته ها :
سه شنبه نوزدهم 7 1390 21:10

سفر به جنگلي كه محل عبور فرشته ها است/غرق شدن در مه و زيبايي +عكس

درفك
۲۰ كلبه‌ي سنگي پايين تر از قله قرار دارند كه در فصل‌هاي بهار و تابستان مورد استفاده‌ي اهالي محلي و دام‌ها قرار مي‌گيرد. دشت‌هاي سر سبز و كوهپايه‌هاي جنگلي پوشيده از انبوه....
 
درفك بي‌شك از زيباترين كوهستان‌هاي ايران و از زيست‌گاه‌هاي گياهي و حيواني مهم كشور است.
قله درفك بام استان گيلان و آتشفشان خاموشي است كه بين دو شهرستان رودبار و سياهكل بر بالاي منطقه ديلمان، عمارلو و خرگام قرار دارد.
مي‌گويند زلزله سال 1369 بخش‌هايي از اين قله را در هم فرو ريخت و بعد از آن هر سال بر شدت فرسايش قله افزوده شده است؛ قله اي كه اهالي معتقدند اسرار ساليان سال اقوام گيل و ديلمي‌را در خود نهفته دارد، رازهايي كه هنوز در دل غارها و جنگل‌هاي انبوه سر به مهر باقي مانده اند.
 
 
ارتفاع قله درفك 2700 متر است و از سمت جنوب به كوه‌هاي منجيل متصل و از مشرق و جنوب شرقي تا كوه‌هاي پيشكوه و رشته كوه‌هاي عظيم تخت سليمان ادامه دارد و تا دره سه هزار تنكابن ادامه مي‌يابد.
 
 
درفك بي شك از زيباترين كوهستان‌هاي ايران و از زيست‌گاه‌هاي گياهي و حيواني مهم كشور است. اين كوه در شهرستان رودبار قرار دارد.
 
 
۲۰ كلبه‌ي سنگي پايين تر از قله قرار دارند كه در فصل‌هاي بهار و تابستان مورد استفاده‌ي اهالي محلي و دام‌ها قرار مي‌گيرد. دشت‌هاي سر سبز و كوهپايه‌هاي جنگلي پوشيده از انبوه درختان چشم هر بيننده اي را نوازش مي‌دهد.
 

يك غار يخي به طول ۱۰۰ متر هم در اين منطقه وجود دارد كه آب شرب هم تامين مي‌كند. اين غار روي قله قرار دارد و عشاير در داخل كاسه قله با سنگ خانه ساخته اند و از داخل اين غار كه بر اثر جمع شدن برف در زمستان تبديل به يخچال مي‌شود يخ بيرون مي‌آورند و براي سيراب كردن احشام خود از آن استفاده مي‌كنند.
 
 
البته اهالي مي‌گويند اين غار در تمام سال برف را در خود نگه مي‌دارد و به همين دليل منبع تأمين آب چوپانان منطقه است. دهانه اين غار بسيار تنگ است و وارد شدن به آن بدون تجهيزات يخ نوردي شدني نيست، بنابراين سعي نكنيد وارد آن شويد.
 

بهترين زمان براي رفتن به جنگل‌هاي زيباي درفك البته پاييز است . در پاييز درفك مي‌شود در برگ‌هاي پاييزي غرق شد و شگفت زده از رنگارنگي برگ‌ها در جنگل قدم زد و زيباترين خاطره زندگي خود را رقم زد.
 

چادر زدن در جنگل درفك و سر كردن شب با صداي پارس سگ‌ها و گوسفندان و ديدار با چوپان‌هاي مهربان محلي و روشن كردن آتشي كوچك مي‌شود گوشه اي از زيباترين سفر زندگي تان. مه غليظ و ابرهايي كه كه در ارتفاعات به زير پايتان مي‌رسند سفرتان را رويايي تر مي‌كنند.
 

براي رفتن به درفك از تهران بايد در اتوبان قزوين- رشت، بعد از عبور از رودبار از محلي به نام رستم آباد كه در مقابل راهدارخانه رستم‏آباد قرار دارد، به سمت راست تغير مسير بدهيد. پس از عبور از تنكابن و پل سپيد رود ، به سمت روستاي شيركوه حركت كنيد. بعد از حركت از شيركوه وارد جنگل‌هاي زيباي درفك مي‌شويد و تا چشمتان كار مي‌كند جنگل است و جنگل.
 

راستي كوهنوردان زمان صعود به درفك با تابلويي چوبي مواجه مي‌شوند كه روي آن نوشته شده است: اينجا محل عبور فرشتگان است، زمين را آلوده نكنيد! و بعد روي تابلو جهت فلشي به سوي قله است.

 
 
گردآوري: گروه فرهنگ و هنر سيمرغ
منبع: bornanews.ir

 

دسته ها :
سه شنبه نوزدهم 7 1390 1:46

بختياريها

بختياريها
ديوارهاي بلند كوهستانهاي زاگرس همواره مانع از هجوم اقوام مهاجم بدرون اين منطقه بوده و بويژه سرزمين زرخيز بختياري توانسته با اين موهبت ، نهادهاي تباري را درمردم سلحشورش حفظ نمايد

از جمله اين نهادها ارگانهاي زبان و لهجه و آداب ورسوم توانسته ويژگيهاي نخستين خودرا حفظ نمايد.ما امروزه شاهد رايج بودن بسياري از واژه هاي پارسي باستان و عناصر اوستائي در گويش مردم هستيم ، شك نيست كه گويش بختياري در مثلي قرار گرفته كه يك سمت زبان فارسي باستان و يك سمت ديگر فارسي دري معاصر وسمت ديگر واژه هاي باز مانده از اوستا ميباشد كه براساس رويدادهاي تاريخي بيش از سه هزار سال با گويش اوستائي ميزيسته و اگر مجموع سالهاي عمر منطقه آنزان و انشان را كه بيش از شش هزاراست ،بقيه سالها را با فارسي پهلوي و قسمتي هم با بيان ايلامي روزگار گذرانده كه آن قسمت تاريخ براي ما روشن نيستم و سنگ نوشته هاي بدست آمده اغلب با سه زبان ايلامي ،فارسي باستان وفارسي قديم و تشريفاتي است كه خاص درباريان بوده است.تنها واژه هائي مثل چوقا و معبد چغازنبيل كه برگرفته از زبان ايلامي بوده است.

     و با قاطعيت بگوئيم آنستكه اقوام محصور در كوهستانها كمتر در برخورد با ساير گويشها بوده اند و اگر ما منطقه آنزان و آنشان را از ايذه تا بهبهان و مسجدسليمان ، شوشترو دزفول بحساب بياوريم ف در قسمتهاي دشت تغييراتي درگويشها پديد آمده كه در قسمت كوهستان اين تغييرات روي نداده است مثلا قسمتي از حوزه بختياري سابق كه عقيلي ، گتوند در محدودهء شوشتر و دزفول ورامهرمز و هفتكل كه ما به آنها بختياريهاي جنوبي اطلاق مي كنيم در گويشها تغييري رويداده چرا كه در تماس با ساير گويشها بوده اند و درهمه جا " س" به ش تبديل شده و همينطور درنهادسايرواژه ها تغييراتي با همين كيفيت پذيرفته است مثلا "دوما نشس ور بي بي " يعني داماد كنار خانم نشست اين گويش منطقه صحرائي و دشت ميباشددرحاليكه در كوهستان مي گويند "دوانشس كل بي وي" در اين جمله در سه ركن اصلي تغييراتي روي داده است كه ما به جمله دوم كوهستاني ميگوئيم "جمله مادر" يعني بازمانده تباري ، يا اين جمله صحرائي"زاوراوابيدم" يعني زهره ترك شدم درحاليكه در جمله كوهستاني ميگويد "اورائيم رهد"يعني همان زهره ترك شدم يا ترسيدم كه اين قبيل واژه ها اوستائي است از جمله اريمن واريمك كه بدوشكل خود در چهارلنگ و هفت لنگ جاري است كه تطور يافته واژه اهريمن ميباشد، تغييرات سطحي در گويش بختياري روي داده كه به تعداد كمي تازي ، تركي مغولي كه از هفتصدسال پيش وارد گويش گرديده كه ميتوان از واژه هاي قيقاج ،قاطر،ونظاير ان نام بردآنچه كه مسلم است پيش از آنكه اتابكان لرستان پايشان به بختياري باز شود گويش ها منحصر به ريشه هاي پارسي باستان كه همان پهلوي باشد وفارسي دري و اوستائي بوده كه با ورود اتابكان لرستان واژه هاي تركي و بدنبال آن واژه هاي تازي بتعداد كمي وسيله آنان در منطقه ترويج يافته است.

 

     اما از آنجا كه خوي وخصلت تباري بختياريها جز سنت خود ركن ديگري را نمي پذيرفته اند پس از سالياني كه گذشت اين واژه ها را درخود پذيرفت و بتدريج بدفع آنان پرداخت و امروزه بصورت كمرنگي واژه ها برحسب ضرورت بجا آوردن اعمال مذهبي در منطقه باقي مانده است، حتي لهجه بختياري واژه هاي تركي را نيز دفع نمود زيرا در خصلت گويش جايگزيني وجود دارد، ميدانيم كتو (كتاب) يك واژه اوستائي است و هنوز پس از گذشت هزاران سال تغييري در آن داده نشده است ،واژه ابا كه در چهارلنگ جريان دارد و بصورتهاي با در طوايف ديگر جاري است معني همراهي را ميدهد مثلا مواباتونم يعني من با توام و واژه هاي ديگري نظير اوينك (آئينه)، بيبي آريس( بي بي عروس)،پسين(بعدازظهر)، خذمت ،زين، دوسكه، ميش، هي، اوست ،مثلا نافرهنگ يعني بي ادب وهزاران واژه ديگر .........

     در نخستين برخورد با واژه شناسي در بختياري مي بينم در اسامي برخي از طوايف و تيرها نامهاي شاهنامه اي بنحو بارزي بچشم ميخورد مانند تيره هاي كي شمس الدين، كي باندري، كي منصوري وكي مقصودي كه واژه هاي كمي مربوط به تاثيرپذيري از كيان ميباشد طايفه بزرگ كيشخالي كه ناميل بيشترشان كيوان، كيواني، كياني،و كيانپور انتخاب گرديده از همين جريان تاثير پذيري دارد، مثلا طايفه سعيد يا سهيد كه بش از پنجاه هزار نفر جمعيت رادربر ميگيرد اغلب تيره ها و نامهاي فاميل باكي، كيان، و كيانپور شروع ميشود .

دسته ها :
سه شنبه نوزدهم 7 1390 1:33

مروري بر جاذبه هاي گردشگري چابهار

نويسنده: سامان عابري


    



    به سرزمين هميشه بهار خوش آمديد. 4 فصل سال با هواي بهاري، حس عجيبي را در نهان آدمي شكوفا مي كند.
    
    شايد تا پيش از اين فكر مي كرديد چابهار يك منطقه گرم و سوزان است؛ اما برعكس اين شهر از خوش آب وهواترين بنادر جنوبي ايران به شمار مي رود. اين خنكا زماني روح انگيز مي شوند كه مونسون يا همان بادهاي موسمي شبه قاره هند، تابستان چابهار را به خنك ترين ناحيه و زمستان آن را به گرم ترين بندر جنوبي كشور تبديل مي كند. اتفاقا فصل خوبي را براي مسافرت به اين منطقه انتخاب كرده ايد؛ چون زمان وزيدن اين باد همين ماه است. با اين وزش، جلوه بي نظيري از موج دريا در ساحل پديدار مي شود. حاصل وزش اين باد در طول هزاره ها شكل و حجم خاصي به صخره ها بخشيده است، همچون يك تنديس مفهومي.
    براي باور اين مساله كافي است بدانيد ميانگين درجه حرارت بندر چابهار 27 درجه سانتي گراد است. حالابه خاطر اين كه سفر ما پرماجراتر شود بدانيد اين منطقه تقريبا دورترين نقطه از مبدا تهران است و يكي از زيباترين سواحل دنيا را دارد. حالاشما به شرق كشور آمده ايد؛ اما زيادي هم به شرق نرويد، چون سر از پاكستان درمي آوريد.
    
    شايد چابهار به لحاظ گردشگري چندان شناخته شده نباشد؛ اما وجود طبيعت زيبا و آثار تاريخي چيزي خلاف آن را بيان مي كند. وجود مسجدجامع تيس، قلعه پرتغالي ها، درخت كهنسال مكرزن در تيس كوپان، غار تيس، پناهگاه حيات وحش (تمساح) در باهوكلات، تپه گل فشان در كهير، قلعه قديمي تيس، امامزاده غلام رسول و... لابد كمي دچار ترديد شديد. علاوه بر اينها اكوتوريسم طبيعي جزيره و... از جاذبه هايي است كه نگاه ناگهاني شما را وادار به تمجيد از خويش مي كند. راستي از گل فشان ها اين اعجاز طبيعت چيزي شنيده ايد؟ ما برايتان مي گوييم.
    
    گل هايي از جنس شگفتي
    
    حباب هاي گل و لاي از دل زمين برمي آيند و دوباره آرام فرود خواهند آمد. اين فرآيند شگفت انگيز هر 30تا 36 ثانيه تكرار مي شود، يعني گل و لاي فشرده به همراه گاز خارج به طور مرتب سر برمي آورند. لابد تعجب كرديد و نشاني مي خواهيد. شما براي ديدن اين مكان مي توانيد به 2 دشت كهيه و تنگ برويد. در آنجا 3 تپه وجود دارد كه در مسير 20 كيلومتري روستاي كهيه و در مسير جاده تنگ گالك در شمال غربي شهرستان چابهار قرار گرفته اند. ارتفاع اين تپه ها هم برحسب تخمين مابين 8 تا 40 متر است.
    
