معرفی وبلاگ
ایران تونگین ولعل دنیاهستی//ایران توفریبنده وزیباهستی نام تونکوست چون کهن ایرانی//تاریخ خجسته یل وشیرانی// مهدهنری نقش جهان درگاهت//شیرازوسپاهان اثرزیبایت// هرکس گذرش درتورسدمی بیند//ازشاخه زیبات گلان می چیند// هردم که نظردررخ توبنماید //مدهوش تووجلوه کویت باشد// آثارتوزیباونکودرهمه جاست//هرشهربه آثارخوشت می نازد// مهمان چوبه این نغمه سرا بازآید//درکوی توگرددبری ازغم یادش// اثرمدیروبلاگ محمدعلی حاجیان
دسته
لرنيگ سنترمرجع تخصصي آموزش هاي وب
رابين وب آموزش برنامه نويسي وب
وبلاگ آي كامپ
آموزش ويديويي فتوشاپ،فلش و...............
Cg TV
قوي ترين و بهترين سايت آموزشي كشور
ايران سرزمين – آموزش طراحي صفحات وب
سايت تخصصي آموزش جاوااكسريپت،وب وطراحي
ايران سرزمين
بوق بوق ايران
ايران شناسي
ايرانگردي
ايران هميشه جاويدان
پايتخت فرهنگي جهان اسلام
ايرووون
4چشم
ميهن ما
توريسم ايران
هنرصنايع دستي وخانواده
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 2006483
تعداد نوشته ها : 2866
تعداد نظرات : 135

JavaScript Codes
Rss
طراح قالب

قلعه ايرج ورامين

تهران هم قلعه دارد!

تهران اگرچه مثل تمام پايتخت هاي دنيا شلوغ ترين و ماشيني ترين شهر كشور است اما هنوز در حاشيه اين شهر مي توان آثار باستاني جالبي را ديد كه بهانه خوبي براي سفرهاي اكتشافي و يك روزه پايتخت نشينان جور مي كنند. اگر براي تعطيلات آخر اين هفته خود هنوز برنامه اي نچيده ايد، پيشنهاد مي كنيم بار و بنديلتان را به مقصد ورامين ببنديد تا يكي از قديمي ترين  قلعه هاي اين شهر را از نزديك ببينيد. دژ بزرگي به نام ايرج كه بيش از دوهزار سال عمر دارد.

 

 

قلعه ايرج يكي از بي نظير ترين قلعه هاي خشتي جهان است كه با وسعت 200 هكتار در ابعاد 1200 در 100 متر در شمال شرقي ورامين جا خوش كرده است. اين قلعه كه عمر آن به دوره ساساني مي رسد، در گذشته چهار دروازه داشته كه اين روزها تنها دروازه اصلي باقي مانده است.

تهران هم قلعه دارد!

براي ديدن قلعه ايرج بايد به نزديكي پيشواي ورامين در استان تهران برويد و سري به روستاي جعفرآباد بزنيد. اين قلعه در سمت شمال جاده ارتباطي ورامين به پيشوا قرار دارد و در 4 جهت بنا، دروازه‌هايي به منظور فراهم ساختن امكان ورود و خروج به درون آن ساخته شده است. از چهار دروازه تنها دروازه اصلي كه در شمال شرقي واقع شده، باقي مانده است.

قلعه ايرج پلاني مستطيل شكل دارد كه با خشت و گل ساخته شده و يكي از بزرگ‌ترين قلعه‌هاي ايران به حساب مي‌آيد. حتي عده اي از باستان شناسان معتقدند كه اين قلعه همان دژ وارنا (يا به تعبير محققان ورامين) است كه در «ونديداد» نام آن آمده است. در اين كتاب آمده است: «اهورا مزدا گفت: قلعه اي چهار گوش آفريدم به نام وارنا...».

تهران هم قلعه دارد!

كلايس، باستان‌شناس اروپايي در مورد قلعه ايرج گفته است: «ابعاد داخلي شمال - جنوب قلعه ايرج ورامين 1214 متر و ابعاد شرقي - غربي آن 1150 متر است كه با هيچ يك از قلعه‌هاي خشتي و تاريخي جهان قابل مقايسه نيست.»

از اين قلعه بزرگ تنها حصار آن با چهار دروازه باقي مانده كه اين حصار داراي ضخامتي بين 17 تا 22متر و بيشترين ارتفاع آن 16متر است. نماي بيروني حصار در چهار طرف 146 برج و نيم دايره اي دارد كه حد فاصل هر دو برج با چهار طاق‌نما تزئين شده كه اين طاق‌نما در بعضي قسمت‌ها به صورت دو طبقه است.

تهران هم قلعه دارد!

درون ديوارهاي قطور قلعه هم راهروهايي تعبيه شده كه برجك‌هاي ديده‌باني را به هم وصل مي‌كرده است. ملات ديوارها از خشت و آجر است. در بيرون محوطه قلعه نيز سنگرهايي قرار دارد.

اين قلعه در سال هاي گذشته به علت نبود حفاظت هاي ضروري به شدت آسيب ديده و با وجود وي‍ژگي هاي منحصر به فرد آن چندان مورد رسيدگي سازمان ميراث فرهنگي قرار ندارد.

 

برگرفته از همشهري آنلاين، خبرگزاري ميراث فرهنگي

دسته ها :
شنبه سیم 7 1390 23:24

برج كشمر تقويم باستاني خراسان



برج كشمر

 


براي اين كه بدانيد در چه زماني از روز هستيد كافي است نگاهي به ساعت مچي يا به ساعت ديجيتال تلفن همراهتان بياندازيد. اگر گوشي تلفنتان تقويم شمسي داشته باشد با استفاده از آن به راحتي مي توانيد بفهميد كه امسال سال كبيسه است يا نه و تشخيص اين كه در چه فصلي از سال هستيم از همه آن ها ساده تر است


 

 

 

 

 اما در گذشته همه چيز به اين سادگي نبود. كشاورزان نيازمند اين بودند كه فصل ها را بشناسند اما براي تشخيص ماه ها و فصل هاي سال نمي توانستند چندان روي تغييرات آب و هوايي حساب كنند. براي همين ستاره شناسان دستگاه هايي را اختراع كردند كه مثل گوشي تلفن همراه شما در جيب جا نمي شد. اين ابزار دقيق برج هايي بودند كه با استفاده از علوم مختلف هندسه، رياضيات و معماري ساخته مي شدند تا با بررسي تغييرات نور آفتاب كه به داخل اين برج ها مي تابيد اوقات سال را تعيين و زمان بندي كنند.

برج كشمر

يكي از اين شاهكارهاي مهندسي و فني برج كشمر است و اگر آدرس دقيق آن را مي خواهيد بايد بدانيد كه در استان خراسان رضوي در نزديكي شهرستان كاشمر و در شمال شرقي بردسكن در روستايي به همين نام قرار دارد.

اين بنا كه در گذشته تصور مي شد مقبره يكي از بزرگان سلجوقي است بر فراز بقايا و آوارهاي قلعه‌اي كهن به نام كوشك ساخته شده و از ديدگاه معماري با برج رادكان در چناران قابل مقايسه است. بنا فاقد كتيبه است و بيشتر نشان دهنده اسلوب معماري در قرن هفتم هجري است.

برج كشمر

معماري اين برج كه 18 متر ارتفاع دارد به سبك برج رادكان است. شكل درونى برج، هشت‌گوش است و داراي 42 متر محيط خارجي و 21 متر محيط داخلي مي‌باشد. نماي خارجي پوششي مخروطي شكل دارد و از آجر ساخته شده است. بنا دو جداره است كه از جدار داخلي طاقي‌هايي به داخل بنا ساخته شده.

راهروي پلكاني و مارپيچ بين دو جداره صعود به پوشش اول را مهيا مي‌كند. بدنه بنا داراي دو قسمت است كه قسمت پايين دوازده ضلعي است و پايه بنا را تشكيل مي‌دهد، قسمت بالاي پايه، بدنه اصلي و داراي 48 ترك به شكل نيم ستون مي‌باشد.

برج كشمر

برج از داخل داراي 3 طبقه و ارتفاع تيزه اصلي گنبد تا كف 31 متر است. معماري اين بنا به معماري سبك سلجوقي نزديك است.

مطالعات نشان داده كه لحظه سال تحويل را در روز اول بهار از روي اين برج و در محل يكي از طاقچه‌هاي آن با استفاده از نور خورشيد تعيين مي‌كرده‌اند.

بعد از استفاده هاي علمي برج كشمر مي توان ادعا كرد كه در گذشته از اين برج به عنوان يك نشانه و تابلو براي راهنمايي مسافران مركز ايران به نيشابور هم استفاده مي شده است.

برج كشمر

برگرفته از مهر، همشهري آنلاين
منبع:tebyan.net

 

شنبه سیم 7 1390 23:22

زيارتگاههاي شمال تهران

زيارت در ييلاق هاي شمالي

 

 

شمال تهران با آب و هواي لطيف و كوهستاني اش اگرچه روزگاري تفرجگاه ييلاقي مردم به شمار مي رفت، اما شايد مهم تر از آن وجه زيارتي شميرانات بود كه باعث مي شد مردم از هر طبقه اجتماعي به اين دهستان شمالي سفر كنند و آخر هفته خود را با زيارت و سياحت در امامزاده هاي اين منطقه بگذرانند.

 

 

 

معروف ترين و پرترددترين زيارتگاه شميران امامزاده صالح(ع) است اما بد نيست بعد از مرور كوتاهي بر ويژگي هاي تاريخي اين مكان مقدس نگاهي هم به امامزاده هاي ديگر شميرانات داشته باشيد و يكي از روزهاي آخر هفته تان را به گشت و گذار در اين گردشگاه هاي زيارتي اختصاص دهيد.

امامزاده صالح (ع)

 امامزاده صالح بقعه اي منسوب به برادر امام رضا (ع) و پسر امام موسي كاظم (ع) است كه درست در ابتداي پل تجريش قرار گرفته است. گفته مي‌شود كه سر اين امامزاده در اين آرامگاه مدفون است و بدن او در آرامگاهي با نام مشابه واقع در ميدان عالي قاپو اردبيل.

اما بناي بقعه اصلي اين زيارتگاه، يك ساختمان چهارگوش بزرگ و مستحكم را شامل مي شود كه با ديوارهاي قطور ساخته شده و معماري آن به سده هفتم و هشتم مي رسد.

زيارت در ييلاق هاي شمالي

ايوان ورودي و رواق در سمت شمال حرم قرار دارد و بالاي حرم در رواق، لوح مستطيل خشتي كاشي‌كاري شده‌است كه تاريخ 1210هجري قمري و نام فتحعلي شاه بر آن حك شده‌است. بر اساس اين كتيبه هلاكو ميرزا فرزند فتحعلي‌شاه قاجار در سال 1210هجري قمري، باني بازسازي و آذين‌كاري اين بنا بوده‌است.

مهم ترين نماد زيارتگاه امام زاده صالح(ع) درخت تنومند و پير حياط آن بود كه سال ها پيرمرد كفاشي در اين درخت زندگي مي كرد و به كسب و كارش مي پرداخت اما متاسفانه بعد از تغيير شكل ميدان تجريش و ايجاد فضاهاي جديد، درخت چنار قطع شد تا اين زيارتگاه يكي از ماندگارترين نمادهاي طبيعي اش را از دست بدهد.

بد نيست بدانيد كه صحن و حياط اين بقعه در گذشته به عنوان گورستان عمومي مردم شميرانات مورد استفاده قرار مي گرفت اما در بيست سال اخير سنگ بيشتر اين گورها برداشته شده اند و تنها چند نمونه از آنها كه جنبه تاريخي يا ارزشي داشتند، باقي مانده اند. مثل آرامگاه شهداي گمنام، سنگ قبر محمدولي خان تنكابني (سپهسالار اعظم) و...

امامزاده قاسم(ع)

امامزاده قاسم (ع) را بايد در خيابان دربند زيارت كنيد. جايي كه محله اي به همين نام ساخته شده و از مناطق خوش آب و هواي شمال تهران به حساب مي آيد. البته در مورد هويت شخصي و تاريخي امام‌زاده قاسم(ع) اطلاعات دقيقي در دست نيست‌. عده‌اي ايشان را قاسم‌بن حسن‌بن علي‌بن ابي‌طالب مي‌دانند كه همراه امام‌حسين‌(ع‌) در واقعه كربلا شهيد شده اما به روايتي ديگر او ئاز نوادگان شهربانو، دختر يزدگرد سوم‌ است‌.

با تمام اين ها، شهرت اين بنا مربوط به سال963 ه.ق، است كه شاه طهماسب صفوي بناي اوليه را تأسيس كرد و دستور ساخت مقبره و ضريح را داد. دومين بازسازي به دستور فتحعلي‌شاه قاجار انجام شد.

زيارت در ييلاق هاي شمالي

امامزاده اسماعيل (ع)

بقعه متبركه امامزاده اسماعيل (ع) در خيابان قلهك، خيابان امامزاده، انتهاي پارك زرگنده قرار دارد. گفته مي شود كه ايشان از نوادگان امام زين العابدين(ع) هستند و در سال 85 ق وفات يافته اند. بناي بقعه با مساحت 250 متر مربع به صورت چهار ضلعي است و ضريح فلزي آن با اشعار و كتيبه هاي قرآني تزيين شده است.

اين بقعه داراي دو ايوان ستوندار است كه بر روي ديوارهاي آن كتيبه هاي كاشيكاري قرار دارد. گنبد كوچك اين بنا داراي كاشي هاي سبز و لاجوردي و كتيبه اي قرآني است كه دور تا دور پايين گنبد را پوشانيده است. تمام اين تزيينات و ملحقات در سال هاي اخير اضافه شده اند.

زيارت در ييلاق هاي شمالي

امامزاده ابوالقاسم (ع)

بقعه متبركه امامزاده ابوالقاسم قاضي العباد(ع) را احتمالا خيلي از دانشجويان مي شناسند. امامزاده اي ملقب به قاضي صابر(ع) كه در ده ونك پشت دانشگاه الزهرا(ع) قرار دارد. ايشان به نقل از نهايه الاعقاب در همان روستا متولد شدند و بنا بر زيارتنامه موجود از نوادگان امام زين العابدين (ع) هستند.

بقعه ايشان در سال 1302 ه.ق به وسيله مرحوم ميرزا يوسف مستوفي الممالك صدر اعظم ناصر الدين شاه قاجار ساخته شده كه سنگ مرمر با خطوط و اشعار شيوا و ضريح چوبي و تزيينات كاشيكاري و حسن سليقه فراوان در آن به كار برد.

زيارت در ييلاق هاي شمالي

امام زاده عزيز(ع)

براي زيارت اين امامزاده بايد سري به تپه هاي شمال شرقي اوين در مجاورت روستاهاي اوين و دركه بزنيد و اين بقعه را در ميان درختان حياط دانشگاه شهيد بهشتي ببينيد. امامزاده عزيز (ع) از نوادگان امام موسي كاظم(ع) است كه بناي اصلي بقعه ايشان قبري كوچك و مستطيلي با سقف گنبدي بيضي شكل است.

بناي اوليه اين بقعه مربوط به قبل از دوره قاجار است كه در سال هاي بعد در دوطرف شرق و غرب اين قبر دو اتاق  ساده اضافه و ايوان پهن و وسيعي هم با جرزهاي سنگي و نرده چوبي ساده در قسمت جنوب بقعه، مشرف به قريه اوين ساخته شده است. به دليل شكل و رنگ سرخ گنبد شيرواني بقعه امامزاده عزيز(ع)، مردم بومي اين بقعه را به نام امامزاده اناري مي شناسند. بنابر زيارتنامه موجود، ايشان عموي گرامي امامزاده مطيب(ع) است كه مرقد آن حضرت هم در روستاي اوين قرار دارد.

امام زاده مطيب(ع)

امام زاده مطيب(ع) از نوادگان امام موسي كاظم (ع) است كه بقعه ايشان در نزديكي ميدان عطاءالدين، خيابان شهيد كچويي در روستاي اوين، 3 كيلومتري شمال ونك در دامنه كوه هاي مشرف بر روستاي دركه قرار دارد. جايي كه با سفر به آن مي توانيد هم زمان فرصت زيارت و گشت و گذار در هواي خوب دركه را پيدا كنيد.

اين بقعه در گذشته اتاق سنگي ساده مستطيل شكلي به مساحت 70 متر بود كه ايوان ورودي آن رو به مشرق باز مي شد و متناسب با اين فضا، ضريح و مرقد هم به صورتي ساده و فاقد تزيينات ساخته شده بود. نسبت امامزاده در زيارتنامه، مطيب بن زيدبن محسن بن موسي الكاظم (ع) ذكر شده است.

