معرفی وبلاگ
ایران تونگین ولعل دنیاهستی//ایران توفریبنده وزیباهستی نام تونکوست چون کهن ایرانی//تاریخ خجسته یل وشیرانی// مهدهنری نقش جهان درگاهت//شیرازوسپاهان اثرزیبایت// هرکس گذرش درتورسدمی بیند//ازشاخه زیبات گلان می چیند// هردم که نظردررخ توبنماید //مدهوش تووجلوه کویت باشد// آثارتوزیباونکودرهمه جاست//هرشهربه آثارخوشت می نازد// مهمان چوبه این نغمه سرا بازآید//درکوی توگرددبری ازغم یادش// اثرمدیروبلاگ محمدعلی حاجیان
دسته
لرنيگ سنترمرجع تخصصي آموزش هاي وب
رابين وب آموزش برنامه نويسي وب
وبلاگ آي كامپ
آموزش ويديويي فتوشاپ،فلش و...............
Cg TV
قوي ترين و بهترين سايت آموزشي كشور
ايران سرزمين – آموزش طراحي صفحات وب
سايت تخصصي آموزش جاوااكسريپت،وب وطراحي
ايران سرزمين
بوق بوق ايران
ايران شناسي
ايرانگردي
ايران هميشه جاويدان
پايتخت فرهنگي جهان اسلام
ايرووون
4چشم
ميهن ما
توريسم ايران
هنرصنايع دستي وخانواده
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 1352081
تعداد نوشته ها : 2866
تعداد نظرات : 132

JavaScript Codes
Rss
طراح قالب

گزارش تصويري: ميراث جهاني ايران

سازه‌هاي آبي شوشتر
از 911 ميراث جهاني، سهم ايران 12 مورد است. اغلب آثار ثبت شده ايراني ارزش تاريخي و فرهنگي دارند و اغلب كليد مهمي در هنر معماري محسوب مي‌شوند. بيشترين ميراث جهاني ايران در استان فارس قرار گرفته‌اند...
 
 فهرست ميراث جهاني يونسكو در حال حاضر، بر اساس سايت رسمي كنوانسيون ميراث جهاني،‌ 911 مورد را شامل مي‌شود. مواردي در اين فهرست جاي مي‌گيرند كه از نظر فرهنگي يا طبيعي منحصر به فرد باشند و كميته ميراث جهاني در جلسات خود، آن‌ها را داراي ارزش جهاني بداند. هر مكان يا بنايي كه در اين فهرست جاي مي‌گيرد، كشورهاي عضو كنوانسيون موظف به محافظت از آن مي‌گردند. در اين بين،‌ سهم ايران از اين فهرست تا به حال ‌12 مورد بوده كه آن‌ها را در گزارش تصويري زير مي‌بينيد.
 
بم
بم و فضاي فرهنگي آن،‌ كرمان
سال ثبت به عنوان ميراث جهاني: 2004/ 1385 (در ليست ميراث جهاني در خطر قرار گرفته است). بم در محيطي بياباني قرار گرفته است و در اصل به زمان هخامنشيان (قرن‌هاي 4 تا 6 قبل از ميلاد مسيح) برمي‌گردد. دوران طلايي آن بين قرن‌هاي 7 و 11 ميلادي بود كه در مسير راه‌هاي مهم قرار داشت و به توليد پوشاك ابريشم و كتان مشهور بود.
 
پاسارگاد
پاسارگاد،‌ فارس
سال ثبت به عنوان ميراث جهاني: 2004/ 1383. پاسارگاد اولين پايتخت دودماني هخامنشيان بود كه در قرن 6 قبل از ميلاد توسط كوروش كبير در پارس، سرزمين پارسيان بنا نهاده شد. كاخ‌ها، باغ‌ها و آرامگاه كوروش،‌ نشان از تمدن استثنايي پارس‌ها و هنر و معماري هخامنشيان دارند.
 