    اين گل فشان هاي تپه اي داراي يك دهانه اصلي و چند دهانه كوچك تر هستند كه دهانه اصلي آن به صورت طبيعي در وسط گل فشان واقع شده و شكل آن چيزي شبيه به كاسه يا تيغي است. دهانه هاي اطراف، ثابت و دائمي نيستند و هرازگاه يكي متولد و يكي ديگر محو مي شود. هرچند آنها شبه آتشفشان هستند؛ اما مطمئن باشيد اصلاخطري شما را تهديد نمي كند، چون انفجار فوراني ندارند.
    
    هرچند براي ما زيبا و تعجب برانگيز است؛ اما براي مردمان دوست داشتني اين ديار، معنا و مفهوم ديگري دارد. آنها از اين گل و لاي براي درمان برخي از بيماري ها و امراض پوستي استفاده مي كنند. آنها مي توانند كلي از فوايد درماني و شفادهنده آن را براي شما به زبان محلي توضيح دهند. جالب بود مگه نه!
    
    يك جا و كلي چيز
    
    باز هم ردپاي پرتغالي ها! يادتان نرفته كه در بندرعباس و جزيره كيش، آنها كلي ويرانگري داشتند و البته چند قلعه هم ساخته و پرداخته بودند. آنها (پرتغالي ها) بناهاي ديگري هم در ايران دارند. خب ابتدا عازم روستاي تيس شويد؛ جايي در 5 كيلومتري شمال غرب چابهار كه رودخانه لاوي از آن مي گذرد و كوه هاي زيبايي آن را احاطه كرده اند. اين قلعه داراي معماري خاص و ويژه اي است كه توانسته شمار قابل توجهي از گردشگران را به خود جلب كند. در قسمت شمال شرقي در ورودي اصلي قرار دارد و داراي 4 گوشواره خلفي است كه در پشت ديوارهاي هشتي واقع شده اند. در ضلع شمال شرقي، آثار اتاق هايي وجود دارد كه اكنون خراب شده اند و هر كدام داراي يك اتاق بزرگ تر مشرف به ايوان اختصاصي هستند.
    
    اينجا تنها يك روستا نيست؛ بلكه تاريخي در خود نهان دارد به وسعت قلب هاي بزرگ همين اهالي. توضيح زيادي نمي خواهد. كافي است سري هم به قلعه بلوچ گت بزنيد، يعني 5 كيلومتري شمال غربي روستا. اين قلعه بر بالاي كوهي مرتفع قرار گرفته است و آواي مردمان روزگار خويش را بازمي گويد. در اينجا، آثار ديوار قلعه و يك برج ديده باني از آن برجاي مانده است. بقاياي دو مقبره هرمي شكل برجسته هم وجود دارد كه با سنگ و ساروج بنا شده و از نوع قبرهاي اسلامي است. چندين چاه هم در صخره حفر شده اند. شايد روزگاري چشمه سيراب كننده مردمان بوده است.
    
    البته فراموش نكنيد كه اين تنها جاذبه روستا نيست؛ بلكه زنان روستا، خود حافظ و ميراث دار يكي از اصيل ترين هنرهاي دستي هستند و شما را دست خالي نخواهند گذاشت. سوزن دوزي آنها از شهره خاصي برخوردار است كه به دليل تنوع و نوع دوخت آن بسيار زيبا و دل انگيز، ذهن و جان را مي ربايند.
    
    پارتي جن ها
    
    نترسيديد كه؟ ترسيديد؟ جناني كچ، محلي است كه بنابر باور مردم، محل سكونت جن ها بوده است. اين گورستان هم در روستاي تيس در دامنه كوه پيل بند در جنوب دره تيس قرار گرفته است. در ميان قبر ها چند قبر ايستاده به چشم مي خورد و يك مقبره پلكاني با سرپوش صندوقچه اي از سنگ و گچ به صورت نيمه سالم بدون لوح و تزئينات خارجي به چشم مي خورد كه ظاهرا از دوران اسلامي است؛ اما كسي بدرستي قدمت اين گورستان را نمي داند يا شايد كسي مطلع نبود كه به ما بگويد. تقريبا حدود 200 قبر كهن در محوطه قديمي آن وجود دارد. ديدنش خالي از لطف نيست. دعايي هم براي شادي ارواح بخوانيد يا نصيب جن مي شود يا انس!
    
    اگر به اين مكان ها علاقه مند هستيد، سري به گورستان قديمي دشتياري بزنيد كه قدمت آن به پيش از تاريخ و دوره آهن مي رسد. در بعضي از آنها، آثاري از قبيل مانده هاي غذا يا آثار سنگي و فلزي ديگر مشاهده شده است. حدود 3000 نفر اينجا آرام گرفته اند.
    
    غارهاي بان مسيتي تيس
    
    فعلاكه نمي خواهيم از اين منطقه دل بكنيم. آنقدر آثار طبيعي و انساني در خود نهفته دارد كه هركس به زعم خويش براي خود دنيايي ديگر خواهد ساخت؛ دنيايي براساس تاريخ. در دامنه كوه شهبازبند در همين روستاي تيس، يك غار طبيعي و 2 غار مصنوعي در كنار هم قرار دارند كه مردم محل، مجموعه اين غارها را به نام بان مسيتي مي شناسند. غار اول طبيعي و به شكل نيم دايره است و با استفاده از روش تراشكاري داخل غار و دهانه آن توسعه پيدا كرده است. شواهد غيرقابل انكاري از مسكوني بودن اين غار دلالت مي كند. يك مقبره كوچك از گچ به صورت دوسطح افقي كه روي يكديگر قرار دارند و آثاري از قبيل سنگ نوشته، خط و لوح در عمق يك متر از سطح غار ديده نمي شود و در فضاي اطراف آن يك محوطه كوچك وجود دارد. از سطح غار تا مقبره به اندازه يك پله گودي به چشم مي خورد. مكعبي از سنگ و گچ بر فراز مقبره ساخته شده كه زيربناي يك گنبد كوچك است، بدنه هاي اطراف اين مكعب را با گچ به رنگ سفيد درآورده اند. در ورودي مقبره رو به دره تيس و به موازات دهانه ورودي غار واقع شده است. روي ديواره هاي مكعب مقبره، گچكاري و با جوهر قرمز و بنفش، خطوط و علامت هايي نقش گرديده كه شبيه به خط گجراتي و هندي هستند.
    
    در سمت راست و به فاصله چند قدم از اين غار طبيعي، يك غار مصنوعي قرار گرفته كه آثار تراش بخوبي در آن آشكار است. سقف اين غار تقريبا كوتاه است و اينجا هم مانند بسياري از آثار ديگر به دليل بي توجهي در حال تخريب است.
    
    شادي در موزه غلام رسول
    
    اگر چند سال پيش به اينجا مي آمديد، شايد شاهد مراسم شگفت انگيز و متفاوتي بوديد كه امروز ديگر از آن خبري نيست. هرساله در 15 ذي القعده به مدت 10 شبانه روز مراسم جشن و شادي بر مزار غلام رسول برپا مي شد. راهنما، داستان آن را چنين براي ما روايت كرد: غلام رسول هنگام فوت وصيت مي كند كه پس از مرگش سوگواري نكنند و در عوض مدت 10 شبانه روز بر سر قبرش شادي كنند تا روحش شاد شود.
    
    اكوتوريسم طبيعي چابهار و روستاهاي آن همراه با آب و هواي روح انگيز از جاذبه هايي است كه شما را وادار به تمجيد از خويش مي كنداين بنا كه داراي گنبدهاي مرتفع است، در حاشيه ضلع شرقي چابهار قرار گرفته كه قدمت آن به دوران تيمور مي رسد. اين مرد نيك نام علاوه بر زوار ايراني، پذيراي زيارت كنندگان زيادي از كشورهاي شبه قاره هند است كه براي انجام عبادت و نذر و نياز به چابهار مي آيند.
    
    فراموش نكنيد كه اينجا، تنها يك آرامگاه نيست؛ بلكه موزه مردم شهر هم هست، در واقع موزه چابهار در آرامگاه سيدغلام رسول قرار دارد. جالب آن كه بسياري از آثار موجود در اين موزه مردم شناسي، اهدايي از سوي علاقه مندان به ميراث فرهنگي است. شما مي توانيد پوشاك محلي، وسايل حصيري و نيز ظروف سفالي را در كنار آثار تاريخي منطقه يكجا ببينيد.
    
    اين مقبره با توجه به سبك معماري با پيروي از سبك معماري مغولي در قرن هاي 7 و 8 هجري بنا شده است.
    
    جنگل هاي حرا
    
    اين مكان زيبا همراه با خور باهو به عنوان بيستمين تالاب بين المللي كشور در فهرست كنوانسيون رامسر به ثبت رسيده است؛ هرچند جنگل هاي حرا، توده خالص و يكدستي هستند و هيچ گونه تنوع گياهي در آنها مشاهده نمي شود؛ ولي در مقابل از تنوع جانوري بسيار بالايي برخوردارند و اين تنوع قبل از هر چيز به خاطر موقعيت گذرگاهي يا اكوتوني آنهاست.
    
    اين جنگل ها، هديه مشترك خشكي و درياست و حفاظت از آنها در همه جاي دنيا به عنوان زيستگاه هاي باارزش و حساس و بويژه از منظر گردشگري مورد تاييد قرار گرفته است. جنگل هاي مانگرو، بسيار حاصلخيز بوده و از نظر تنوع زيستي، يكي از كانون هاي مهم به شمار مي روند. برخي از مهم ترين كاركردهاي اين جنگل ها عبارتند از حفاظت از آب سنگ هاي مرجاني و تامين زيستگاه آبزيان، پرندگان و ديگر جانوران و همچنين اين اكوسيستم را عامل تعيين كننده اي در پايداري سواحل در مقابل فرسايش امواج سهمگين دريا مي دانند.
    
    دره و پرنده
    
    تا اينجا كه آمديد، سري هم به ليپار بزنيد؛ روستايي زيبا در 15 كيلومتري شهر چابهار. مطمئن باشيد مسير به دليل زيبايي ساحلي بودن جاده پيش از آن كه تصورش را بكنيد، به پايان مي رسد. دره اي زيبا با انبوه پرندگان، حسي به آدمي مي دهد كه غيرقابل وصف است و با ديدن طبيعت و مشاهده خلقت، انسان ناخودآگاه زبان به تمجيد خالق مي گشايد. فاصله نزديك 2 كوه حس غريبي دارد مثل آن كه تو را در آغوش خويش گرفته اند؛ اما در ميان اين دو كوه چيزي شبيه به يك سد ايجاد شده كه نقطه غايت آب هاي سرگردان است و در آن انواع بوته ها، درختچه ها، با حيات وحش بي نظير و پرندگاني چون چنگر، فلامينگو، انواع حواصيل، باقرقره، تيهو، عقاب دشتي، خوتكا و... ديده مي شوند.
    
    اندكي متفاوت
    

    


    
    اما سواحل زيباي درياي عمان، بنادر پزم، گواتر، كنارك، اسكله شهيد بهشتي، مساجد زيباي محلي، بافت سنتي و زندگي جذاب بلوچ ها با كپه هاي دست سازشان، گل فشان كه از عجايب چابهار بوده و... تمام آن چيزي نيست و نخواهد بود كه چابهار شما را به خويش فرامي خواند. بايد زماني را براي تفريحات مهيج اختصاص داد. مطمئن باشيد خاطره خوش شما چند برابر مي شود، عجله نكنيد برايتان تعريف مي كنيم. خوب پس اگر اهل هيجان هستيد و آمادگي بدني خوبي داريد، عصري را با ورزش هاي آبي بگذرانيد. يك گردشگري دريايي مهيج هيچ گاه از يادتان نخواهد رفت. باز هم هيجان بيشتر دوست داريد. پس دل در گرو سنگ بگذاريد و صخره نوردي را تجربه كنيد. صبر كنيد، بيابانگردي را از دست ندهيد. حتما در قاب دوربينتان جلوه هاي ماندگاري ثبت خواهد شد.
    
    صنايع دستي
    

    


    
    غم و شادي، حديث دل مردان و راز زنان همه و همه آميزه اي از روان اين مردمان است كه در هنر خويش نمايان مي سازند و آن را بر تارك پارچه روايت مي كنند. سوزن دوزي بلوچ تنها يك نام و نشان محلي نيست؛ بلكه داستاني است كه فراتر از اين مرز و بوم روايت مي شود و آن گاه كه دست ها بازيگر ذهن خلاق مي شوند، حاصلش تنها زيبايي خواهد بود. بازار چابهار، نامي ديرينه و آشناست. با وجود اجناس فراوان داخلي و خارجي اما روميزي، سجاده، كوسن، روتختي، جانماز، پرده، آباژور، اشارپ، پشتي و... خريد ويژه شما در اين سفر خواهد بود. اما زن هنرمند بلوچ به مثابه مدير خانواده، نقش غيرقابل انكاري در تنظيم امور اقتصادي و آينده نگري داشته و دارد. از اين ميان مي توان به كاركرد دوگانه هنر سكه دوزي اشاره كرد كه نقش صندوق پس انداز را داشته است، به اين صورت كه زنان هنرمند بلوچ در مواقع گشاده دستي و رفاه، مازاد درآمد خانواده را تبديل به سكه كرده و از آن در سكه دوزي استفاده مي كردند و در مواقعي كه خانواده دچار تنگدستي مي شده از سكه هاي پس انداز شده، كمك مي گرفتند. امروزه اين هنر به عنوان تزئين رويه رختخواب و تزئينات ديواركوب توليد و به بازار عرضه مي شود. اين همه مي تواند رهاوردي ماندگار از اين سفر براي شما باشد.
    