زيارت در ييلاق هاي شمالي

امام زاده محمد ولي(ع)

اگر گذارتان به دركه افتاد، مي توانيد به زيارت امام زاده محمد ولي(ع) هم برويد كه در مركز روستاي دركه و بر دامنه هاي غربي آن قرار دارد. آن حضرت از نوادگان امام زين العابدين (ع) هستند بناي فعلي بقعه شان چندان قديمي نيست و حدود 70 متر مربع مساحت دارد.

اين بقعه يك حرم مستطيل شكل دارد كه به دليل مورب بودن گوشه هاي آن به صورت هشت ضلعي درآمده است. ورودي حرم از طرف شمال است و ايوان خوش منظره اي در جلوي آن قرار گرفته است كه جاذبه هاي طبيعي آن را چند برابر مي كند.

منبع :تبيان

دسته ها :
شنبه سیم 7 1390 23:21

زيارتگاه امام زاده يحيي شهرري

زيارتگاه هاي دنج پايتخت

 

 


تهران با تمام دود و دم و شلوغي سرسام آورش، هنوز گوشه و كنارهاي دنجي دارد كه مي توانيد به آنها پناه ببريد و چند ساعتي را فارغ از هياهوي شهر خلوت كنيد. امامزاده هاي مقدسي كه در گوشه و كنار پايتخت قرار دارند، بهترين گزينه براي يك سفر نيم روزي با رنگ و بوي زيارت هستند.


 

 

امام زاده يحيي

امامزاده يحيي نام بقعه ابوالقاسم عزالدين يحيي است كه در كوچه‌اي به همين نام در خيابان ري، نرسيده به خيابان شهيد مصطفي خميني قرار دارد. در محله اي  قديمي و تاريخي كه به آن عودلاجان گفته مي‌شود و اين روزها در حال نوسازي است.

نسبت ابوالقاسم عزالدين يحيي كه از نقباي شهرهاي قم و ري بوده است، به امام زين العابدين مي‌رسد و گفته مي‌شود كه برادر ايشان است. درباره نام و نسب شريف امامزاده يحيي آمده است كه: اين بزرگوار با 15 واسطه به امام چهارم مي‌رسد و پس از پدر نقابت طالبيه ري، قم و آمل را به عهده داشته و به سال 592 ه ق به دست علاءالدين تكش خوارزمشاه به شهادت رسيده است.

بنابراين سنگ بناي اوليه  اين زيارتگاه 800 سال پيش و در دوران خوارزمشاهيان گذاشته شد اما بناي زيارتگاه كه در حال حاضر داراي يك صحن وسيع، مسجد، ايوان، رواق، ضريح، حرم آيينه كاري، سرداب، گنبد كاشي مخروطي شكل و سقاخانه است به دوره مغول مي رسد. در زمان قاجاريه‌، نماي خشتي برج تغيير و ايوان‌، اتاق‌ها و ساير متعلقات افزوده شد و اين روزها با افزودن ساير تزيينات و بناهاي ديگر مثل آينه‌كاري‌، كاشي و معرق‌، مسجد و موزه و كتابخانه بقعه به بنايي اصيل و به ياد ماندني تبديل شده است و حرم با آينه‌كاري زيبا يادآور فضايي آرام به دور از دغدغه‌هاي خيابان‌هاي اطراف امام‌زاده است. در اين امام‌زاده علاوه بر بقعه امام‌زاده يحيي‌، مقبره مرحوم بهاءالملك همداني و مرقد امام‌زاده محمد نيز وجود دارد.

زيارتگاه هاي دنج پايتخت

بناي قديمي اين بقعه شامل برج خشتي هشت ضلعي متعلق به قرن هفتم هجري است كه مانند بناهاي ديگر عصر مغول، يك گنبد آجري 12 ضلعي هرمي شكل بر بالاي آن قرار داشت. در عهد قاجاريه هم اطراف اين برج را با كاشيهاي هفت رنگ مزين ساخته بودند. اينك در محل برج خشتي و قبلي، بقعه هشت ضلعي كنوني ساخته شده است.

بر روي در قديمي بقعه كه چندان بزرگ نبوده، در دو كتيبه كوچك به خط ثلث نوشته‌اند: باني بقعه خشتي قديم شخصي به نام قرابشاره بوده و معمار آن، ديو حسن نام داشته است. صندوق منبت عتيقه امامزاده يحيي چنان كه در كتيبه آن اشاره شده به دستور ملكشاه غازي در سال 895 ه ق به وسيله دو برادر به نام‌هاي استاد حسين و استاد محمد لواساني ساخته شده است.

در كنار اين امام‌زاده‌، كهن‌ترين چنار زنده قرار دارد. اين درخت كه در فهرست وزارت فرهنگ و اداره باستان‌شناسي با شماره سه و در سال 1330، به ثبت رسيده است‌، حدود 800سال عمر دارد و قطر آن به حدود هفت متر مي رسد‌.

براي زيارت امامزاده يحيي بايد به نشاني خيابان پانزده خرداد، خيابان امام‌زاده يحيي و بناي امام‌زاده يحيي برويد.

 

 

امامزاده پنج تن لويزان

امامزاده پنج تن لويزان در منطقه لويزان‌، خيابان شعبانلو قرار دارد. در اين زيارتگاه كه روي تپه‌ قرار گرفته، مرقد پنج برادر به نام‌هاي سالم‌، ابوطالب‌، صائم‌، رحيم و حسين قرار دارد. آنها همگي پسران شيث‌، فرزند كاظم‌، فرزند علي‌بن‌الحسين زين‌العابدين‌(ع‌) هستند اما اطلاعات بيشتري در اين مورد در كتاب هاي نسب شناسي ذكر نشده است.

بناي اين امام‌زاده تاريخي 130 سال عمر دارد و در آن بقعه‌اي چهارگوش با پوشش گنبدي به چشم مي خورد. ضريح آن مشبك و معروف به جعفري و سبز رنگ است كه به صورت مربع در عهد قاجاريه ساخته شده است‌. اما به تازگي ساختمان بقعه بازسازي شده و در چهار ضلع بنا چهار طاق نما ساخته شده است كه درب ورودي روضه در طاق نماي جنوبي قرار دارد. فضاي روضه نسبتا وسيع است و در انتهاي آن ضريح فلزي بر روي پنج صورت قبر قرار گرفته است.

اين امام‌زاده درسال 1376 ، بازسازي شد و مساحت آن به 460 مترمربع افزايش يافت و تزيينات داخلي نيز به صورت آينه كاري درآمد. گورستان عمومي لويزان هم در كنار امام‌زاده پنج تن قرار دارد و مساحت آن به 3 هكتار مي‌رسد. 

زيارتگاه هاي دنج پايتخت

امامزاده اهل بن علي

امامزاده اهل بن علي را مردم جنوب شهر خوب مي شناسند. اين امامزاده كه در ميان مردم به اهلعلي معروف است، در خيابان خاوران‌، ايستگاه امير سليماني‌، خيابان انور زاده (دولاب‌) قرار دارد و گفته مي شود متعلق به يكي از نوادگان حضرت علي (ع‌) است‌.

اين بقعه گنبدي پوششي دارد و قسمت كمي از بالاي گنبد با كاشي فيروزه‌اي پوشيده شده و بقيه بقعه آجري است‌. به جز گنبد كه از 200سال پيش به جا مانده، بقيه بنا و محوطه در حال بازسازي است‌ و كل محوطه جزء آثار ميراث فرهنگي به شمار مي آيد. در صحن امام‌زاده‌، گورستان كوچكي قرار دارد كه گفته مي شود قدمت آن به 200 سال قبل مي رسد.

بر ديوار طرفين ايوان اين زيارتگاه دوازده بيت شعر به خط نستعليق بر كاشي هاي خشتي نوشته شده كه تاريخ آنها به سال 1308ه.ق مي رسد. همين اشعار را در سال 1324 با مختصر تغييراتي در برخي كلمات و تعويض نام متولي، به خط نسخ بر كاشي نوشته و بر بالاي سر در ورودي محوطه بقعه نصب كرده اند و اتفاقا در همين اشعار است كه نسب صاحب مرقد به اميرالمومنين علي (ع) نسبت داده مي شود اما در كتاب «اختران فروزان طهران و ري» نسبت ايشان به فرزندان امام حسن مجتبي (ع) مي رسد.

زيارتگاه هاي دنج پايتخت

 

برگرفته از: جام جم، كتاب اول

منبع :تبيان

دسته ها :
شنبه سیم 7 1390 23:19

تفريح و زيارت در شاه عبدالعظيم (ع) تهران

تفريح و زيارت در شاه عبدالعظيم (ع)

 

بارگاه حضرت عبدالعظيم از قديم زيارتگاه مردم تهران و ري بوده و هست. هيچ زماني از سال را نمي شود پيدا كرد كه صحن آستان او خالي از زائر و جمعيت باشد. اين روزها با وجود مترو و اين همه بزرگراه زيارت اين بارگاه بسيار راحت تر از روزهاي گذشته است.

 

 

 

نسب اين امامزاده به امام حسن مجتبي (عليه السلام) مي رسد و از قديم محبوب تهراني ها بوده. اگر از ورودي شمالي وارد مجموعه شويد، آستان اين امامزاده رودرروي شما قرار دارد. بناي نخستين اين آستانه كه در نيمه دوم قرن سوم هجري قمري ساخته شده و درگاه اصلي ورودي آن كه در شمال مجموعه قرار دارد به فرمان پادشاهان آل بويه تكميل و به مرور تكميل و تعمير شده است.

با آنكه شهر ري شهرت مذهبي اش را از امامزاده حضرت عبدالعظيم دارد، اما غير از آن دو امامزاده ديگر هم در اينجا هست كه چهار صحن از چهار سوي شمالي، جنوبي، شرقي و غربي اين سعه بقعه را احاطه كرده اند.

امامزاده حمزه:

 امامزاده حمزه در صحن شرقي حرم قرار دارد و بعد از حضرت عبدالعظيم راحت تر است كه به زيارت اين امامزاده بياييد اين امامزاده از فرزندان امام موسي كاظم (عليه السلام) است و گفته مي شود كه اين بارگاه قديمي تر از آرامگاه حضرت عبدالعظيم است. اما بناي اين مكان مقدس همچون بناي حضرت عبدالعظيم به مرور مرمت و تكميل شده است. به اينجا كه رسيديد مي توانيد به مقبره ناصرالدين شاه هم سري بزنيد.

تفريح و زيارت در شاه عبدالعظيم (ع)

امامزاده طاهر:

حرم امامزاده طاهر در ضلع جنوبي صحن قرار دارد كه با كاشي كاري هاي دوران قاجار يكي از زيباترين نقاط اين مجموعه زيارت گاهي است. جالب است كه بدانيد قبر اين امامزاده كه او را از نوادگان امام زين العابدين (عليه السلام) مي دانند تا قرن ها ناشناخته بود و هنگام تعمير قبرستان از روي سنگ قبر هويت آن مشخص شد.

گفته مي شود بقعه و ضريح امامزاده طاهر توسط ظل السلطان فرزند ناصرالدين شاه در عوض توسل به امامزاده طاهر و شفاي دو چشمش انجام شد. اگر به زيارت امامزاده طاهر رفتيد فاتحه اي هم روانه بزرگان از دست رفته فرهنگ و ادب كنيد. سعيد نفيسي با سنگ قبري ساده در گوشه صحن امام زاده طاهر قرار دارد و سنگ قبر مهدي سهيلي كنار كفشداري زنانه در صحن همين امامزاده است.

تفريح و زيارت در شاه عبدالعظيم (ع)

چطور برسيم؟

در قديم يكي از تفريح هاي مردم تهران اين بود كه با قطار دودي به حرم حضرت عبدالعظيم بروند اما اين روزها قطار دودي ها جاي خود را به مترو داده. بهترين گزينه براي رسيدن به شهر ري و حضرت عبدالعظيم همين مترو است. بايد خود را به  يكي از ايستگاه هاي خط يك برسانيد و سوار قطار شده و در ايستگاه شهر ري پياده شويد. ز اين ايستگاه و در بيرون پايانه ايستگاه متروي شهر ري مي توانيد با سه وسيله خود را به حضرت عبدالعظيم برسانيد.

تاكسي:

از مترو تا حرم. هم مي توانيد با پرداخت 2 هزار تومان يك تاكسي درست بگيريد و هم مي توانيد سوار تاكسي هاي ميدان شهر ري شويد و بعد از پرداخت 250 تومان در ميدان پياده شويد و از بخش قديمي و بازار وارد حرم شويد.

اتوبوس:

در همين پايانه اتوبوس هم هست و مي توانيد با آنها را مي شويد خطاهاي 711 (پاركينگ شهر ري) و 719 (فلكه دوم دولت آباد) از نزديكي حرم عبور مي كنند و مي توانيد با پرداخت 50 تومان به حرم برسيد.

خط 711 از ضلع شمالي حرم عبور مي كند و مي توانيد همان جا پياده شويد اما اگر سوار خط 719 شديد بايد در ميدان شهر ري يا به قول اهالي شهر ري ميدان شابدالعظيم پياده شويد و از بخش قديمي و سمت بازار وارد حرم خواهيد شد.

پياده روي:

اگر هوا خوب است و حوصله پياده روي داريد مي توانيد از اين ايستگاه تا خود حضرت عبدالعظيم پياده برويد. بايد از خيابان فرمانداري راه بيفتيد و به ميدان شهداي شاملو برسيد. بعد بايد وارد بلوار شهيد آويني  شويد و بعد هم كه حرم پيداست. اين پياده روي بيشتر از نيم ساعت وقت نمي گيرد.

 

تفريح و زيارت در شاه عبدالعظيم (ع)

برگرفته از: آنوبانيني، سرزمين من

منبع :تبيان

دسته ها :
شنبه سیم 7 1390 23:17

زيارت روي قله‌هاي البرز

زيارت روي قله‌هاي البرز

 


در دهي به نام امامزاده داود (ع) و بر فراز قلل مرتفع و سر به آسمان كشيده كوه‌هاي جنوب غربي توچال يكي از بقعه‌هاي مشهور تهران به نام بقعه متبركه حضرت امامزاده داود (ع) ملقب به شرف‌الدين قرار گرفته است. امامزاده اي كه بايد آن را در فاصله 28 كيلومتري تهران ببينيد كه دسترسي به آن از طريق جاده آسفالته كن سولقان، 15 كيلومتري شمال فرحزاد و نزديك به روستاي گيكا، امكانپذير است.


 

 

كتاب‌هاي تاريخي را كه ورق بزنيد، مي‌بينيد كه نسب شريف امامزاده داود (ع) با 10 واسطه به امام حسن مجتبي (ع) مي‌رسد و گفته مي‌شود كه ايشان به همراه بستگانش در همراهي امام هشتم شيعيان به ايران آمده و كشته شدند.

در گذشته بقعه امامزاده داود (ع) عبارت از ساختمان‌هاي سنگي مشتمل بر صحن و طاقنماهايي كم عمق در اطراف بود كه حرم و ايوان‌هاي كوچك هم در سمت جنوب قرار داشت و گنبد آن از شيرواني سبز رنگ ساخته شده بود و بقيه پوشش بنا را با كاهگل پوشانيده بودند.

بناي اصلي بقعه به قبل از دوران صفويه تخمين زده مي‌شود. در دهه‌هاي قبل، به تدريج طاقنماهاي سنگي اطراف صحن به اتاق‌هاي يك طبقه با نماي آجر و پوشش شيرواني تبديل شده و در طرفين دره و قسمت شمالي بقعه نيز حياط‌ها، اتاق‌ها و بناهاي مورد نياز زائران افزوده شده است.

زيارت روي قله‌هاي البرز

بناي فعلي امامزاده داود (ع) كه شامل حرم 8 ضلعي به طول شرقي و غربي 6 متر و عرض تقريبي 5 متر و سرداب زير آن است، در زمان فتحعلي شاه قاجار به جاي بناي قديمي كه يقيناً برج ساده سنگي بي پيرايه‌اي بيش نبوده، ساخته شده است.

در سال‌هاي اخير نيز گنبدي مطلّا و شلجمي شكل با ساقه بسيار مرتفع و دو گلدسته مطلّا مزين به كتيبه‌هاي قرآني بر فراز بقعه احداث شده است. از آثار تاريخي بقعه كه تاكنون به جاي مانده سنگ قبر امامزاده مربوط به زمان قاجار و نيز دو در ورودي به حرم است كه مشتمل بر كتيبه‌هايي است به خط نستعليق برجسته كه به دوره قاجاريه و تاريخ 1240 ق مربوط مي‌شود.

زيارت روي قله‌هاي البرز

نماي داخلي حرم تماماً آينه‌كاري است و به كتيبه‌هاي قرآني و ادعيه با خطوط ثلث و نسخ جلي جديد تزيين يافته است؛ ضريح قديمي بقعه چوبي و سبك معروف به جعفر بوده كه به جاي آن ضريح فولادي مشبك به سبك گوي و ماسوره ساخته‌اند كه بر روي آن اشعار فارسي، كتيبه قرآني و اسماء جلاله نقش بسته است.