گنبد سلطانيه،‌ زنجان
گنبد سلطانيه،‌ زنجان
سال ثبت به عنوان ميراث جهاني: 2005/ 1384. مقبره اولجايتو در شهر سلطانيه در فاصله سال‌هاي 1302 تا 1312 ساخته شده است. سلطانيه پايتخت سلسله ايلخانيان بود كه توسط مغول‌ها پايه‌گذاري شد. اين اثر از كليدهاي مهم رشد معماري اسلامي به حساب مي‌آيد.
 
بيستون
بيستون، كرمانشاه
سال ثبت به عنوان ميراث جهاني: 2006/ 1385. از آثار مهم بيستون،‌ نقش برجسته داريوش بزرگ است كه يك كمان را به نشانه حاكميت در دست دارد و شورشيان را به بند كشيده است. زير نقش برجسته، در 1200 خط، داستان اين واقعه و نيز اسامي شورشيان و حاميان شرح داده شده است.
 
سنت تادئوس،‌ سنت استپانوس و زور زور
مجموعه آثار رهباني ارامنه در ايران،‌ شمال غرب ايران
سال ثبت به عنوان ميراث جهاني: 2008/ 1387. اين مجموعه، سه كليساي مسيحي ارامنه به نام‌هاي سنت تادئوس،‌ سنت استپانوس و زور زور را شامل مي‌شود. اين سه كليسا كه قديمي‌ترين آن‌ها (سنت تادئوس يا قره كليسا) به قرن 7 برمي‌گردد،‌ كليدهاي معماري ارمني و يادبود تزيينات سنتي آن‌ها هستند.
 
سازه‌هاي آبي شوشتر، خوزستان
 
سازه‌هاي آبي شوشتر، خوزستان
سال ثبت به عنوان ميراث جهاني: 2009/ 1388. سازه‌هاي آبي يا سيستم‌هاي هيدروليكي باستاني شوشتر به دوران داريوش بزرگ در قرن 5 قبل از ميلاد برمي‌گردد و از آن به عنوان بزرگ‌ترين مجموعه صنعتي قبل از انقلاب صنعتي ياد مي‌شود: مجموعه‌اي از كانال‌هاي آبي و آسياب‌ها براي استفاده از آب.
 
بقعه و خانگاه شيخ صفي‌الدين،‌ اردبيل
بقعه و خانگاه شيخ صفي‌الدين،‌ اردبيل
سال ثبت به عنوان ميراث جهاني: 2010/ 1389. ساخت بقعه و خانقاه شيخ صفي‌الدين بين اوايل قرن 16 و اواخر قرن 18 بوده است و بر اساس سنت صوفيان و اشكال سنتي معماري ايراني ساخته شده است. ويژگي آن، ‌استفاده بهينه و حداكثري از فضاي ممكن براي فعاليت‌هاي گوناگون است.
 
بازار تاريخي تبريز
مجموعه بازار تاريخي تبريز، آذربايجان شرقي
سال ثبت به عنوان ميراث جهاني: 2010/ 1389. بازار تاريخي تبريز يكي از اماكن مهم خريد و فروش روي جاده ابريشم و در نتيجه مركز مهم تبادل فرهنگي محسوب مي‌شده است. بازار تبريز تركيبي از سازه‌هاي خشتي، بازارهاي سرپوشيده و فضاهاي بسته براي فعاليت‌هاي گوناگون است.
 
ميدان نقش‌جهان
ميدان نقش‌جهان،‌ اصفهان
سال ثبت به عنوان ميراث جهاني:‌ 1979/ 1358. اين ميدان توسط شاه عباس صفوي در قرن 17 ميلادي ساخته شده است و روي تمامي ضلع‌هاي خود، ساختمان‌هاي تاريخي را جاي داده است:‌ مسجد شيخ لطف‌الهخ، مسجد شاه (كه امروزه مسجد امام ناميده مي‌شود)، بازار قيصريه و كاخ عالي‌قاپو‌
 
چغازنيبل
چغازنبيل، خوزستان
سال ثبت به عنوان ميراث جهاني: 1979/ 1358. خرابه‌هاي شهر مقدس پادشاهي ايلام كه با سه ديواربزرگ هم‌مركز احاطه شده، در چغازنبيل در نزديكي شوش، خوزستان كشف شدند. هزاران آجر استفاده نشده در اطراف،‌ نشان مي‌دهد ساخت اين شهر كه 1250 سال قبل از ميلاد مسيح آغاز شده، نيمه‌تمام مانده است.
 