    اينجا را از دست ندهيد
    
    

    


    
    گردشگران براي بازديد از مناطق تاريخي چابهار با يك مشكل مواجهند و آن اين كه اين مناطق از يكديگر فاصله زيادي دارند. براي نمونه جنگل هاي زيباي حرا در شرقي ترين نقطه چابهار واقع شده اند. كوه گل افشان در 100 كيلومتري غرب آن قرار دارد و روستاي سرباز (با تمساح مشهور پوزه كوتاهش) در شمال چابهار قرار دارد. اما فراموش نكنيد به غير از حظ بردن از سواحل زيباي چابهار و گردش هاي دريايي آن، ديدن كوه هاي زيباي گل افشان را از دست ندهيد.
    
    سامان عابري
    
 روزنامه جام جم، شماره 2647 به تاريخ 8/6/88، صفحه 14 (جامعه)

دسته ها :
دوشنبه هجدهم 7 1390 14:53

در عرف‌ تشيع‌ مراد از امامزاده‌، فرزندان‌ يا فرزندزادگان‌ ائمه‌ اطهار(ع‌) است‌ و اصطلاحا" از باب‌ ذكر حال‌ و اراده‌ محل‌، به‌ مدفن‌ و مزار متبرك‌ آنان‌ و بزرگان‌ سادات‌ كه‌ در سراسر شهرها و روستاهاي‌ ايران‌ پراكنده‌ است‌، اطلاق‌ مي‌گردد.
مهاجرت‌ سادات‌ حسني‌ و حسيني‌ به‌ نقاط‌ امن‌ سرزمين‌هاي‌ شرقي‌ اسلامي‌ از همان‌ صدر اسلام‌ در حكومت‌ جابرانه‌ امويان‌ و خاصه‌ در عهد حجاج‌ بن‌ يوسف‌ خون خوار و تسلط‌ او بر عراقين‌ از سوي‌ امويان‌ (95 75 ق‌.) كه‌ بيدادگري‌ها و سفاكي‌ها نسبت‌ به‌ فرزندان‌ علي‌(ع‌) روا مي‌داشت‌، آغاز شده‌ بوده‌ است‌. از نظر كلي‌ اين‌ مهاجران‌ بزرگوار را به‌ چهار گروه‌ مي‌توان‌ تقسيم‌ كرد:

 گروه‌ نخستين‌، آن‌ دسته‌ هستند كه‌ براي‌ فرار از بيدادگري‌ها و ستم‌هاي‌ امويان‌ و به خصوص‌ حجاج‌ راه‌ مشرق‌ را پيش‌ گرفتند، گروه‌ دوم‌، آن ها هستند كه‌ به‌ هنگام‌ ولايت‌ عهدي‌ امام‌ رضا(ع‌) بدين‌ سرزمين‌ رسيدند، گروه‌ سوم‌ آنها هستند كه‌ در خروج‌ برخي‌ از فرزندان‌ علي‌(ع‌) بر خلفاي‌ عباسي‌ و اموي‌ شركت‌ داشتند و پس‌ از شكست‌ آنها بدين‌ حدود گريختند و گروه‌ چهارم‌ كه‌ نسبت‌ به‌ سه‌ گروه‌ ديگر فزوني‌ داشتند، آن‌ دسته‌ هستند كه‌ در زمان‌ حكومت‌ علويان‌ در مازندران‌ روي‌ به‌ دربار ايشان‌ نهادند.
الف‌) گروه‌ اول‌، آن‌ دسته‌ هستند كه‌ به‌ علت‌ دشمني‌ امويان‌ نسبت‌ به‌ خاندان‌ علي‌(ع‌) و كشتار بي‌رحمانه‌ حجاج‌ از آنها، كه‌ احتياج‌ به‌ بسط‌ مقال‌ ندارند، راهي‌ ايران‌ و مشرق‌ شدند. اولياءالله‌ آملي‌ و ظهيرالدين‌ مرعشي‌ به‌ كار حجاج‌ چنين‌ اشارت‌ دارند كه‌ عهد كرده‌ بود تا هر جا سيدي‌ را بيابد بكشد، تا نسل‌ ايشان‌ منقطع‌ گردد.
ب‌) گروه‌ دوم‌، در تاريخ‌ رويان‌ اولياءالله‌ آملي‌ بدين‌ صورت‌ بيان‌ شده‌ است‌: "سادات‌ علويه‌ به‌ سبب‌ آوازه‌ ولايت‌ عهدي‌ و حكومت‌ امام‌ رضا(ع‌) روي‌ بدين‌ طرف‌ نهاده‌اند و او را بيست‌ و يك‌ برادر بودند با چندين‌ برادرزادگان‌ و بني‌ اعمام‌ از بني‌ حسن‌ و بني‌ حسين‌. اينها به‌ ري‌ و نواحي‌ عراق‌ و قومس‌ رسيدند كه‌ دست‌ محبت‌ دنيا قلم‌ نسيان‌ بر جريده‌ بصيرت‌ مامون‌ كشيد و تخم‌ كينه‌ رضا در زمين‌ سينه‌ مامون‌ نشاند و روي‌ خرد او را به‌ دود غفلت‌ سياه‌ كرده‌ مرتبه‌ دين‌ و دولت‌ بر او تباه‌ كرد و او را بر آن‌ داشت‌ كه‌ با آن‌ همه‌ عهد كه‌ كرده‌ بود، به‌ آخر غدر كرد و زهر در انگور تعبيه‌ كرده‌ و خورد رضاي‌ مسموم‌ داد. چون‌ خبري‌ غدري‌ كه‌ با رضا(ع‌) كرده‌، در راه‌ به‌ سادات‌ رسيد، هر جا كه‌ بودند پناه‌ به‌ كوهستان‌ ديلمان‌ و تبرستان‌ و ري‌ نهادند.

بعضي‌ را همين‌ جا شهيد كردند و مزار ايشان‌ باقي‌ است‌ و بعضي‌ وطن‌ ساخته‌، همين‌ جا مانده‌، تا به‌ عهد متوكل‌ خليفه‌ كه‌ ظلم‌ او بر سادات‌ از حد در گذشت‌، بگريختند و در كوهستان‌ تبرستان‌ و بيشه‌ اين‌ طرف‌ جاي‌ ساختند و بنا بر آن كه‌ اسفهبدان‌ مازندران‌ و ملوك‌ باوند از قديم‌الايام‌ كه‌ در اسلام‌ آمدند، متشيع‌ بوده‌اند و معتقد سادات‌ و ايشان‌ هيچ‌ وقتي‌ جز امامي‌ المذهب‌ نبوده‌اند، سادات‌ را دراين‌ ملك‌ مقام‌ بهتر از جاهاي‌ ديگر بودي‌."

ج‌) گروه‌ سوم‌، چنان كه‌ گذشت‌ آن‌ جمعند كه‌ چون‌ يكي‌ از اولاد علي‌(ع‌) بر خليفه‌ خروج‌ مي‌كرد، به‌ همراه‌ او و ياور او بودند و چون‌ او كشته‌ مي‌شد، خليفه‌ به‌ قلع‌ و قمع‌ همراهان‌ و يارانش‌ فرمان‌ مي‌داد و آنان‌ كه‌ از آن‌ ورطه‌ جان‌ به‌ در مي‌بردند روي‌ به‌ كوهستان‌ عراق‌ و ديلم‌ مي‌نهادند. سادات‌ معروفي‌ كه‌ بر خلفا خروج‌ كردند و به‌ شهادت‌ رسيدند عبارتند از:

1-  زيدبن‌ علي‌ بن‌ حسين‌ بن‌ علي‌ بن‌ ابي‌طالب‌(ع‌) كه‌ بر هشام‌ خليفه‌ اموري‌ خروج‌ كرد و به‌ سال‌ 122 ق‌ به‌ شهادت‌ رسيد 

2- محمد بن‌ عبدالله‌ بن‌ حسن‌ بن‌ حسن‌ بن‌ علي‌ بن‌ ابي‌طالب‌ (ع‌) معروف‌ به‌ »نفس‌ زكيه‌« كه‌ در سال‌ 145 ق‌ در زمان‌ منصور دوانيقي‌ در مدينه‌ خروج‌ كرد، اشراف‌ بني‌ هاشم‌ با او بيعت‌ كردند، ليكن‌ حضرت‌ امام‌ جعفرصادق‌(ع‌) رضا نداد، منصور برادرزاده‌ خود عيسي‌ را به‌ دفع‌ وي‌ فرستاد و در نزديكي‌ مدينه‌ تلاقي‌ كردند و نفس‌ زكيه‌ به‌ شهادت‌ رسيد و سرش‌ را به‌ نزد منصور بردند.

 3- ابراهيم‌ بن‌ عبدالله‌ مشهور به‌ "قتيل‌ باخمري‌" برادر نفس‌ زكيه‌ كه‌ به‌ هنگام‌ خلافت‌ منصور (136 158 ق‌) در بصره‌ خروج‌ كرد و در ديهي‌ به‌ نام‌ باخمري‌ نزديك‌ كوفه‌ به‌ شهادت‌ رسيد.

 4- حسين‌ بن‌ علي‌ بن‌ حسن‌ بن‌ حسن‌ بن‌ حسن‌ بن‌ علي‌ بن‌ ابي‌طالب‌ (ع‌) معروف‌ به‌ "صاحب‌ فخ‌" كه‌ در مدينه‌ به‌ سال‌ 169 ق‌ در خلافت‌ الهادي‌ خروج‌ كرد و در فخ‌ به‌ نزديكي‌ مكه‌ به‌ شهادت‌ رسيد.

 5- يحيي‌ بن‌ عبدالله‌ برادر نفس‌ زكيه‌ كه‌ پس‌ از خروج‌ نفس‌ زكيه‌ به‌ ديار طبرستان‌ و ديلم‌ درآمد و كارش‌ بالا گرفت‌ و مردم‌ به‌ دورش‌ جمع‌ شدند، تا آنكه‌ به‌ سال‌ 176 ق‌ هارون‌الرشيد فضل‌ بن‌ يحيي‌ را مامور دفع‌ او گردانيد و سرانجام‌ يحيي‌ بن‌ عبدالله‌ در بغداد زنداني‌ شد و درگذشت‌.

6- ابوعبدالله‌ محمد بن‌ ابراهيم‌ بن‌ اسماعيل‌ بن‌ ابراهيم‌ بن‌ عبدالله‌ ابن‌ حسن‌ بن‌ حسن‌ بن‌ علي‌ بن‌ ابي‌طالب‌(ع‌) معروف‌ به‌ ابن‌ طباطبا كه‌ در سال‌ 199 ق‌ در خلافت‌ مامون‌ خروج‌ كرد و كوفه‌ را به‌ دست‌ آورد، اما ديري‌ نپاييد كه‌ در همانجا درگذشت‌.

 7- محمد بن‌ محمد بن‌ زيد بن‌ علي‌ بن‌ حسين‌ بن‌ علي‌ بن‌ ابي‌طالب‌(ع‌) كه‌ بعد از وفات‌ محمد بن‌ ابراهيم‌ جاي‌ او را بگرفت‌، لكن‌ فرمان‌ به‌ دست‌ ابوالسرايا بود، ابوالسرايا به‌ سال‌ 200 ق‌ اسير و كشته‌ شد و محمد را نيز پيش‌ مامون‌ فرستادند.

 8- ابراهيم‌ بن‌ موسي‌ بو جعفر بن‌ محمد بن‌ علي‌ بن‌ حسين‌ بن‌ ابي‌ طالب‌(ع‌) كه‌ در سال‌ 200 ق‌ زماني‌ كه‌ مامون‌ در خراسان‌ بود در يمن‌ خروج‌ كرد مامون‌ بر او ظفر يافت‌ و عفو كرد.

 9- محمد بن‌ قاسم‌ بن‌ عمر بن‌ علي‌ بن‌ حسين‌ بن‌ علي‌ بن‌ ابي‌طالب‌(ع‌) كه‌ در آغاز ملازم‌ مسجد النبي‌ بود، جمعي‌ خراساني‌ با اوبيعت‌ كردند و اين‌ به‌ سال‌ 219 ق‌ بودأ سپس‌ به‌ جوزجان‌ رفت‌ و بعد او مدتي‌ در طالقان‌ خراسان‌ خروج‌ كرد، عبدالله‌ بن‌ طاهر بر او دست‌ يافت‌ و به‌ نزد معتصم‌ فرستاده‌ معتصم‌ او را زنداني‌ كرد، اما او توانست‌ از زندان‌ فرار كند.