در سال‌هاي اخير، سازمان اوقاف به منظور توسعه، بازسازي و نيز زيباسازي آستانه مباركه امامزاده داود (ع) و محيط اطراف آن طرح جامعي تهيه كرده كه قسمت‌هايي از آن شامل استحكام سازي صحن جنوبي و بقيه طرح‌ها در دست اقدام است.

علاوه بر امكانات رفاهي موجود در شهرك امامزاده داود (ع) همچون مسافرخانه‌ها، رستوران‌ها و بازارچه كه جهت رفاه زائران تاكنون به وجود آمده، خود بقعه نيز داراي امكانات و تسهيلات رفاهي مطلوبي از قبيل زائر سرا، درمانگاه، كتابخانه، واحد فرهنگي و فروشگاه است كه در اختيار زائران مشتاق و دوستداران اهل بيت (ع) قرار دارند.

بد نيست بدانيد كه آب مورد نياز منطقه و بقعه مطهر هم توسط منبع‌هايي كه در دل كوه ايجاد شده است، تأمين مي‌شود و به وسيله اداره بهداشت مورد رسيدگي و نظارت قرار مي‌گيرد.

زيارت روي قله‌هاي البرز

اما اگر گذارتان به امامزاده داود افتاد، مي‌توانيد سري هم به در دره‌هاي مجاور امام‌زاده بزنيد كه در سمت مغرب و جنوب غربي آن، در آبادي‌هاي رندان و سنگان بقعه‌هايي به نام امام‌زاده عمادالدين پدر امام‌زاده داود و امام‌زاده علاءالدين و امام‌زاده قاسم و امام‌زاده عقيل برادران امام‌زاده داود وجود دارند.

اين جاده آسفالته بوده و در واقع مسير اصلي اين امامزاده به شمار مي‌رود. اما مسير ديگري براي رسيدن به اين امامزاده وجود دارد كه از دره كنار رودخانه فرحزاد گذشته و بعد از طي حدود 15 كيلومتر به امامزاده داوود مي‌رسد. آرامگاه امامزاده داوود در انتهاي جاده كن قرار دارد كه طول اين جاده در حدود 25 كيلومتر است و تا حدودي خاكي و نامناسب است. اما در عوض به دليل وجود مناظر طبيعي و ديدني و همچنين وجود رودخانه‌اي كوچك در مسير، اين راه به صورت يكي از جذابيت‌هاي تفريحي شهر تهران در آمده و گردشگران زيادي از آن استفاده مي‌كنند. مسير فرحزاد به امامزاده داوود از محله فرحزاد (انتهاي اتوبان يادگار امام) شروع شده و پس از حدود 4 ساعت پياده روي با شيب ملايم در ميان دره، به مسير كوهستاني تبديل شده و با طي حدود 2 ساعت راه در اين شرايط در نهايت به امامزاده داوود منتهي مي‌شود.

 

 

 

 

فراوري: الهام مرادي

 

بخش گردشگري تبيان

شنبه سیم 7 1390 23:13

يَزد مركز استان يزد و مركز منطقه وسيع و باستاني و كويري اي با همين نام در كشور ايران است و در فاصله ۶۷۷ كيلومتري جنوب شرق تهران قرار دارد. جمعيت اين شهر طبق سرشماري سال ۱۳۸۵ مركز آمار ايران برابر با ۴۲۳٬۰۰۶ نفر بوده‌است.

يزد به شهر بادگيرها معروف است. به «دارالعباده»، «شهر دوچرخه‌ها»، «شهر شيريني»، «شهر قنات و قنوت و قناعت» و «شهر آتش و آفتاب» و ... نيز شهرت دارد.

yazd

تاريخچه يزد

منطقه يزد يكي سرزمينهاي باستاني اقوام ايراني و داراي ميراث درخشاني از فرهنگ و تمدن كهن و ادوار مختلف تاريخي با قدمت 3 هزار سال مي باشد.

برخي از مورخين، بناي اوليه شهر يزد را به زمان اسكندر مقدوني نسبت مي دهند كه وي زنداني ساخته و نام آنرا چنين نهاده است و به اعتقاد عده اي ديگر از تاريخ نويسان در دوره ساسانيان به فرمان يزدگرد اول (421-339 م) در اين محل شهري به نام «يزد گرد» بنا گرديده است.

نام يزد از همين عنوان گرفته شده است و به معناي مقدس، فرخنده و در خور آفرين مي باشد.
مورخين يوناني شهر كهن و باستاني را «ايساتيس» خوانده اند كه احتمالاً بعد از ويراني شهر كهن «كثه» پديد آمده است. پس از ظهور اسلام و گرايش مردم ايران به دين اسلام به يزد لقب «دارالعباده» داده شده است. اين ناحيه همواره در دوره هخامنشيان از راههاي معتبر مؤسسه هاي راهداري، مراكز پستي و چاپاري برخوردار بوده است.

راهداري در يزد قديم چندان اهميتي داشت كه خاندان آل مظفر از منصب راهداري ناحيه ميبد به پادشاهي رسيدند. در طي قرون متمادي آبادي هاي كوچك و بزرگ متعددي در اين سرزمين پديد آمده و از ميان رفته است. آنچه اينك سر افراز از ميان ريگ هاي روان اعصار، مصون از رخدادهاي مخرب تاريخي بر جا مانده، يادگارهاي گويا از سرنوشت تاريخي اين سرزمين و نشانگر فرهنگ و تمدن پر بار است. گر چه قدمت آبادي نشيني و تمدن در اين سرزمين از هزاره جلگه هاي يزد تكوين يافته است، منابع مكتوب پيدايش را به عهد پيشداديان نسبت داده اند.

 

»» يزد در گذر تاريخ

يزد، اين دردانه كوير كه تلألو شگرفش از پس غبار قرنها همچنان ديده نواز است، يكي از مراكز مهم فرهنگ و تمدن بشمار مي رود و در بين سرزمينهايي كه انسانهاي يكجا نشين در پهنه آن عمري چندين هزار ساله را داشته اند، جايگاه خاصي دارد.
اينكه در افسانه هاي تاريخي بناي اولية مناطقي از يزد مثلا ميبد را به سليمان نبي، و يزد را به ضحاك و اسكندر و ابركوه را به ابراهيم پيامبرنسبت داده اند، خود از نشانه هاي ديرينگي تاريخ و فرهنگ اين سرزمين كهن است.
هرچند كه دربيان تاريخ نمي شود به اين روايتهاي افسانه وار تكيه كرد: اما مجموعه اسناد پراكنده موجود در يزد نيز به سهم خود ميراث شايان توجهي از فرهنگ و تمدن كهن و ريشه دار را در اين سرزمين معرفي مي كند براي مثال دست افزارهاي سنگي يافت شده در تره هاي شير كوه سنگ نگاره هاي كوه ارنان و سفالي نه هاي منقوش كشف شده در نارين قلعه ميبد و نيز غارهاي متعدد استان و مساكن باستاني و آثار معماري و شهر سازي باستاني و يادگارهاي آئين هاي كهن ايراني نظير آئين مهر پرستي و نيآيش آناهيتا، كه در گوشه و كنار اين استان پراكنده است.
سكني گزيني در اين ديار همزمان با آغازعصر كشاورزي در نقاطي همچون مهر پادين (مهريز) فهرشان، پهره (فهرج) ، خورميش (خورميز)، ارد (اردكان)، شواز، قلاع موبدان (ميبد) خراسان قرار داشتند و جزء- كرمان و پارس- عقدا پا گرفته است كه در تقاطع راههاي باستاني ري سرزمينهاي دور دست ماد شمدره مي شدند. يزد در آن روزگار، به نوعي نقش مرزباني ايالتها و نگهباني راههاي متعددي را كه به سوي ايران مي رفته ، ايفا كرده است.
يزد در دوره هخامنشي به ايساتيس مشهور بوده و مرحوم عبدالحسين آيتي محل آنرا در دامنه بلندي هاي مهريز ذكر كرده است، كه هرفته و سريزد كنوني بازمانده آن است. در جغرافياي بطلميوس ايساتيس در دوره هخامنشي از جايگاه استراتژيك و ارتباطي ويژه اي برخوردار بوده و داراي اهميت نظامي، راهداري و بازرگاني بوده است و تا زمان حمله اسكندر مقدوني نيز وجود داشته است.
روايتي است كه اسكندر نام ايساتيس را به كثه تغيير داد و بعدها شهر جديد بر ويرانه هاي آن بنا شد مي گويند هنگامي كه شماري از بزرگان ايران در ري عليه اسكندر برخاستند، وي آنها را دستگير كرد و همراه خود به فارس برد.چون به ويرانه هاي ايساتيس رسي، زندانيان را در چاهي زنداني كرد و آن محل را كثه ناميد كه در زبان يوناني به معني زندان يا شهر كوچك است.
اما اسكندر هنگامي كه از ري به پارت مي رفت، ايالتهاي پارس و ماد را گشوده بود.
بنابر اين خاك يزد را كه از جرگه پارس و ماد بيرون نبود، از لحاظ سياسي بايستي در رديف سرزمينهاي گشوده شده اسكندر مقدوني دانست.
يزد در دوران ساساني رو به توسعه و آباداني نهاد و از جايگاه اجتماعي و اقتصادي ويژه اي برخوردار گرديد. تاريخ نويسان قديم يزد به اتفاق مطالبي درباره حضور و دخالت شاهان ساساني بويژه قباد و انوشيروان و يزد گرد اول در منطقه يزد نوشته اند عمران و آبادي آن را به آنان نسبت داده اند.
يزد ريشه در يسن، يشت و يا يزش، به معناي ستايش و نيايش در زبان فارسي ميانه دارد. يزد از يزدان به مفهوم پاك و مقدس و به معني ذات خداوند نيز مي تواند گرفته شده باشد : پس نام كنوني اين استان يادگاري است از دوره ساساني، و مي توان آنراشهر آفريننده خوبيها و پاكيها وشهر خدا دانست.


»» آغاز دوران اسلامي:

يزد به دليل جايگاه ويژه خود و قرار گرفتن در كنار شاهراه اصلي شرقي غربي ايران باستان، در نخستين سده اسلامي و درزمان خلافت عثمان،بدست مسلمين افتاد و ازنيمه دوم قرن اول هجري دوقبيله از اعراب فاتح (بني تميم و بني عامر) در محلي كه اكنون كوي عربها ناميده مي شود،اسكان يافتند. تا پايان دوره امويان، يزد به دست اعراب اداره مي شد.
يزد در تاريخ پر فراز و نشيب خود، روزهاي تلخ و شيرين بسيار داشته و در گذر زمان و تحت تأثير عوامل و حوادث گوناگون، دچار آباديها و ويرانيها گرديده است.

تاريخ نگاران از زمان صفاريان، سامانيان و غزنويان اطلاعات چنداني را در اختيار ما قرار نداده اند:
اما قرن دوم تا چهارم هجري را (همزمان با احياء دولتهاي ايراني) دوران آسايش و امنيت نسبي و رشد و اعتلاي نيروهاي توليدي منطقه يزد و احداص و حفر قنات و نهر آبياري وتوسعه اراضي كشاورزي و باغها مي دانند. شايد بدليل وجود همين امنيت است كه در قرن چهارم هجري و درزمان استيلاي آل بويه بر قسمتهاي غرب و جنوب ايران و عراق، جمعي از علويان به يزد آمدند و در محلي كه به كوي حسينيان معروف شد، سكونت گزيدند. سر شناس ترين ايشان امامزاده سيد جعفر است كه در سال 424 هجري قمري وفات يافت و هم اكنون مزارش يكي از زيارتگاههاي دوران طلايي و شكوفايي يزد در زمان آل كاكويه و اتابكان بود. حكام آل كاكويه در يزد منشأ اثر و باعث خير و بركت شدند و درتوسعه شهر و رفاه عامه سعي فراوان داشتند. مساجد و مدارسي چند و قناتهايي جهت آبياري دهان و محلات شهر ايجاد كردند.
ساخت بقعه دوازده امام كه قديمي ترين بناي كتيبه دار استان يزد است و آنرا مقبره علاء الدين كالنجار مي دانند ، احداث يك حصار جديد  چهار امير سردار علاءالدوله به خط كوفي آن نقش شده بود، ايجاد ده گرد فرامرز در حوالي ابرند آباد و نيز محله يعقوبي كه تا امروز به همين نام نشان باقي است، از كارهاي شاخص اين دوره است.

تابكان در سالهاي 536 تا718 هجري با وجود نابساماني و هجوم طوايف بيگانه به كرمان، اصفهان، فارس، به آرامي حكومت كردند. در اين دوره يزد در مسير جنوبي جاده ابريشم قرار داشت و منسوجات مختلفي كه مواد اوليه آنها از نقاطي مانند: استر آباد، گيلان و مرو مي آمد توليد مي شد. دوري از  سر حدات ، استقرار حكومت آل بويه در اصفهان و فارس ، رونق مبادلات بازرگاني و قرار گرفتن بر سر راههاي تجاري و كاروان رو نواحي مركزي و جنوبي ايران، موجبات رشد و تكامل شهر نشيني منطقه را در اين دوره فراهم آورد . اتابكان با علاقه مندي زينت بيشتري به يزد داده اند و مدرسه و مساجد زيادي در آن بنا كردند. در زمان حمله مغول كه با آن عصر سياهي و شديد يرانيها آغاز شد، نواحي يزد نيز تحت تأثيرات منفي آن قرار گرفت.

آل مظفريكي از قدرتمندترين خاندانهي ناحيه يزد بودند. در زمان آنها محله هيي جديد در داخل شهر يزد احداث و هفت دروازه نيز گرد شهر ساخته شد تعمير قلعه ميبد، احداث يك بارو و حفر يك خندق نيز بري آن از اقدامات آنان بود.

آل مظفر آثار زيآدي ازخود بر جي گذاشتند كه مهمترين آنها مسجد جامع فعلي يزد، خانقاه سيد ركن الدين ،ميدان وقت الساعت، رسد خانه ، منار مسجد مهر پائين و منار مسجد جامع ندوشن است. اكثر هنرمندان و دانشمندان بري در امان ماندن از حملات مغول ين شهر را مركز فعاليتهي هنري و علمي دوران تيموري دوره اختلال و پريشاني در جنوب يران بود. بطوريكه اصفهان و شيراز صدمه زيادي ديده اند ويزد نيز از ين نابسماني رنج فراوان برد اما در روزگار شاهرخ تيموري خرابيها ترميم شد حدود هزار واحد مسكوني، تجاري ، مدرسه ، حمام وكاروانسرا تعميير شدند. تيموريان دورشهر بارو و خندق و دروازه هي جديد يجاد كرده اند.امير جلال الدين چخماق در كنار دروازه مهريجرد مجموعه ي مسجد،  خانقاه، كاروانسرا، حمام و آب انبار و بازار بنا كرد كه قسمتي از آن هنوز در ميدان مركزي شهر پابرجااست. مسجد مير چخماق بنام مسجد جمعه يزد كه در مقابل مسجد جامع آل كاكويه و آل مظفر در كنار ، ميدان امير چخماق قرار دارد يكي از مظاهر شكوهمند معماري و از ديدني هي ارزشمند يزد است.

در زمان صفويه يزد بعنوان يك مركز تجاري و توليدي داري اهميتي خاص شد و در مبادلات بازرگاني رشد كرد در ين دوره راه پيتخت ( قزوين) از طريق سمنان و جندق به اردكان و يزد مي پيوست و كالاهي مناطق شمالي و جنوبي كشور از ين طريق مبادله مي شد. همچنين راه شاهي اصفهان به يزد و كرمان بعد از پيتخت شدن اصفهان ساخته شد و رباطهيي زيبا و بزرگ چون رباط ميان راه عقدا تعمير شد و رباط زيبي قلعه خرگوش در كنار بيابان گاوخوني ساخته شد. از مهمترين آثار تاريخي دوران صفويه مي توان به مدرسه شفيعيه و رباط خوش طرح و زيبي زين الدين اشاره كرد.

در جريان هجوم افاغنه صنعت و تجارت يزد لطمات فراوان ديد. باروي كار آمدن نادرشاه افشار و بيرون راندن افغانها از يران محمد تقي خان به حكومت يزد منصوب شد. وي و فرزندانش در يزد مجموعه ي از بازارها، كاروانسراها و عمارتها را بنا كردند كه مهمترين آنها باغ دولت آباد و بادگير بلند و زيبي آن و عمارت جنت آباد است. ميدان و بازار خان نيز از ديگر كارها و آثار ين خانواده در حدود1800 كارگاه و 60000 كارگر ابريشم باف در يزد وجود داشت. انتقال آرام حكومت از زنديه به قاجاريه باعث شد ين خطه از آسيبهي جنگهي داخلي در امان بماند.در ين زمان شهر يزد به شهر امانت داران معروف شده بود : زيرا اموال بازرگانان بشدت محافظت مي شد. از ين دوره خانه هي زيبيي چون خانه محمودي ، خانه رسوليان و خانه مودت باقي مانده است نيز آتشكده ، دخمه و معبد چك چك زرتشتيان مربوط به ين دوره مي باشد.
در دوره پهلوي اول ودوم تغييراتي در كالبد فضيي شهر يزد روي داد. از آن جمله خيابانها، بلوارها و ميدانهيي در همان دوره دريزد ساخته شد كه به هيچ وجه با بافت قديم و تحولات كالبدي گذشته ين شهر هماهنگ نشده بود و لذا ساخت فضيي و معماري شهر را بطور روشني مخدوش نمود.

