معرفی وبلاگ
ایران تونگین ولعل دنیاهستی//ایران توفریبنده وزیباهستی نام تونکوست چون کهن ایرانی//تاریخ خجسته یل وشیرانی// مهدهنری نقش جهان درگاهت//شیرازوسپاهان اثرزیبایت// هرکس گذرش درتورسدمی بیند//ازشاخه زیبات گلان می چیند// هردم که نظردررخ توبنماید //مدهوش تووجلوه کویت باشد// آثارتوزیباونکودرهمه جاست//هرشهربه آثارخوشت می نازد// مهمان چوبه این نغمه سرا بازآید//درکوی توگرددبری ازغم یادش// اثرمدیروبلاگ محمدعلی حاجیان
دسته
لرنيگ سنترمرجع تخصصي آموزش هاي وب
رابين وب آموزش برنامه نويسي وب
وبلاگ آي كامپ
آموزش ويديويي فتوشاپ،فلش و...............
Cg TV
قوي ترين و بهترين سايت آموزشي كشور
ايران سرزمين – آموزش طراحي صفحات وب
سايت تخصصي آموزش جاوااكسريپت،وب وطراحي
ايران سرزمين
بوق بوق ايران
ايران شناسي
ايرانگردي
ايران هميشه جاويدان
پايتخت فرهنگي جهان اسلام
ايرووون
4چشم
ميهن ما
توريسم ايران
هنرصنايع دستي وخانواده
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 1247774
تعداد نوشته ها : 2866
تعداد نظرات : 130

JavaScript Codes
Rss
طراح قالب

آثار تاريخي و باستاني بي‌شمار در شهر سمنان

ارگ سمنان
يكي از آثار تاريخي و با ارزش و زيباي سمنان، دروازه ارگ، بازمانده هنر دوران قاجار است كه در تقاطع خيابانهاي آيت الله طالقاني و شيخ فضل الله نوري واقع شده است. دروازه ارگ در گذشته...
  
 ● تاريخچه
در زمان كمبوجيه سمنان مانند پلي سه ايالت ري و خراسان و استرآباد را به هم وصل مي‌كرد. در دوره‌هاي بعدي نيز منطقه سمنان مورد توجه خاص حكومتهاي مركزي قرار گرفت و منازعه‌ها و مناقشه‌هاي متعدد بر سراين منطقه بين قدرتمندان در گرفت. اشكانيان هم ايران را به هجده ايالت تقسيم كرده بودند كه يكي از آنها كميس يا قومس در نواحي سمنان و دامغان بود.ا ز زمان سلسله طاهريان تا غزنويان نيز سمنان اهميت خود را حفظ كرد و ازجمله مناطقي بود كه شاهد انبوه كشمكشها بود. يكي از حكام معروف ايالت كومش در زمان غزنويان امير اجل بختيار بن محمد معروف به ابوحرب بختيار بود كه باني منار مسجد جامع سمنان و بقعه پير علمدار كرمان بود. سمنان در دوران مغول همچون ساير نقاط ايران از حملات در امان نماند و متحمل خسارات فراوان شد.
 
● مراكز تاريخي و باستاني
▪ برج چهل دختران
در اواسط خيابان حكيم الهي و بر سر راه شهر به محلات ثلاث برج كهنه و قديمي ‌و نيمه مخروبه اي وجود دارد كه بنام برج چهل دختر يا چهل دختران ناميده مي‌شود. وجه تسميه اين برج چنين است كه مردم معتقد برج مذكور را چهل دختر كه دست از تعلقات دنيوي كشيده و تارك دنيا شده بودند با گل و خشت ساخته اند. قدر مسلم اين است كه تاريخ بناي برج با آتشكده به زمان قبل از اسلام بر مي‌گردد. همانطور كه از نام كوشمغان و زاوغان كه در نزديكي برج قرار دارد برمي‌آيد و با توجه به مقام مغ كه پيشواي زردشتيان بود مي‌توان اطمينان داشت كه برج مذكور زماني آتشكده و يكي از اماكن متبركه زردشتيان بوده است. اين بنا به صورت برج هشت ضلعي است كه هر ضلع آن در خارج ۴.۵ و در داخل ۲.۸۰ متر است، ارتفاع برج در بعضي قسمتها ۱۰ متر و در قسمتهاي نسبتا سالم ديگر به دوازده متر مي‌رسد ضخامت ديوار تقريبا ۵۰ تا ۶۰ سانتيمتر است.
 
▪ دروازه ارگ سمنان
يكي از آثار تاريخي و با ارزش و زيباي سمنان، دروازه ارگ، بازمانده هنر دوران قاجار است كه در تقاطع خيابانهاي آيت الله طالقاني و شيخ فضل الله نوري واقع شده است. دروازه ارگ در گذشته درِ شمالي ارگ دولتي بود كه هنگام تخريب ارگ به سبب شكايت فرهنگ دوستان و پيگيري آنان از ويراني اين دروازه جلوگيري به عمل آمد. دروازه ارگ در زمان سلطنت ناصرالدين شاه قاجار و حكومت انوشيروان ميرزا ضياءالدوله فرزند محمد رحيم ميرزا پسر دهم عباس ميرزا نايب السلطنه كه از سال ۱۳۰۰ تا ۱۳۰۵ هجري حاكم ايالت قومس بود بنا شد. اين دروازه دو نماي شمالي و جنوبي دارد كه نماي شمالي آن به مراتب زيباتر از نماي جنوبي آن است.
 
▪ ارگ علاء
ارگ علاء در ۹ كيلومتري جنوب شرقي سمنان و كنار جاده سمنان به پايگاه هوايي در بخش علاء واقع شده است و يكي از آثار تاريخي اواسط قاجاريه به شمار مي‌رود كه به ثبت آثار تاريخي رسيده است. مساحت تقريبي آن در حدود ۱۰۰ متر و داراي زيربنايي در حدود ۱۲۰ متر است. ارتفاع آن حدود ۴.۵ متر، با اضافه شدن طبقه دوم به حدود ۸ متر مي‌رسد. بناي ارگ به شكل شش ضلعي و ساختمان آن در دو طبقه ساخته شده است كه ظاهرا محل حكومت محلي نيز بود.
 
▪ دارالحكومه سمنان
اين بنا در جنوب شهر و در ميدان ابوذر غفاري (پاچنار) واقع شده است. بناي دارالحكومه را به دوره فتحعلي شاه قاجار و پيش از زمان حكومت حاجي بهمن ميرزا بهاء الدوله پسر فتحعلي شاه در سمنان نسبت مي‌دهند. قبل از اينكه ساختمان ارگ دولتي سمنان در شمال شهر احداث شود، دارالحكومه سمنان در جنوب شهر و در همين بنا كه امروز به خانه كلانتر معروف است مستقر بود.
 
▪ شكارگاه ملاده (خانه ابراهيم خان)
در روستاي سرسبز و خوش آب و هواي ملاده (در حدود ۷۰ كيلومتري شمال سمنان) دو عمارت بزرگ و باستاني و زيبا وجود دارد كه در دو سمت شرق و غرب به فاصله حدود ۵۰ متر به موازات يكديگر قرار گرفته اند. مصالح اصلي بنا، خشت و آجر و نماي آن آجر و گچ است. هر يك از اين دو نوع ساختمان دو طبقه و داراي تعداد زيادي اتاق و راهروي مربوط به اتاقها و طبقه فوقاني است. معماري ساختمانهاي مذكور بسيار زيباست.
 
▪ مناره سلجوقيان سمنان
اين مناره كه در زمره زيباترين منارهاي تاريخي دوره سلجوقي است، در گوشه شمال شرقي مسجد جامع سمنان و در كنار شبستان شرقي واقع شده و به منار مسجد جامع نيز معروف است. ارتفاع منار كنوني از سطح قاعده ۳۱.۲۰ متر و از روي بام ۲۵.۷۵ متر است كه به علت وجود شبستان شرقي در پاي منار ۵/۵ متري، قسمت تحتاني آن ديده نمي‌شود. محيط مناره همجوار بام مسجد بيش از پنج متر است.
 
▪ آرامگاه شيخ علاء الدوله سمناني
اين ساختمان واقع در روستاي صوفي آباد سمنان، در آغاز بنايي رفيع و باعظمت بود كه بدستور عمادالدين جمال الدين عبدالوهاب وزير سلطان محمد خدا بنده از خشت خام ساخته شد، سپس خانقاهي برآن افزود و در آنجا به رياضت پرداخت و پس از مرگ در آنجا به خاك سپرده شد. بناي خانقاه و آرامگاه اين عارف مشهور كه بازمانده معماري اواخر قرن هشتم است، به علت نداشتن استحكام و بي توجهي روبه ويراني نهاد. به طوري كه به جز دو ستون ايوان بقيه بنا منهدم شد.
 
▪ مقبره پيرنجم الدين
اين مقبره منسوب به پير نجم الدين دادبخش يا تاج بخش در گورستاني به همين نام در سمنان واقع شده است از شجره نامه مدفون اين آرامگاه اطلاع صحيحي در دست نيست، ولي عده اي وي را يكي از سرداران ملي سمنان در حمله مغول مي‌دانند. مقبره پير نجم الدين كه يكي از آثار دوره مغول است، شامل ايوان، حرم و گنبد است و به علت اينكه قبلا در وسط گورستان قرار داشته و حالا در خيابان مي‌باشد صحن ندارد.
 