10-يحيي‌ بن‌ عمر بن‌ يحيي‌ بن‌ حسين‌ بن‌ زيد بن‌ علي‌ بن‌ حسين‌ بن‌ علي‌ بن‌ ابي‌طالب‌(ع‌) كه‌ در خلافت‌ المستعين‌ به‌ سال‌ 250 ق‌ در كوفه‌ خروج‌ كرد، مردم‌ كوفه‌ او را گفتند كه‌ اگر به‌ سبب‌ تنگدستي‌ خطري‌ چنين‌ پيش‌ گرفتي‌ ما مال‌ها فداي‌ تو كنيم‌، بنشين‌ تا فتنه‌ برنخيزد، سوگند خورد به‌ طلاق‌ كه‌ جز به‌ تعصب‌ آن كه‌ دين‌ حق‌ ذليل‌ شده‌ و احكام‌ شريعت‌ منسوخ‌ گشته‌ خروج‌ نمي‌كنم‌، محمد بن‌ عبدالله‌ طاهر، حسين‌ بن‌ اسماعيل‌ را به‌ حرب‌ او گسيل‌ كرد و سيد را بگرفتند و سرش‌ را برداشتند و پيش‌ محمد بن‌ عبدالله‌ آوردند و محمد سر را پيش‌ مستعين‌ فرستاد، ياران‌ يحيي‌ به‌ كوهستان‌هاي‌ ري‌ و تبرستان‌ گريختند.
د) گروه‌ چهارم‌، جمعي‌ انبوه‌ از ساداتي‌ هستند كه‌ چون‌ علويان‌ زيدي‌ مذهب‌ در تبرستان‌ سلسله‌ حكومتي‌ براي‌ خود تشكيل‌ دادند به‌ ايشان‌ پيوستند، كثرت‌ اين‌ دسته‌ را ابن‌ اسفنديار در تاريخ‌ طبرستان‌ چنين‌ بيان‌ كرده‌ است‌:

 "در اين‌ وقت‌ ( اواسط‌ سال‌ 253ق‌) به‌ عدد اوراق‌ اشجار، سادات‌ علويه‌ و بني هاشم‌ از حجاز و اطراف‌ شام‌ و عراق‌ به‌ خدمت‌ او (حسن‌ بن‌ زيد) رسيدند. در حق‌ همه‌ مبرت‌ و مكرمت‌ فرمود و چنان‌ شد كه‌ هر وقت‌ كه‌ پاي‌ در ركاب‌ آوردي‌ سيصد نفر علوي‌ شمشير كشيده‌ گرداگرد او كله‌ بستندي‌."
اين‌ چهار گروه‌ از سادات‌ بزرگوار چون‌ به‌ نواحي‌ بالنسبه‌ امن‌ ايران‌ مانند نقاط‌ كوهستاني‌ عراق‌ و قومس‌ و ري‌ و ديلم‌ و نواحي‌ تبرستان‌ مي‌رسيدند، رفته‌ رفته‌ با مردم‌ اين‌ بلاد در مي‌آميختند و به تدريج‌ صورت‌ بوميان‌ محل‌ را به‌ خود مي‌گرفتند و سادات‌ عصر، مقيم‌ در نقاط‌ مختلف‌ كشور اعقاب‌ آن‌ بزرگواران‌اند.

آمار مشاهده‌ و بقاع‌ متبركه‌ سادات‌ و معصوم‌زادگان‌ در پهنه‌ ايران‌
پراكندگي‌ سادات‌ در تمام‌ نقاط‌ اين‌ پهنه‌ يكسان‌ نبود. به‌ جاهايي‌ كه‌ احساس‌ امنيت‌ بيشتر مي‌كردند تعداد زيادتري‌ روي‌ مي‌آوردند، همانند كوهستان‌ ري‌ و تبرستان‌ و پاره‌يي‌ نقاط‌ مركزي‌، با اين‌ حال‌، بعضي‌ از ايشان‌ گرفتار مخالفان‌ مي‌شدند و به‌ شهادت‌ مي‌رسيدند. امروز مرقد اكابر اين‌ بزرگواران‌ باقي‌ و مزار و مطاف‌ است‌. از برسنجيدن‌ تعداد آنها در نقاط‌ مختلف‌ مي‌توان‌ پي‌برد كه‌ اين‌ نقاط‌ به‌ چه‌ نسبت‌ مورد توجه‌ ايشان‌ بوده‌ است‌، گرچه‌ برخي‌از اين‌ بقاع‌ در طي‌ زمان‌ خراب‌ و آثار آنها محو گرديده‌ است‌.

طبق‌ آماري‌ كه‌ به‌ وسيله‌ سازمان‌ اوقاف‌ تهيه‌ شد و به‌ سال‌ 1352ش‌ در روزنامه‌ كيهان‌ انتشار يافت‌، در سراسر ايران‌ حدود 1059 امامزاده‌ شمارش شده‌ است‌ كه‌ استان‌ مركزي‌ از اين‌ لحاظ‌ مقام‌ نخست‌ را دارد. در تنها استاني‌ كه‌ امامزاده‌ ديده‌ نشد، استان‌ سيستان‌ و بلوچستان‌ است‌.

در كتاب‌ تاريخچه‌ وقف‌ در اسلام‌ نام‌ مساجد، امامزاده‌ها، بقاع‌ متبركه‌ و مدارس‌ قديمه‌ در شهرستان‌ها، به‌ ترتيب‌ نام‌ شهرستان‌ درج‌ آمده‌ و آمار ذيل‌ در باب‌ امامزاده‌ها (به جز بقاع‌ متبركه‌ ديگر) برآن‌ اساس‌ فراهم‌ و احصا گرديده‌ كه‌ به‌ ترتيب‌ امامزاده‌ها (از 9 بيشتر) در ذيل‌ درج‌ مي‌افتد. در اين‌ كتاب‌ جمع‌ كل‌ نام‌ امامزاده‌هاي‌ كشور بر 872 بالغ‌ مي‌شود.

 تهران‌ و حومه‌ يا ري‌ قديم‌ 112 (تهران‌ 13، حومه‌ 99)- كاشان‌، 86-شيراز،52-قم‌، 46-داراب‌، 35- فسا، 27-گروس‌، 27- گرگان‌،26- جهرم‌،25-نطنز، 25- محلات‌، 24-قائم شهر، 21- ملاير و تويسركان‌، 17- ساوه‌، 16-خمين‌، 15- كرج‌، 15- اصفهان‌، 14- سبزوار، 14- اراك‌، 12- نايين‌، 12- بابل‌، 11-بوشهر، 11-بيرجند، 11- همدان‌، 11-دامغان‌،10-رفسنجان‌، 10 و كرمان‌، 10.

تحقيق‌ در احوال‌ اين‌ معصوم‌زادگان‌ و شناخت‌ فرد فرد اين‌ بزرگواران‌ اغلب‌ در نهايت‌ صعوبت‌ و گاه‌ غيرممكن‌ مي‌نمايند بدين‌ دلايل‌:

 1 بسياري‌ از سادات‌ از ترس‌ عمال‌ جور در خفا به‌ صورت‌ پنهان‌ بدين‌ مرز و بوم‌ آمدند و مجهول‌وار زيستند و ارباب‌ انساب‌ و نقباي‌ سادات‌ را از احوال‌ و پايان‌ كار ايشان‌ اطلاعي‌ به‌ دست‌ نبوده‌ و متعرض‌ نام شان‌ در كتاب‌هاي‌ انساب‌ نشده‌اند. چون‌ فوت‌ كردند در محل‌، ارباب‌ خير بقعتي‌ برروي‌ مزار ايشان‌ بساختند و لوحه‌ نامشان‌ را برآن‌ نصب‌ كردند، لكن‌ ترجمه‌ حالشان‌ ناگفته‌ ماند.

 2 لوحه‌يي‌ كه‌ در روز فوت‌ براي‌ نصب‌ بر مزار اين‌ بزرگواران‌ فراهم‌ مي‌آمد به‌ خط‌ كوفي‌ بود، در زمان‌هاي‌ بعد كه‌ آنها را به‌ خط‌ ؤلث‌ يا نسخ‌ برمي‌گرداندند، دشواري‌هاي‌ خط‌ كوفي‌ در اعجام‌ و اعراب‌ و قرائت‌ و گاه‌ فرسوده‌ شدن‌ و ريختن‌ برخي‌ كلمات‌ سبب‌ تحريف‌ و تصحيف‌ مي‌گرديد، چنان كه‌ مثلا" حسين‌ به‌ صورت‌ حسن‌ و نقي‌ به‌ صورت‌ تقي‌ و عبيدالله‌ به‌ صورت‌ عبدالله‌ و ظاهر به‌ صورت‌ طاهر در مي‌آمد و از اين‌ نوع‌ شواهد زياد به‌ دست‌ است‌

3 در بسياري‌ از موارد در ذكر پدران‌ صاحب‌ مرقد تا اتصال‌ به‌ معصوم‌ از باب‌ اختصار در نسب‌، نام‌ يك‌ يا چند واسطه‌ حذف‌ شده‌ است‌، بدانسان‌ كه‌ اكنون‌ در نقاط‌ مختلف‌ امامزاده‌هاي‌ فراواني‌ را مي‌بينيم‌ كه‌ فرزند امام‌ موسي‌ كاظم‌ (ع‌) معرفي‌ شده‌اند، حال‌ آنكه‌ آن‌ حضرت‌ را بدين‌ كثرت‌ فرزند نبود و چنان كه‌ در مفتتح‌ اين‌ مقالت‌ در ذكر مهاجرت‌ گروه‌ دوم‌ از سادات‌ بيان‌ شد، به‌ نقل‌ منابع‌، حضرت‌ امام‌ رضا (ع‌) بيست‌ويك‌ برادر بيش‌ نداشت‌، بنابراين‌ بقيه‌، فرزندزادگان‌ و نبيره‌ و احفاد و ذراري‌ امام‌ موسي‌ كاظم‌ (ع‌) هستند كه‌ در نسبت شان‌ يك‌ چند واسطه‌ حذف‌ گرديده‌ و اين‌ موضوع‌ آنان‌ را به‌ شكل‌ فرزند بلافصل‌ امام‌ در آورده‌ است‌.

بنا و تعمير بقاع‌ امامزاده‌ها
از ديرباز به‌ حكم‌ پاره‌يي‌ اخبار، ظاهراص نخستين‌ بنا بر روي‌ مرقد معصوم‌زادگان‌ در همان‌ زمان‌ دفن شان‌ به‌ صورت‌ سايباني‌ ساده‌ به‌ وسيله‌ علاقه‌مندان‌ به‌ خاندان‌ نبوت‌ و ارادت مندان‌ اهل‌ بيت‌ عصمت‌ و طهارت‌ (ع‌) به‌ وجود مي‌آمد و به‌ مرور، ديگر نكوكاران‌ چيزي‌ برآن‌ مي‌افزودند تا آنكه‌ زمان‌ چنداني‌ نمي‌گذشت‌ كه‌ صورت‌ زيارت گاهي‌ با آلت‌ و عدت‌ به‌ خود مي‌گرفت‌. في‌المثل‌ احداث‌ زيارت گاه‌ حضرت‌ معصومه‌ (س‌) را در قم‌ چنين‌ نوشته‌اند: "پس‌ از رحلت‌ حضرت‌ فاطمه‌ (س‌) در قم‌، نخستين‌ بنا كه‌ عبارت‌ بود از سايبان‌ بوريايي‌ به‌ وسيله‌ شيعيان‌ كه‌ ساكن‌ قم‌ و معروف‌ به‌ خاندان‌ سعد اشعري‌ بودند بر روي‌ قبر گذارده‌ شد. پس‌ از مدت‌ كمي‌ يكي‌ از دختران‌ حضرت‌ امام‌ محمدتقي‌ (ع‌) به‌ نام‌ سيد زينب‌ به‌ قم‌ آمد و قبه‌ با گنبد ساده‌يي‌ بر روي‌ قبر بنا نهاد". از آن‌ پس‌ كه‌ سادات‌ علوي‌ در تبرستان‌ صاحب‌ قدرت‌ شدند و حكومت‌ به‌ سال‌ 270 ق‌ به‌ محمد بن‌ زيد علوي‌ رسيد و بعد كه‌ آل‌ بويه‌ روي‌ كار آمدند، امر آباد ساختن‌ مرقد مطهره‌ و بقاع‌ متبركه‌ مورد توجه‌ خاص‌ قرار گرفت‌. پس‌ از آن‌ نيز اين‌ مهم‌ ادامه‌ يافت‌ و هنوز قرني‌ نگذشته‌ بود كه‌ به‌ عهد سلجوقيان‌ مجدالملك‌ از وزيران‌ شيعي‌ مذهب‌ آن‌ سلاله‌ بدين‌ امر قيام‌ كرد.
عبدالجليل‌ رازي‌ در النقض‌ مي‌نويسد: " وزير سعيد شهيد مجدالملك‌ اسعد بن‌ محمد بن‌ موسي‌ البراوستاني‌ القمي‌ قدس‌الله‌ روحه‌ با بزرگي‌ رفعت‌ و قبول‌ و حرمت‌، خيرات‌ بسيار فرمود، چون‌ قبه‌ امام‌ حسن‌ بن‌ علي‌ و علي‌ زين‌العابدين‌ و محمدالباقر و جعفرالصادق‌ (ع‌) به‌ بقيع‌، كه‌ هرچهار معصوم‌ در يك‌ حظيره‌ مدفون‌اند و عباس‌ عبدالمطلب‌ در آنجا مدفون‌ است‌ به‌ مدينه‌ رسول‌ (ص‌) به‌ گورستان‌ بقيع‌ و مشهد موسي‌ كاظم‌ و محمد تقي‌ (ع‌) به‌ مقابر قريش‌ هم‌ او فرموده‌ است‌ به‌ بغداد و مشهد سيد عبدالعظيم‌ حسني‌ به‌ شهر ري‌ و بسي‌ از مشاهد سادات‌ علوي‌ و اشراف‌ فاطمي‌ (ع‌)، با آلت‌ و عدت‌ و شمع‌ و اوقاف‌ كه‌ همه‌ را دلالت‌ است‌ برصفاي‌ اعتقاد او و درم‌ قابل‌ تربت‌ حسين‌ بن‌ علي‌ (ع‌) در كربلا مدفون‌ است‌."