فرهنگ بومي حاكم بر استان يزد

استان يزد از سرزمينهاي قديمي و تاريخي است و در ميان ايالت هاي قديمي و بزرگ پارس، اصفهان، كرمان و خراسان قرار داشته است. اين سرزمين از معابر و گذرگاههاي مهم در ادوار تاريخي محسوب مي شده است.

اين استان از درگيريها و جنگهاي سياسي تاريخ كشور ايران تا حدودي ايمني داشته است. از طرفي صعب العبور بودن راهها به همراه محدوديت منابع آبي و غيره مانع عمده تسخير اين منطقه توسط بعضي از حكومتهاي بزرگ و كوچك حاشيه و پيرامون اين منطقه در طول تاريخ بوده است. با توجه و گواهي گرفتن از منابع تاريخي، آبادي نشيني در اين منطقه از قدمت طولاني برخوردار است.

از مظاهر فرهنگ مادي و معنوي كه مردم اين خطه از خود به جاي گذاشته اند و ميراث تاريخي آنها در دوره هاي قديمي به حساب آمده و نشانه هايي از مهر و آناهيتا، ايساتيس و هخامنشي و زندان اسكندر و برج و بارو و كهن دژهاي  بزرگ و عظيم و پناهگاههاي متعدد و موبدان و سران ساساني و ابنيه و يادگارهايي بعد از اسلام نظير مساجد و امامزاده ها و مزارها و... نشانگر فرهنگ و تمدن مردم چه قبل و چه بعد از دوره اسلامي بوده است.

صنايع دستي يزد
صنايع دستي به بخشي از هنر و صنعت گفته مي شود كه با بهره برداري از مواد اوليه بومي و انجام كار اساسي به كمك دست و ابزارهاي سنتي دستي انجام مي پذيرد و منحصر به ساخت محصولاتي مي شود كه بيانگر ذوق هنري و خلاقيت فكري سازندگان آن مي باشد. مهم ترين صنايع دستي در استان يزد عبارتند از: قالي، قاليچه، گليم، مخمل، زري، چادر شب، دستمال، مرس ريزه جيم، قناويز، اجرامي، شمد، ترمه، پرده، زيلو، روفرشي، كرباس، بقچه، لنگ، كيسه حمام، خورجين، پتو، سفال، سراميك، حصير، كاشي و گيوه.

در ميان صنايع دستي قالي بافي، ترمه بافي، زيلو بافي، ساخت سفال، سراميك و كاشي از اهميت ويژه اي برخوردار است. شيريني پزي در يزد سابقه طولاني دارد. در يزد شيريني هاي سنتي مانند باقلوا، قطاب، لوز نارگيل، پشمك، نان برنجي و حاجي بادام و... تهيه مي شود.

اماكن ديدني و تاريخي يزد

ميدان اميرچخماق، باغ دولت آباد، زندان اسكندر (مدرسه ضياييه)، آتشكده زرتشتيان، ساعت ماركار، برج و باروي شهر، خانه‌هاي قديمي چون خانه لاري‌ها و خانه عرب‌ها و خانه مرتاض و خانه رسوليان و خانه ملك التجار و خانه محمودي و ...، دخمه‌هاي زرتشتيان، حمام خان، بازارهاي قديمي چون بازار خان و بازار پنجه علي و ...، آب انبارهاي فراوان چون آب انبار شش بادگيري و رستم گيو و ... و مسجد جامع يزد و بالاخره قلعه‌ها، كاروانسراها، تكيه‌ها، مساجد، پيرانگاه‌ها، قنات‌ها، كوچه‌ها، ساباط‌ها، حمام‌ها، و تمام سطح بافت تاريخي شهر يزد از اماكن ديدني شهر است.
سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري استان يزد
www.yazdchto.ir/



با بادگيرها و يزد شهر بادگيرها آشنا شويم ( قسمت دوم)     
معرفي يزد - يزدشناسي 
نويسنده شركت آفتاب جاويد پارس    


yazd-badgir



حركت هوا را به دليل اختلاف فشار جو باد گويند. باد روي زمين عامل مهمي در تبادل دما، رطوبت و انتقال ذرات معلق است. اين امر در ايجاد شرايط آسايش انسان يا اخلال در آن نقش مهمي دارد. جا به جايي هوا در بالا بردن سطح كارآيي ذهني و فيزيكي افراد و كاهش ميزان ابتلا به بيماري‌ها بسيار موثر است. همچنين مي‌تواند عاملي در كاهش مصرف سوخت‌هاي فسيلي باشد. اهميت باد در طرح و ساخت محيط مسكوني از ديرباز مورد توجه بوده است. ارسطو چهار قرن قبل از ميلاد و ويترويرس معمار روسي يك قرن قبل از ميلاد از روش استفاده باد در معماري و شهرسازي صحبت مي‌كنند.

بادگير، يك روش ابداعي ايراني براي ايجاد فضاي خنك
بادگير، يك روش ابداعي ايراني براي ايجاد فضاي خنك در داخل منازل گرم كويري است. اين دستگاه تهويه مطبوع ، ساليان درازي از روزگاران دور ، فضاي زندگي مردم ايران را قابل تحمل كرده است. بادگيرها معمولاً برجكهاي كوچكي به صورت چهارضلعي يا چند ضلعيهاي منتظمند كه ساختار مثلث در آنها به هيچ وجه ديده نمي شود. بادگير تشكيل شده است از برجكي تقريباً مرتفع‏تر از جاهاي ديگر خانه در روي بام. عموماً بادگيرها بر روي قسمتي از خانه هاي كويري به نام حوضخانه بنا مي شده‌اند. حوضخانه ايواني كوچك بوده كه در انتهاي اتاقهاي تابستاني هر عمارت قرار داشته است اتاقهاي تابستاني تشكيل شده‌اند از اتاقهايي با ابعاد بزرگ و درهاي زياد ــ گاهي اوقات تا 5 در ــ به دليل جريان يافتن هوا در آنها كه در انتهاي آنها حوضخانه بود. حوضخانه به شكل فضاي رابط ميان حياط خانه و اتاقهاي تابستاني است.
 در ميان اين فضا، حوض كوچكي بود و دليل نامگذاري اين فضا نيز به علت وجود اين حوض در ميان اين فضا بود. بادگيرها دقيقاً در بالاي اين حوض قرار دارند، ولي از طريق منافذي كه دارند جريان هوا را به روي آب حوض هدايت مي كنند. بادگيرها عموماً از خشت وگل ساخته مي شده‌اند و براي محكم بودن آنها در مقابل وزش باد از تيرهاي چوبي در ساختمان استفاده مي شده است. بادگير به صورت تزئيني با آجرهاي نقشدار آراسته مي‌شد. بادگيرها داراي منفذهاي ورودي به صورت قوسهاي زيبايي بوده‌اند.

 

بادگيرها كولرهاي آبي امروزي
بادگيرها به صورت كولرهاي آبي امروز كار مي‏كرده‏اند، به اين صورت كه باد از منافذ بادگير به آن وارد شده و به صورت مجمع به روي حوض آب هدايت مي‌شد، پس از برخورد بر روي آب حوض عمل تبخير انجام مي‌گرفت. عمل تبخير عملي است گرماگير كه موجب سرد شدن باد وارد شده از دهانه بادگير مي‌شده و سپس باد سرد وارد اتاقهاي تابستاني شده و باعث سرد شدن هواي درون اتاقها مي‌شده است. در بعضي از عمارتهاي قديمي كه متعلق به افراد ثروتمند بود، حوضخانه فضاي دربسته‌اي بود و اتاقهاي تابستاني منافذ و دالانهايي داشت ــ مانند كانالهاي كولر ــ كه باد خنك از اين دالانها وارد اتاقهاي خانه مي‌شد و اين امر در صورتي بود كه اتاقهاي تابستاني تعدد داشت. از استفاده‌هاي ديگر بادگيرها به عنوان سردكردن فضاي سرداب براي نگهداري مواد غذايي و نيز خنك نگهداشتن آب انبارها بود.
بيشترين تعداد بادگيرها را در دشتهاي خشك و سوزان كاشان، يزد، جهرم، طبس، اروند و كرانه‏هاي خليج فارس مي‏توان مشاهده كرد. در ساخت بادگيرها از توانايي‏هاي معماري ايراني به خوبي بهره گرفته شده؛ به گونه‏اي كه بادگيرها علاوه بر آن كه اهداف زيست محيطي را برآورده مي‏كنند، جزيي از ساختمان‏هاي زيباي چشمگير نيز به شمار مي‏آيند. رهگذران با عبور از كوچه‏هاي شهر، با تماشاي بادگيرهاي متنوع، از لذت بينايي نيز بهره مي‏گيرند. بادگيرها انواع مختلفي دارند، اما يك نوع از آنها منحصر به فرد است به نام بادگير چپقي كه در حال حاضر يك نمونه از اين نوع بادگير در سيرجان باقي مانده است .
برخي از بادگيرهاي مشهور عبارتند از: بادگير عمارت بروجرديها در كاشان، بادگير عمارت عباسيون (عباسيها) دركاشان، اين بادگير پائينتر از سطح حياط قرار دارد، بادگير عمارت طباطبايي در كاشان، بادگير عمارت دولت‏آباد در يزد كه با ارتفاع 18 متر بلندترين بادگير موجود است. بادگيرهاي آب انبار شيش، بادگيري در يزد كه همانطور كه از نام آنها پيداست 6 عدد است.

يزد شهر بادگيرها
توجه به شرايط اقليمي و زيست محيطي يزد، از شاخص ترين نشانه هاي اين شهر كه منظر عمومي آن را از ديگر شهرهاي كشور متمايز مي‌سازد، مي‌توان به بادگيرهاي متنوع آن اشاره كرد.
بادگيرها بخشي از بناه و فضاهاي مسكوني شهر يزد در گذشته بوده‌اند كه طبيعي‌ترين روش تهويه بنا به شمار مي‌رفتند و برحسب سرعت و جهت باد طراحي مي‌شدند. بناهايي نظير خانه‌هاي قديمي، محراب مساجد و آب انبارهاي يزد از جمله نمونه‌هايي داراي بادگير هستند كه در اين ميان مي‌توان به بادگير خانه آقازاده ابركوه، بادگير باغ دولت آباد، بادگير محراب مسجد ريگ و ملااسماعيل و بادگيرهاي آب انبارهاي عصر آباد و حسين آباد اشاره كرد كه اين آب انبارها به دليل داشتن هفت بادگير در كشور منحصر به فرد هستند.

 

مصالح ساختماني بادگيرها
مصالح ساختماني بادگيرها را معمولا خشت خام، آجر، گل، گچ و چوب شورونه تشكيل مي‌دهد،  چهار بخش عمده بادگير شامل بدنه، قفسه، تيغه‌ها و سقف است و از انواع مختلف بادگيرها مي‌توان به بادگير يك طرفه، دو طرفه، سه طرفه، چهار طرفه و چند وجهي اشاره كرد كه اغلب بادگير هاي ميبد و اردكان يك طرفه هستند. همچنين بادگير 8 طرفه باغ دولت آباد يزد با 33 متر ارتفاع بلندترين بادگير جهان محسوب مي‌شود.
 بادگيرها كه درگذشته به عنوان سيستم تنفسي شهر محسوب مي‌شدند، جريان طبيعي هوا را به داخل ساختمان هدايت مي‌كردند و با توجه به اينكه در خانه‌ها، بادگيرها معمولا در ضلع جنوبي حياط يعني در سمت تابستان نشين خانه ساخته مي‌شدند، نوعا به تالار و حوض خانه، كلاه فرنگي و زير زمين ارتباط داشتند.
بادگيرخانه‌ها را نمايانگر تشخص و منزلت اجتماعي صاحبان آن‌ها است و اين موضوع از طريق ارتفاع و نوع تزئينات آن‌ها مشخص مي‌شود.
مي‌توان به بادگير باغ دولت آباد، بادگير آب انبار كليميان، بادگيرهاي آب انبار شش بادگيري و هفت بادگيري عصر آباد و حسين آباد و ... به عنوان شاخص ترين بادگيرهاي يزد اشاره كرد.

بادگيرها تهويه اي بر روي بام هاي خانه كويرنشينان
بادگير ، برجهايي كه در ايران براي تهويه بربام خانه ها ساخته مي شود. بادگير را همچنين بالاي آب انبارها و دهانة معدنها براي تهويه مي سازند. درخانه ها هواي خنك از بادگير، كه نوع ابتدايي تهوية مطبوع به شمار مي رود، به اتاقهاي طبقة همكف يا زيرزمينها فرستاده مي شود.
بادگير معمولاً چهارگوش است و در ديوارهاي چهارگانة آن چند سوراخ تعبيه شده است . درون بادگير با تيغه ها و جدارهايي كه از خشت يا چوب و خشت ساخته شده است ، به چند بخش تقسيم مي شود. بادگير، كه بيشتر در قسمت مركزي ايران ، يعني اطراف يزد، يا در جنوب ، در نزديكي سواحل خليج فارس ، يافت مي شود، با ظهور روشهاي جديد تبريد هوا و آب غالباً روبه ويراني مي رود و هنوز دربارة تعيين دقيق چگونگي ايجاد اختلاف فشار هوا كه باعث جريان هوا مي شود، مطالعة علمي كافي نشده است (ولف ، ص 15، 106؛ بيزلي ، ص 100ـ101). ماركوپولو از بادگيرهاي جزيرة هرمز در خليج فارس به عنوان تنها وسيله اي كه زندگي را تابستانها در آن محل قابل تحمل مي سازد ياد كرده است . از ديگر جهانگردان مانند پيترودِلا واله و فيگوئروآ نيز در اين باره وصفهاي خوبي باقي مانده است (رجوع كنيد به يول ، ج 2، ص 383ـ384).


فناوري بادگيرها در گذشته ايرانيان
بادگير، يك روش ابداعي ايراني براي ايجاد فضاي خنك در داخل منازل گرم كويري است . اين دستگاه تهويه مطبوع ، ساليان درازي از روزگاران دور ، فضاي زندگي مردم ايران را قابل تحمل كرده است . بادگيرها معمولاً برجكهاي كوچكي به صورت چهارضلعي يا چند ضلعيهاي منتظمند كه ساختار مثلث در آنها به هيچ وجه ديده نميشود. بادگير تشكيل شده است از برجكي تقريباً مرتفع‏تر از جاهاي ديگر خانه در روي بام. عموماً بادگيرها بر روي قسمتي از خانههاي كويري به نام حوضخانه بنا ميشدهاند. حوضخانه ايواني كوچك بوده است كه در انتهاي اتاقهاي تابستاني هر عمارت قرار داشته است اتاقهاي تابستاني تشكيل شدهاند از اتاقهايي با ابعاد بزرگ و درهاي زياد ــ گاهي اوقات تا ۵ در ــ به دليل جريان يافتن هوا در آنها كه در انتهاي آنها حوضخانه بود. حوضخانه به شكل فضاي رابط ميان حياط خانه و اتاقهاي تابستاني است. در ميان اين فضا، حوض كوچكي بود و دليل نامگذاري اين فضا نيز به علت وجود اين حوض در ميان اين فضا بود. بادگيرها دقيقاً در بالاي اين حوض قرار دارند، ولي از طريق منافذي كه دارند جريان هوا را به روي آب حوض هدايت ميكنند.بادگيرها عموماً از خشت وگل ساختهميشدهاند و براي محكم بودن آنها در مقابل وزش باد از تيرهاي چوبي در ساختمان استفاده ميشده است.
بادگير به صورت تزئيني با آجرهاي نقشدار آراسته ميشد.بادگيرها داراي منفذهاي ورودي به صورت قوسهاي زيبايي بودهاند. نحوهٔ كاركرد بادگيرها به صورت كولرهاي آبي امروز كار مي‏كرده‏اند، به اين صورت كه باد از منافذ بادگير به آن وارد شده و به صورت مجمع به روي حوض آب هدايت مي‌شد، پس از برخورد بر روي آب حوض عمل تبخير انجام مي‌گرفت. عمل تبخير عملي است گرماگير كه موجب سرد شدن باد وارد شده از دهانه بادگير مي‌شده است و سپس باد سرد وارد اتاقهاي تابستاني شده و باعث سرد شدن هواي درون اتاقها مي‌شده است. در بعضي از عمارتهاي قديمي كه متعلق به افراد ثروتمند بود، حوضخانه فضاي دربسته‌اي بود و اتاقهاي تابستاني منافذ و دالانهايي داشت ــ مانند كانالهاي كولر ــ كه باد خنك از اين دالانها وارد اتاقهاي خانه مي‌شد و اين امر در صورتي بود كه اتاقهاي تابستاني تعدد داشت. از استفاده‌هاي ديگر بادگيرها به عنوان سردكردن فضاي سرداب براي نگهداري مواد غذايي و نيز خنك نگهداشتن آبِ آب انبارها بود. بيشترين تعداد بادگيرها را در دشتهاي خشك و سوزان كاشان، يزد، جهرم، طبس، اروند و كرانه‏هاي خليج فارس مي‏توان مشاهده كرد .