▪ آرامگاه حكيم الهي
آرامگاه اين حكيم در نزديكي ميدان امام خميني سمنان و در كنار خيابان حكيم الهي مقابل دبيرستان دهخدا واقع شده و مدفن يكي از چهره‌هاي تابناك فلسفه و حكمت و يكي از مفاخر گرانمايه سمنان است.
بناي آرامگاه را ايوان و چند سالن و اتاق تودرتو تشكيل مي‌دهد. بر پيشاني ايوان كه مشرف به خيابان است و حدود پـنـج متـر ارتفاع دارد كتيبه اي از جنس كاشي قرار گرفته است. حكيم الهي در رمضان ۱۲۴۳ مـتـولـد و در ربـيـع الاول ۱۳۲۳ هجري قمري فوت كرد. آرامگاه مذكور با تلاش پسرش حاج عبدالجواد الهي در سال ۱۳۲۱ شمسي بنا شد.
 
▪ مقبره درويش محمد
در قسمت شمال‌غربي سمنان و در روستايي به نام مومن آباد بين راه شوسه سمنان به فيروزكوه مقبره اي به نام درويش محمد وجود دارد. از تاريخ فوت و دفن اين آرامگاه اطلاع درستي در دست نمي‌باشد. ولي گفته شده كه وي يكي از عارفان قرن هشتم و از پيروان عارف بزرگ وار شيخ علاء‌الدوله سمناني بوده، برخي نيز مي‌گويند كه مقبره تقي الدين علي دوستي سمناني شاگرد معروف شيخ باشد. درويش محمد به علت وارستگي و كرامتي كه داشت مورد توجه و احترام مردم سمنان و نواحي آن بود و به همين جهت، درويش مومن آباد نيز ناميده شده است.
 
▪ قلعه‌هاي سارو
در ۱۰ كيلومتري شمال شرقي سمنان در نقطه اي كوهستاني به نام سارو آثار دو قلعه بسيار محكم و تسخير ناپذير موجود است كه طرز ساختمان و انتخاب محل بناي آنها قابل توجه و درخور تحقيق است. اين قلعه‌ها در دو طرف كلاته يا مزرعه سارو كه چشمه ساري زيبا است واقع شده اند. قلعه شمالي بر اثر گذشت زمان و بروز سوانح طبيعي و خرابكاري افراد گنج ياب تا اندازه اي ويران شده و خالي از سكنه است ولي اسكلت محكم آن ابهت خاصي به اين دره بخشيده است.
 
▪ قلعه كوشمغان
در سه كيلومتري غرب سمنان سه محله وجود دارد كه در حال حاضر به نام‌هاي كوشمغان، زاواغان و كديور خوانده مي‌شوند و مجموع اين سه محله را نيز محلات ثلاث مي‌نامند. با توجه به آثار موجود، محله‌هاي مذكور از محله‌هاي بسيار كهن سمنان محسوب مي‌شوند. نام اصلي كوشمغان كوشك مغان بود كه بر اثر كثرت استعمال كوشمغان شده است. در اين محله قلعه قديمي ‌ويراني وجود دارد كه در گذشته خندقي نيز در اطراف آن وجود داشت و مردم با استفاده از تخته پل وارد قلعه مي‌شدند. در قلعه كه از گذشته باقي مانده يكپارچه از سنگ است.
 
▪ قلعه لاسگرد
در بين بقعه سيدرضا و شمال كاروانسراي شاه عباسي لاسگرد، يكي از معروفترين قلعه‌هاي سمنان به نام دژ لاسگرد وجود دارد كه با توجه به سرحدي بودن قريه لاسگرد در دوران قبل از اسلام به ويژه در زمان اشكانيان، احتمال مي‌رود اين قلعه در زمان اشكانيان بنا شده باشد. اين قلعه مستحكم كه با خشت‌هاي خام بزرگ ساخته شده تا اواسط دوره قاجاريه پابرجا بود و پس از اين تاريخ روبه ويراني نهاد. آنچه اكنون از اين قلعه عظيم مانده گذرگاهاي زيرزميني سه طبقه اي است كه همه به يكديگر راه دارند.
 
▪ قلعه پاچنار
در جنوب غربي ميدان ابوذر و در محله اسفنجان سمنان آثار دو قلعه پر ابهت و قديمي ‌به چشم مي‌خورد كه به قلعه‌هاي پاچنار معروف هستند. اين قلعه‌ها به صورت دژهاي دوران باستان ساخته شده بودند واز زمره قلعه‌هاي بسيار مهم نظامي ‌و دفاعي شهرستان به شمار مي‌رفتند. بعضي‌ها قدمت و تاريخ بناي اين قلعه‌ها را به دوران طاهريان نسبت مي‌دهند.
 
▪ حمام پهنه و گرمابه حضرت
حمامِ پهنه يكي از آثار قديمي ‌و ارزشمند سمنان است، كه كمتر مورد توجه قرار گرفته است. اين حمام كه در گوشه شمال غربيِ تكيه پهنه سمنان، بينِ مسجدِ جامع و مسجد امام خميني و امامزاده يحيي قرار گرفته و در سال ۸۵۶ هجري قمري، در زمانِ سلطنت ابوالقاسم بابرخان، پادشاه تيموري و به دستورِ وزيرِ وي، خواجه غياث الدين بهرام سمناني ساخته شده است.
 
▪ حمام ناسار
اين حمام در بازار عمومي ‌شهر سمنان و جنوب شرقي تكيه ناسار واقع شده است و قريب سه قرن قدمت دارد و يكي از بنا‌هاي دوره صفويه است. اين بنا در سال ۱۱۱۸ هجري در زمان شاه عباس به همت حاجي الحرمين آقا ملكي ساخته شد. بر بالاي سردر كوچك حمام كه به وسيله راهروي طويل و به سربينه متصل مي‌شود سنگ نبشته اي به ابعاد ۳۰ در ۲۰ سانتي متر به رنگ سياه وجود دارد نام سازندگان آن را نوشته است.
 
▪ كاروانسراي شاه عباسي سمنان
در خيابان استاد مطهري سمنان كاروانسرايي از دوره صفويه معروف به رباط شاه عباسي موجود است كه به فرم چهار پلاني ساخته شده است حياط كاروانسرا مستطيل شكل به طول ۳۲.۳۰ متر و عرض ۲۶.۵ متر است. دو ضلع شمالي و جنوبي رباط داراي دو ايوان هم اندازه و مشابه با قوس جناغي است و در طرفين هر ايوان شش ايوان كوچك با قوس‌هاي جناغي است كه به اندازه نيم متر از سطح حياط بلندتر است.
 
▪ كاروانسراي شاه سليماني آهوان
اين كاروانسرا كه در روستاي آهوان، در ۴۲ كيلومتري شرق سمنان واقع شده است، در سالِ ۱۰۹۷ هجري قمري در زمان شاه سليمان صفوي، براي استراحت زايرين امام هشتم، كه از سمنان و آهوان به مشهد مقدس، مشرف مي‌شدند، ساخته شد. اما به غلط، كاروانسراي شاه عباسي نام گرفت. كاروانسراي شاه سليماني آهوان، داراي حياط وسيع مستطيل شكل، به طول ۴۰ متر و عرض ۳۲ متر، و چهار ايواني است. جمعا در اطراف حياط ۲۴ اتاق احداث شده است كه ابعاد آنها به ترتيب ۳.۳۵ و ۲.۹۰ متر است.
 
▪ كاروانسراي شاه عباسي لاسگرد
در ۳۶ كيلومتري سمنان و در قريه لاسگرد كاروانسراي آجري بسيار بزرگي از بنا‌هاي زمان شاه عباس اول صفوي قرار دارد. اين كاروانسرا كه در سمت جاده سمنان به تهران واقع شده دو ايواني است و حياطي وسيع دارد. طول حياط از شمال به جنوب ۳۶ متر و عرض آن از شرق به غرب ۳۱.۵ متر است كه اطراف آن را ۲۴ حجره احاطه نموده است كه حجره‌ها با كمي ‌اختلاف قرينه يكديگرند. دو ايوان بزرگ در غرب و شرق رباط ساخته شده است كه با درگاه كوتاه و چند پله به دالان‌هاي چهار گانه پشت مربوط ميشود. سقف اين ايوان طاق ضربي بزرگي است كه تزئينات مربع شكل تودرتو دارد.
 
● جاذبه‌هاي طبيعي
▪ چشمه‌هاي آب مراد آب قولنج آبگرم و آبسرد
مجموعه اين چشمه‌هاي معدني آبگرم در بخش مهدي شهر و در شمال غربي سمنان به فاصله ۲۱ كيلومتري اين شهر قرار دارد. اطراف اين چشمه‌ها را ارتفاعات در بر گرفته است. آب چشمه‌ها از دسته آب‌هاي كلروره سولفاته كلسيك و گوگردي است و در درمان بيماري‌هاي صفراوي كليه كبد نقرس و روماتيسم و درد مفاصل موثر است.
 