 
گردآوري: گروه فرهنگ و هنر سيمرغ
منبع: khabaronline.ir/ بهنوش خرم‌روز
 
 
پنج شنبه دوازدهم 8 1390 17:3

ارگ راين آئينه عظمت فرو ريخته ارگ بم كرمان (+عكس)

ارگ راين
نكته جالب در اين ارگ تاريخي كه زماني شهري بزرگ و آباد با دژ محكم بوده اين است كه محله زندگي مشاغل مختلف اجتماعي در اين ارگ از هم جدا هستند به طوري كه مي‌توان به محله....
 
 ارگ راين به عنوان يكي از بزرگترين بناهاي خشتي دنيا پس از فرو ريختن ارگ بم آئينه اي است كه عظمت فرو ريخته ارگ بم در آن منعكس مي‌شود. 
ارگ راين يكي از بناهاي خشتي استان كرمان است كه پس از فرو ريختن ارگ 2500 ساله بم مورد توجه علاقمندان به بناهاي خشتي و تاريخي قرار گرفت.
ارگ راين در غياب عظمت فرو ريخته ارگ تاريخي بم با قدمتي پنج هزار ساله چون خواهري كوچكتر از نام ارگ بلند آوازه بم دفاع مي‌كند.
اين ارگ تاريخي و زيبا در زميني به زير بناي 20 هزارمتر مربع در جنوب غربي بخش راين از توابع شهرستان كرمان در 110 كيلومتري مركز استان كرمان واقع شده است.
اين ارگ زيبا در گذشته محل داد و ستد كاروانهاي تجاري بوده كه از اين مسير بين جنوب و شمال استان و ديگر قسمتها تردد مي‌كرده اند، البته ارگ راين در كنار خود قلعه هاي ديگري داشته است كه طي گذشت ساليان دراز برخي از قلعه هاي اطراف آن از بين رفته اند.
اين ارگ تاريخي شامل قسمتهاي مختلفي است ولي عليرغم دارا بودن محوطه هاي مختلف تنها با يك در خروج و ورود كاروانها و افرادي كه قصد ورود به اين قلعه را داشته اند كنترل مي‌شده است كه اين درب بزرگ در قسمت شرقي ارگ قرار دارد كه با سر در زيبايي مزين شده است.
 

ارگ راين

نماي كوه هزار بر فراز ارگ راين
 

ارگ راين در جنوب غربي اين شهر واقع شده و ارتفاع آن از سطح دريا 2222 متر است و از قسمت هاي مختلفي چون برج مادر، قلعه حكومتي، آتشكده ها، محل زندگي افراد مختلف اجتماع به صورت بخش‌هايي جدا از هم و بازارو خانه هاي مردم  تشكيل شده است.
نكته جالب در اين ارگ تاريخي كه زماني شهري بزرگ و آباد با دژ محكم بوده اين است كه محله زندگي مشاغل مختلف اجتماعي در اين ارگ از هم جدا هستند به طوري كه مي‌توان به محله زندگي پيشه‌وران، تجار، كشاورزان، نزديكان حكومتي، موبدان و...اشاره كرد كه نشان دهنده وجود طبقات اجتماعي مختلف در جامعه شهري آن زمان بوده است.
اين ارگ تاريخي بربلنداي تپه اي واقع شده است و دور تا دور اين ارگ را ديواري به بلنداي 10 مترحصار كرده است و قلعه حكومتي در مركز اين ارگ واقع شده است.
 