 

بادگيرها و معماري ايراني
 در ساخت بادگيرها از توانايي‏هاي معماري ايراني به خوبي بهره گرفته شده؛ به گونه‏اي كه بادگيرها علاوه بر آن كه اهداف زيست محيطي را برآورده مي‏كنند، جزيي از ساختمان‏هاي زيباي چشمگير نيز به شمار مي‏آيند.رهگذران با عبور از كوچه‏هاي شهر، با تماشاي بادگيرهاي متنوع، از لذت بينايي نيز بهره مي‏گيرند.بادگيرها انواع مختلفي دارند، اما يك نوع از آنها منحصر به فرد است به نام بادگير چپقي كه در حال حاضر يك نمونه از اين نوع بادگير در سيرجان باقي مانده است. برخي از بادگيرهاي مشهور عبارتند از: بادگير عمارت بروجرديها در كاشان، بادگير عمارت عباسيون (عباسيها) دركاشان، اين بادگير پائينتر از سطح حياط بود، بادگير عمارت طباطبايي در كاشان، بادگير عمارت دولت‏آباد در يزد كه با ارتفاع ۱۸ متر بلندترين بادگير موجود است. بادگيرهاي آب انبار شيش بادگيري در يزد كه همانطور كه از نام آنها پيداست ۶ عدد ميباشد.عمارت بادگير، نگين مجموعه كاخ گلستان، بنايي متعلق به دوران سلطنت فتحعلي شاه كه در ضلع جنوبي باغ گلستان ساخته شد و در زمان ناصرالدين شاه با تصرفات عمده‏اي كه در آن انجام گرفت به شكل امروزي درآمد. وجه تسميه اين بنا به علت وجود برجهاي بادگير به منظور توليد هواي خنك، مطبوع و انتقال آن به داخل عمارت حوضخانه و تالار اصلي بوده است. در زير تالار و عمارت مزبور حوضخانه وسيعي وجود دارد كه چهار بادگير بلند پوشيده از كاشي‏هاي معرق، آبي، زرد و سياه با قبه‏هاي زرين در چهار گوشه آن باعث خنك شدن هواي حوضخانه، تالار و اطاقها مي‏شود.

 

شيوه ساختن بادگير
معماران محلي براي ساختن بادگير از پشت بام خانه و از جايي كه مشرف به اتاق كوچكي است كه براي بادگير اختصاص داده‌اند با خشت يا آجر ،تنوره بادگير را با مقطع مستطيل مي‌چينند تا به ارتفاع معيني برسد. سپس بالاي اين تنوره‌ها چهار ديواره را دو چوب به شكل ضربدر «×» مي‌گذارند. به گونه‌اي كه دو سمت هر چوب در دو زاويه مقطع قرار بگيرد و سپس ديوارهاي سمت شرق و غرب و جنوب بادگير را دو تا پنج و دو دهم متر بالا مي‌آوردند. سپس در قسمت شمال كه رو به باد «اصفهاني» است با نيم خشت يا آجر نيمه به عرض شش سانتي‌متر، روي تنور را تا ارتفاع معيني مي‌چينند. ارتفاع اين تيغه‌ها 40 سانتي‌متر بلندتر از ساير ديوارهاست.

 

«پايه Pâye»  بادگير
اين تيغه‌ها را «پايه Pâye» مي‌نامند كه نوعي بادشكن محسوب مي‌شوند و از لحاظ معماري هم فوايدي دارد. به عنوان مثال به نماي بادگير جلوه خاصي مي‌بخشد و موجب استحكام ساختمان بادگير مي‌شود، زيرا اردكان و ميبد و اطراف آنها گاهي اوقات گرد بادگير را در سمت جنوب و مشرف به كوچه مي‌سازند. طبيعي است در صورت نبودن وجود پايه، به ويژه در گذشته دور كه تا حدي ناامني در منطقه وجود داشت سارقين از راه منفذ بادگير به داخل منازل راه پيدا مي‌كردند.

 

«چشمه» بادگير
عرض بين دو تيغه را در اصطلاح «چشمه» مي‌نامند. بين 40 تا 60 سانتي‌متر است. تعداد چشمه‌هاي هر بادگير بستگي به عرض اتاق دارد. به طوري كه براي اتاق عرض بين سه و پنج و هفت متر به ترتيب پنج و هفت و 11 چشمه مي‌گذارند. در اين منطقه تعداد چشمه‌ها جفت نيست. زيرا براي صاحب آن خوش يمن نيست. به گفته خودشان آمد ندارد. عمق هر بادگير يك تا دو و نيم متر است. گاه براي استحكام بيشتر بادگير به اندازه هر نيم متر چوبي در ميان ديواره‌هاي بادگير كار مي‌گذارند.
سقف دو پايه را به شكل «چپيله Capile» مي‌پوشانند. به اين ترتيب كه دو خشت به راه مايل به سمت بالا با دست نگه مي‌دارند. سپس يك خشت مابين آن دو خشت مي‌گذارند.
بام بادگير را به شكل خرپشته در مي‌آورند تا در كشاندن هواي مطبوع يا در بيرون كردن هواي گرم و آلوده كمك كند. بعد روي پشت‌بام بادگير را به قطر سه سانتي‌متر با نيمچه‌كاه مي‌پوشانند. گاهي اوقات فاصله بين دو پايه را با خشت و نميچه كاه تخت مي‌كنند سپس دو يا سه رگه آجر در لبه‌هاي بام آن كار مي‌گذارند. به طوري كه چيدن آجرها به اين ترتيب علاوه بر استحكام بادگير به زيبايي ظاهري آن نيز مي‌افزايد. گاهي اوقات كف پشت‌بام را كاهگل مي‌كنند سپس يك رديف آجر روي آن مي‌چينند. فاصله بين آجرها را با گچ و خاك بندكشي مي‌كنند. بعضي از افراد كه امكان مالي بيشتري دارند روي ديواره چشمه‌هاي بادگير را گچبري مي‌كنند. تعداد چشمه‌هاي هر بادگير با بزرگي بادگير ارتباط مستقيمي دارد. از طرفي تعداد چشمه‌هاي هر طرف بادگير با شدت باد همان طرف و در مجموع با هواي هر منطقه ارتباط دارد.
در بعضي خانه‌ها گاهي براي فصل زمستان كه احتياج به بادگير نيست چشمه‌هاي بادگير را با آجر يا خشت تيغه مي‌كنند. يا چنانچه در قسمت پايين بادگير دريچه‌اي كار گذاشته شوند آن را مي‌بندند. اين كار هر سال اواخر پاييز و در آستانه زمستان شكل مي‌گيرد.
از آن جايي كه در اتاقك زير بادگير در تابستان اهل خانه استراحت مي‌كنند احتمال دارد كه پرندگان به ويژه كبوتران در چشمه‌هاي بادگير آشيانه كنند و فضولات آنها به پايين بريزد. بنابراين براي جلوگيري از اين كار چشمه‌هاي بادگير را با تور سيمي يا نرده‌هاي چوبي مي‌پوشانند.

 

انواع بادگيرها در سرزمين كهن ايران
از نظر ساخت و نوع مصالح و در مجموع ساختار بادگير داراي انواع مختلف هستند كه مي توان انواع بادگير بر سه نوع دسته بندي كرد كه بادگير اردكاني، بادگير كرماني و بادگير يزدي است.

 

بادگير اردكاني
كه بادگير اردكاني بيشتر در منطقه اردكان ديده مي‌شود و جهت بادگير رو به باد اصفهاني است. از سمت غرب و شرق و جنوب منفذ ندارد. بناي اين نوع بادگير به نسبت ساير انواع بادگيرها تا حدي ساده و از لحاظ اقتصادي هم مقرون به صرفه است. به همين لحاظ ممكن است كه براي هر اتاقي يك بادگير ساخته شود.

 

بادگير كرماني
اما بادگير كرماني ساده و كوچك است و به خانه خانواده‌هاي متوسط رو به پايين اختصاص دارد. هر بنايي مي‌تواند اين بادگيرها را بسازد. مصالح اصلي آن بيشتر خشت و گل است.از آنجا كه اين نوع بادگيرها دو طرفه هستند،بادگير دوقلو نيز ناميده مي شوند. ا بادگيرهاي دوقلو را در مسير بادهاي شناخته شده مي‌سازند. كار اين نوع بادگير‌ها تا حدودي نسبت به بادگيرهاي اردكاني دقيق‌تر و ايده‌آل‌تر است زيرا فشار باد به يك جهت موجب تخليه سريع هواي گرم و آلوده طرف ديگر مي‌شود. بادگير بيشتر آب انبارها را نيز به شكل بادگير كرماني درست مي‌كنند تا از يك سمت آن هواي خوش و مطبوع به آب برسد و از طرف ديگرش هواي گرم به بيرون برود.

 

بادگير يزدي
بادگير يزدي از ساير انواع بادگيرها بزرگ‌تر است و چهار طرفه ساخته مي‌شود به همين لحاظ اين بادگير را در بعضي جاها بادگير «چهارطرفه» يا «چهارسو» مي‌نامند. التبه ساختمان‌ آن از لحاظ معماري از ساير انواع بادگيرها مشكل‌تر و پيچيده‌تر است. به همين دليل مي‌توان آن را نوع برجسته‌اي از پديده‌هاي هنر معماري به حساب آورد. ارتفاع آن به طور معمول زياد است و ميزان ارتفاع بادگير از پشت‌بام خانه و نوع چشمه‌هاي هر سمت بادگير ارتباط مستقيم با اوضاع جوي منطقه دارد. اين نوع بادگير ويژه ثروتمندان و گاهي نيز در خانه‌هاي افراد متوسط روستايي و شهري ساخته شده است.

 

چشم‌انداز آينده بادگير در معماري نوين
با ورود معماري مدرن و به ويژه استفاده از تاسيسات مكانيكي به تدريج نقش اقليم در ساختمان‌ها كم‌رنگ شد اما از نيمه دوم قرن گذشته كه اقليم و حفظ محيط زيست پيوسته مورد توجه قرار گرفت استفاده از فناوري همگون با محيط طبيعي، بازيافت ضايعات صنعتي و استفاده از انرژي‌هاي پاك مانند انرژي خورشيد، باد و آب اهميت بسياري يافتند. در زمينه معماري نيز از اين زمان توجه به محيط زيست و تلاش براي طراحي ساختمان‌هاي اقليمي و معماري همساز با اقليم آغاز شد.
امروزه مي‌توان از بادگير به عنوان مكمل سيستم تهويه و برودت ساختمان استفاده كرد. به وسيله بادگير مي‌توان در مواقعي از سال شرايط آسايش را با تهويه طبيعي تامين كرد و تنها زماني كه باد ديگر نتواند پاسخگوي نياز ساكنان باشد بايد از تاسيسات مكانيكي بهره گرفت.
حسن فتحي معمار مصري كه تلاش فوق‌العاده‌اي براي تلفيق معماري سنتي و تكنولوژي روز خود انجام داده است، از يك پمپ آب در داخل كانال بادگير ساختمان‌هايش استفاده مي‌كرد كه با ايجاد فواره‌اي در روزهايي كه هوا گرم و پرگرد و غبار بود، هم از ميزان گرما و هم از ميزان گرد و غبار مي‌كاست.
علاوه بر موارد گفته شده، طرح‌هاي ديگري در ساير كشورها كه با تكيه به تهويه طبيعي طراحي شده به عنوان مثال در مركز فروش بلوواتر انگليس هواي تازه از طريق دنباله‌اي از بادگيرهاي مخروطي با ارتفاع دو متر تامين مي‌شود اين بادگيرها روي بام سوار شده‌اند تا هواي خنك‌تري را به پايين فرستاده و آن را در فضاي داخي پخش كنند. آنها در فاصله 15 متري نسبت به هم و روي محور مركزي مجتمع قرار گرفته‌اند و پس از دريافت جريان هواي خارجي، هواي تازه را به داخل ساختمان مي‌فرستند.
همچنين برج آرموري چين شامل مجموعه‌اي از بلوك‌هاي هم‌شكل سوار شده بر يكديگر با كاربري اداري، خرده‌فروشي، هتل و مسكوني است. در فصل تابستان يك بادگير هواي تازه را به سمت پايين دهليز مياني سوق مي‌دهد. سپس اين هوا از جداره‌ها به سمت بيرون كشيده مي‌شود. در فصل زمستان اين بادگير هوا را از بدنه ساختمان و مجراي جذب كننده‌هاي خورشيدي به سمت خود مي‌كشد و از ساختمان خارج مي‌كند.
نمونه قابل ذكر ديگر ليستر انگلستان است ميزان مصرف انرژي در ساختمان كوئينز دانشگاه مونت فورت، نصف انرژي مصرفي در يك ساختمان معمولي مشابه اين بنا است كه در آن سيستم تهويه مطبوع استفاده شده است. بادگيرهاي مرتفع جلو اغتشاش هوايي را گرفته و براي انتقال هواي داخل به خارج از بنا طراحي شده است.

 

 بادگيرها در كشورهاي عربي  در گذشته و اكنون
  عربها نيز با بادگير آشنايي داشته اند و هم اكنون نيز از آن استفاده مي كنند. در واقع چنين به نظر مي رسد كه نظاير اين وسيله در بناهاي باستاني خاورِنزديك ، از قبيل مصرِ دورانِ فراعنه و بابِل ، استفاده مي شده است . در زبان عربي قديم اين وسيله «بادَهَنج » يا «بادَنج » ناميده مي شده كه معرب «بادْهَنج » (=بادآهنج ) فارسي است و گاهي به جاي «بادگير» به كار مي رود (رجوع كنيد به دُزي ، ذيل «بادهنج »). در قصر «اُخَيضِر» بازمانده از آغاز دوران عباسيان در عراق (رجوع كنيد به معماري * ، بخش 3: «خلافت عباسي ») بادگيرهاي چهارگوش در ديوارها ديده مي شود. واژة «بادگير» در عراق به صورت «باجير» به كار مي رود. احتمال دارد كه انتقال و گسترش بادگير در شام و مصرِ دوران اسلامي از طريق عراق انجام گرفته باشد. در آغاز دوران فاطميان ، «بادهَنج » جزئي از منظرة شهرها شده بود، زيرا ابن يونس ستاره شناس (متوفي 399) دربارة جهت صحيح روزنِ بادهنج بحث كرده است .
مي دانيم كه هواي خنك در مصر از سمت شمال يا شمالِغربي مي وزد و بدين جهت بادهنجِ مصري يك روزنه بود. به نوشتة عبداللطيف بغدادي (متوفي 629) هزينة ساختمان بادگيرهاي بزرگ و آراسته در زمان او تا 500 دينار مي رسيده است . ظاهراً كهنترين نمونة اين نوع بادگير كه در قاهره به جاي مانده ، بادگير ديوارِقبلة مسجدالصالح طلائع (555) است (رجوع كنيد به كِرِسوِل ، ج 1، ص 284ـ285). در هزار و يك شب به بادهنج اشاره شده و علاءالدين غُزولي اديب (متوفي 815) نيز بخشي از جُنگ خود موسوم به مطالع البُدور را به «بادهنج » در شعر و نثر اختصاص داده است (روزنتال ، ص 1ـ19). در مصر جديد اين وسيله معمولاً «مَلْقَف » (گيرندة ] باد [ ) ناميده مي شود. اين مطلب را لِين در > آداب و رسوم مصريان امروز < ، ص 38، نيز متذكر شده است . اين لفظ امروز هم در مصر به كار برده مي شود (اسپيرو، ذيل "air shaft" و "ventilator" و "wind-sail" ). در خانه هاي مسكوني ، معمولاً اتاقهاي بيروني ، «قاعه » يا «مَنْدَرَه »، يا اتاق خواب به بادگير مجهز بود (لِزين ، ص 12ـ15)
fanbazar.ystp.ac.ir
 پارك علم و فناوري يزد

شنبه سیم 7 1390 15:5

بافق را بيشتر بشناسيم

بافق، مركز شهرستان بافق، يكي از شهرهاي استان يزد در ايران است.

اين شهر بر اساس سرشماري سال ۱۳۸۵ داراي جمعيتي برابر با ۳۰٬۸۶۷ نفر بوده‌است.