▪ چشمه معدني تلخاب
اين چشمه در غرب سمنان و در شش كيلومتري شمالغربي روستاي لاسجرد واقع شده است. تلخاب شامل دو چشمه است كه محدوده اي استخري شكل را به وجود آورده كه طول آن بيست متر و عرض آن دوازده متر است. آب اين چشمه تلخ و سرد است و مردم در فصل تابستان براي درمان سردرد – چشم درد – يرقان – كهر و رفع گرمي ‌بدن به آنجا مي‌روند.
 
▪ چشمه آب معدني شورآب
آب اين چشمه از يك رشته قنات است كه در شمال غربي شهر سرخه قرار دارد. مردم در فصل تابستان با پيمودن مسير پنج كيلومتري از شهر سرخه به محل مظهر قنات شورآب مي‌روند و در آن استحمام مي‌كنند. اين آب داراي گوگرد فراوان است كه براي درمان بيماري سردرد و درد چشم استفاده مي‌شود و نمي‌توان مدت زيادي در آن ماند زيرا گازهاي زيادي كه متصاعد مي‌شود سرگيجه‌آور است.
 
▪ چشمه معدني نمك دره
چشمه نمك دره يكي ديگر از چشمه‌هايي است كه در شش كيلومتري جنوب شهر سرخه و در كنار روستاي بيابانك قرار دارد. آب اين چشمه از گنبدهاي نمكي جاري است و مردم براي استفاده از آن در چاله‌هايي كه اطراف آن را لايه‌هاي ضخيم نمك پوشانده است. استحمام مي‌كنند. ميزان غلظت نمك آن به حدي است كه به هيچ عنوان نمي‌توان سر را به زير آب فرو برد. مردم معتقدند كه آب چشمه نمك دره براي درمان دردكمر و دردپا مفيد است.
 
▪ چشمه امامزاده محمدزيد
اين چشمه در ۵۶ كيلومتري شمال غربي سمنان و در آبادي امام زاده شاه زاده محمد زيد (ع) واقع شده است و آب آن بيشتر در فصل‌هاي بهار و تابستان به مصرف كشاورزي ميرسد. ساكنان شهرستان سمنان به ويژه شهر سرخه در فصل تابستان براي گذراندن اوقات فراغت و زيارت بقعه متبركه امام زاده شاه زاده محمد زيد براي چند روزي هم كه شده چادرهايي را در اطراف چشمه برپا ميكنند و از طبيعت زيبا و هواي مطبوع و معتدل آن بهره ميبرند.
 
▪ چشمه امامزاده عبدالله(ع)
اين چشمه در قسمت شمالي روستاي امامزاده عبدالله در شمال غربي شهر سمنان به فاصله ۶۱ كيلومتري آن قرار دارد. ۵۴ كيلومتر از اين جاده آسفالته و هفت كيلومتر آن خاكي است. تعداد شش چشمه در دره اين روستا وجود دارد كه مجموعا ۶۰-۷۰ ليتر در ثانيه آبدهي دارند. اين منطقه كوهستاني داراي آب و هواي سرد در زمستان و معتدل در تابستان است. آب چشمه‌ها پس از خروج در بستر رودخانه جاري مي‌شود و كمتر مورد استفاده كشاورزي قرار مي‌گيرد. از مهمترين قابليتهاي جهانگردي اين منطقه مي‌توان منظره دل انگيز آب و هواي معتدل و مطبوع در فصل تابستان و فضاهاي طبيعي و زيباي چشمه‌ها نام برد.
 
● اماكن زيارتي و مذهبي
▪ مسجد سلطاني
اين مسجد در مركز شهر سمنان واقع شده و يكي از مهم‌ترين و زيباترين بناهاي تاريخي و مهم سمنان است.اين مسجد داراي چهار در بزرگ ورودي از شمال، جنوب، شرق و شمال غربي است. در شمال غربي به دالان درازي باز مي‌شود كه در انتهاي آن تكيه پهنه است. درهاي شمال، جنوب و شرق داراي هشتي دالان و دهليز هستند. بالاي درهاي شمالي و شرقي تزئينات مقرنس كاري گچي زيبا با دو گوشواره دو طبقه در طرفين با پشت بغل‌هاي كاشي كاري شده وجود دارد. در هشتي‌هاي شمالي، جنوبي و شرقي تاقهاي آجري گنبددار با تاقنماهاي متعدد با لچكي كاشي كاري شده مشاهده ميشوند.
 
▪ مسجد جامع سمنان
اين مسجد را مي‌توان در زمره كهن‌ترين و قديمي‌ترين آثار اسلامي‌ شهر سمنان به شمار آورد. گمانه‌زني‌ها و حفاري‌هاي اخير نشان دادند كه اين مسجد در قرن اول هجري روي خرابه‌هاي يك آتشكده بنا شده است. ولي در طول زمان، تعميراتي در آن داده شده است. در حال حاضر در بناي كنوني مسجد، آثاري از دوره مغول و تيموري ديده مي‌شود.
 
گردآوري: گروه فرهنگ و هنر سيمرغ
سه شنبه اول 9 1390 23:48

قدم زدن بر روي درياچه نمك، رؤيايي دست يافتني!

درياچه نمك
منظر‌ها‌يي در پيش روي شماست كه بيشتر شبيه يك رؤياست، رؤيايي در يك روز بهاري. تا آنجا كه چشم كار مي‌كند سپيدي ديده مي‌شود، سپيدي به سپيدي برف...
  
 شايد با ديدن چنين عبارتي كمي ‌متعجب شويد كه چگونه امكان دارد بر روي درياچه نمك پياده روي كرد. تعجبي ندارد با ما همراه شويد تا يكي ديگر از زيباترين و بكرترين مناطق استان سمنان را به شما معرفي كنيم.
 
اگر از سمت غرب وارد شهرستان دامغان شويد و به سمت داخل شهر حركت كنيد پس از گذشتن از ميدان پسته كه نمادي از پسته‌ها‌ي خندان اين شهر تاريخي است يه يك كيوسك به شكل كرة زمين بر خورد خواهيد كرد، اينجا ابتداي جاده دامغان به اصفهان است.
43 كيلومتر از جاده آسفالته را به سمت اصفهان طي مي‌كنيم. در طول مسير با روستاهاي زيبايي از جمله وركيان، كلا، صلح آباد، صيد آباد و امام زاده هفتنان و ... برخورد خواهيد كرد كه در هريك از آنها قلعه‌ها‌ي گلي و يخچال‌ها‌ي گلي بسيار زيبا شما را دعوت به ديدن بخشي از هنر و اراده مردم اين منطقه مي‌كند.
 
يكي ديگر زيبائيهاي اين منطقه امام زاده هفت تنان است كه اين نام به اين علت انتخاب شده است كه در زمان منصور دوانيقي كه سادات مورد آزار قرار مي‌گرفته اند سربازان حكومت به دنبال يكي از سادات به اين منطقه مي‌رسند و چون كشاورزان محل به شخص تعقيب شونده لباس كشاورزي پوشانده بودند و او شناخته نمي‌شد سربازان هفت تن از كشاورزان را سر مي‌برند و اين محل به همين علت به اين نام شهرت يافته است.
 
پس از عبور از اين مناطق شما در سمت راست و چپ جاده ماسه‌ها‌ي كويري را مي‌بينيد كه در ميان جنگل‌هاي طاق همرا ه با نسيم بهاري در حال رقصيدن هستند. اين زيبايي و سكوت شما را وسوسه مي‌كند تا دقايقي را به دور از هياهوي زندگي شهري در آرامش سپري كنيد.
در كيلومتر 43 جاده در سمت چپ يك بريدگي فرعي و خاكي قرار گرفته است در همان ابتداي جاده خاكي در سمت راست رشته كوهي را مي‌بينيد كه به علت قرار گرفتن پنج كوه در كنار يكديگر به پنج كوه شهرت يافته است، پنج كوه در تمام طول مسير شما را همراهي مي‌كند. جاده خاكي كه طول آن 17 كيلومتر است را به سمت شرق طي مي‌كنيم. در طول مسير گله‌ها‌ي چند نفره شتر نظر شما را جلب مي‌كند كه اگر هوس شتر سواري كرديد مي‌توانيد به سراغ آنها برويد تنها مراقب باشيد تا شترهاي آرام را براي سوار شدن انتخاب كنيد.
در طول مسير ممكن است كه به علت بارش باران‌هاي بهاري قسمت‌ها‌يي از جاده داراي دست اندازهايي شده باشد كه در صورت مراقبت نكردن به ماشين شما آسيب برساند.
در كيلومتر 16 جاده به دو قسمت تقسيم مي‌شود كه شما بايد به سمت چپ حركت كنيد كه از همين جا دور نمايي از درياچه نمك قابل رؤيت است. پس از طي كردن يك كليومتر به ابتداي درياچه نمك مي‌رسيد.
 
منظر‌ها‌يي در پيش روي شماست كه بيشتر شبيه يك رؤياست، رؤيايي در يك روز بهاري. تا آنجا كه چشم كار مي‌كند سپيدي ديده مي‌شود، سپيدي به سپيدي برف گويي آنكه در يك روز گرم بهاري يا تابستاني از آسمان آبي برف باريده است.
اگر چند روز قبل از سفر شما بارندگي در منطقه رخ داده باشد درياچه با چاله‌ها‌يي مزين شده است كه در آن آبي به زلالي اشك چشم وجود دارد. انعكاس نور آفتاب در چاله‌هاي آب در سطح درياچه چشم نوازي مي‌كند، با كمي ‌احتياط وارد درياچه شويد جاي هيچ نگراني وجود ندارد به آساني گام برداريد و از زيبائيهاي خلقت لذت ببريد.
شكوفه‌ها‌ي زيباي نمكي توجه هر بيننده اي را به خود جلب مي‌كند، اين همه زيبايي....
 