ارگ راين

 سردر ارگ راين
 
يكي از قسمت هاي ديني اين ارگ قسمت نگهباني است كه نزديك در ورودي قرار گرفته و از بالا با يك سوراخ مربع شكل به پايين ديد دارد و در زمان قديم نگهبانان ورود و خروج افراد را از اينجا چك مي‌كردند و همچنين در زمان وقوع جنگ از اين قسمت بر سر دشمن آب جوشان يا آتش ريخته مي‌شد.
قسمت هاي مختلف اين ارگ با پله هاي جالب و بعضا مدور از هم جدا مي‌شود بخش هايي از اين قلعه قديمي‌در اثر گذشت زمان فرو ريخته است اما طي چند سال گذشته به ويژه بعد از وقوع زلزله بم و فرو ريختن ارگ شكوهمند بم اين قلعه و ارگ راين بود كه مورد توجه ميراث فرهنگي قرار گرفت و مرمت ها و بازسازي ها آغاز شد.
در ورودي اين ارگ هنوز جايگاه آهنگران و افرادي كه به شغل چاقو سازي و ساخت ابزار فلزي مشغول اند فعال است و كما بيش به همان سبك و سياق قديم به ساخت اين ابزار مشغول هستند و هنوز هم چاقو هاي شاخي راين از اين مكان كه قلب تاريخي راين و كرمان زمين است به ديگر نقاط راه مي‌يابند چاقوهايي كه از همان زمان قديم با شاخ بز و ديگر حيوانات اهلي ساخته مي‌شد وعطر حضور گذشتگان و پدران سخت كوش اين مردمان هنوز در راهروهاي اين حجره ها به مشام مي‌رسد.
كوچه هاي تو در تو و بازار ارگ از ديگر قسمت هاي ديني ارگ هستند كه به اتاقها و حجره هايي ختم مي‌شوند كه گذشت زمان بر آنها تاثيرات نسبتا محسوسي گذاشته است كه كمرنگ شدن نقوش برخي از ديواره ها از جمله اين تاثيرات گذشت زمان است.
در قسمت ارگ حكومتي خانه اعيان و خوش نشينان واقع شده است كه از نحوه ساخت و معماري و مصالح به كار رفته بين اين قسمت با قسمت عامه نشين تفاوت محسوسي وجود دارد.
 

ارگ راين

نماي حاكم نشين ارگ راين در شب
 
ارگ راين شامل مكتب خانه، بارانداز، سرباز خانه، ساختمان قرنطينه و مسجد يا انبار بوده است و از چند سو برج هاي ديده باني براطراف و اكناف اين قلعه تسلط داشته اند به گونه اي كه از اين قلعه به ارگي تسخير ناپذير ياد مي‌كنند.
گفته مي‌شود قدمت اين ارگ تاريخي به دوره ساسانيان مي‌رسد و قلعه هايي با قدمت و سابقه بيشتر در اين شهر وجود داشته كه از بين رفته اند.
در زمان يزدگرد سوم لشكريان مجامع بن مسعود سلمي‌هنگام فتح كرمان نتوانستند به اين ارگ دسترسي پيدا كنند چرا كه دژي محكم بود.
ارگ راين در صورت توجه بيشتر توسط ميراث فرهنگي مي‌تواند برآمار گردشگران و توريست هاي استان بيفزايد كما اينكه از بعد از جدا شدن مسيري از راين به جيرفت تعداد افرادي كه از اين بناي تاريخي بازديد كرده اند چندين برابر گذشته شده است.
اين ارگ تاريخي در شهر سر سبز و خوش آب هواي راين چون نگيني با رنگ و بوي گذشته تاريخي مي‌درخشد.
 
 
گردآوري: گروه فرهنگ و هنر سيمرغ
منبع: mehrnews.com
 
 
پنج شنبه دوازدهم 8 1390 17:1

آذربايجان شرقي سرزميني به وسعت تاريخ

 آذربايجان شرقي
در كنار هزاران آثار تاريخي، طبيعي و صنايع دستي كه خود ريشه در علم و هنر مردم اين خطه از كشورمان دارد، همواره مورد توجه...
 
 آذربايجان شرقي، ستاره اي تابناك در آسمان تاريخ و فرهنگ ايران زمين صحنه جانفشاني مردان بزرگي همچون ستارخان، باقرخان و شيخ محمد خياباني است كه در كنار هزاران آثار تاريخي، طبيعي و صنايع دستي كه خود ريشه در علم و هنر مردم اين خطه از كشورمان دارد، همواره مورد توجه گردشگران و جهانگردان از سراسر جهان بوده است. 
  