شهر بافق زادگاه بزرگاني چون شيخ محمد تقي بافقي، شرف الدين علي بافقي، مستفي بافقي، نوائي بافقي، جلالي بافقي، مرادي بافقي، عبدالرضا خان بافقي است. اين شهر در فاصله ۱۲۰ كيلومتري جنوب شرق يزد و در چهار راه بين‌المللي خطوط راه‌آهن جنوب به شمال و شرق به غرب قرار گرفته‌است. خط آهن مشهد-بندرعباس و تهران-كرمان در بافق از هم مي‌گذرند.

bafgh_400

كوهستان‌هاي بافق در شرق اين شهرستان قرار دارند كه مهم‌ترين آن بن‌لخت با ۳۰۰۲ متر ارتفاع است. بنابراين مناطق شرق بافق آب وهواي ملايم‌تر و كوهستاني دارد و مناطق غربي، آب و هواي بياباني و گرم و خشك دارد.

مهم‌ترين رودخانه بافق رودخانه شور است كه از ماهان كرمان شروع شده و در كوير در انجير به گل مي‌نشيند. مهم‌ترين بناهاي تاريخي بافق عبارتند از آرامگاه امام‌زاده عبدا..، مسجد جامع، پيرمراد، قاضي مير جعفر و قلعه باقرآباد.

اين منطقه يكي از قطب‌هاي معدني كشور محسوب مي‌شود. مهم‌ترين معادن سنگ آهن چغارت، فسفات آسفوردي، سرب و روي كوشك، سه چاهون و… بوده كه بخشي از جمعيت را به كار گرفته‌اند و سنگ آهن بافق مهم‌ترين تأمين كننده مواد اوليه مورد نياز صنعت فولاد و آهن كشور مي‌باشد مهم‌ترين محصولات كشاورزي بافق گندم، جو و روناس مي‌باشد. بافق تنها شهرستان استان يزد است كه داراي نخلستانهاي پهناور مي‌باشد.

مهم‌ترين صنايع دستي مردم بافق: قالي بافي، بافت پادري، جارو و بادبزن و حصير مي‌باشد.

كارخانه ذوب روي بافق و كاشي زمرد، نئوپان مقاوم، كارخانه‌هاي ماكاروني و كارخانه كود شيميايي فرآيند كود و سم بافق و كاشي آپادانا از مراكز مهم صنعتي بافق است. اجراي طرح توسعه چغارت و احداث كارخانجات مختلف در شهرك صنعتي و صنايع جوار ريلي و جوار معدني بويژه آگلومراسيون و گندله سازي، توسعه شيلات و كشاورزي و دامپروري خصوصاً مركز تحقيقات شتر از جمله طرح‌هاي صنعتي اين شهرستان هستند.

اين شهر داراي دو محله اصلي لرد و قلعه مي‌باشد. به دليل آب و هواي گرم منطقه مي‌توان خرما را تنها محصول كشاورزي اين شهر دانست.
ويكي پديا

شنبه سیم 7 1390 15:3

ميبد را بيشتر بشناسيم

ميبد در شمال‌غربى يزد ، كنار جادهٔ تهران - بندرعباس و راه‌‌آهن تهران - كرمان قرار دارد. مساحت اين منطقه در حدود ۸۴۵ كيلومترمربع و ارتفاع آن از سطح دريا نزديك به ۱۲۲۰ متر است.

meybod-naringale



 «ميبد» از واژه‌هاى فارسى ميانه است كه در دورهٔ ‌ساسانى به اين شهر اطلاق مى‌شده و در متن‌هاى تاريخى و جغرافيايى قرون اوليهٔ اسلامى بارها از اين نام ياد شده است. براساس يك افسانه ، ميبد در روزگار «كيومرث» بنيانگذارى شد و نخستين ساكنان اين سرزمين يعنى اهالى  ‌ فيروزآباد ، مهرجرد ،بيده ، ميبد و بارجين در دهانهٔ رودخانه‌هاى قديمى ميبد يا به فاصله‌اى نزديك از مصب آن‌ها استقرار يافتند. به دليل آنكه ، ‌ امكان تأمين نيازهاى اوليه از جويبارهاى دائمى يا فصلى بستر اين رودخانه ميسر بود. ولى پس از تغييرات اقليمى و كاهش آب‌هاى سطحى منطقه ، اهالى آن به فنون‌ آب‌يابى و كاريزكنى دست يافتند.

meybod1

«ميبد» يكى از نمونه‌هاى نادر شهرهاى باستانى ايران به شمار مى‌رود ، هرچند كه بافت سنتى آن گزندهاى فراوان ديده است ، امّا هنوز بسيارى از پديده‌ها و عناصر شهرى قديم ، مانند راه‌هاى باستانى ، بناها و تشكيلات وابسته به آن ، كهن‌‌دژ ، شارستان ، بيرونه‌ها و آثار گسترش شهرى و بازمانده بناهاى كهن را مى‌توان در آن تشخيص داد. كهن‌ترين سند هويت تاريخى و آغاز شهرسازى در سرزمين يزد ، «نارين قلعهٔ» ميبد است. اين كهن دژ همچون پيرى خسته و خاموش سرگذشت ساليان درازِ رنج و آسايش مردمان اين ديار را به ياد دارد.

meybod2_400

 از اماكن تاريخى و ديدنى اين شهر مى‌توان از مسجد جامع ، عمارت نارين قلعه ، رباط شاه‌عباسى ، ‌ برج كبوترخان و آتشكده‌‌هايى چون آتشكدهٔ حسن‌آباد ، مزرعهٔ كلانتر ،و پيرمزرعهٔ حاجى نام برد.
منبع
meybodyazd.blogfa.com

 

شنبه سیم 7 1390 15:2

نايين را بيشتر بشناسيم

نائين يكي از شهرهاي استان اصفهان در مركز ايران است. اين شهر مركز شهرستان نائين محسوب مي‏شود. اين شهر در منطقه دشت كوير قرار گرفته‌است و آب و هوايي خشك و كويري دارد.

نائين شهري كوچك و قديمي است كه در گذشته وسيع و آباد بوده است. قدمت آن را مي‏توان از بناي بزرگ و كهن نارين قلعه يا نارنج قلعه دريافت. مسجد جامع نائين از لحاظ قدمت دومين مسجد پابرجا در ايران است.

علاوه بر زبان فارسي، بسياري از مردم محلي به گويش نائيني هم صحبت مي‏كنند كه گويشي از زبان‌هاي ايراني مركزي است.

فرش نائين شهرت جهاني دارد.

naeen1_400

baghmosalaye-naiin_400


نام نايين

درباره نام نائين سخنان بسيار گفته‌اند كه همگي سست و بي‌اساس‌اند. از جمله اين كه گفته‌اند نام نائين از گياهي باتلاقي به نام «ني» برگرفته شده، يا يهودياني كه از اورشليم به مشرق زمين كوچانده شدند، اين شهر را به ياد موطن خويش بنا كرده و بدين نام خوانده‌اند و... وليكن آنچه مسلم است عناويني چون «شهر مساجد»، «قصبه طيبه»، «مدينه العرفا» و... كه براي نائين برشمرده شده نشان دهنده اهميت اين شهر در دوره‌هاي مختلف تاريخ بوده‌است.  نائين را با القاب و عناويين مختلفي مانند قصبه طيبه، دارالعرفان و مدينه العرفا ياد كرده‌اند.


جغرافياي نائين
نائين شهري كويري‌ست و در زميني صاف و هموار قرار گرفته‌است. ارتفاع نائين از سطح دريا ۱۵۸۰ متر، عرض جغرافيايي آن ۳۲ درجه شمالي و طول آن ۵۲ درجه شرقي است.

كوهسارهاي آن هيچكدام از ۱۸ كيلومتر نزديك تر نيستند. كوه‌هاي سمت شمال رشته‌اي است به نام كوه سرخه كه دنباله آن به رشته‌اي به نام بيد كوه منتهي مي‌شود. در سمت جنوب غربي رشته‌اي به نام كوه سره با ارتفاع ۲۳۳۰ متر از سطح دريا مرتفع ترين كوههاي اطراف نائين است. رشته كوه سارو نيز در سمت جنوب غربي نائين قرار دارد كه به رشته‌هاي ((پرويز)) و ((بنويد)) در جنوب نائين مي‌پيوندد.


تاريخچه نايين
تاريخ بناي اوليه شهر نائين به دوران قبل از اسلام باز مي‌گردد. صحت اين مدعا را علاوه بر نوشته‌هاي مورخين و جغرافيا نويسان قديم، گويش محلي خاص مردم نائين تقويت مي‌كند. اين گويش هنوز نيز متداول و مرسوم است. مولف كتاب مسالك و ممالك فارس را ايالت قديمي ايران و محل تشكيلات دولت هخامنشي ذكر مي‌كند كه دوره ساسانيان و پس از اسلام به پنج ولايت يا استان تقسيم مي‌شده‌است. كه هر قسمت «كوره» ناميده مي‌شد. در دوره‌هاي ساساني و پس از استقرار اسلام، شهر نائين جزء يكي از اين كوره‌ها به شمار مي‌آمد. بيشتر پژوهشگراني كه درباره نائين بررسي و تحقيق كرده‌اند به آبادي و آباداني آن در ادوار قبل از اسلام اشاره كرده‌اند. اما در مقدمه كتاب تذكره سخنوران نائين شهر نائين شهركي كاروان انداز معرفي شده كه قافله‌ها براي استراحت و فراهم ساختن زاد سفر در آن بار مي‌انداخته‌اند. ساربانان نيز شتران خود را در نائين هنارگيري مي كرده‌اند. به هرحال، با مراجعه به منابع مختلف مي‌بينيم نائين در قبل از اسلام مركز اداري و خدماتي بخشي از ناحيه يزد بود.

بااستقرار اسلام، در بيشتر شهر‌هاي ايران و ورود اين آيين به نائين، شهر نائين موقعيت خود را همچون گذشته حفظ كرد. يكي از نويسندگاني كه در قرن چهارم هجري كتاب خود را تأليف كرده‌است نائين را شهري آباد و پرجمعيت ذكر مي‌كند.

در قرن پنجم هجري، شهر نائين مانند ديگر شهرهاي نزديك به اصفهان مورد توجه قرار گرفت. در نيمه اول اين قرن ناصر خسرو، در سفر مشهورش از نائين عبور كرد و به اين شهر اشاره نمود. در سفرنامه تاصر خسرو درباره اوضاع اجتماعي نائين مطلب تازه‌اي ارائه نشده‌است، همانگونه كه ياقوت حموي نيز تنها به نقل قولي از اصطخري اكتفا كرده‌است.

در دوران مغول، با روي كار آمدن ايلخانان و حكومت غازان و سلطان محمد اولجايتو كه پس از درآمدن به دين اسلام به لقب «خدا بنده» ملقب شد در نائين نيز تحولاتي به وقوع پيوست. در دوران حكومت اين دو ايلخان كه با وزارت خواجه رشيدالدين فضل‌الله همداني مقارن است اصلاحات اساسي در اكثر شهرهاي ايران به وجود آمد. در اين دوران آثار مهم و با ارزشي مانند مسجد بابا عبدالله، عمارت امامزاده سلطان سيدعلي و مناره مسجد جامع در نائين ساخته شد.

در نيمه اول قرن هشتم هجري، ملك اشرف پس از شكست از شيخ ابواسحاق اينجو در شيراز و فرار به يزد، بيشتر آبادي‌ها و شهرهاي يزد را خراب كرد و به نائين رسيد. در جنگي كه در سال ۷۴۴ هجري در نائين بين او و امير مبارزالدين از امراي آل مظفر به وقوع پيوست ملك اشرف شكست خورد. اين جنگ باعث خرابي نائين شد و خلقي عظيم كشته شدند.

در اواخر قرن هشتم هجري، در روزگاري كه اميرتيمور خود را براي حمله به شهرهاي مركزي ايران آماده مي‌كرد بارديگر نائين گرفتار درگيري شاه منصور و شاه يحيي مظفري شد. در سال۷۹۳ بين اين دو برادر جنگي درگرفت كه بيشتر روستاها و قصبات بين اصفهان و يزد و كرمان تخريب شدند. نائين نيز آسيب فراوان ديد.

در قرن نهم نيز جنگ و كشتارهائي بين خاندان‌هاي آق قويونلو و قراقريونلو بوقوع پيوست. نائين بر سر راه شهرهاي مهم، مورد نزاع واقع شده بود بنا براين در اين درگيري نيز از آسيب و تخريب‌ها در امان نماند. اما در همين سالها، دولت شاه سمرقندي در تذكره‌اي كه به نام خود اوست و در سال۸۹۲ هجري تاليف كرده نائين را «قصبه‌اي خوش آب و هوا» معرفي مي‌كند كه «بعضي محصولات آن بي نظير است».

در اوائل قرن دهم، بار ديگر جنگي عظيم بين سران اق قويونلو به وقوع پيوست. محل اين نبرد نيز حوالي نائين بود. به نوشته كتاب احسن التواريخ اين جنگ باعث شد تا محمد ميرزا آق قويونلو بر فارس استيلا يابد.

در دوران حكومت تركمانان اق قويونلو ونيزيان از نائين عبور كردند اما گزارش سفر آنها نكته مهمي از اوضاع نائين را به دست نمي‌دهد.

در دوران حكمراني ايلخانان نائين از اصلاحات و تحولي كه در بسياري از شهرهاي ايران آغاز شده بود بي بهر ه نما ند. رونق اقتصادي دوره مغول نائين را كه در كنار شاهراه خليج فارس و ري و سلطانيه قرار گرفته بود به صورت شهري پر جمعيت و آباد در آورد. در اين زمان، و بخصوص در عصر حكومت غازان و سلطان محمد اولجايتو و وزارت خواجه رشيدالدين فضل‌الله در نائين آثار با ارزشي ساخته شد. برخي از اين آثار در عداد بناهاي كم نظير به شمار مي‌روند و نمايانگر پيشرفت معماري اسلامي ايراني آن عصر مي‌باشند. اين رونق و پيشرفت نسبي علاوه بر آن كه باعث احداث مساجد و بناهاي متعددي گرديد اقوام و خانواده‌هاي مختلفي را نيز از ديگر شهرهاي ايران به نائين سرازير كرد. از جمله اين اقوام، عده‌اي از اميرزادگان و امراء مغول بودند كه به همراه خانواده‌ها و اقوام و ملازمين خود به نائين آمدند و در اين شهر و روستاها و قصبات اطراف آن ساكن شدند.

در اوايل قرن دهم ه. ق سران آق قويونلو در حوالي نائين با يكديگر به ستيز برخاستند كه از رهگذر اين جدال‌ها، شهر پريشان شد و ويراني بسيار ديد. در دورهٔ صوفيان نائين رونق يافت. در اين دوره، باروي شهر مرمت شد و بناهاي جديدي در آن احداث گشت. در سال ۱۰۰۰ه.ق هنگامي كه اصفهان به پايتختي ايران برگزيده شد نائين كه در زماني تابع يزد بود، در محدوده اداري اصفهان جاي گرفت. از وقايع مهم دوران صفويه در نائين دعواي نعتي و حيدري بود كه اين اختلاف‌ها در عصر مشروطيت هم ادامه يافت. با سقوط اصفهان به دست افغان‌ها (در سال ۱۳۵ ه.ق) شهر نائين كه بر سر را ه سربازان مهاجم قرارداشت، بسيار آسيب ديد ولي بر اثر مقاومت مردم نائين، شهر به دست افغان‌ها نيافتاد، در اين زمان گروهي از سادات طباطبايي ساكن اصفهان و زواره به نائين كوچ نمود.

در دورهٔ قاجار نائين مورد بي‌مهري پادشاهان وقت قرار گرفت. در اين دوره نائين سخت آشفته و نا امن گشت زيرا در اين زمان نائين يا صحنه جنگ شيخي‌ها و «بالاسري»‌ها و يا ميدان نزاع‌هاي حيدري و نعتي بود كه در دوره صوفيان در تمام شهرهاي ايران آغاز گشته و دامن زده مي‌شد و همچنين محل تاخت و تاز ياغياني همچون نايب حسين كاشي بود.