منابع‌:
تاريخچه‌ وقف‌ در اسلام‌، شهابي‌، (تهران‌، 1324 ش‌) 63، 81 135- تاريخ‌ رويان‌، ص‌ 77 به‌ بعد- تاريخ‌ طبرستان‌، ص‌ 1\224 به‌ بعد- تاريخ‌ طبرستان‌ و رويان‌ و مازندران‌، ص‌ 67 به‌ بعد- حج‌ آن‌طور كه‌ من‌ رفتم‌، ص‌ 43، 56- روزنامه‌ كيهان‌، شماره‌ 9111 (دوشنبه‌ 28 آبان‌ 1352 ش‌)- قصران‌، كريمان‌، 1\258- النقض‌، چاپ‌ اول‌، ص‌ 225.(etemaad)

دسته ها :
دوشنبه هجدهم 7 1390 14:37

آشنايي با چهار گوشه ايران

سفر > ايرانگردي  - همشهري‌آنلاين:
اگر قصد سفر در ايران پرجاذبه را داريد؛ اول با تور مجازي همشهري‌آنلاين شروع كنيد.

موقعيت ويژه جغرافيايي ايران، مناطق مختلف و متنوع آب و هوايي آن، تنوع زيستگاه‌ها و اقوام آن فرصت بي‌نظيري براي تجربه به دست مي‌دهد.‍

ايران سرزميني با پيشينه كهن است كه فرهنگ‌هاي بسياري در آن شكل گرفته‌اند و آثار باستاني و تاريخي آن به بيش از 4000 سال پيش بازمي‌گردد.

 آشنايي با ايران

 آشنايي با نام‌هاي سرزمين ايران

 ويژگي‌هاي طبيعت ايران

 آشنايي با رودخانه‌هاي ايران

 آشنايي با باغ‌هاي‌ ايراني

 آشنايي با قلعه‌هاي ايران

 آشنايي با پل‌هاي ايران

 آشنايي با كاروانسراهاي ايران

 آشنايي با آتشكده‌هاي ايران

 آشنايي با ايران هسته‌اي

آشنايي با غارهاي ايران

دسته ها :
شنبه شانزدهم 7 1390 15:23

آشنايي با استان البرز

سفر > ايرانگردي  - همشهري آنلاين:
استان البرز، سي و يكمين استان‌ ايران است. در جلسهٔ هيئت دولت در تاريخ ۱۲ بهمن سال ۱۳۸۸، لايحه تأسيس اين استان تصويب و به مجلس شوراي اسلامي فرستاده شد

در ادامه با تصويب نمايندگان مجلس شوراي اسلامي در تاريخ ۱۳۸۹/۴/۷ استان البرز بطور رسمي شكل گرفت و در اين طرح پيشنهادي، كرج به عنوان مركز استان درنظر گرفته شد.

استان البرز از جدا شدن 4 شهرستان كرج، طالقان، ساوجبلاغ به مركزيت هشتگرد و نظرآباد تشكيل شده است.

پيش از اين شهرهاي تشكيل دهنده استان البرز، به نام غرب استان تهران مشهور بودند و تعداد زيادي از ادارات اين منطقه با مركزيت كرج اداره‌كل بوده‌اند.

نام اين استان از رشته كوه‌هاي البرز گرفته شده كه بخش مهمي از آن از شمال اين استان مي‌گذرد .در تاريخ ۲۲ شهريور ۱۳۸۹ با حضور وزير كشور وقت، استانداري البرز رسما شروع به فعاليت كرد.ايران

كرج، مركز استان البرز در 20 كيلومتري شمال غربي شهر تهران قرار دارد كه فاصله 2 مركز استان بسيار كم و در بين مراكز استان كشور بسيار نادر است.

شهرستان كرج

كرج از شهرهاي بزرگ و پرجمعيت ايران است. جمعيت اين شهر برپايهٔ سرشماري سال ۱۳۸۵ برابر با ۱٬۳۷۷٬۴۵۰ نفر بوده‌ است كه از اين جهت پس از شهرهاي تهران، مشهد، اصفهان و تبريز به‌عنوان پنجمين شهر پرجمعيت ايران به‌شمار مي‌رود.

كرج پس از تهران بزرگ‌ترين شهر مهاجرپذير ايران است و با توجه به جوان‌بودن آن نسبت به ساير شهرهاي بزرگ ايران، به‌عنوان يكي از كلان‌شهرهاي جديد كشور به‌شمار مي‌آيد.

برپايه بررسي‌هاي سال ۱۳۸۷ كلانشهر كرج در آن سال داراي ۶۸۰ هكتار بافت فرسوده شهري بوده‌است. كرج با ۱۶۲ كيلومترمربع وسعت در ۳۵ كيلومتري غرب تهران و در دامنه جنوبي رشته كوه البرز قرار گرفته‌است.

اين شهرستان از شمال به استان مازندران، از جنوب به شهرستان شهريار و استان مركزي، از غرب به شهرستان ساوجبلاغ و استان قزوين و از شرق به شهرستان تهران محدود است.

جلگه پهناور كرج با ارتفاع متوسط ۱۳۲۰ متر از سطح دريا در مسير راه ارتباطي وسايط نقليه حامل كالاهاي وارداتي و صادراتي از مرز تركيه و آذربايجان و به مقصد تهران و بالعكس است. كوههاي البرز استان مازندران و كرج را از هم جدا كرده‌است.

دهستان كرج در ميان دره‌هاي پرپيچ‌وخم البرز و در اطراف جاده چالوس قرار دارند. از تونل كندوان تا روستاي مراد تپه در غرب اشتهارد، حوزه فرمانداري كرج را تشكيل مي‌دهد. حوزه فرمانداري كرج در سال ۱۳۳۷ براي جمعيتي در حدود ۳۵ هزار نفر و با وسعتي در حدود ۵۸۳۰ كيلومتر مربع بنياد شد.

اين شهرستان تا سال ۱۳۶۸ داراي چند بخش شامل: مركزي، شهريار، رباط كريم و طالقان و اشتهارد بود، ولي پس از تبديل بخش‌هاي شهريار و رباط كريم و ساوجبلاغ به شهرستان چهار بخش از آن جدا گرديد و هم‌اكنون شامل دو بخش مركزي و اشتهارد و هفت دهستان است.

ايران

بخش مركزي با ۶ دهستان به نام‌هاي: نسا، آسارا، آدران، كمال آباد، گرمدره از تونل كندوان تا (ماهدشت) يا مرد آباد يا همان شاهدشت قديم را شامل مي‌شود. بخش اشتهارد كه از احمدآباد تا مرادتپه ادامه دارد، تنها يك دهستان به نام پلنگ آباد (رحمانيه) دارد.

پيشينه تاريخي

كرج، از دوران پيش از تاريخ و باستان نيز سرزميني پرجاذبه و مركز آب و آباداني بوده‌است. استعدادهاي طبيعي و منابع آبي فراوان سلسله جبال البرز، همچنين خاك حاصلخيز دامنه‌هاي البرز و دشت منتهي به آن براي اجتماعات بشري مناسب بوده‌است و دليل آن آثار باستاني ارزشمندي است كه در گوشه و كنار اين جلگه وسيع و در حاشيه راههاي ارتباطي كهن قابل مشاهده‌است.ايران

تپه‌هاي آق تپه، مراد تپه و تپه مردآباد، قلعه‌هاي تاريخي تنگ گسيل و شهرستانك و آثار دوران اسلامي همچون برج ميدانك مغولي، پل و كاروانسراي شاه‌عباسي كرج، كاخ‌هاي قاجاري و كاخهاي رضا شاهي و محمدرضا شاهي حكايت از استمرار استقرارهاي پي در پي در اين منطقه دارد.

اطلاعات موجود حاكي است كه كرج مدتي جزء مازندران و زماني قسمتي از ري بوده‌است و گاهي از روستاهاي طالقان يا شهرستانك محسوب مي‌شده‌است.

تا پيش از حمله مغول رفت و آمد كاروان‌ها بيشتر از راهي بوده كه از طريق سگزآباد و شهريار به ري مي‌رفته. از اين دوره به بعد راه قزوين - كرج - ري به قبلي ترجيح داده شده‌است ولي اهميت كرج در دوره صفوي به دليل قرار گرفتن بر سر راه قزوين به تهران و تبريز بيشتر شده و كاروانسراها، پلها و قلعه‌هاي ايجاد شده در حاشيه اين جاده به آن هويت بخشيده‌است.

از مورخين معتبري كه از كرج ياد كرده، مقدسي است. وي در سده چهارم هجري قمري از كرج به عنوان يكي از روستاهاي ري نام برده‌است.در آغاز سده هفتم هجري قمري ياقوت حموي نيز كرج را تابع ري دانسته‌است.

حمدالله مستوفي در سده هشتم هجري قمري كن و كرج را از ولايات تابع طالقان برشمرده و در ذكر رودخانه‌هاي عراق عجم از كوهرود نام مي‌برد كه ويژگي‌هاي آن به طور دقيق قابل تطبيق بر روي رودخانه كرج است.

در سده‌هاي ميانه اسلام و پس از آن به ويژه در عهد آخرين پادشاهان صفوي كه تهران مقر حكومتي دربار مي‌شود، مسير قزوين - كرج - تهران مورد توجه قرار مي‌گيرد و به احتمال فراوان كاروانسراي صفوي كرج قابل انتساب به همين دوره‌است. باشكوهترين دوره تاريخي، دوره قاجاريه به ويژه عصر فتحعلي شاه و ناصرالدين شاه بوده‌است.

در اين دوره كرج به علت همجواري با پايتخت و قرار گرفتن بر سر راه ارتباطي سلطانيه و تبريز مورد توجه سليمان ميرزا نيز بوده‌است.

مجموعه سليمانيه كرج به اين مقطع زماني تعلق دارد. در همين دوران سپاهيان زيادي از منطقه عبور كرده و يادداشتهايي از خود بر جاي نهاده‌اند كه براي دسترسي به اطلاعات جامع تر مي‌توان به سفرنامه‌ها مراجعه كرد.ايران

كرج از كلمه كراج به معني بانگ و فرياد است. زيرا در تپه آتشگاه و كوههاي كلاك و قلعه دختر شهرستانك و بز قلعه اشتهارد در ايام تابستان براي خبر رساندن و ديده باني آتش افروزي مي‌شد و در موقع جنگ بدينوسيله از هجوم دشمنان با خبر مي‌شدند، در آن روزگار ممكن است، نام كرج، كراج بوده‌است.

در فرهنگ نفيسي كرج به معني گوي، گريبان، چاك و شكاف آمده و آنرودخانه ايست كه در كوههاي شمال غربي ري جاري مي‌شد و بلوك شهريار و ساوجبلاغ را مشروب مي‌سازد و نام دهي است در كنار اين رودخانه كه پادشاهان قاجار در آنجا بناها و قصرهاي عاليه برپا نموده‌اند. همچنين در كتب مختلف آمده، لفظ كرج از كلمه كرژ به معني كوهپايه‌است.

مراحل گسترش تاريخي شهرستان

كرج با قدمتي ديرينه و جمعيتي انبوه و پيشينه‌اي تاريخي تا رسيدن به كلانشهر كنوني راه پر پيچ و خمي را پيموده‌است. كرج در محدوده خيابان‌هاي كشاورز و مصباح، روستايي تابع بخش ساوجبلاغ از توابع حوزه ۱۹ تهران بود و در اين دوره مراكز اداري و تجاري آن گاهي تهران، برغان، كردان و هشتگرد بوده‌است. سپس شهر كرج تابع شهرستان تهران شد و نمايندگي‌هاي ادارات مركزي به رتق و فتق امور آن مي‌پرداختند.

اين شهرستان با جهشي سريع از دوره روستايي و شهري گذشت و منطقه بسيار وسيعي را در بر گرفت. اشتهارد، شهريار، طالقان، ساوجبلاغ، كوهپايه و بخش حومه تابع استان تهران، همه قلمرو كرج به حساب مي‌آمد.

پس از انقلاب اسلامي، با گسترش سريع و افزايش جمعيت و پيدايش قطب‌هاي جاذبه‌اي، كرج به چندين شهرستان و منطقه تقسيم شد؛ كه اينك هر كدام از بخش‌هاي پيشين به يك شهرستان و بسياري از روستاهاي اقماري آن خود به شهر و شهرك‌هايي تبديل شده‌اند.

محدوده‌اي كه امروز كرج بزرگ (شهر كرج) ناميده مي‌شود، در گذشته شامل روستاهايي تابع حوزه كن، شهرستان شميران، ساوجبلاغ و شهريار بوده است؛ و كلاك، سرجو، حصار، وسيه، باغ پير، بيلقان، حسين‌آباد بيلقان، علي‌آباد پرگيرك، تپه مرادآباد، بيدستان، صحراي ويان، جوادآباد، نهر رستم، دره دروا، حسن‌آباد، حاجي‌آباد، صوفي‌آباد، وهرجرد (ورگرد)، دلمبر، حيدرآباد، ميان‌جاده، شنبه‌دژ، نوزمين، سياه كلان، كسين، كارخانه قند، حسين‌آباد مهرشهر،پيشاهنگي، گلدشت، جو مردآباد، سرحد آباد، آسيا برجي، سرآسياب، ده كرج، حسين‌آباد راه‌آهن، شهر صنعتي، اطراف امامزاده طاهر و امامزاده حسن، باغ فلاحت و مناطق ديگري را در بر مي‌گرفته‌است.

اين شهرستان داراي آثار تاريخي بسيار است. آباداني و توسعه كرج در دوره قاجار و پس از آن صورت گرفت. كاخ سليمانيه نيز به دستور فتحعلي شاه در آنجا ساخته شد. شهرستان كرج در غرب شهر تهران، داراي دو بخش مركزي اشتهارد، هفت دهستان و شهرهاي كرج، اشتهارد، ماهدشت، كمال شهر، محمد شهر و مشكين دشت است.