مفاخر از مواريث معنوي هر كشور بشمار مي‌روند؛ در استان آذربايجان شرقي مفاخري همچون سيدمحمدحسين شهريار، علامه محمدتقي جعفري، ميرزاجبار باغچه بان، پروين اعتصامي، رسام عرب زاده، ميرزاحسن رشديه و پروفسور محسن هشترودي ظهور كردند كه آشنايي با چگونگي زندگي، زادگاه و محل دفن آنها جذابيت زيادي براي گردشگران فرهنگي دارد.
همچنين آثار طبيعي و تاريخي فراوان اين استان كه در شهرها و شهرستان هاي تابعه آن پراكنده هستند، روزها وقت نياز دارد تا يك گردشگر تنها سري به آنها بزند.
بسياري از آثار طبيعي اين استان همچون چشمه ها، خواص درماني زيادي دارند كه استفاده از آنها به خصوص در سال هاي اخير از سوي پزشكان بسيار سفارش مي‌شود.
 
آثار طبيعي با خواص درماني اين روزها بعنوان جاذبه توريسم سلامت از سوي كشورها مورد توجه قرار گرفته و حتي بسياري از كشورها با ايجاد آثاري از اين دست بصورت مصنوعي، سعي در جلب گردشگران از سراسر جهان دارند.
با توجه به نزديكي ايام نوروز، آشنايي با آثار تاريخي و طبيعي استان آذربايجان شرقي مي‌تواند با بعنوان گزينه اي براي سپري كردن اوقات فراغت گردشگران در اين ايام، مورد توجه قرار گيرد.
 
آشنايي با آثار طبيعي استان آذربايجان شرقي
**چشمه ها

*چشمه تاپ تاپان
اين اثر طبيعي در 5 كيلومتري جاده آذرشهر در شهرستان آذرشهر از توابع اين استان است كه آب آن از نوع آبهاي معندي بي كربنات كلسيك گازدار با خواص درماني زياد است.
 
*چاراويماق و چشمه پير سقا
اين چشمه در 40 كيلومتري شهر قره آغاج در روستاي پير سقا قرار دارد و اطراف چشمه با مناظر بكر و زيبا از جاذبه هاي طبيعي اين استان است.
 
**آبشارها
*آبشار عيش آباد
اين آبشار با ارتفاع حدود 15 متر در شرق كوهستان هاي ميشو در جنوب غرب شهرستان مرند قرار دارد. اين اثر طبيعي استان آذربايجان شرقي با تركيب عناصر طبيعي مانند كوه و دره، منظره زيبايي از طبيعت را به نمايش گذاشته است.
 
*آبشار سركند ديزج
اين آبشار در دهستان ميشوي جنوبي در فاصله 2 كيلومتري روستاي سركند ديزج شبستر قرار دارد و آب آن از طريق ارتفاعات ميشو تامين مي‌شود.
مناظر اطراف اين آبشار با چشم انداز زيبا و بي‌نظيري از جاذبه هاي طبيعي استان آذربايجان است.
 
*باغ اميني زنوز
اين باغ در ورودي شهر زنوز در شهرستان مرند قرار دارد. اين باغ سرسبز و زيبا به همراه يك آبشار كوچك در داخل باغ، تركيب و چشم انداز طبيعي، بديعي را بوجود آورده است.
 
*غار قدمگاه
اين غار در روستاي قدمگاه يا باداميار، در جنوب آذرشهر متعبق به دوره پيش از اسلام است كه بعدها بصورت عبادتگاه اسلامي درآمده است.
 
*جزيره اسلامي
اين جزيره با مناظر بكر، تنها جزيره مسكوني درياچه اروميه است كه از طريق جاده ارتباطي و بزرگراه شهيد كلانتري به اروميه متصل مي‌شود.
جزيره اسلامي داراي آب و هواي مناسب، بهترين سواحل بكر درياچه اروميه را دارا است و منطقه شكار ممنوع اين جزيره با وسعت 3 هزار و 200 هكتار با مناطق كوهستاني و صخره اي، ‌داراي گونه هاي شاخص جانوري نظير قوچ و ميش ارمني، گرگ، شغال،‌ خرگوش، عقاب طلايي و گونه هاي شاخص گياهي مانند گون، درمنه و بادام كوهي يكي از مناطق غني زيست محيطي است.
 