در سال ۱۳۲۷ شمسي نائين رسماً شهرستان اعلام شد و بخشداري آن به فرمانداري تبديل گشت. از نائين مردان بزرگ و نامداري برخاسته كه هر يك در علوم و فنون مختلف جايگاهي بس بلند يافته‌اند و از اين رهگذر نائين بخصوص در تاريخ يكصد ساله اخير ايران نقش بسيار زيادي داشته‌است. از اين رو همواره براي اين منطقه منزلتي بيش از يك شهرستان معمولي قائل بوده‌اند


از نائين مردان بزرگ و نامداري برخاسته كه هريك در علوم و فنون مختلف جايگاهي بس بلند يافته‌اند و از اين رهگذر نائين بخصوص در تاريخ يكصد ساله اخير ايران نقش بسيار زيادي داشته‌است. از اين رو همواره براي اين منطقه منزلتي بيش از يك شهرستان معمولي قائل بوده‌اند چنانچه بر اثر خاندان پيرنيا حتي در قانون اساسي پس از مشروطه اين شهر ر ا از شرط حد نساب نفوس براي بر خوداري نماينده‌اي مستقل در مجلس شوراي ملي معاف كرده بودند. يكي از فرزندان بزرگ اين سرزمين دكتر حسين فاطمي است كه در نهضت ملي شدن نفت تا آخرين نفس پايمردي كرد و به دكتر مصدق وفادار ماند و جان و سر را در راه آزاديخواهي فدا كرد.

naeen4

 معماري و بافت شهري

بافت شهري قديم نائين با تاثير پذيري از عواملي مانند محيط طبيعي، آب و هوا، نيازهاي شهر، لزوم امنيت شهر در برابر تهاجم بيگانگان طراحي شده و به طور كلي داراي معماري بسته و درونگرا است. عموم فضاي معماري و آثار تاريخي در تركيبي متراكم در كنار يكديگر و متصل به هم استقرار يافته‌اند. طراحي شهر به گونه‌اي بوده‌است كه فضاي مسكوني بدون آن كه از نظر كاربردي دچار اشكال شوند در كنار عناصر شهري مانند مسجد جامع و دارا لحكومه و بازار و حسينيه و مدرسه و حمام مستقر شده‌است.

بافت قديم نائين از هفت محله تشكيل شده‌است. اين محلات كه هر يك حسينيه‌هايي دارد عبارتند از:

محله چهل دختران
پنجاهه
نو گاباد يا نو آباد
باب المسجد يا در مسجد
سراي نو
كوي سنگ يا گودالو
محله كلوان
امروز نائين به دو قسمت نائين جديد و قديم تقسيم مي‌شود. اكثر مردم خانه‌هاي قديمي را خراب كرده و به قسمت نوساز شهر نقل مكان كرده‌اند.
چشم انداز محله محمديه از جذاب‌ترين مناطق بخش مركزي نائين است. اين محله به خاطر موقعيت و نماي زيبا مورد توجه گردشگران است. در مركز اين محله تپه‌اي قرار گرفته كه بر بالاي آن قلعه زيباي آشورگاه ساخته شده‌است. در پايان تپه كارگاه عبا بافي در دل زمين كنده شده‌اند. مردم محل اين كارگاه را «سرداب» مي‌نامند. محله محمديه داراي سبط‌هاي متعدد و گذرها و گنبدهاي زيبا و بناهاي تاريخي بسيار است.


 بازار نائين

بازار شهر نائين به صورت خطي مستقيم از دروازه چهل دختران شروع مي‌شود وبه مسجد خواجه ختم مي‌شود طول اين بازار در حدود۳۴۰ متر است. همه مراكز محلات (حسينيه‌ها) با كوچه ‌هاي فرعي و اصلي به آن مربوط مي‌شوند. در امتداد راسته بازار دو چار سو وجود دارند كه محل تقاطع بازار با دو معبر هستند. بازار نائين تا چند سال پيش دائربود ودر آن فعاليتهاي بازرگاني انجام مي‌شد اما درحال حاضر به علت انتقال مغازه‌ها به خيابان تقريبا حالت نيمه متروك درآمده‌است بازار نائين دكان‌هاي با طرح‌هاي متفاوت دارد. راسته بازار مسقف است كه قسمتي از سقف آن چند سال قبل فرو ريخت. اخيراً سازمانهاي مسؤل قسمتهاي بازار را مرمت كرده‌اند. بازار ناييين در دوره ايلخانان بيش از هر زمان ديگر توسعه يافت. ورودي بازار يكي از مهم‌ترين دروازه‌ها شهر محسوب مي‌شده‌است. اين مجموعه داراي دو كاروانسرا نيز هست. سقف اين بازار گنبدي و طاق ضربي است كه نورگيرهايي دايره‌اي شكل در وسط طاق‌هاي آن پيش‌بيني شده‌است. به طور كلي بازار نائين يكي از آثار زيبا و قابل توجه شهر نائين بشمار مي‌رود، زيرا چند اثر مهم شهر مانند مسجد شيخ مغربي و مسجد خواجه و حسينيه چهل دختران درآن واقع شده‌اند.


 مصلي نايين

از ديگرآثار جالب و قابل توجه نائين ساختمان مصلا است كه تا چند سال پيش باغ وسيع ومشجر آن تفرجگاه مردم درايام تعطيل بوده‌است وبقعه داخل آن نيز زيارتگاه نائيني‌ها بشمار مي‌رفت گنبد زيباي مصلي روبه روي گنبد امامزاده سلطان سيد علي واقع شده و خياباني اين دو محل بهم ارتباط ميدهد. عمارت مصلي مدفن سيد نوربخشي بزرگ سلسله نوربخشيه‌است مزار اين عارف مشهور روبروي درب ورودي باغ مصلي قرار گرفته و سنگ مرمري با تاريخ ۹۵۳ هجري بر مزار او نصب شده‌است. در وسط باغ مصلي مقبرهاي به صورت هشت گوش با اتاقهاي قرينه وبه صورت چهار ايوانه واقع شده كه گنبد بسيار زيبايي از كاشي به رنگ آبي بر روي آن خودنمائي مي‌كند. در زير اين گنبد آرامگاه حاج عبدالوهاب نائيني فرزند حاج عبدالقيوم واقع شده كه در سال ۱۲۱۲هجري در اين محل درگذشته‌است. مزار ديگري متعلق به مرحوم حاج محمد حسن آذربايجاني است كه درسال۱۲۵۰ هجري در گذشته و دراين محل به خاك سپرده شده‌است. در مورد چگونگي احداث اين بنا نيز برخي از منابع نوشته‌اند در سفري كه محمد ميرزاي قاجار به عنوان فرزند وليعهد از كرمان به تهران ميرفت در اين محل ميهمان مرحوم حاج محمد حسن شد و وي سلطنت اورا پيش بيني كرد چون گفته‌هاي او مقرون به حقيقت مي‌شود محمد شاه براي سپاس از او دستور مي‌دهد اين بقعه را بر مزاراو بسازند. مساحت باغ مصلي ۱۸جريب است و دور تا دور آن به صورت غلام گردش مي‌باشد درضلع غربي مصلي آب انبار بزرگي كه در نوع خود بسيار جالب توجه‌است. از ديگر زيبائي‌هاي اين عمارت وجود دو بادگير است كه در تابستانها باعث سردي و گوارائي آب اين آب انبار مي‌شود. ورودي مصلي وعمارت مصلي بصورت دو طبقه‌است. عمارت مصلي نائين در آبانماه ۱۳۶۵ به شماره ۱۷۱۹ در فهرست آثار ملي به ثبت رسيده‌است.


خانه‌هاي تاريخي نايين

خانه پيرنيا (موزه كوير): خانه پيرنيا يكي از يادگارهاي ارزشمند معماري دوران صفويه و نمونه شاخصي از مساكن سنتي نائين است. فضاهاي اصيل مساكن سنتي موجود در خانه از قبيل هشتي – دالان – شاه نشين – غلام گردش و... بيانگر سكونت مردمي است كه از قديم اهل فضل و هنر بوده‌اند. اين ساختمان در حال حاضر محل موزه مردم شناسي كوير واداره ميراث فرهنگي نائين است.
و در مقابل مسجد جامع نائين قرار گرفته. نخست سيدي از اهالي زواره به عنوان نماينده شاهان صفوي در اين خانه حضور داشته و به رفع و رجوع امور شهر نائين مي‌پرداخته. بعدها اين خانه به خاندان پيرنيا رسيده‌است. گچ‌بري‌ها و نقاشي‌هاي ايوان شاه‌نشين و كرسي و اطاقك فوقاني چشم‌نواز و خيره‌كننده‌است. در اين گچ‌بري‌ها تزيينات متنوع معماري چون رسمي‌بندي، كاربندي، يزدي‌بندي و... است. كنار نقاشي روي ديوار اشعار زيبايي نيز نقش بسته‌است در قسمت ايوان شاه‌نشين تصاوير زيبايي از هفت پيكر نظامي بر ديوارها نقاشي شده‌است. فضاي اصيل مساكن سنتي موجود در خانه عبارتند از: ورودي، هشتي، غلام گردش، ايوان شاه‌نشين، اتاق نشيمن پاكرسي، دلان، بخش تابستان‌نشين و زمستان نشين. اين خانه در سال ۱۳۷۳ به موزه مردم شناسي كوير نائين تبديل گشت و اداره ميراث فرهنگي نائين در اين خانه مستقر است.

خانه تاريخي فاطمي:
اين خانه در ميان بافت قديم، در كنار بازار و بناي تاريخي نارين قلعه قرار دارد. اين خانه از دوره قاجار و متعلق به خاندان فاطمي است. خانه فاطمي‌ها داراي بخش‌هاي اندروني، بيروني، حياط خلوت، تالار ارسي و گوشواره با تزيينات گچ‌بري، نقاشي معرق‌كاري و نيز درهاي زيبايي مشبك كاري است.

 

باغ مصلاي نائين

مصلاي شهر نائين، باغي وسيع و زيبا ست كه تا چند سال پيش تفرجگاه مردم نائين بود. ديوارهاي آجري آن بلند و كنگره‌اي است. چهار برج به طور قرينه در چهار گوشه آن قرار دارد. درب اصلي باغ در سمت شمال شرقي، رو به امازاده سلطان سيد علي باز مي‌شود. در محل ورود به حياط يك هشت ضلعي ورودي آن هشتي، بالا خانه‌اي است هست كه محل كتابخانه مرحوم معاضد السلطنه پيرنيا بوده‌است. وسط باغ بقعه‌اي هشت ضلعي هست كه دو سه پله از سطح زمين بلندتر است. اين ساختمان به صورت چهار ايواني است و بر فراز آن گنبدي بلند و زيبا هست كه با كاشي فيروزهاي رنگ پوشيده شده‌است. زير گنبد مير عبدالوهاب و محمدحسن كوزه كناني به خاك سپرده شده‌اند. عبدالوهاب عارف شهير و جد اعلاي خاندان پيرنياست. ساختمان بقعه مربوط به عهد قاجار است.

به فاصله كمي از ورودي، سنگ مرمر نفيسي نصب شده كه تاريخ آن مربوط به سال ۹۳۵ه.ق است. اين سنگ متعلق به مزار سيد علي بن احمد نور بخش (بزرگ سلسله نور بخشيه) معاصر شاه طهماسب صفوي است. در يكي از اضلاع باغ آب انباري ساخته شده كه داراي دو راه پله‌است. يكي از اين راه پله‌ها در بيرون باغ و افع شده‌است اين آب انبار داراي دو باد گير بلند و زيبا نيز مي‌باشد.


قلعه‌هاي نايين

نارين قلعه
قلعه آشورگاه
 

آب‌انبارهاي نائين

از ديگر آثار تاريخي نائين آب انبارهاي آن هستند. آب انبارهاي نائين از لحاظ عناصر و اجزاء ساختمان شباهت تمامي با هم دارند. اين آب انبارها به خاطر شرايط اقليمي و كويري نائين ساخته مي‌شدند زيرا آب بيشتر قناتها شور و غير قابل استفاده بود. هر آب انبار شامل يك منبع يا مخزن آب بود كه بربالاي آن سقفي گنبدي شكل بنا مي‌كردند و دو بادگير آب را خنك نگاه مي‌داشتند. راه پله و محل برداشت آب ازديگر قسمتهاي آب انبارهاي نائين است. هر محله در نائين داراي يك آب انبار بوده كه هنوز نيز پابر جا هستند و برخي از آنها تا چند سال پيش مورد استفاده قرار مي‌گرفتند. از معروفترين آب انبارهاي نائين آب انبار معصوم خاني است كه در محله چهل دختران وافع است. در شهر كويري نائين، آب مهم‌ترين عنصر حيات و بقا در دوره‌هاي مختلف تاريخي محسوب مي‌شود و آب انبارها مهم‌ترين منبع نگهداري و تأمين آب در فصول گرم سال در اين منطقه‌است. از شهر نائين با بيش از ۵۰ بناي آب انبار مي‌توان به شهر آب انبارها ياد نمود كه ۸۰ درصد از آنها مورد استفاده‌است و اكثرا به پمپ برقي مجهز هستند. با اين وجود از سال ۱۳۷۵ آب شرب لوله‏كشي از زاينده‏رود به نائين منتقل مي‏شود.

تيپ و شكل آب انبارهاي نائين حائز اهميت بوده و از اجزاء مختلفي همچون مخزن، بادگير، پاشير تشكيل شده‌است بادگير در اطراف مخزن و وسيله خنك كننده جهت آب بوده‌است و پاشير با معماري سر در جهت برداشت آب ساخته شده‌است در نائين آب انبارها را به تناسب نياز با اشكال مختلفي مي‌توان مشاهده نمود. معمولاً شكل كلي آب انبارها با يك مخزن و دو بادگير در كنار آن و يك پاشير روبروي آن ديده مي‌شود ولي به تناسب نياز گاهي با يك پاشير دو مخزن (آب انبار خان يا دوقلوي نائين و محمديه) با يك مخزن و دو پاشير (آب انبار مصلاي نائين) و اشكال متنوع ديگر مي‌توان مشاهده نمود. قدمت آب انبارهاي نائين از صفويه به بعد بوده و در طول دوره‌هاي تاريخي مهم‌ترين عامل ذخيره آب محسوب مي‌گرديده‌است در نائين اين عنصر معماري با وجود در دسترس بودن فناوريهاي روز، هنوز مورد استفاده‌است. [۱]


حمام‌هاي تاريخي نايين

حمام قديمي نوآباد
حمام قديمي پنجاهه مربوط به دوران صفويه به بعد.
حمام قديمي كلوان مربوط به دوران صفويه به بعد.
حمام امام رضا(ع) محله كوي سنگ.

 


امامزاده‌هاي نايين

امامزاده سلطان سيد علي
امامزاده ابومحمد
امامزاده سلطان موصله نائين كه ساختمان آن از قرن هشتم يا نهم ه.ق است
امامزاده جنيد
امامزاده عبدالله
امامزاده ابراهيم
امامزاده پيرمردان
امامزاده فاطمه نساء

حسينيه‌هاي نائين
هر محله قديمي نائين يك حسينيه دارد. اگر چه اكثر مردم از قسمت قديم شهر به بخش نوساز نائين نقل مكان كرده‌اند وعملا محلات قديمي خلوت شده‌اند اما هنوز حسينيه‌ها در ايام عزاداري رونق گذشته را دارند. اين حسينيه‌ها شامل يك مكان مسقف و سر پوشيده براي فصول سرد ويك فضاي باز براي ساير ايام و فصول است. حسينيه‌ها معمولا شبيه به يكديگر ساخته شده و داراي يك صفه بزرگ (شاه نشين) وصفه‌هاي كوچكترهستند كه دورتا دورحسينيه را فرا گرفته‌اند. بر ديوار حسينيه‌ها اشعار زيبا به خط نستعليق همراه با نقاشي‌هاي گل وبوته به چشم مي‌خورد. صفه‌ها عموما دو طبقه هستند و طبقات بالا كه مردم نائين آن‌ها را «غرفه» مي‌گويند به بانوان اختصاص دارد. گنبد حسينيه‌هاي مسقف بيشتر برمربع منظمي قرار دارد كه درقسمت كاسه گنبد ۸ ضلعي و در بال به ۱۶ضلعي تقسيم مي‌شود. مصالح حسينيه‌ها نيز عموما آجر هستند. حسينيه‌ها محلات هفت‌گانه نائين تماماً قدمتي در حدود ۷۰الي ۱۰۰ سال دارند تنها حسينه‌اي كه گنبد آن نوسازي شده‌است حسينيه سراي نو مي‌باشد. در نائين حسينيه‌ها را ميدان نيز مي‌گويند حسينيه‌ها در قديم علاوه بر آن كه مركز تجمع براي عزاداري بودند محلي نيز براي تصميم گيريهاوتبادل نظر نيز به حساب مي‌آمدند. بافت قديمي نائين به گونه‌اي طراحي شده كه حسينيه هر محله به راحتي با سايرعناصر مانند سقاخانه‌ها و بازار و مساجد و حمام‌ها و گورستان عمومي شهر ارتباط برقراركنند.