ايران

مراكز ديدني

  • كاخ سليمانيه / برج كردان / برج ميدانك/ بقاياي آتشكده سنگي تخت رستم / كاخ شهر ستانك / برج سنگي گچسر / دختر قلعه / قلعه صمصام / قلعه وكيل / حمام مصباح / حمام هلجرد / پل شاه عباسي / پل دختر / پل رودشور / پل كردان / كاروانسراي شاه‌عباسي / كاروانسراي ينگه‌امام / چشمه گله‌گيله / چشمه وله / چشمه‌ شاهدشت / آبشار پيچه آدران / غار يخ مراد / درياچه سد اميركبير / مسجد هلجرد / اماكن مذهبي / امامزاده رحمن و زيد / امامزاده احمدومحمود / امامزاده جعفر / امامزاده حسن / امامزاده موسي / امامزاده‌ هادي-علي‌نقي / بقعه شاهزاده سلمان

دانشگاه‌ها و مراكز علمي كرج

  • پرديس كشاورزي و منابع طبيعي دانشگاه تهران / دانشگاه آزاد اسلامي واحد كرج / دانشگاه هنر / دانشگاه تربيت معلم / دانشگاه جامع علمي - كاربردي / دانشگاه پيام نور / دانشكده علوم پزشكي / آموزشكده فني شهيد بهشتي / آموزشكده عالي سما واحد كرج / آموزشكده عالي محيط زيست كرج / مركز تربيت معلم حكيم ابوالقاسم فردوسي فرديس / پژوهشگاه مواد وانرژي كرج / دبيرستان و مركز پيش دانشگاهي البرز (كالج البرز)

مكان‌هاي تاريخي، فرهنگي

در حوزه فرمانداري كرج بيش از ۱۰۰ اثر با ارزش فرهنگي - تاريخي و هنري شناسايي شده و در گزارش بررسي و شناسايي اين منطقه درج گرديده كه در اين مقاله به شرحي كوتاه درباره دهستان پرداخته مي‌شود.

  •   آثار فرهنگي- تاريخي دهستان‌هاي نسا، آسارا و آدران

دهستان‌هاي نسا، آسارا و آدران در منطقه‌اي كوهستاني قرار داشته و آباديهاي آن‌ها در دره‌هاي پرشيب و يا بر حاشيه مرتفع كوه‌ها ايجاد شده‌است.ولي آبادي آدران نسبت به نسا و آسارا وسيع تر و بيشتر است و زمينهاي كشاورزي و باغات ميوه فراوان ترند به همين دليل از ديرباز در اين منطقه كشاورزي رونق بيشتري داشته و در نتيجه سكونت در روستاها مداوم و دايمي است.

  •   آثار فرهنگي - تاريخي دهستانهاي كمال آباد، گرمدره، محمدآباد و شهر كرج

در اين محدوده از حوزه فرمانداري كرج آثار ارزشمند و چشمگيري وجود دارد كه شماري از آنها توسط كارشناسان ميراث فرهنگي استان تهران و كرج معرفي شده و تعدادي نيز در حال مرمت و استحكام بخشي هستند. در اين ميان دو گرمابه قديمي واقع در روستاهاي هلجرد و بيلقان در عين سلامت و اهميت، كمتر مورد توجه قرار گرفته‌اند.

شهرستان ساوجبلاغ

ساوجبلاغ در غرب استان تهران قرار دارد و داراي سه بخش مركزي، طالقان، و نظرآباد است. اين شهرستان داراي 12 دهستان و 3 شهر نظر آباد، هشتگرد و طالقان است. ايرانمراكز ديدني

  • پاسگاه طالقان/ قلعه ارژنگ / قلعه كي‌قباد / قلعه كيا / موشلان تپه / حمام شهرك / پل چوبي / كاروانسراي امام

جاذبه هاي طبيعي

  • چشمه آب معدني عسلك/ چشمه آب معدني لمبران / چشمه آب معدني سرب جوستان / آبشار اوچان / آبشار جوستان / آبشار اورازان / آبشار كركبود / آبشار آسكان / آبشار عسلك / غار برج / غار كله سنگ / غارهاي هيو / غار لالون / درياچه اوان

مراكز مذهبي

  • بقعه سيد شرف الدين/ امامزاده هارون / بقعه بادمستان / تكيه ناوه و كش رود / بقعه خشت و گل / اسفاران حسينيه قديمي جوستان / گورستان زردشتيان

شهرستان نظرآباد

نظرآباد شهرستاني است در استان البرز كه در نزديكي شهرستان ساوجبلاغ واقع است. مركز اين شهرستان شهر نظرآباد است. از سال ۱۳۸۱ به شهرستان تبديل شد. اين شهرستان از نظر آب و هوايي براي كشاورزي خوب است. طبق آخرين سرشماري رسمي سال ۱۳۸۵ جمعيتي بالغ بر ۱۲۸٬۶۶۶ نفر دارد.

منطقه باستان‌شناسي ازبكي در آن واقع شده و نمونه اولين خشت دست ساز بشر كه در سازمان ملل نگهداري مي‌شود توسط سيدمحمد خاتمي به نشانه گفتگوي تمدن‌ها از اين منطقه به سازمان ملل هديه شده است, مصطفي بازرگان برادر مهندس مهدي بازرگان از مفاخر و محققان اين شهرستان محسوب مي‌شوند و هم اكنون در سن ۹۷ سالگي در اين منطقه زندگي مي‌كنند شهر مصطفي آباد يادگار دوران مباشري وي بر اين شهر است.

ازبكي يكي از روستاهاي دهستان احمدآباد مصدق از بخش مركزي شهرستان نظرآباد است كه در ۸۰ كيلومتري غرب شهر تهران واقع شده‌است. بخش‌هايي از اين محوطه باستاني نه هزار ساله را كارشناسان مركز باستان‌شناسي ايران در سال ۱۳۴۸ خورشيدي مورد شناسايي قرار داده و در سال ۱۳۵۲ به شماره ۹۵۵ در فهرست آثار ملي ايران به ثبت رسيده‌است.

براساس كاوش‌هاي صورت گرفته، محوطه باستاني ازبكي در برگيرنده شش هزار سال بقاياي فرهنگي پيش از تاريخ و اوايل دوران تاريخي ايران از نيمه اول هزاره هفتم تا نيمه نخست هزاره اول پيش از ميلاد مسيح يعني دوران مادها است.

ازبكي محوطه باستاني گسترده‌اي برابر با صد هكتار و ۱۰ تپه ارزشمند است كه شش تپه از آن را گروهي از باستان‌شناسان ايراني به سرپرستي دكتر يوسف مجيدزاده (از سال ۱۳۷۷ تا ۱۳۸۴) حفاري كرده‌اند.

مدرسه علميه نجم آباد به دستور فتحعلي شاه قاجار و در زمان ملا ابراهيم نجم آبادي (متوفي ۱۲۴۰ قمري) از حكماي قرن سيزدهم، به وسيله ميرزا عبدالكريم نجم آبادي - از خواص دربار فتحعلي شاه - در روستاي نجم آباد (از توابع شهرستان نظرآباد) ساخته شد. شاه به هنگام عبور از قزوين پس از ملاقات با ملا ابراهيم دستور ساخت اين مدرسه را صادر كرد. وي به هنگام دستور ساخت اين مدرسه گفت: «تو (ميرزا عبدالكريم) رعيت او (ملا ابراهيم نجم آبادي) هستي و بايد افتخار كني و در وطن خود (نجم آباد) مدرسه و مسجدي براي او بسازي.

در يكي از اسناد اوقاف درباره موقوفات مدرسه نجم آباد آمده‌است:«وقتي كه كار به مرافعه كشيده شد موضوع در سال ۱۲۶۳ قمري در محضر آقا ميرزا ابوالقاسم امام جمعه تهران مطرح شد و حكمي از آن محضر به وقفيت اين املاك صادر گرديد.»

در سال ۱۲۸۶ قمري شيخ هادي نجم آبادي وقتي به روستاي نجم آباد وارد مي‌شود مدرسه را از سكنه خالي و رو به انهدام مي‌بيند. در مدت دو سال مجدداً كار مدرسه به تعطيلي مي‌كشد تا آنكه در سال ۱۳۱۵ قمري نوادگان واقفان تصميم مي‌گيرند سهميه هزينه اين مدرسه را در مدرسه نجم آبادي كه در محله سنگلج تهران بود به مصرف برسانند.

شهرستان طالقان

شهرستان طالقان، به مركزيت شهر طالقان، يكي از شهرستانهاي استان البرز است. اين شهر در منطقه‌اي ييلاقي در ميان رشته كوه البرز و در ۱۲۰ كيلومتري شمال غربي تهران قرار گرفته‌است.

شهر طالقان از به هم پيوستن چهار منطقه بنام‌هاي شهرك، گلينك، كولج و پرده سر تشكيل شده‌است كه شهرك به عنوان هستهٔ اصلي آن است و شهر طالقان، گاه شهرك هم ناميده مي‌شود.

ايراناين شهر به لحاظ قرار گرفتن در رشته كوه‌هاي البرز مياني داراي آب و هواي كوهستاني و ييلاقي است به همين دليل داراي جمعيت فصلي بوده و در تابستان جمعيت آن به بيش از ۱۲ هزار نفر مي‌رسد. اين در حاليست كه جمعيت ثابت شهر طالقان حدود ۵۰۰۰ نفر است.

منزل آيت‌الله طالقاني در گليرد و يادمان درويش عبدالمجيد طالقاني در مهران از آثار ديدني و تاريخي و فرهنگي طالقان به شمار مي‌آيند.

از ديگر آثار و بناهاي تاريخي طالقان - مصون مانده از آسيب‌هاي طبيعي - مي‌توان به برخي قلعه‌ها، امامزاده‌ها، مقابر، حمام‌ها و آسياب‌هاي آبي اشاره كرد.

  • بقعهٔ شيخ حسين الهي معروف به جد بزرگوار در روستاي ديزان، جنب مسجد آيت‌الله شيخ مرتضي ديزاني
  • ارژنگ قلعه در ميناوند، قلعه منصور و قلعه كيقباد در شمال هرنج، قلعه دختر در گته ده، قلعه پراچان و قلعه فاليس، امامزاده هارون در جوستان، شاه محمد حنيفه در كركبود، امامزاده زكريا در ميراش، امامزاده ابراهيو در در تكيه ناوه و نيز امامزاده‌هاي روستاي‌هاي سيد آباد، اورازان، كش، كشته رود، كلاه رود، اسفاران، خچره، بقعه مير در وشته، و مقبره پيران در ديزان، مهران، گته ده و اوانك، بقاياي آسياب‌هاي آبي در برخي از روستاها و نيز آثار نهر بزرگ انتقال آب از طالقان به قزوين در امتداد قله‌هاي رشته كوه‌هاي جنوبي طالقان، بسيار ديدني است.
  • حمام قديمي ديزان-قلاسي-آقاي باغ-هفت قلاي سي-قلا ياك-طاقي لايه(ساعت آفتابي اهالي روستا) در روستاي ديزان.(وجوداسامي مانند قلاياك، قلاسي، هفت قلا ي سي و...نشان از قدمت تاريخي ديزان و وجود قلعه‌هاي متعدد در زمانهاي گذشته اين روستا مي‌باشد
  • قلعه ارژنك در بالاي قله قلادوش واقع در ميناوند.
دسته ها :
شنبه شانزدهم 7 1390 15:15
سفر > ايرانگردي  - همشهري آنلاين:
استان اصفهان با مساحتي حدود 105937 كيلومتر مربع بين 30 درجه و 43 دقيقه تا 34 درجه و 27 دقيقه عرض شمالي خط استوا و 49 درجه و 36 دقيقه تا 55 درجه و31 دقيقه طول شرقي از نصف النهار گرينويچ قرار دارد.

اين استان كه در مركز ايران واقع شده است از شمال به استانهاي مركزي، قم و سمنان، ازجنوب به استانهاي فارس و كهگيلويه و بويراحمد، از شرق به استانهاي لرستان و‌ چهارمحال بختياري محدود است. بر اساس آخرين تقسيمات كشوري، اين استان داراي 17 شهرستان، 60 شهر ، 37 بخش و 116 دهستان و مركز آن اصفهان است.

جغرافياي تاريخي استان

در ادوار پيش، اصفهان نقش پلي را داشت كه قسمتهاي كم ارتفاع شرق فلات ايران را با سرزمين هاي كوهستاني غرب مرتبط مي ساخت و براي اطراق سرمازدگان كوهستان غرب و گرمازدگان و خستگان هواي خشك شرق، محل مناسب و مطلوبي بود.از اصفهان قبل از اسلام، يعني دوره حكومت مادها و دوره شاهنشاهي هخامنشيان ، اشكانيان و ساسانيان اطلاعات زيادي در دست نيست و از آن دوره ها، آثار قابل توجهي بر جاي نمانده است.

استان اصفهان

آنچه مسلم است، استقرار جلگه اصفهان درميان بيابان ها و كوه هاي خشك مركزي ايران از يك طرف و اهميت و موقعيت ارتباطي خاص آن در مركز فلات پهناور ايران از طرف ديگر، تاريخ و سابقه آن را به سابقه و قدمت كشور ايران مرتبط كرده است.پيش از برپايي پادشاهي مادها، اصفهان حد شرقي ممالكي بوده است كه بابلي ها از آن اطلاع داشته اند و به احتمال قوي جزو ناحيه (انزان) يا (انشان) بوده است.

ويژگي‌هاي فرهنگي

استان اصفهان از جمله مناطق تاريخي كشور است كه مانند ستاره درخشاني بر تارك سرزمين كهنسال ايران مي درخشد اين استان تنوع قومي جالب توجهي دارد كه فرهنگ پر بار ملي و مذهبي ايران عامل پيوند و يگانگي تمامي آنها از جمله بختياري ها، ارمني ها، زرتشتي ها و... شده است.