*دره سعيدآباد
اين دره با چشم اندازي زيبا حدود 30 كيلومتري تبريز قرار دارد كه با طبيعت سرسبز و هواي مطبوع و خنك در تابستان محيط مناسبي براي گذران اوقات فراغت فراهم مي آورد.
 
*تالاب قوري گل
اين تالاب ويژگي هاي زيستي منحصر به فرد يكي از جاذبه هاي طبيعي استان آذربايجان است كه در فاصله 40 كيلومتري تبريز به طرف تهران قرار دارد.
شكل اين تالاب بصورت مثلث و با وسعتي معادل 2 هزار و 400 هكتار، محيط مناسبي براي رشد انواع گياهان و پرندگان آبزي از جمله پرنده نادر و كمياب اردك سفيد است.
 
*آسياب خرابه
آسياب خرابه در 27 كيلومتري هادي شهر در شهرستان جلفا قرار دارد. آب آسياب خرابه پس از سرچشمه گرفتن از كوه كيامكي و سرازير شدن از دره، آبشار جالبي را بصورت لايه شفاف از آب بوجود مي آورد.
وجه تسميه اين مكان بواسطه آسيابي است كه هنوز بقاياي آن باقي مانده است.
 
*منطقه حفاظت ارسباران
اين منطقه در كنار رودخانه ارس در شهرستان كليبر قرار دارد و در رديف يكي از 9 ذخيرگاه زيست كره زمين است.
اين منطقه با ارتفاعات بلند آنزا، آغداش، سايگرام، دره ها و جنگل هاي زيبا و آب و هواي دلپذير نمونه‌اي بي همتا از اكوسيستم كوهستاني به شمار مي‌رود.
 
***آشنايي با آثار و ميراث تاريخي استان آذربايجان شرقي
**حمام ها
*حمام كردشت
اين حمام يكي از زيباترين حمام هاي آذربايجان است كه با معماري اصيل سنتي در روستاي كردشت از توابع جلفا و در كنار رود ارس قرار دارد.
اين حمام كه در ميان باغ بزرگي ساخته شده، داراي يك هشتي به صورت هشت ضلعي است. سربينه حمام نيز هشت ضلعي است و گنبد بزرگ آن بر روي جرزها و هشت ستون سنگي هشت بر استوار شده است.
 
*حمام مهرآباد
حمام مهرآباد يكي از معروف ترين گرمابه هاست كه تاريخ بناي آن به دوره قاجار مي‌رسد و از پنج بخش تالار رخت ركن، محل نظافت، تالار شستشو، گرم خانه و خزينه آب تشكيل شده است.
در گذشته آب مصرفي گرمابه از چاهي كه در كنار خزينه قرار دارد، توسط منجنيق مخصوصي استخراج مي‌شده و از طريق لوله هاي باريك سفالي كه در ديوارها تعبيه شده بودند به داخل گرمابه هدايت مي‌شده است.
برخي مورخان معتقدند تاريخ بناي اين حمام مربوط به دوره شاه طهماسب است و با توجه به شيوه ساخت و مقايسه با ساير حمام ها آن را به دوره صفويه نسبت داده اند.
از ساير حمام هاي تاريخي آذربايجان شرقي مي توان حمام هاي شازده تبريز، حكم آباد تبريز، نوبهار تبريز، نوبر تبريز، سرهنگ تبريز، سراب، جلفا، ميلان، اسكو، حاجي موسي مرند، حاج فتح الله بناب، چهارسوق مراغه و چهار سوق آذرشهر را نام برد.
 