اگر در زماني بعد از بارندگي به درياچه برسيد شش ضلعي‌ها‌ي بسيار زيبايي را مي‌بينيد كه تمام سطح در ياچه را پوشانده‌اند و در عين بي نظمي‌ داراي نظمي ‌خاص مانند جورچين در كنار يكديگر قرار گرفته اند.
اگر در اين زمان در اين محل قرار گرفتيد مي‌توانيد يك گل كوچيك هم با دوستان را بر روي درياچه نمك تجربه كنيد. شما مي‌توانيد با همراه داشتن امكانات اوليه از جمله چادر شبي را آرام به دور از دردسرهاي زندگي شهري همراه با آرامش و حتي نگراني از وجود حيوانات وحشي و با اطمينان به آنتن دهي تلفن همراه در كوير جنوب شهر ستان دامغان همراه با ديدن ستا ره‌ها‌ سپري كنيد.
 
درياچه نمك
 
درياچه نمك
 
گردآوري: گروه فرهنگ و هنر سيمرغ
منبع: chtn.ir
 
دوشنبه سیم 8 1390 16:2

 

سفر به دشت شقايق هاي سمنان - آكاايران

سفر به دشت شقايق هاي سمنان


سفر به دشت شقايق هاي سمنان

سمنان با آب و هواي دوگانه اش هميشه بهشت گردشگراني بوده كه دوست داشته اند طبيعت خشك و سبز را يكجا كنار هم ببينند. اگر شما هم جزو اين دسته از مسافران هستيد، روستاي حسين آباد كالپوش براي شما گزينه خوبي است كه مي توانيد در آن روي سرسبز استان سمنان و شهرستان شاهرود را ببينيد!

 

 

 

 

 

حسين آباد را بايد در شمال شرقي استان سمنان ببينيد. اين روستا با شاهرود حدود 200كيلومتر، با مركز دهستان رضوان حدود 7 كيلومتر و با مركز بخش ميامي 123 كيلومتر فاصله دارد و با آب و هواي معتدل خود يكي از گردشگرپذيرترين روستاهاي سمنان به شمار مي رود. به خصوص كه دشت شقايق ها و دشت آفتابگردان هاي اين منطقه شهرت جهاني دارند و خيلي از گردشگران دنيا در سفر به سمنان به اين دو دشت سري مي زنند.


سفر به دشت شقايق هاي سمنان

اين روزها بهترين زمان براي سرزدن به دشت شقايق ها است كه از اواسط ارديبهشت ماه تا اواسط خرداد عمر دارند. دشت شقايق هاي كالپوش در 160 كيلومتري شمال شهرستان ميامي قرار دارد و مسير آن بعد از گذر از جاده سمنان - مشهد با رسيدن به شهرستان ميامي به سمت شمال تغيير مسير داده و در نهايت به منطقه كالپوش منتهي مي شود.


سفر به دشت شقايق هاي سمنان

آنچه اين دشت را از نمونه هاي مشابه متمايز مي كند، وجود آبشارها، چشمه ها و گونه هاي درختان جنگلي خاصي است كه در اطراف آن قرار دارد.


سفر به دشت شقايق هاي سمنان

اما اگر موفق نشديد به فصل شقايق ها برسيد، مي توانيد براي سفر شهريور ماه خود برنامه ريزي كنيد كه دشت آفتابگردان‌هاي اين روستا پرگل مي شود. . براي ديدن اين دشت طلايي بايد به 220 كيلومتري شمال شرق شاهرود سفر كنيد. مسير اين دشت به گونه‌اي است كه پس از طي 60 كيلومتر از مسير شاهرود- مشهد با رسيدن به شهر زيباي ميامي به سمت شمال تغيير مسير داده و در نهايت به اين منطقه استثنايي منتهي مي‌شود.


سفر به دشت شقايق هاي سمنان

كاشت آفتابگردان در اين منطقه در اوايل بهار به صورت ديم و آبي است كه انواع مختلف آن را شامل مي‌شود و از گونه‌هاي ژنتيكي جديد آن، انواع پاكوتاه و درشت دانه را مي‌توان نام برد.


سفر به دشت شقايق هاي سمنان

بخش شمالي شاهرود را كه روستاي حسين آباد كالپوش هم در آن قرار دارد، رشته كوه هاي البرز در بر گرفته اند كه از غرب به شرق از ارتفاع آنها كاسته مي شود در قسمت جنوبي اين رشته كوه ها يك سلسله كوههاي كم ارتفاع موازي با آن از شرق به غرب كشيده شده كه از ضلع جنوبي به سمت دشت كوير از ارت فاع آنها كاسته مي گردد. بنابراين حسين آباد بخش كوهستاني شاهرود به حساب مي آيد كه فرصت خوبي را براي كوهنوردي مسافران فراهم مي كند.


سفر به دشت شقايق هاي سمنان

بد نيست بدانيد كه 3مورد از 25 منطقه نمونه گردشگري استان سمنان در محدوده كالپوش  قرار دارد كه شامل دشت شقايق ها و افتابگردان هاي كالپوش، جنگل دشت شاد و جنگل و آبشار نام نيك مي شود. بنابراين اگر گذارتان به اين روستا افتاد طوري سفرتان را برنامه ريزي كنيد كه بتوانيد از هر سه اين مناطق ديدن كنيد.


سفر به دشت شقايق هاي سمنان


سفر به دشت شقايق هاي سمنان

 

 

tebyan.net

 


سفر به دشت شقايق هاي سمنان

يکشنبه بیست و نهم 8 1390 19:1

 

گرمسار سمنان - آكا ايران

گرمسار
 
 گَرمسار يكي از شهرهاي استان سمنان و مركز شهرستان گرمسار است. در قديم به آن خوار مي‌گفتند كه يكي از ايالات ملك ري بوده‌است. جمعيت اين شهر بر طبق سرشماري سال ۱۳۸۵، برابر با ۳۹٬۵۲۳ نفر بوده است

 ميدان امام گرمسار


رودخانه حبله‌رود كه از رشته كوههاي البرز مركزي سرچشمه ميگيرد مناطق اطراف گرمسار را سيراب مي‌كند. از محصولات اصلي كشاورزي اين منطقه، گندم، پنبه، خربزه و انار را مي‌توان نام برد.

در گرمسار قلعه‌اي به نام استوناوند وجود دارد كه قدمت آن را بيش از ۳۵۰۰ سال تخمين مي‌زنند.[نيازمند منبع] اين قلعه در شمال گرمسار كنوني (بن كوه) قرار دارد.

از مشهورترين افراد اهل منطقهٔ گرمسار مي‌توان به محمود احمدي‌نژاد اشاره كرد.


دانشگاه‌ها
دانشگاه پيام نور گرمسار
دانشگاه آزاد اسلامي واحد گرمسار

مركز سمنان
شهرستان‌ها دامغان | سمنان | شاهرود | گرمسار | مهدي‌شهر
شهرها آرادان | اميريه | ايوانكي | بسطام | بيارجمند | دامغان | درجزين | ديباج | سرخه | سمنان | شاهرود | شهميرزاد | كلاته خيج | گرمسار | مجن | مهدي‌شهر | ميامي
 
نقاط ديدني آرامگاه شيخ حسن جوري | بازار سمنان | برج چهل‌دختر | برج مهماندوست | دروازه ارگ سمنان | غار دربند | غار شيربند | قصرهاي سياه‌كوه | قلعه كهن‌دژ | قلعه گردكوه | كاروانسراي سپهسالار | مجموعه بايزيد بسطامي | مسجد تاريخانه | موزه سمنان | موزه شاهرود
 
برگرفته از ويكي پديا

يکشنبه بیست و نهم 8 1390 19:1

 

دامغان سمنان - آكا ايران

دامغان يكي از شهرهاي استان سمنان در ايران است. اين شهر مركز شهرستان دامغان است. جمعيت اين شهر بر اساس سرشماري سال ۱۳۸۵، برابر با ۵۹٬۳۰۰ نفر بوده‌است . دامغان از شهرهاي قديمي ايران است و نام آن در گذشته صددروازه بوده ‌است.

damghan 





دامغان با وسعت 312/12110 كيلومتر مربع از طرف شمال به خط الراس و به كوههاي البرز، از شرق به شهرستان شاهرود، از جنوب به دشت كوير

 مركزي ايران و از غرب به شهرستان سمنان منتهي مي شود. دامغان در طول جغرافيايي بين 53 درجه و 15 دقيقه و 55 درجه و 20 دقيقه و عرض   

 جغرافيايي بين 34 درجه و 45 دقيقه و 36 درجه و 58 دقيقه قرار دارد. ارتفاع شهر از سطح دريا 1170 متر و اختلاف ساعت آن با تهران 11 دقيقه     

 و 5 ثانيه است :


.آثار تاريخي و ديدني
مهم‌ترين تفريحگاه اين شهر چشمه علي است. تپه حصار نيز يكي از آثار به جاي مانده از روزگاران كهن است و حدود ۷۰۰۰ سال قدمت دارد و تا به حال كاوشهاي باستاني در آن صورت گرفته كه نشان مي‌دهد شهري است كه در اثر زلزله بر سر مردمانش خراب شده‌است كاوشهاي باستاني اخير نشان مي‌دهد كه هفت هزار سال پيش در اين منطقه فولاد توليد مي‌شده‌است. نخستين بار در سال ۱۳۱۲ پروفسور اسميت در تپه حصار حفاري‌هاي باستان شناسي خود را انجام داد و به آثار ارزشمندي از تمدن اين منطقه دست يافت.