مهم‌ترين حسينيه‌هاي نائين عبارتند از:

حسنيه نوآباد
حسينيه پنجاهه
حسينيه چهل دختران
حسينيه سراي‌نو
حسينيه كلوان
حسينيه باب‌المسجد
حسينيه كوي سنگ (گودالو)

مساجد تاريخي نايين
 
مسجد جامعه محمديه
مسجد شيخ مغربي
مسجد خواجه خصر
مسجد جامع نائين
مسجد بابا عبدالله
مسجد جامع قديمان
مسجد جامع روستاي بافران


 كشاورزي و دامداري نايين
اقتصاد نائين از دورترين روزگار بر كشاورزي و صنايع دستي متكي بوده‌است. اما از آنجا كه نائين شهري گرم و خشك است، با كمبود آب روبروست و همان مقدار آب هم فوق‌العاده شور است، از اين‌رو كشاورزان ناچار به مبادرت به كاشت درختاني كرده‌اند كه به آب كمتري نياز داشته باشد. به همين خاطر بيشتر باغ‌هاي نائين را درختان انار و پسته تشكيل مي‌دهد و دامپروري نيز در حد تأمين احتياجات روزمره مردم رايج است. همچنين در اين منطقه، گوسفند بيش‌تر از ساير دام‌ها پرورش مي‌يابد.

 

 

عبا بافي
از صنايع رايج و معتبر نائين عبا بافي است. عبا بافان، محصول خود را از كرك و پشم شتر در رنگ‌هاي زرد، مشكي، سرخ و خرمايي مي‌بافند. مهم‌ترين مركز عبابافان نائين در محمديه قرار دارد. كارگاه‌هاي اين عبابافان و نيز نحوه كار آن‌ها يكي از جاذبه‌هاي تماشايي اين منطقه محسوب مي‌شود.


قالي بافي
قالي و قالي‌بافي با نام نائين پيوند خورده و قالي بافي از مشاغل اساسي مردم نائين به شمار مي‌رود. در انارك قالي و قاليچه‌هايي با طرح نائين و نقشه‌هاي افشان و ترنجي و بته‌اي بافته مي‌شود. در خور نيز صنايع دستي قدمتي ديرينه دارد. قالي‌هاي خور و بيابانك داراي طرح نائين و نقش‌هاي ترنج ولچك – افشان- ليلي و مجنون است كه در سراسر كشور شهرت فراوان دارد.

 

 غذاهاي بومي، ميوه‌ها، شيريني‌ها و ترشي و تنقلات محلي
در منطقه نائين غذاهاي بومي چون آش جو و نيز توليدات محلي چون نان محلي و... وجود دارد. سوغات نائين نيز در درجه اول صنايع دستي آن از جمله عبا، فرش و... سپس غذاهاي بومي است.


 صنايع دستي

عبا بافي
از صنايع رايج و معتبر نائين عبا بافي است. پيش از فرش، كيفيت عباي نائين در ايران بسيار مشهور بود. عبا بافان، محصول خود را از كرك و پشم شتر در رنگ‌هاي زرد، مشكي، سرخ و خرمايي مي‌بافند. مهم‌ترين مركز عبابافان نائين در محمديه قرار دارد. كارگاه‌هاي اين عبابافان و نيز نحوه كار آن‌ها يكي از جاذبه‌هاي تماشايي اين منطقه محسوب مي‌شود.[۲] در فاصله سالهاي ۱۳۱۳ تا ۱۳۲۰ كه استفاده از لباسهاي سنتي و محلي تا حدي ممنوع شد عباي نائين نيز از رونق افتاد. اما پس از شهريور سال ۱۳۲۰ اين صنعت دوباره رونق گرفت به طوري كه عباهاي زمستاني كه در نائين بافته مي‌شدند به چنان شهرتي رسيدند كه كشورهاي حوزه خليج فارس وشبه جزيره عربستان و عراق خريدار آنها شدند. در حال حاضر بر اثر عدم استقبال از عباي نائين بار ديگر از رونق اين صنعت كاسته شده‌است به طوريكه جزء چند كارگاه كه در محمديه نائين دائر است كسي از اين كار استقبال نكرده‌است. در سال۱۳۵۰، ميزان صادرات عباي نائين ساليانه ۳۰۰ تا۵۰۰۰ عدد بوده‌است. [نيازمند منبع]


قالي نائين
قالي نائين آوازه جهاني دارد. با اينحال فرشبافي در نائين قدمتي كمتر از ۱۰۰ سال دارد. در حقيقت با افول صنعت عبابافي، صنعتگران و هنرمندان عباباف به بافتن فرش روي آوردند. تاريخچه اين صنعت به سالهاي ۱۳۰۰ تا ۱۳۰۵ شمسي ميرسد. در اين سالها برادران سجادي كه از سادات محترم نائين بودند در اين شهر كلاس قالي بافي دائر كردند و علاقمندان را آموزش دادند. استعداد مردم نائين، و كوشش طراحان اوليه فرش مانند مرحوم رهنما باعث شد تادر همان سالهاي نخست فرش نائين با قالي‌هاي اصفهان، كاشان رقابت كند و حتي از آنها پيشي گيرد. نويسنده كتاب قالي ايران در مورد پيشرفت فرش نائين مي‌نويسد: «همچنانكه فرش كرمان پس از كسادي بازار شال رونق گرفت فرش نائين نيز هنگامي با اقبال روبه رو شود كه پارچه ظريف عبا رونق خود را از دست داد...» نويسنده كتاب، الياف پشم نائين را ظريف تر و نرمتر از پشمي ميداند كه معمولا در ساير نقاط فلات ايران به دست مي‌آيد و از آنجا كه ريسندگان نائين از اين ازاين پشم كلافهاي نازك و يكنواختي تهيه مي‌كنند رنگهاي كه به كار مي‌برند بسيار عالي وبي نظير است، امروزه فرش نائين با طرح‌ها و رنگهاي متنوع كماكان شهرت خود را حفظ كرده‌است. بسياري ازكارشناسان دليل شهرت فرش نائين را ثابت بودن رنگ، زيبايي، نقشه و طول قدمت بافت مي‌دانند رنگهاي كه در قالي نائين به كار مي‌رود بيشترلاكي، سبز، يشمي، نارنجي، قهوهاي، عنابي، خاكي، كرمي، آبي، لاجوردي و فيلي مي‌باشند. در حال حاضر قالي در اقتصاد شهر نائين كاملا موثراست و تجارت قالي و سايرامورمربوط به اين صنعت از مشاغل اساسي مردم نائين به شمار مي‌رود.


 كاشي‌سازي
كاشي سازي و كاشي كاري از هنرهاي دستي نائين است كه سابقه‌اي ديرينه دارد. به طوري كه تا حدود ۵۰ سال پيش كاشي‌هاي توليد نائين به بيش‌تر شهرهاي بزرگ ايران صادر مي‌شد.


شال بافي
شال بافي نائين نيز از هنرهاي دستي زيباي اين خطه بوده‌است كه اينك از ميان رفته‌است.


كوزه گري و سفالگري
كوزه گري نائين نيز يادگار روزگاران گذشته اين شهر است. ظروف سفالي نائين كه از نظر ظرافت و استحكام معروف هستند تا جند سال پيش به شهر‌هاي ديگر صادر ميشده‌اند متاسفانه امروز به علت عدم استقبال مردم از اين صنعت و ورود ظروف مشابه، كارگاه‌هاي كوزه گري تقريبا به حالت تعطيل درآمده و كوزه گران هنرمند نائين تماما تغيير شغل داده‌اند.


موزه
خانه پيرنيا در اسفند ماه۱۳۷۳ به موزه مردم شناسي كوير نائين تبديل گشت. در اين موزه اشياء وسايل و لوازم و به طور كلي عناصر فرهنگي مردم كوير اعم از پوشاك، ظروف فلزي و چوبي، صنايع دستي، كارگاه‌هاي مختلف عبا بافي، گليم‌بافي، آهنگري سنتي، سفالگري، قالي‌بافي و آداب و رسوم و اعتقادات مردم با اشياء موجود، تركيب فرهنگي مردم كوير براي بازديدكنندگان به نمايش گذاشته مي‌شود. در اين موزه چاپخانه سنتي بسيار زيبايي نيز از گردشگري پذيرايي كرده و فروشگاه كتاب ميراث فرهنگي كتاب در زمينه‌هاي مختلف فرهنگي عرضه مي‌نمايد.


 مشاهير نائين

امامي: ميرزا حسين آقا (تولد ۱۲۹۵ شمسي - وفات ۱۳۵۱ شمسي)
قائي نائيني: ميرزا باقر خان اديب (تولد ؟ - وفات ۱۳۰۲)
بقائي نائيني: جلال (تولد ۱۲۸۸ شمسي - وفات ۱۳۷۶ شمسي)
بقائي: ميرزا محمد خان (غوغا) (تولد ۱۲۶۰ شمسي - وفات ؟)
بلاغي: سيد حسن (مجتهد نائيني) (تولد ؟ وفات - ۱۳۱۲ شمسي)
بلاغي: عبد الحجت (تولد ۱۲۸۰ شمسي)
بلاغي: صدرالدين(تولد ۱۲۹۰ قمري - وفات ؟)
پيرزاده: حاج محمد علي (تولد ۱۲۵۱ قمري - وفات ۱۳۲۱ قمري)
ابوالحسن پيرنيا: (معاضد السلطنه) (تولد ؟ - وفات ۱۳۱۸ شمسي)
حسن پيرنيا : مشيرالدوله دوم (تولد ۱۲۶۱ هجري / ۱۲۵۲ شمسي – وفات ۱۳۵۴ هجري / ۱۳۱۴ شمسي)
پيرنيا: دكتر محمد كريم (تولد ۱۳۰۱ شمسي - وفات ۱۳۷۶ شمسي)
پيرنيا: ميرزا نصرالله خان مشيرالدوله (تولد ؟ - وفات ۱۳۲۵ قمري)
جامع نائيني: محمد نقي (محيط) (تولد ۱۳۰۰ شمسي - وفات ؟)
جلالي نائيني: دكتر سيد محمد رضا (تولد ۱۲۹۷ شمسي)
جلوه: حكيم ميرزا ابو الحسن (تولد ۱۲۳۸ هجري قمري - وفات ۱۳۱۴ قمري)
حاج عبدالوهاب نائيني: (جد خاندان پيرنيا) (تولد ۱۱۱۸ قمري)
حاج محمد حسن كوزه كناني: (جد خاندان پيرزاده) (تولد ۱۱۵۲ قمري - وفات ۱۲۵۰ قمري)
حاج ملا محمد حسن (مرتاض): (تولد ۱۲۷۵ قمري - وفات ۱۳۵۴ قمري)
طبا طبائي نائيني حاج ميرزا محمد سعيد : (تولد ۱۲۹۳ هجري / ۱۲۵۵ شمسي - وفات ۱۳۷۸ هجري / ۱۳۳۷ قمري)
محمدحسين نائيني: (ميرزاي نائيني)
رحيمي: مصطفي رحيمي (تولد ۱۳۰۴ شمسي)
سالك: حاج محمد رضا
صفاءالسلطنه نائيني (عليخان): (تولد ۱۲۴۶ هجري قمري - وفات ۱۳۱۸ هجري قمري)
صفاءالسلطنه دوم (عباس خان): (تولد، ۱۲۸۲ قمري قمري - وفات ۱۳۵۸)
طباطبائي نائيني: ميرزا رضا خان (تولد ۱۲۹۰ هجري - وفات ۱۳۵۰ هجري / ۱۳۱۰ شمسي)
طرب نائيني
عالم نائيني: (حاج ميرزا محمد محيط) (تولد ۱۲۷۸ قمري - وفات ۱۳۳۳ قمري)
عامري نائيني: علي محمد (تولد ۱۲۸۰ شمسي - وفات ۱۳۵۷ شمسي)
دكتر حسين فاطمي
ملا[ [حسن نائيني]]: (آرندي) (وفات ۱۲۷۰ هجري)
ملا محمد حسن (مرتاض): (تولد ۱۲۷۵ هجري - وفات ۱۳۵۴ هجري)
محمد علي مصاحبي: (عبرت نائيني) تولد ۱۲۵۸ هجري - وفات ۱۳۲۱ شمسي)
ميرزا ابوالقاسم نائيني: (سلطان الحكماء) (تولد ۱۲۴۵ هجري قمري - وفات ۱۳۲۲ هجري قمري)
ميرزا رفيع الدين طباطبائي (ميرزا رفعيا)
نوري نائيني: (دكتر محمد سعيد) تولد ۱۳۲۱ شمسي
ميرزا مهدي خان صدرالاسلام(وفات ۱۳۲۹ شمسي) نواده آخوند ملا كاظما و داماد آيت الله خادم العلوم نائيني

 naeen3_400


خوشنويسان نائين
نائين را شهر خوشنويسي و خوشنويسان مي‌دانند، اكثر تذكره نويسان در معرفي شعراو گويندگان نائيني هنر خوشنويسي آنها را نيز در كنار شعر وادب ذكر كرده‌اند. شهر نائين پيوسته خوشنويساني صاحب نام داشته است. برخي از آنان عبارتند از:

عبد العظيم نائيني : از خوشنويسان اواخر دوران صفويه‌است وي فرزند محمد رفيع ميباشد.
ميرزا احمد خوشنويس : متوفا به سال ۱۲۵۰ قمري از خوشنويسان دوران قاجار.
ميرزا حسين علي خان وزير (طبا طبائي): متوفا به سال ۱۲۶۷ هجري از خوشنويسان دوران محمد شاه قاجار.
ميرزا محمد علي خان فرزند سيد عابد : از خوشنويسان اواخر دوران قاجار است كه در سال ۱۳۰۰ هجري همزمان با سلطنت ناصر الدين شاه قاجار وفات يافت.
ميرزا مهدي خان فرزند ميرزا ابولقاسم خان سلطان الحكماء (كه شرحش گذشت): وي متوفا به سال ۱۳۰۰ هجري است وي قبل از پدر فوت كرده‌است.
بانو مريم : (اين زن خواهر مشير الدوله‌است كه خط او را استادانه ذكر كرده‌اند در كتاب تذكره خوسنويسان معاصر خط اورا در زمره خوشنويسان برجسته ذكر مي‌كند.
ميرزا حسن خان نائيني : كه در سال ۱۳۰۰ هجري در كذشت
ميرزا نصر الله خان مشير الدوله: متوفا به سال ۱۳۲۰ هجري قمري.
ميرزا عبد الحسين فلسفي : متوفا به سال ۱۳۱۴ فرزند سيد حكيم.
ميرزا محمود خوشنويس : متوفا به سال ۱۳۳۵ هجري قمري
ميرزا حسنعلي: متوفا به سال ۱۳۲۸ هجري فرزند ميرزا معصوم.
ميرزا محمود چاووش فرزند ميرزا احمد: متوفا به سال ۱۳۳۵ قمري.
ميرزات ابو طالب خان رحيمي فرزند ميرزا حسين: متوفا به سال ۱۳۰۰ هجري قمري
ميرزا محمد خان بقائي : متخلص به غوغا به سال ۱۳۴۵ هجري قمري.
ميرزا محمود خان ثقة السلطنه : متوفا به سال ۱۳۰۸ شمسي.
ميرزا طاهر اعلامي فرزند ابوطالب باغچه‌اي: متوفي به سال ۱۳۰۸ هجري شمسي.
ملا محمد رضا : وي از تحسين مكتب دارن نائين است كه اكثربزرگان رجال ازشاگردان او بوده‌اند مرحوم معلم نائيني در سال ۱۳۰۰ شمسي وفات يافته‌است.
ميرزا حسين منشي باشي : فرزند حاج ميرزا محمد صادق خان كه در سال ۱۳۰۴ شمسي در گذشته‌است.
ميرزا حسن عماد الشريعه امامي : فرزند عبد الحسين متوفا به سال ۱۳۰۸ شمسي.
ميرزا عبد الحسين حكيم : فرزند سيد ابراهيم حكيم متوفا به سال ۱۳۱۴ شمسي.[۳]

شاعران نائين
امامي نائيني شعراي نائين را ازاوائل دوران قاجار به ترتيب حروف الفبا ذكرمي كند. اين شعرا عبارتند از :

ميرزاابوالقاسم خان جوهرالشعراء
ميرزا باقرخان اديب
جلال بقائي
ميرزاحسين علي تاج الحكماء
ميرزاحسين خان وزيرزاده (طاير)
سيدحسن رجا
سيد حسن تمر
سيد حسن مصطفوي (سرشار)
حسينعلي پيرنيا
ميرزاعبدالوهاب خان شجاع السلطان
سيد عبدالحجت بلاغي
ميرزاعلي خان تلگرافچي
دكترعلي پيرزاده
ميرزاعلي خان صفاءالسلطنه(مشتاقي)
ملاعلي فارغ الشعرا
حاج ميرزاكوچك
حاج ميرزامحمد مجتهد
ميرزا سيدمحمدخان بزرگ
ميرزاسيدمحمدخان مجتوبي عترت
ميرزاسيدمحمدخان نبوي
حاج آقامحمدعلي پيرزاده
ميرزامحمدعلي عبرت
ميرزامحمدعلي مشعل الشعرا
ميرزا محمودامام جمعه
ميرزامصطفي وكيلي
ميرزامحمدسعيدامامي(متخلص به فردي)
ميرزا محمدعلي امامي.
ميرزا مهدي خان صدرالاسلام نائيني

شنبه سیم 7 1390 15:1
X