**پل ها
*پل آجي چاي
اين پل از قديمي ترين پل هاي تبريز است كه در شمال غرب اين شهر بر روي 'تلخه رود' قرار گرفته است؛ اين پل با 16 دهنه به طول 100 متر و عرض 5 متر همواره بر اثر طغيان هاي تلخه رود و گاه نيز توسط متجاوزين به شهر تخريب شده و پس از چندي دوباره بازسازي شده است.
نام اين پل را اولين بار در متون صفويه و در زمان شاه اسماعيل اول در 'سفرنامه ونيزيان ' مي‌توان مشاهده كرد.
 
*پل خدا آفرين
روي رودخانه ارس دو پل تاريخي به فاصله حدود100 متر از يكديگر بنا شده اند كه به نام خدا آفرين مشهورند.
اولين پل منسوب به قرن ششم هجري و دوره سلجوقيان است. طول اين پل 160 متر است كه 120 متر آن متعلق به ايران و 40 متر آن متعلق به جمهوري آذربايجان است.
پل دومِ خدا آفرين حدود 120 متر طول دارد و داراي 10 طاق است. اين پل منسوب به دوره صفوي است و از سنگ تراشيده با ملات گچ و آهك ساخته شده است.
 
*پل دختر
در بين راه زنجان – ميانه جايي كه رودخانه قزل اوزن به دامنه شرقي قافلان كوه مي‌رسد پل زيبايي واقع شده كه به پل دختر معروف است.
تاريخ بناي اين پل روشن نيست؛ باستان شناسان پايه هاي پل را متعلق به عهد ساساني يا قبل از آن مي‌دانند ولي با توجه به معماري پل و ويژگي هاي آن مي‌توان تاريخ بناي حاضر را متعلق به قرن هشتم هجري دانست.
 
*پل شهر چاي
در 12 كيلومتري جنوب شهر ميانه در نزديكي روستاي 'تازه كند' پل شهرچاي بر روي رودخانه شهرچاي كه يكي از شاخه هاي قزل اوزن است، ساخته شده است. طول اين پل 260 متر و عرض آن 9/7 متر و داراي 23 چشمه با طاقي جناغي است.
از ديگر پل هاي قديمي تبريز كه بر روي نقاط مختلف 'مهران رود' بنا شده پل سنگي، پل قاري، پل صاحب الامر و پل منجم را مي توان نام برد كه هركدام داراي چند چشمه طاق به شيوه سنتي هستند.
همچنين پل هاي منصور، قاري، سنگي تبريز و پل پنچ چشمه، ليلان چاي بناب، پل حسام الدوله مراغه و قلي كندي ملكان از ديگر پل هاي اين استان به شمار مي روند.
 
**تپه هاي باستاني
*يانيق تپه
يانيق تپه كه 'قره تپه' نيز ناميده مي‌شود در 31 كيلومتري جنوب غربي تبريز و در 6 كيلومتري شمال خسروشهر در جنوب شرقي روستاي 'تازه كند' واقع شده است.
قدمت اين تپه به اواخر هزاره سوم پيش از ميلاد مي‌رسد كه با اواخر عصر سنگ و مس و اوايل عصر مفرغ در آذربايجان مقارن است.
 
*كليساي سنت استپانوس
اين كليسا با معماري زيباي خود كه تلفيقي از شيوه هاي معماري اورارتويي، اشكاني، يوناني و رومي است، بين قرن هاي 4 و 6 هجري قمري ساخته شده و نام آن برگرفته از استپانوس مقدس شهيد اول مسيحيت است.
اين كليسا يكي از آثار ثبت جهاني شده ايران است كه تا پيش از جنگ جهاني اول يكي از مشهورترين كليساهاي ارامنه جهان بوده است.
 
*بازار تبريز
بازار تبريز با مساحتي حدود يك ميليون مترمربع بزرگترين بازار سرپوشيده جهان است كه در مرداد ماه سال 1389 به عنوان اولين بازار جهان در فهرست ميراث جهاني يونسكو به ثبت رسيده است.
اين بازار از بازارچه‌ها، تيمچه‌ها، سراها و كاروانسراهاي متعددي تشكيل شده ‌است. پيش‌تر به دليل قرارگرفتن شهر تبريز در مسير جاده ابريشم و گذر روزانه هزاران كاروان از كشورهاي مختلف آسيايي، آفريقايي و اروپايي از آن، اين شهر و بازار آن از رونق بسيار خوبي برخوردار بوده ‌است.
 