جاذبه‌هاي گردشگري
چشمه علي
مسجد تاريخانه
مسجد جامع
برج چهل‌دختران
گنبد زنگوله
قلعه درب
تپه‌حصار
آرامگاه پيرعلمدار
امامزادگان جعفرومحمد
موزه حيات وحش دامغان

 

 

تاريخچه شهر دامغان

دامغان پايتخت اشكانيان

دامغان در حدود چهارصد سال پيش از ميلاد مسيح چنان عظمتي داشت كه اشك سوم و تيرداد اشكاني در سال 249 پيش از ميلاد آن را پايتخت خود اعلام نمودند . اين شهر تا قرن اول ميلادي اهميت خود را حفظ كرد و مركز ايالت بزرگ قومس بود . برخي ها , طرح اين شهر را به هوشنگ نسبت داده اند . اين نظريه به واقعيت نزديكتر است كه مردم اين منطقه دراطراف رودخانه چشمه علي كه در درة كوههاي شمالي جاري است اسكان يافتند و مدنيتي را بوجود آوردند . چنانكه نوشته اند , نزديك به چهارصد سال پيش از ميلاد جمعي از مغان در مسير رود سكني گزيدند و به همين علت , نخست اين منطقه ده مغان ناميده مي شده و به مرور زمان و در آخر الامر به دامغان تبديل گرديد .دامغان مدتي پايتخت زمستاني اشكانيان بود و تا كشته شدن يزدگرد , آخرين پادشاه ساساني موقعيت خود را  حفظ كرد . در دوره هاي حكومت امويان ,عباسيان , طاهريان , سامانيان , سربداران و ديلميان دامغان از موقعيتي ممتاز برخودار بود .

 

 

دامغان پايتخت ساسانيان

آنچه تاكنون خلاف آن ثابت نشده اين است كه؛ پايتخت زمستاني اشكانيان شهر صد دروازه بوده و اردشيرساساني پس از آنكه در سال 397 قبل از هجرت پيغمبر اسلام اردوان اشكاني را كشت و سلسله ي اشكانيان منقرض شد مدتي پايتخت زمستاني خود را دامغان و تيسفون قرار داد كه تيسفون تا كشته شدن يزدگرد آخرين پادشاه ساساني پايتخت ساسانيان بوده و خرابي تيسفون در تاريخ معلوم است. ولي نسبت به دامغان (صددروازه) نظريه ي آنان را كه نوشته اند در محلي نزديك شهر كنوني بوده به علاوه در تاريخي ذكر نشده كمترين آثاري از چنان شهر بزرگي نيست و اگر مي بود بايستي واقعه ي خرابي آن و احداث شهر با اين باره ي مهم ضبط مي گرديد و تاريخ ايران در زمان ساسانيان روشن است.

 

 

دامغان و قومس

در مجموعه ي جغرافياي تاريخي تاليف " لسترنج " به نام "  سرزمين هاي خلافت شرقي " نوشته شده است كه: ايالت " قومس (كومس) " در دامنه ي جبال البرز و در سرزميني كم پهنا بين كوه هاي البرز در شمال و كوير لوت در جنوب محصور است و شاه راه بزرگ خراسان كه از ري در اقليم جبال مي آيد و به نيشابور در خراسان منتهي ميگردد و از سراسر ايالت قومس مي گذرد و همه ي شهرهاي قومس در سر اين راه واقع بوده و امروز نام قومس استعمال نمي شود زيرا عمده ي اين؛ جزء خراسان جديد شده و قسمت باختري آن از نواحي ري (تهران كنوني) گرديده و كرسي ايالت قومس " دامغان " بوده كه اعراب " الدامغان " مي نويسند و به عادت خود اسم ايالت را بر كرسي آن اطلاق و دامغان را قومس نيز مي گفته اند.

 

 

                                                                                                        

دامغان

براي پي بردن بوضع عمومي دامغان بايد دو قسمت را مطالعه كنيم:

      1- دامغان در زمان گذشته

2- دامغان كنوني

دامغان در زمان گذشته: بي ترديد دامغان از جمله شهرهاي بسيار قديمي و مهم اين كشور است و شايد قدمت آن از شهرهاي آباد ادوار بسيار بعيد بيشتر باشد. بعضي مورخين بناي اين شهر و شوشتر را بهوشنك نبيره كيومرث نسبت داده اند. صاحب مجمل التواريخ و القصص كه در حدود سال 520 هجري كتاب خود را تاليف نموده ضمن بيان سلطنت هوشنك در اين باره گويد: «ابتداء عمارت كردن در عالم اندر عهد او بود و كاريز كندن و تاليف علم نجوم از وي خاست بعد از آنكه ادريس عليه السلام بدست آورد و اصطخر را وي بنا نهاد… و دامغان وي كرد و بسواد كوفه شهري كرد و گويند خود كوفه است و بمرك برون شد از جهان» برخي نيز معتقدند مغان يعني پيروان حضرت زردشت آنجا را معمور و آباد كرده و بنام خود ناميده اند چه به پندار ايشان دامغان اول ده مغان بوده و بمرور براي سهولت تلفظ بدامغان تبديل شده. دامغان همان شهر صد دروازه است كه يونانيان آنرا هكاتم پيلس ميناميدند و بايد دانست بر خلاف آنچه بعضي تصورميكنند اين شهر صد دروازه نداشته و اي نام گذاري از آنجا حاصل شده كه يوانيان در زمانهاي سابق هر شهر بزرگي را باين اسم ميخوانند چنانكه شهر معظم تب را كه مدتها پايتخت مصر بوده و كالويس سردار اگوست در 28 سال قبل از ميلاد آنرا خراب و ويران ساخته بهمين نام موسوم بوده است. شايد هم چون عده دسته هاي مامور رساندن اخبارو اطلاعات صدتا بوده اين تسميه پديدار شده، توضيح اينكه چون در زمان قديم وسايل مخابره وجود نداشته و دامغان هم از همه جهه خاصه از نظر لشكر كشي حائز اهميت و اعتبار بوده براي آگاهي از اخبار و پيش آمدها در فواصل معيني بالاي تپه هاي بزرگ كه هم اكنون آثارش در قسمتهائي از راه سمنان تا بسطام بخوبي نمودار است دسته هائي ميگماشتند تا بمحض بروز حادثه يا خبري با علائمي (در روز منعكس ساختن نور با اشياء صيقلي- دود، در شب آتش) آنرا بيكديگر خبر داده بشهر اطلاع دهند بهرحال شهر سد دروازه مركز ولايتي بوده بنام قومس و براي قومس دو وجه تسميه ذكر كرده اند:

1- قومس در ابتدا كوه مس بوده و چون معدن مس در كوههاي اينولايت زياد بوده و بدين مناسبت باين اسم ناميده شده و بعد دز لفظ كوه مس تحريف گشته و بقومس تبديل گرديده است.

2- قومس در اول كومه شه بوده چه كومه در لغت بمعناي پناهگاهيست كه زارعين براي محافظت زراعت و صيادان براي كمين كردن شكار از ني و چوب ميسازند و چون اين سرزمين فوق العاده آباد و داراي چشمه ها و مرغزارهاي خوب و با صفا و شكار بسيار بوده بدينجهه بدستور سلاطين آنزمان كه غالب اوقات خود را صرف شكار ميكرده اند در نقاط مختلف اينولايت بساختن و ايجاد پناهگاههاي مختلفه براي كمين كردن شكار پرداخته و هر يك از آنها را كومه شه ميگفته اند، كثرت استعمال، كومه شه را بقومس تبديل نموده است. اكنون عقايد جهانگردان و جغرافي نويسان دربارة قومس بشرح زيرنگاشته ميشود:

شمس الدين ابي عبدالله محمد بن احمد بن ابي بكر البناء الشامي المقدسي در كتاب خود مرسوم باحسن التقاسيم في معرفه الاقاليم گويد: «قومس ولاتيست گشاده، كياهناك، باطراوت، ميوه هايش بسيار خوبست و وسعتش هشتاد در هفتاد فرسخ ميباشد، كوه بسيار و شهر كم دارد،‌جمعيتش زياد نيست، اما چهارپايان و خراجش كثير است هوايش نيكوست، مركزش دامغان و شهرهايش سمنان، بسطام، بيار مغون ميباشد.