شهر اصفهان

از مراجعه به منابع موجود تاريخي چنين بر مي آيد كه كلمه، اسپاران، بطلميوس، سپاهان، پهلوي ، اصفهان عرب و اصفهان امروز لفظي قديمي است و به احتمال قريب به يقين كلمه اي پهلوي است و ريشه قديمي تر از پهلوي آن مكشوف نيست.

چهل ستون

در عهد اشكانيان اصفهان مركز و پايتخت يكي از ايالت هاي وسيعي بود كه تحت فرمان ملوك اشكاني قرار داشت. در دوره ساسانيان، اصفهان محل سكونت و قلمرو و نفوذ، اسپوهران، يا اعضاي هفت خانواده بزرگ ايراني كه مشاغل عمده و مناسب سلطنتي در اختيار داشتند، بود.

بعد از اسلام، اصفهان مانند ديگر شهرهاي ايران تا اوايل قرن چهارم تحت سلطه اعراب بود و در زمان منصور خليفه عباسي، مورد توجه قرار گرفت وبه حاكم اين شهر دستور داده شد در عمران و آباداني آن كوشا باشد.

در سال 319 هـ. ق مرداويج زياري اصفهان را متصرف شد و آن را به پايتختي برگزيد و جشن سده را هرچه باشكوه تر در اين شهر برپا كرد. در سال 327 هـ. ق اصفهان به تصرف ركن‌الدوله ديلمي در آمد و آن را به پايتختي انتخاب كرد و اصفهان دوباره رونق خود را گرفت. 

در سال 443 هـ. ق اصفهان به دست طغرل پادشاه سلجوقي فتح شد. در سال 639 هـ.ق تحت سلطه مغولها قرار گرفت.پس از بازگشت سپاه مغول شهر اصفهان مجدداُ رونق يافت. سقوط شهر اصفهان و انقراض سلسله صفويه پس از 6 ماه محاصره به دست محمود افغان، انجام گرفت. آتشگاه كوه سنگي

با سقوط شهر اصفهان سلسله صفوي نيز منقرض شد و اصفهان دچار انحطاط شد. در دوران زنديه و قاجاريه پايتخت كشور به شيراز و تهران انتقال يافت در زمان قاجار پسر ناصرالدين شاه، ظل‌السطان زمين و مصالح و آثار تاريخي شهر را به مردم مي فروخت و مي خواست به هرترتيبي كه شده مخارج قشون خود را كه از واحدهاي بسيار قوي و منظم كشور بود، تاْمين كند.

از ويژگي هاي اقتصادي شهر اصفهان در دوره قاجار، درآمد ناچيز زمين و عدم امنيت ملاكين بود. در دوره پهلوي با توجه به شرايط تاريخي و جغرافيايي، شهر اصفهان موردتوجه قرار گرفت، دربازسازي آثار تاريخي آن كوشش هايي به عمل آمد و توسعه صنعتي شهر و منطقه آغاز شد.

اصفهان يكي از شهرهاي بزرگ و سياحتي ايران است. 

مراكزتاريخي وباستاني

  •  
    •  آرامگاه پيربكران
    • آرامگاه باباركن الدين
    • آرامگاه باباقاسم
    • آرامگاه ميرفندرسكي
    • آرامگاه شاهزادگان
    •  آرامگاه واله
    • آرامگاه صائب تبريزي
    • آرامگاه هماي شيرازي
    • آرامگاه مجلسي
    • آرامگاه ميرعماد
    • گردشگاه وباغ هاي تاريخي چهارباغ
    • كاخ چهل ستون
    • كاخ هشت بهشت
    • عمارت عالي قاپو
    • منارجنبان
    • مناره باغ قوشخانه
    • مناره دارضياء
    • تالاراشرف
    • مدرسه كاسه گران
    • مناره چهل دختران
    • مناره ساربان
    • مناره زيار
    • مناره راهروان
    • مدرسه شمس آباد
    • خانه امينيان
    • مناره مسجد علي
    • مناره  بخت آغا
    • مناره غار
    • مناره مسجد شعيا
    • مناره گلدسته
    • مناره هاي مسجد شاه
    • مدرسه ملا عبدالله
    • مدرسه جده
    • مدرسه ميرزا حسين
    • مدرسه كاسه گران
    • مدرسه نيماورد
    • مدرسه جلاليه
    • مدرسه شمس آباد
    • مدرسه بزرگ صدر
    • آرامگاه ميرز ا رفيعا
    • آرامگاه ميرمجدالدين
    • آرامگاه الراشد بالله
    • آرامگاه نظام الملك
    • آرامگاه شهشهان
    • آرامگاه خاتون آبادي
    • آرامگاه محمد جعفر
    • آرامگاه خوانساري
    • آرامگاه خواجه سعد
    • آرامگاه نصر آبادي
    • آرامگاه بخت آغا
    • قلعه فارفا آن
    • كاروان سراي مهيار
    • سردرخانقاه ابومسعود
    • سردرزاويه درب كوشك
    • سردر قيصريه
    • سردر مسجد جورجبر
    • سردرخانقاه نصرآباد
    • كتيبه مدرسه آقا كافور
    • كتبه مدرسه مريم بيگم
    • آتشگاه كوه سنگي
    • بازار اصفهان

جاذبه هاي طبيعي

  •  
    • آبشارشالورا
    • آبشاركردعليا
    • چشمه آبمعد‌ني ورتون
    • زاينده رود
    • غارآهكي كلهرود
    • غار كوكولو
    • جلگه اصفهان
    • حيات وحش و منطقه حفاظت شده كلاه قاضي
    • در ياچه سد زاينده رود
    • سد چشمه مرغاب
    • باتلاق گاوخوني

اماكن زيارتي ومذهبي

  •  
    • مسجدامام
    • مسجدشيخ لطف الله
    • مسجدومناره برسيان
    • مسجد گار
    • مسجدسرخي
    • مسجدلنبان
    • مسجدركن الملك
    • مسجدازيران
    • مسجدقطبيه
    • مسجد سين
    • مسجداشترجان
    • مسجدجارچي
    • مسجدايلچي
    • مسجد علي
    • مسجد الجاتو
    • مسجد رحيم خان
    • مسجد كاج
    • مسجد ذوالفقار
    • مسجد درب جوبار
    • مسجد باغ حاجي
    • مسجد آقا نور
    • مسجد ساروتقي
    • مسجد مصري
    • مسجد شفيعيه
    • مسجد حكيم
    • مسجد حاجي منوچهر
    • مسجد سليمان بيك
    • مسجد شيخ عليخان
    • مسجد علي قلي آقا
    • مسجد مقصود بيك
    • مسجد علي نوش آباد
    • امامزاده اسماعيل
    • امامزاده جعفر
    • امامزاده ابراهيم
    • امامزاده هارون ولايت
    • بقعه ستي فاطمه
    • بقعه شاه سيدعلي اكبر
    • بقعه شاه رضا
    • امامزاده باقر
    • امامزاده زيد
    • امامزاده درب امام
    • امامزاده شوري
    • امامزاده احمد
    • كليساي بيت اللحم
    • كليساي وانك
    • كليساي هاكوپ
    • كليساي گيورگ

شهر اردستان

اردستان مركب از دو كلمه "ارد" به معناي مقدس و "ستان"‌ به معني پسوند مكان است و به معناي "شهر مقدس" است. گويند چون زمين اردستان به سفيدي آرد است، آنجا را آردستان گفته اند. بناي اين شهر را به دستان سام، پدر سام پهلوان نسبت مي دهند و كلمه ادرستان را تحريف شده ” ارگ دستان “ مي دانند. از بناهاي تاريخي معروف اين شهرستان مسجد جامع اردستان است كه درزمان سلجوقيان ساخته شده است. اردستان امروزي شهري زيباست و معماري بومي جالب توجهي دارد.

مراكز تاريخي و ديدني

  •  
    • آب انبار و مسجد آخوند
    • مقبره امير اويس
    • دشت برخوار
    • مسجدجامع اردستان
    • مسجد آخوند
    • مسجد زواره
    • مسجد پامنار زواره
    • زينبيه

خميني شهر (سده)

قدمت تاريخي اين شهر به زمان ساسانيان مي رسد. كهن دژ كه بر سرراه اصفهان قرار دارد، گويا پايتخت ساسانيان بوده است. كوه آتشگاه، منار جنبان و مسجدجامع خوزان از ديگر آثار قديمي اين ناحيه هستند. نام قديمي اين ناحيه "سده" بود كه در زمان حكومت پهلوي به همايون شهر تبديل شد وپس از انقلاب به خميني شهر تغيير يافت.

شهر خوانسار

اين شهرستان يكي از مناطق ديدني و خوش آب وهواي غرب اصفهان است. بر اساس اسناد موجود، سابقه  تاريخي آن به بيش از 1000 سال مي رسد. خوانسار از زمان صفويه يكي ازمراكز بزرگ علمي بود و در مدرسه علوي آن از همان زمان تا كنون طلاب واهل علم مشغول تحصيل و كسب علم بوده اند و بسياري از مراجع بزرگ نيز در آنجا تربيت شده اند.

شهر سميرم

درباره وجه تسميه سميرم مطالب مختلفي نقل شده است. از همه معروف تر، گويند به علت آب وهواي سرد به اين منطقه سميران گفته اند كه بعدها به سميرم تبديل شده و به معناي سردسير است. اين شهر يكي او ييلاقات استان اصفهان محسوب مي شود و آبشار و چشمه هاي معروفي دارد.از مراكز ديدني اين شهر مي توان به آتشدان سنگي اشاره كرد.

شهر, شهرضا

اين شهر كه شهري بسيار قديمي است در ابتدا "قمشه " نام داشت ولي بعدها به علت وجود مقبره شاهرضا (ع) به شهرضا معروف شد. درباره وجه تسميه آن مطالب گوناگوني نقل شده است.

بنا به عقيده بعضي از نويسندگان كلمه قمشه از دو كلمه " كوم "و "‌شه" به معناي شكارگاه تشكيل شده است. برخي نيز گفته اند كه كلمه قمشه به معني مكان آب خيز و پرقنات است. از آثار مهم اين شهرستان، شبستان مسجد جامع است كه از يادگارهاي عهد سلجوقي است.غار شاه قنداب، بقعه شاه رضا، بقعه سيدعلي اكبر از مكان‌هاي ديدني اين شهر مي‌باشد. 

شهر فريدن (داران)

فريدن در دوره هخامنشي "پرتيكان"‌ نام داشت و يكي او ايالات بزرگ آران بود كه پس ازهجوم اسكندر مقدوني ميدان تاخت و تاز يونانيان گرديد و روبه ويراني نهاد. بعضي از مورخان نيز اين منطقه را به نام "پارتياكن" ناميده اند. در زمان صفويه، عده اي از ارمني ها و گرجي ها به اين منطقه كوچانده شدند و درآن سكني گزيدند.

فريدون شهر

طبق مدارك تاريخي و جغرافيايي، اين شهر بخشي از ناحيه "پرتيكان" است كه شامل فريدن و فريدون شهر مي شود. وجود سنگ قبرهاي باستاني متعدد در مزرعه قهستان قدمت تاريخي آن را به چند هزار سال مي رساند. اين منطقه مركز ييلاق عشاير طايفه چهار لنگ بختياري است. 

شهر فلاورجان

نام قديم فلاورجان "برزه " بر وزن لرزه بود كه به معني شاخ درخت وكشت و زراعت است و جمع آن "برزان" مي باشد. اين نام در تغييرات آوايي زبان فارسي به "ورجان" تبديل شده است. به واسطه پلي كه در زمان صفويان بر روي زاينده رود احداث شده به "پلاورجان" و سپس به فلاورجان معروف گرديدو امروزه نيز به همين نام معروف است. از مهم ترين بناهاي تاريخي اين شهرستان، بقعه پيكران و مسجد تاريخي روستا اشتر جان است.

شهر كاشان

كاشان شهر زيباي كويري، شهر سنتهاي اصيل را به نظاره مي‌نشينيم به طبيعت زيبايش مي‌نگريم كه از يكسو پشت به كوههاي سر به فلك كشيده دارد و از سوي ديگر به بي‌نهايت كوير.كاشان را مرواريد كوير نيز مي‌خوانند چرا كه نشان از اصالت دارد و تاريخ شكوهمندش، پيوندي عميق با تمدن هفت هزار ساله سيلك.

اگر گاهي خشم طبيعت به ويرانيش كشانده و يا يورشهاي تاراجگران و متجاوزان به تلي از خاك تبديلش نموده ولي اين ويراني و سقوط ديري نپائيده، چرا كه تلاش مردماني را در پي داشته كه هميشه استوار چون كوه، به عظمت و آبادي شهرشان برخاسته‌اند. اگر زماني آتش بيداد تيمورها، تركمنها و افاغنه خرمن هستي‌اش را سوخته، اما چون ققنوس دوباره سر از آتش برآورده. جوان‌تر و زيباتر.

هر چند كاشان، شهري نشسته بر كرانه كوير است ليكن هرگز در برابر بادهاي كويري و طوفانهاي مهيب شني جا خالي نكرده. نه از گرماي طاقت‌فرساي تابستان كويري بيم داشته و نه از سرماي سوزنده زمستان لرزه بر اندامش افتاده.

چرا كه فلسفه زندگيش بقاء و رنگ و بوئي ديگر دارد. ديوارهاي خشتي، كوچه‌هاي پيچ در پيچ و بادگيرهاي بلند و جذابش همه و همه نشان از استقامت دارند و پويائي در بافت سنتي‌اش همه زيبائي را مي‌توان ديد. هنر را، عاطفه را، غيرت و حميت را، ايمان و اعتقاد را كاشان شهريست كه نشانه‌هاي نبوغ معماري ايراني در بناهاي متعددد تاريخي‌اش متجلي شده.