عماد الدين اسمعيل بن نور الدين علي بن جمال الدين محمود بن عمردر كتاب تقويم البلدان در اينباره گويد: «قومس بضم قاف و سكون و او و فتح ميم و سين مهمله فارسي آن كومش است و ناحيه ايست وسيع ميان سمنان و بسطام كه شهر بزرگش دامغان ميباشد»

ابن خرداد به درالمسالك الممالك درباره قومس اطلاعات مختصر و ناچيزي داده كه چندان قابل توجه نميباشد اما آنچه درباره دامغان نوشته اند بشرح زير است:‌

مقدسي چنين گويد: «دامغان شهريست كوچك ميان ريگزار و سنگريزه، اطراف و جوانبش خراب و گرمابه هايش كثيف است، بازار هاي خوب ندارد، بزرگاني از آنجا برنخاسته اند اما هوايش سازگار و خوب ميباشد، برج و باروئي با سه دروازه دارد و مسجد جامع بزرگش در ميان كوچه ها بنا شده است» صاحب معجم البلدان در كتاب معروف خود چنين آورده:

«دامغان شهر بزرگيست ميان ري و نيشابور، مسعر بن مهلهل ميگويد «شهريست كه ميوه هاي بسيار خوب دارد، شب و روز در آنجا باد ميوزد، آبش از شكاف كوهي جاريست و براي مشروب ساختن صد و بيست دهكده به صد و بيست قسمت تقسيم ميگردد مقسم (1) آب بديع و زيبائي دارد، در نزديكي دامغان قريه ايست بنام جمالين، چشمه اي در اينجاست كه خون ميزايد يعني آبش جامع تمام صفات خون است بمحض اينكه زيبق در آن افكنده شود فورا آب بسنك سفت و محكمي مبدل ميگردد، اين قريه را غنجان هم ميگويند، در دامغان سيبهاي گلرنگ خوبي بنام سيب قومسي ميآيدت كه آنرا بولايت عراق ميبرند، معادن زاج و طلا در اين شهر زياد است و ميان دامغان و بسطام بيش از دو منزل راه نيست» اما من كه در سال 613 بعزم خراسان از اين شهر ميگذشتم از همه آنچه ذكر شد بسبب توقف اندك چيزي مشاهده نكردم بين دامغان و گردكوه يك منزل راه نيست و بخوبي ميتوان قلاع آنجا را كه ميان كوهها بنا شده است از شهر مشاهده كرد. گروهي از اهل علم بدامغان منسوبند چون ابراهيم بن اسحق الزراد و قاضي القضاه ابو عبدالله محمد بن علي بن محمد كه در سنه 400 در دامغان تولد يافته.»:

ابي القاسم بن حوقل در مسالك و الممالك چنين نقل كرده: اما قومس شهر بزرگ آن دامغان است كه بسبب كمي آب باينكه وسعت بسيار دارد زياد معمور نيست؛

مندرجات كتاب مراصد الاطلاع نيز از حدود آنچه تاكنون ذكر گرديده تجاوز نميكند.

غير از محققين مذكور ديگرانهم كم و بيش درباره دامغان اطلاعاتي داده اند از جمله در كتاب حدودالعالم من الشرق الي المغرب كه بسال 372 تاليف يافته دامغان چنين توصيف شده: شهريست با آب اندك و بر دامن كوه نهاده؛ مردمان جنگي دارد از آنجا شراب خيزد با علم هاي نيكو.

ناصر خسرو قبادياني حكيم و شاعر و سياح معروف كه سفرنامه او مشتمل بر يك سلسله اطلاعات مفيد و دقيق تاريخي و جغرافيائيست متاسفانه از اظهار نظر درباره جغرافياي اين شهر خودداري كرده و فقط نوشته كه روز آدينه هشتم ذيقعده سال 437 بدين شهروارد شده است.

حمداله مستوفي صاحب كتب تاريخ گزيده، ظفرنامه، نزهه القلوب در كتاب اخير خويش كه بسال 740 تاليف گشته چنين متذكر شده: «دامغان از اقليم چهار طولش از جزاير خالدات فح يه و عرض از خط استوا لوك، هوشنك ساخته دور باروش هزار گام است و هوايش بگري مايل است؛ آبش از رود و از ميوه هاش امرود نيكوست»

از مطالعه نظريات و نوشته هاي بالا در نتيجه گرفته ميشود نخست اينكه دامغان شهري بسيار قديمي است دويم اينكه در زمان قديم آباد بوده و بمرور در اثر هجوم وحشياني مانند: مغول و تيمور و فتنه هاي ديگر از اهميت و اعتبار افتاه و بوضع كنوني در آمده است. اشميت كه از سال 1931 مسيحي در دامغان كاوش ميكرده در تپه حصار دخمه بزرگي از اعصار ما قبل تاريخ و آثاري از دوره ساسانيان يافته كه دلالت بر قدمت اين شهر مينمايد. مسيو گدار در رساله خود آورده كه دامغان از قديم تا هنگام تسلط افاغنه بزرگترين شهر شمالي ايران بوده و چند بنائي كه نسبه از دستبرد حوادث مصون و محروس مانده بعظمت و قدمت دامغان شهادت ميدهد. دليل ديگر بر بزرگي و قديمي بودن دامغان اينكه زمان سلطنت اشكانيان اين شهر پايتخت و مركز كشور بوده است. از بعضي قرائن و امارات نيز بخوبي روشن ميشود كه دامغان در عهد باستان جمعيت كثيري داشته، صاحب مطارح الانظار ضمن حوادث ربيع الاول 239 مينويسد« در ايام متوكل در دامغان چهل و پنجهزار كس بعلت زلزله مردند و زير كوهها از هم شكافته گرديد» همچنين سيد، جزائري در كتاب نعمانيه خود از كتاب المدهش كه از تاليفات زمخشريست در حوادث سال 241 هجري نقل ميكند كه در ري و جرجان و طبرستان و نيشابور و اصفهان و قم كاشان و دامغان ناگهان زلزله شد و در دامغان از آن زلزله بيست و پنجهزار نفر زير آوار كشته شدند.

خواندمير (متوقفي بسال 941 دردهلي) در حبيب السر چنين شرح ميدهد «ابن جوزي درتنقيح از محمد بن حبيب هاشمي نقل نموده كه در ايام متوكل سيزده قريه از قراي قيروان بزمين فرو رفت چنانكه از ساكنان آن قراء زياده از چهل و دو نفر نجات نيافتند و در سنه اثني و اربعين و ماتين در دامغان زلزله اي واقع شد كه نصف عمارات آن بلد ويران گشت و ثلث ابنيه بسطام نيز بزلزله خراب شد و در ري و جرجان و نيشابور و صنعا نيز اين حادثه دست داد» اگر اين سه روايت كه دامغان در سالهاي 239 و 241 و 242 بعلت زلزله خراب و جمعيت زيادي از آن تلف شده درست باشد ميتوان گفت دامغان آنروزي از همه نظر مخصوصاً از جهه جمعيت و وسعت بمراتب از بخارا و بلخ بالاتر بوده ليكن تصور ميرود وقايع مذكور تنها يكبار اتفاق افتاده و اين اختلاف سال در اثر عدم دقت در ضبط تاريخ وقوع حادثه بوده است با وجود اين بايد اقرار كرد شهري كه بيك زلزله بيست و پنجهزار جمعيتش هلاك گردد دست كم بايد نزديك يك مليون ساكن داشته باشد. از اينها گذشته موقعيت طبيعي اين شهر نيز بويران شدنش كمك كرده چه همانگونه كه بيشتر اوقات سر راه بوددن بآباداني شهرها و آباديها ميافزايد گاهي نيز عكس احالت اتفاق ميافتد و بايد گفت متاسفانه سر نوشت تقدير دامغان چنين بوده است.

 

دامغان امروز

 

دامغان امروز شهريست سر راه تهران و مشهد كه تا پايتخت 343 كيلومتر فاصله دارد،‌ارتفاع ان از سطح دريا 115 مترو طول و عرض جغرافيائيش بترتيب 54 درجه و 19 دقيقه و 36 درجه و ده دقيقه ميباشد. دامغان بوسيلة رشته راه آهن تهران ومشهد بمركز مرتبط است. اينراه پس از عبور از سمنان و گذشتن از قسمتهاي كوهستاني وارد دشت نسبه همواري شده پس از آنكه از دامغان گذشت مجدداً با كوهها مصادف ميگردد و همين جاست كه مهندسين راه براي دوري جستن از كوه بريهاي پر زحمت و پر خرج راهرا از دامنه كوهها و برجستگيها كشيد و بشاهرود پيوسته اند. در 135 كيلومتر فاصله ميان سمنان و دامغان رويهم و يادوك 695 پل بزرگ و كوچك ساخته شده و نيز بين شاهرود و دامغان كه 65 كيلوميتر مسافتست 158 پل و 14 ويادوك بنا گريده و از اينرو ميتوان كمي بوضعيت طبيعي و پست و بلنديهاي اينحدود آشنا گرديد.بين دامغان و گرگان كه در شمال است بجهه وجود يك سلسله كوههاي مرتفع راه شوسه وجود ندارد و تها عبور و مرور از معابر تنگ و خطرناك كوهستانها انجام ميگيرد. آب اين شهر خوب و سازگار و هوايش تقريباً معتدل است اما چون در انتهاي دالاني از شعبات كوه البرز قرار گرفته پيوسته در معرض وزش بادهائيست كه تقريباً هميشه در اين معبر جريان دارد بدينجهه اغلب براي دامغان غبار آلود و پر از گرد و خاك ميباشد و بي شك همين آشفتگي تقريباً دائمي هواست كه افسانة چشمه بادخان را پديد آورده است. سرعت و شدت اين بادها گاه آنچنانست كه فضا را كاملا تيره و تار ميسازد و بهمين جهه است كه در دامغان در اشجار بلند مخصوصاً سپيدار  چنار كمتر ديده ميشود و بيشتر درختان كوتاه مانند انار، آلو، انجير، الو پرورش ميابد.قوت و مداومت باد را از خراشيدگيهائي كه بمرور روي جدارمناره هاي محكم پديد آمده ميتوان استنباط كرد.