كاشان شهر مسجدهاست، شهر بقاع متبركه، ديار گنبدهاي فيروزه‌اي و گلدسته‌هاي بلند است، صحيفه‌اي گسترده از يادمانهاي به ياد ماندني از تاريخ و هنر ايران كاشان دارالمؤمنين است با مردمي نه از نسل پيشين، بلكه دل بسته به اعتقادات پيشينيان.

كاشان مولد علما، فضلا و اولياءالله است خطه بزرگاني كه آوازه شهرتشان از دروازه‌هاي ايران گذشته و به اقصي نقاط گيتي رسيده كاشان مظهري از اصالت و زيبائي و هنر شرق است. كاشان شهر هنر و هنرمندان، شهر قالي، زري و مخمل، شهر قلمزنها و كاشي‌سازهاست و بالاخره.... كاشان در صفحات تاريخ ايران نامي زنده است و چهره امروزيش، چهره‌اي هماهنگ با تحولات سريع اجتماعي مي‌باشد.

سابقه تاريخي كاشان

وجود يكي از قديمي تـرين مراكز تمدنهاي كهن در حدفاصل بين كاشان و فين به نام تپه‌هاي سيلك نشان مي‌دهد كه حدود چهار هزار و پانصد ق.م. اقوامي كه داراي تمدن قابل ملاحظه‌اي بوده‌اند و وسايل كار آنها را بيشتر سنگ و استخوان تشكيل مي‌داده است، در اين مكان مستقر شده‌اند.

در چهار هزار و دويست ق.م. در وضع زندگي اين مردم تغييري رخ داده و شكل و نوع و نقش و رنگ ظروف ساخته آنان به كلي تغيير يافته است. معلوم مي‌شود كه ساكنين اصلي منطقه مغلوب اقوام تازه‌واردي شده‌اند، كه داراي مشخصات سفال قرمز رنگ، با نقش سياه بوده‌اند. از اين زمان تپه شمالي متروك و تپه جنوبي سيلك مورد استفاده قرار گرفته كه معرف تمدنهاي بعدي سيلك است. تمدن اقوام تپه‌سيلك در سه‌هزار و پانصد سال پيش مغلوب تمدن آريايي گرديد كه آثارشان در نقاط مختلف حفاري ظاهر گرديده است.

خانه طباطبايي

از تاريخ كاشان در دوره هخامنشي، اطلاع زيادي در دست نيست ليكن كشف سكه‌هاي نقره‌اي متعلق به اين دوره و همچنين سكه‌هاي يوناني مربوط به قرن ششم پيش از ميلاد، در روستاي مرق در سي كيلومتري كاشان نشانگر اعتبار و اهميت اين منطقه در آن دوران است از دوره ساساني بقاياي آتشكده‌هاي مهم و جالبي چون آتشكده نياسر و آتشكده خرم دشت در اطراف كاشان باقي مانده كه حاكي از توجهي است كه شاهان ساساني به اين خطه داشته‌اند. علاوه بر آن طبق آنچه كه از تاريخ اعثم كوفي مستفاد مي‌گردد مويد اين امر است كه كاشان در دوره ساساني شهري بزرگ با امكانات اقتصادي زياد بوده است.

مراكزتاريخي وباستاني

  •  
    • خانه بروجردي‌ها
    • آرامگاه سهراب سپهري
    • آرامگاه باباافضل
    • آرامگاه محتشم كاشاني
    • آرامگاه فيض كاشاني
    • مدرسه آقا بزرگ
    • باغ وكاخ تاريخي فين
    • خانه طباطبايي
    • خانه عامري‌ها
    • خانه عباسيان
    • خانه صالح
    • مدرسه امام خميني
    • منار زين‌الدين
    • مجموعه بابا ولي
    • مجموعه خان
    • مجموعه حاجي سيد
    • آب انبار حاج صباغ
    • آرامگاه شاه عباس
    • آرامگاه ملا فتح الله
    • قلعه جلالي
    • روستاي ابيانه
    • تپه‌هاي سيلك
    • روستاي نياسر
    • حمام عبدالرزاق خان
    • حمام مجموعه اردهال
    • حمام بازار
    • حمام و باغ فين
    • حمام سلطان مير احمد
    • كاروانسراي سن سن
    • كاروانسراي مرنجاب
    • آتشكده نياسر

شهر گلپايگان

گلپايگان از شهرهاي قديمي ايران است. در اواخر سلسله ساسانيان "گردپاذگان" نام داشت كه معرب آن "جرج باذكان" و بعدها به "جرفاذقان" تبديل شده است. عده اي از جغرافي دانان اسلامي، از جمله حمدالله مستوفي، نام آن را " گلبادگان" ضبط كرده اند كه به معني گل آبادگان است. از مهم ترين آثار تاريخي اين شهرستان مسجدجامع است كه از يادگارهاي محمد بن ملكشاه سلجوقي (اوايل قرن ششم هجري) است. كتيبه هاي متعددي دارد.

شهر نائين

نائين از شهرهاي بسيار قديمي استان اصفهان است. در مورد نام نائين و وجه تسميه آن مي گويند كه كلمه نائين از ني كه يك گياه باتلاقي است، گرفته شده است و هم چنين عده اي وجه تسميه آن را در ارتباط با نام يكي از پسران نوح مي دانند كه گويا باني شهر بوده است. نائين شهري جالب و ديدني است و آثار تاريخي متعدد و زيبايي دارد. از آن جمله مي‌توان به نارنج يا نارين قلعه، قلعه رستم بافران ، قلعه مخروبه نيستانك و مسجد جامع نايين اشاره كرد.

شهر نطنز

ازپيشينه تاريخي نطنز، تا قبل از قرن هفتم هـ. ق اطلاعات مستند و مكتوبي در دست نيست. در نوشته هاي مورخان ، سياحان و جغرافي دانان دوره هاي بعد از اسلام، به نام "نطنز " مختصر اشاراتي شده است و اين شهر را ازنظر موقعيت طبيعي، ارتباطي وسوق الجيشي واجد اهميت دانسته اند. آثار تاريخي كشف شده از نواحي مختلف شهرستان نيز اطلاعات دقيقي را در رابطه به قدمت آن بيان نمي كنند، ولي بقاياي آتشكده، قلعه و كايزهاي متروكه و بناهايي كه گاه از زير ريگ روان سربرون مي آورند، تاريخ آن رابه پيش از اسلام مي‌رساند.

اين منطقه به علت وضع جغرافيايي، تا حدي از يورش ها و خرابي هاي حمله مغول محفوظ مانده.در دوره مغول نطنز پناهگاه ومعبر فراريان بود و به علت وجود دو خانقاه معتبر عده اي از صوفيان و دراويش  نامدار نيز در آن زندگي كرده اند.

در زمان صفويه شاه عباس اول كه نطنز شكارگاه و گردشگاه تابستاني او محسوب مي شد, با احداث دو كاخ، آن را به صورت پايتخت تابستاني خود را آورد. توجه شاه عباس به حدي بود كه نطنز را ولايت خاصه خود اعلام كرد. نطنز در سال 1336 هـ. ش از كاشان جدا و شهرستان مستقل اعلام شد و در محدوده سياسي استان دوم قرار گرفت. گلابي اين شهرستان به عنوان " تحفه نطنز " از شهرت زيادي برخوردار است.

مراكز تاريخي و باستاني

  •  
    • مجموعه شيخ عبدالصمد
    • مقبره سيد واقف
    • گنبد باز
    • آرامگاه مير احمد
    • قلعه وشاق
    • روستاي تاريخي ابيانه
    • روستاي تاريخي نطنز
    • كاروان سراي شاه عباسي (مرنجاب)
    • آتشكده ساساني نطنز
    • دشت نطنز

اماكن زيارتي و مذهبي

  •  
    • مسجد جامع نطنز
    • مسجد عبدالصمد
    • مسجد جامع آفوشته
    • مسجد كوچه مير
    • امامزاده عبدالله
    • امامزاده بامير
    • امامزاده آقاعلي عباس
دسته ها :
جمعه پانزدهم 7 1390 1:46

آشنايي با رودخانه‌هاي ايران

محيط زيست > آب  - محمد ملاحسيني:
رشته‌كوه‌هاي اصلي و وضع توپوگرافي آنها نقش مؤثري در مقدار بارندگي و پيدايش منابع آب‌هاي سطحي بر عهده دارند.

 كوه‌هاي البرز و زاگرس كه عمده‌ترين رشته‌كوه‌هاي ايرانند و از نظر جهت و گسترش، عامل تعيين‌كننده ريزش‌هاي كشور به شمار مي‌آيند.

ريزش‌هاي جوي كه در ارتفاعات مزبور متمركز است و بيشتر به صورت برف مي‌باشد، منبع اصلي آب رودخانه‌ها بوده و سرچشمه رودخانه‌هاي مهم كشور را تشكيل مي‌دهند.

عامل اصلي ريزش‌هاي جوي، جريان هوايي است كه از غرب و حوضه مديترانه به سوي فلات ايران حركت مي‌كند و بيشتر رطوبت خود را در برخورد با كوه‌هاي زاگرس و البرز از دست مي‌دهد و به ريزش باران و برف در فصل‌هاي پائيز و زمستان مي‌انجامد.

بخشي از اين آب‌ها درون شكاف‌هاي آهكي كوه‌هاي زاگرس نفوذ مي‌كند و چشمه‌سارهاي فراواني را پديد مي‌آورد و آب رودخانه‌ها را بخصوص در فصل خشك تابستان تأمين مي‌كند.

غالباً باران‌ها و رگبارهايي كه در فصل بهار در كوهپايه‌هاي البرز و زاگرس و ديگر كوه‌هاي كشور ريزش مي‌كنند، به جاري شدن سيل‌هاي شديد و كوتاه‌مدت مي‌انجامد و طبيعتا بخشي از آب‌هاي سطحي كشور را نيز تأمين مي‌كنند.

نياز انسان به آب باعث شده تا اكثر تمدن‌هاي بشري در كنار رودخانه‌ها شكل بگيرند.

انسان‌هاي اوليه با زندگي در كنار رودخانه‌ها به طور فطري و تجربي آموخته بودند كه جهت استفاده بهينه از اين منابع خدادادي، مي‌بايد رودخانه‌ها را دوست داشت و حتي در بعضي از فرهنگ‌هاي كهن آب و رودخانه به عنوان موجودي مقدس و حيات بخش مورد ستايش و احترام  بود.

با توسعه شهرنشيني و اجراي طرح هاي عمراني و دور شدن انسان‌ها از رودخانه اين دوستي گسسته شد و انسان با برداشت بي‌رويه شن و ماسه از بستر رودخانه، خانه و شهرك سازي در حريم و بستر رودخانه، احداث سازه هاي تقاطعي و غيره اقدام به تعرض  به رودخانه و بر هم زدن رژيم متعادل و پايدار آن نمود.

رودخانه‌ها به مثابه موجودات زنده‌اي هستند كه در مقابل اين تعارض اقدام متقابل نموده و لذا رژيم هيدروليكي آن در يك روند براي رسيدن به تعادل مجدد قرار مي‌گيرد.

رودخانه‌ها شريان‌هاي اصلي حيات كليه سازه‌هاي آبي محسوب مي‌شوند و حفاظت و بهره‌برداري بهينه از آنها و همچنين حراست از  بستر و حريم آنها از مهم‌ترين  مسئوليت‌هاي وزارت نيرو مي‌باشد.

حفاظت از رودخانه‌ها به عنوان سرمايه‌اي ملي و يكي از منابع مهم آبي كشور در زمينه‌هاي كشاورزي، اقتصادي، صنعتي، ترابري، بهداشتي، شرب و تفريحي يك ضرورت است.

ايجاد تاسيسات آبي در مجاورت رودخانه‌ها از قبيل ايستگاه‌هاي تامين آب كشاورزي، شرب و تاسيسات حفاظت، ساحل سازي، ديوارهاي ساحلي، پل‌ها و بناهاي آبي، ايجاب مي‌كند كه اطلاعات لازم با بررسي‌هاي پژوهشي و علمي تهيه گردد و با رعايت آن به سرمايه‌گذاري اقدام شود.

بروز سيلاب‌هاي متعدد در سال‌هاي متمادي از مناطق كوهستاني، كوهپايه‌اي و گستره‌هاي درون دشت‌ها و همزماني آن با فرسايش سواحل و تغيير مسير رودخانه‌ها باعث وارد آمدن خسارات فني و حقوقي در زمينه اراضي و حقابه برآن مي‌شود و مناطق عظيم و حاصلخيز كشاورزي را از بهره‌دهي بازداشته و سرمايه گذاري زيادي را در تجديد آنها مي‌طلبد.

از طرفي، تغيير كيفيت طبيعي آب رودخانه‌‌ها به دليل تخليه بي رويه زهكشي‌هاي مسموم به انواع مواد شيميايي كشاورزي، فاضلاب‌هاي صنعتي و شهري و انواع دخل و تصرف‌ها در اين ماده حياتي كه در طول مسير رودخانه به وجود مي‌آيد، ضرورت آگاهي از اطلاعات و آمار و دانش سنجش عوامل علمي مربوط را توجيه مي‌كند.

با توجه به اينكه هر نوع دخل و تصرف در رودخانه اعم از كمي و كيفي واكنش‌هاي مختلفي را بروز مي‌دهد و چنانجه تغييرات ايجاد شده در جهت قانونمندي آب و بستر رودخانه نباشد در اثر گذشت زمان مقابله پرخسارت و پرهزينه‌اي را مي‌طلبد و از اين رو لازم است تا كليه طرح‌هاي مهندسي رودخانه مبتني بر پايه‌اي علمي و صحيح ارائه شود.

دسته ها :
جمعه پانزدهم 7 1390 1:4
X