بطوركيه قبلاً ذكر شد در دامغان همه گونه محصول عمل ميآيد پنبه و گندمش زياد و مرغوب و پسته اش از نظر خوبي جنس و خوشمزگي زبانزد همه جاست و گرچه در ادركان يزد و كرمان نيز پسته خوب و درشت بدست ميآيد اما عطر و طعم پسته دامغان را ندارد بعلاوه عمر درختان پستة دامغان بيشتر است ليكن اشجار پستة اين شهر هر سه يا چهارو گاهي پنج يا شش سال يكبار باور ميگردند و بسيار مواقع نيز در معرض سرمازدگي واقع شده و بي برك و بر ميشوند. انگور و زردآلوي دامغان خوبست . ميوه هاي ديگر نيز كم و بيش دارد مخصوصاً صيفي كاري آن در خور يادآوريست. صنايع دامغان تقريباً منحصر بهنرهاي دستي: چيت زني (نوعي قلمكاري) و بافتن پارچه هاي نخي است.

از لحاظ معدن دامغان بسيار غني است چه در كوههاي نزديك آن بيشتر معادن مخصوصاً سرب، آهن مغناطيس، طلا، زغال سنگ و غيره وجود دارد اما ساي ذغال سنگ كه باوسايل نقاص كمي استخراج ميگردد از معادن ديگر بهره برداري نميشود، معادن طلاي دامغان خيلي مهم و قابل استفاده است و اگر روزي دولت باستخراج آن اقدام نمايد سود سرشاري خواهد داشت. در ازمنه سابق مردم بطرزي بس ساده و عاميانه با شستن خاكهاي زردار طلا بدست ميآورده اند، اما اكنون اين كار متروك شده و كسي دنبال نميكند.

از مؤسسات مفيد اين شهر بيمارستان رضائي است كه يك ميليون ريال مخارج ساختمان و بعضي لوازم آنرا در ان اوايل سالهاي ساخت آقايان حاجي محمد علي و حاجي محمد حسين برادران رضائي پرداخته اند؛ پي ريزي اين بيمارستان از اول سال 1319 شروع و در  وقايع شهريور 1320 متوقف شده مجدداً از فروردين 1321 آغاز و تمام شده است.  
 www.damghancity.comمنبع

يکشنبه بیست و نهم 8 1390 18:57

 

دروازه ارگ سمنان - آكا ايران

دروازه ارگ سمنان

دروازه ارگ سمنان در شهر سمنان واقع است. اين بنا دروازه شمالي و تنها باقي مانده ارگ سمنان است كه در زمان بهمن ميرزاي بهاءالدّوله فرزند فتحعلي شاه قاجار، ساخته شده است.

darvazeharg-smnan-01_400


از نوشته كتيبه روي آن برمي‌آيد كه ساختمان آن در سال ۱۳۰۲ ه.ق، در زمان سلطنت ناصرالدين شاه قاجار و حكمراني انوشيروان ميرزا حكمران سمنان، دامغان، شاهرود و بسطام به اتمام رسيده است.

دروازه ارگ فعلي در واقع دروازه شمالي مجموعه ارگ دولتي قديم سمنان بوده است. امروزه از مجموعه ارگ دولتي كهن سمنان چيزي باقي نمانده است زيرا در زمان رضا شاه به هنگام ساخت و ساز خيابانها و بناهاي نو، تمامي اين مجموعه، به جز دروازه شمالي آن تخريب شد.

darvazeharg-smnan-02_400



 دروازه ارگ , بازمانده هنر دوران قاجار است كه در تقاطع خيابانهاي آيت الله طالقاني و شيخ فضل الله نوري واقع شده است . دروازه ارگ در گذشته درِ شمالي ارگ دولتي بود كه هنگام تخريب ارگ به سبب شكايت فرهنگ دوستان و پيگيري آنان از ويراني اين دروازه جلوگيري به عمل آمد . دروازه ارگ در زمان سلطنت ناصرالدين شاه قاجار و حكومت انوشيروان ميرزا  ضياءالدوله فرزند محمد رحيم ميرزا پسر دهم عباس ميرزا نايب السلطنه كه از سال 1300 تا 1305 هجري حاكم ايالت قومس بود بنا شد . اين دروازه دو نماي شمالي و جنوبي دارد كه نماي شمالي آن به مراتب زيباتر از نماي جنوبي آن است .

darvazeharg-smnan-03_400


دروازه ارگ در زمان سلطنت ناصر الدين شاه قاجار از سال 1300 تا 1305 هجري قمري (1258 تا 1263 هجري شمسي) بنا شد. بناي اصلي د روازه ازآجر به ارتفاع بيش از 7 متر ساخته شده است. يكي از شاهكارهاي اين بناي تاريخي، سر در جالب توجهي است كه در آن تصوير تاريخي نبرد رستم و ديو سپيد به طوري خيره كننده روي كاشي هفت رنگ منقوش است. درهاي دروازه ارگ از الوار قطوربا گل  ميخهاي آهني است. بعد از انقلاب اسلامي، اين بنا از سوي سازمان ميراث فرهنگي استان، مرمت و بازسازي شد

يکشنبه بیست و نهم 8 1390 18:55

 

سمنان گرمسار - آكا ايران

شهر سمنان مركز استان سمنان و نيز مركز شهرستان سمنان است. اين شهر در جنوب رشته كوه البرز و شمال دشت كوير در راه تهران به خراسان قرار گرفته است. آب و هواي آن خشك و معتدل مي‌باشد.


موقعيت جغرافيايي
اين شهر در حد فاصل دو شهر دامغان و گرمسار در طول جغرافيايي ۵۳ درجه و ۲۳ دقيقه و عرض جغرافيايي ۳۵ درجه و ۳۴ دقيقه واقع شده و ارتفاع متوسط آن از سطح دريا ۱۱۳۰ متر است. همچنين فاصله آن تا تهران ۲۱۶ كيلومتر است و به راه آهن سراسري تهران_مشهد، متصل مي‌‌باشد.

semnan_-_darvazeharg


شهر سمنان مركز استان سمنان و نيز مركز شهرستان سمنان است. اين شهر در جنوب رشته كوه البرز و شمال دشت كوير در راه تهران به خراسان قرار گرفته است. آب و هواي آن خشك و معتدل مي‌باشد.


موقعيت جغرافيايي
اين شهر در حد فاصل دو شهر دامغان و گرمسار در طول جغرافيايي ۵۳ درجه و ۲۳ دقيقه و عرض جغرافيايي ۳۵ درجه و ۳۴ دقيقه واقع شده و ارتفاع متوسط آن از سطح دريا ۱۱۳۰ متر است. همچنين فاصله آن تا تهران ۲۱۶ كيلومتر است و به راه آهن سراسري تهران_مشهد، متصل مي‌‌باشد.


مردم
جمعيت شهر سمنان بر اساس نتايج سرشماري سال ۱۳۸۵ خورشيدي، بالغ بر ۱۲۶٬۷۸۰ نفر بوده‌است.(جمعيت شهرستان: ۱۹۱,۶۱۸ نفر)

نژاد مردم سمنان آريايي است و به زبان سمناني سخن مي‌‌گويند. زبان سمناني به علت ويژگي خاص خود مورد توجه دانشمندان و ايران شناسان بسيار قرار گرفته است. اين زبان از زبانهاي ايراني شاخه شمال باختري است.

ايران‌شناسان زيادي چون پرفسور كريستن سن هوتوم سيندلر، ويلهلم ليكر، جرج مورگن و استايرن تحقيقات جامعي درباره زبان سمناني انجام داده‌اند. نكته قابل ذكر اينكه اگرچه زبان سمناني هنوز هم توسط مردم سمنان تكلم مي‌‌شود، اما نسل جديد سمناني‌ها با وجود فهميدن آن به اين زبان باستاني سخن نمي‌گويند.

در اين شهر درصد سواد بسيار بالا است و يكي از شهرهاي معروف ايران در زمينه كاهش بيسوادي است. صنايع توليدي دستي اين شهر عبارت‌اند: از كرباس پارچه‌هاي پشمي، چادر شبهاي پشمي و ابريشمي و پلاس نمد و قالي بافي.

آب و هوا
آب و هواي اين شهر در تابستان گرم و در زمستان نسبتاً سرد مي‌‌باشد. بارندگي‌هاي اين شهر در فصول سرد سال صورت مي‌گيرد و ميزان متوسط بارندگي سالانه آن ۱۴۰ ميليمتر مي‌‌باشد. متوسط درجه حرارت سالانه ۷/۱۷ درجه سانتيگراد است و اين در حالي است كه حداكثر مطلق حرارت ۵/۴۴ درجه سانتيگراد و حداقل مطلق ۴/۶- درجه سانتيگراد گزارش شده است. همچنين متوسط تعداد روزهاي يخبندان در طول سال در حدود ۴۸ روز مي‌‌باشد.


مكان هاي تاريخي
شهر سمنان ۷ محله معروف قديمي دارد به‌نام‌هاي اسفنجان (اسپنژان)، لتيبار، شاهجو، ناسار، زاوغان، كوشمغان و كديور

اين شهر علاوه بر زيبايي‌هاي طبيعي با سابقه تاريخي چند هزار ساله به دليل واقع شدن در گذر حوادث ناشي از لشكركشي‌ها و مهاجرت‌هاي بين شرق و غرب و مهم تر از همه داشتن تاريخ تمدن ديرينه داراي آثار باستاني متعدد ديدني مربوط به دوره‌هاي مختلف تاريخ است كه مبين قدمت كهن آن است:

مسجد جامع سمنان
منار سلجوقي مسجد جامع
مسجد امام سمنان(مسجد شاه يا سلطاني)
آرامگاه شيخ علاءالدوله سمناني
گرمابه پهنه سمنان
دروازه ارگ سمنان
بازار سمنان
بازار شيخ علاءالدوله
قلعه‌هاي سارو
قلعهٔ پاچنار
برج چهل‌دختران
قلعه كوشمغان
دژچرمينه
قلعه كهن‌دژ
قلعه زاوغان
آرامگاه پير نجم‌الدين
كاروانسراي سنگي آهوان (مربوط به قرن پنجم هجري)
كاروانسراهاي شاه عباسي (صفويه)
از جمله مهم‌ترين بناهاي باستاني شهر سمنان است. علاوه بر اينها مي‌‌توان به آب انبارها، قنات‌هايي با معماري منحصر به فرد و بافت قديم سمنان نيز اشاره كرد.


وجه تسميه
درباره وجه تسميه نام سمنان كه به اين منطقه اطلاق مي‌‌شود، عقيده‌ها و نظرهاي گوناگوني رايج ومعمول است كه به برخي از آن‌ها اشاره مي‌‌شود:

در گذشته‌هاي دور در محل آتشكده بزرگ هريس در كومش (سمنان) شهري عظيم با بت خانه‌اي بزرگ با ساختماني رفيع و با شكوه وجود داشته است. به همين علت احتمال مي‌‌رود كه مردم اين سرزمين قبل از ظهور زرتشت، داراي مذهب «سمتي» يا «سمينه» بوده‌اند و بت خانه بزرگ آنان در محل سمنان فعلي واقع بوده است.
برخي ديگر بر اين باورند كه سمنان در اصل «سكنان» منسوب به طوايف سَكَه‌ها مي‌‌باشد و الف و نون آن نشانه نسبت و مكان است كه در واژه‌هاي گيلان و غيره مشاهده مي‌‌شود.
عده‌اي ديگر از اهالي سمنان عقيده دارند كه نام قديم سمنان (سيم لام) بوده كه بناي آن به دست دو نفر از فرزندان نوح پيغمبر به نام‌هاي (سيم النبي) و (لام النبي) انجام گرفته كه مقبره آنان در كوه‌هاي شمال شرقي سمنان در محلي موسوم به پيغمبران واقع است. بر اين اساس كلمه (سيم لام) در اثر كثرت استعمال به مرور زمان به سمنان تبديل شده است.
برخي نيز افسانه بناي اوليه را به دو هزار سال قبل از ميلاد مسيح به دستور تهمورث ديوبند نسبت داده اند. در آن زمان شهر را به سمينا نام گذاري نموده‌اند كه به مررو زمان به سمنان تغيير يافته است.
روايت ديگر حاكي از اين است كه نام قديم سمنان در زبان محلي «سه مه نان» بوده و منظور ساكنان آن اين بوده است كه محصولات كشاورزي اين منطقه نان و آذوقه اهالي را بيش از سه ماه تأمين نمي‌كند. بعدها به مرور زمان «سه مه نان» به سمنان تغيير يافته است. به هر حال آن چنان كه از منابع و كتب تاريخي استنباط مي‌‌شود سمنان يكي از مناطق كهن و قديمي ايران است كه در درازاي تاريخ فراز و نشيب‌هاي زيادي را پشت سر گذاشته است.

جاذبه هاي گردشگري سمنان

- قله هاي نيزوا – قدمگاه – نرو ارم – سياهكوه مرغك و فيل كوه - چشمه معدني تلخاب ، شورآب ، نمك دره - چشمه هاي آب مراد – آب قولنج – آب گرم و آب سرد سمنان - چشمه شيخ چشمه سر شهميرزاد – چشمه روزيه – چشمه هوا خورسو – چشمه جوين – چشمه امام زاده زيد – چشمه امام زاده عبدالله - پارك جنگلي سوكان – پارك جنگلي كومش – پارك جنگلي محلات - غار دربند- منطقه حفاظت شده پرور - قلعه سارو- قلعه كوش مغان – قلعه لاسگرد قلعه پاچنار حمام پهنه و گرمابه حضرت – حمام ناسار – حمام قلي – حمام نخست - آب انبار سرخه – آب انبار ناسار – آب انبار كارخانه - آب انبار كهنه دژ – آب انبار توكلي - برج چهل دختران - تپه ناسار- كاروان سراي شاه عباسي – كاروان سراي لاسگرد – كاروان سراي شاه سليماني و شيخ علاءالدوله - دروازه ارگ – ارگ علاء - مدرسه حاج فتحعلي بيگ – مدرسه صادق خان - آتشگاه سمنان - دارالحكومه سمنان - يخدان آتشگاه

يکشنبه بیست و نهم 8 1390 18:53

 

شهميرزاد سمنان - آكا ايران

شَهميرزاد از شهرهاي استان سمنان است. اين شهر از نظر گردشگري و كشاورزي داراي اهميت مي‌باشد. شهميرزاد در شهرستان مهديشهر و در ۲۴ كيلومتري شمال سمنان (۷ كيلومتري شمال مهديشهر) و ۱۴۰ كيلومتري جنوب شهرستان ساري واقع شده‌است.

درباره شهميرزاد
هواي آن نسبت به سمنان كه گرم و خشك است معتدل‌تر و از لحاظ پوشش گياهي سبز و خرم‌تر است و داراي بزرگ‌ترين باغ گردوي جهان (با تاييد فائو ) مي‌باشد كه مساحت آن حدود ۷۵۰ هكتار است و تمامي هزينه‌ها و زحمت آن را مردم همين شهر كشيده‌اند.

 

درگذشته اين شهر جزيي ازمناطق هزارجريب طبرستان بوده‌است و نام‌هايي از قبيل سامار و شامار و شهمارفريم را داشته‌است و طبق كتاب سربداران از آبادترين شهرهاي قديم طبرستان بوده‌است .

در جلسهٔ هيئت وزيران در تاريخ ۲۳ خرداد ۱۳۸۶ كه در سمنان برگزار شد، اين شهر به استناد مادهٔ ۸ قانون تشكيل سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري، به‌عنوان شهر نمونهٔ گردشگري تعيين شد

يکشنبه بیست و نهم 8 1390 18:51

ميامي استان سمنان - آكا ايران

ميامي از شهرهاي استان سمنان است. اين شهر در بخش ميامي در شهرستان شاهرود قرار گرفته است. جمعيت اين شهر بر طبق سرشماري سال ۱۳۸۵، برابر با ۴٫۳۵۴ نفر بوده است. اين شهر داراي جاذبه‌هاي گردش گري زيبايي مي‌باشد كه از جمله آنها مي‌توان شاه‌عباسي و در عمارت، آب انبار و ... را نام برد.

شنبه بیست و یکم 8 1390 21:53

مجن سمنان - آكا ايران

مُجــِن از شهرهاي استان سمنان است. اين شهر در ۳۵ كيلومترى شمال غربى شاهرود، در بخش بسطام در شهرستان شاهرود قرار گرفته است. جمعيت اين شهر بر طبق سرشماري سال ۱۳۸۵، برابر با ۵٫۵۲۸ نفر بوده است

اين شهر به دليل قرار گرفتن در منطقه كوهستاني، شهري بن‌بست است و تنها راه ارتباطي آن جاده‌اي آسفالت است كه مجن را به شاهرود و بسطام ارتباط مي‌دهد.

مجن در ميان دره نسبتاً پهناوري ميان دو رودخانه پي‌حصار و پيش‌ده بنا شده است. شغل اكثر اهالى آن، كشاورزى، باغدارى و دامدارى است. محصولات كشاورزي آن، سيب زميني و گندم و محصولات باغي شامل زردآلو، گيلاس و آلبالو است.

مجن بناهايى پلكانى و معمارى ويژه (شبيه به شهر ماسوله) دارد. در بافت قديمى شهر ديوارها و سقف اتاقها با خاك قرمز و زرد تزئين شده‌است


مناطق ديدني
چشمه گرآب
منطقه گردشگرى «فرحزاد
آبشار تنگه داستان
چشمه هفت رنگ
آبشار مصنوعى
امامزاده ابراهيم
مقبره زيارتي پير

ويكيپديا

شنبه بیست و یکم 8 1390 21:52
X