*عمارت شهرداري تبريز
عمارت شهرداري تبريز در سال 1314 شمسي در محل گورستان متروك و مخروبه كوي نوبر با نظارت مهندسان آلماني در زمان رياست شهرداري حاج ارفع الملك جليلي بنا شد.
اين ساختمان داراي يك برج ساعت چهار صفحه اي است كه با طنين موزون زنگ هايش هر 15 دقيقه يك بار، گذشت زمان را به گوش مردم تبريز مي‌رساند. نماي خارجي اين ساختمان در وسط شهر تبريز از سنگ تراشيده بوده و نقشه ساختمان آن با نمونه ساختمان هاي كشور آلمان قبل از جنگ جهاني دوم مطابقت دارد.
 
*عمارت ايل گلي
ايل گلي (استخر مردم) از گردشگاه هاي زيبا و بي بديل تبريز و ايران و استخري با مساحتي بالغ بر 54 هزار و 675 مترمربع است كه در جنوب شرقي تبريز، بر دامنه تپه اي واقع شده است.
در جنوب اين استخر تپه اي است كه آن را از بالا تا پايين همسطح استخر پله بندي كرده و نهر آبي از آن به طرف پايين روان است. از سمت جنوبي و از وسط استخر خياباني كشيده شده كه استخر را به صورت شبه جزيره اي درآورده است و در مركز استخر، عمارت باشكوه دو طبقه اي ساخته شده است.
 
*ربع رشيدي
ربع رشيدي كه امروزه فقط آثار مختصري از آن باقي مانده از بناهايي است كه توسط خواجه رشيدالدين فضل الله، وزير سلطان محمود غازان ايجاد شده است. اين بنا در زمان آباداني شامل 24 كاروانسراي وسيع و 1500 دكان، 3 هزار خانه، تعدادي حمام، باغ، كارخانه هاي پارچه بافي، كاغذسازي، دارالضرب و توليد رنگ و نظاير آن بوده است.
حدود 200 قاري قرآن از كوفه و بصره و شام و به نوبت در اين مكان قرآن را تلاوت مي‌كرده اند و 400 فقيه و هزار طلبه در مدارس آن سكونت داشته و به كسب علم مشغول بوده اند. تعداد 50 پزشك حاذق از كشورهاي مختلف در دارلشفاي آن به معالجه بيماران اشتغال داشته اند.
 
*خلعت پوشان
در 10 كيلومتري جاده تبريز ـ تهران در كنار جاده، برج آجري منشوري شكل قرار دارد كه به برج خلعت پوشان مشهور است. اين بنا در اواخر دوره صفويه احداث شده است.
در زمان قاجار خلعت، اهدايي شاهان براي حاكمان آذربايجان در اين برج بر دوش آنها انداخته مي‌شد. برج سه طبقه است؛ طبقه اول و دوم سرپوشيده و طبقه سوم بدون سقف است. آخرين مراسم خلعت پوشان در سال 1330 هجري قمري در زمان حكمراني صمدخان مراغه اي انجام گرفته است.
 
*ارگ تبريز
اين بناي تاريخي كه بازمانده مسجد معروف علي‌شاه -وزير محمد خدابنده- و ابوسعيد بهادرخان است در بين سال‌هاي 716 تا 624 هجري ساخته شده‌ است.
گفته مي‌شود در قسمت جنوبي داراي طاقي بزرگ بوده كه به‌علت عجله در ساختن و عدم رعايت اصول معماري در همان ابتدا فرو ريخته ‌است.
ابن بطوطه جهانگرد مراكشي در بازديد از اين بنا نوشته كه صحن آن با سنگ‌هاي مرمر فرش شده و ديوارها نيز با كاشي‌هاي بسيار زيبا پوشانده شده‌ و جوي آبي در وسط آن جاري بوده ‌است. حمدالله مستوفي ايوان آن را بزرگ‌تر از ايوان مداين دانسته و از سنگ‌هاي مرمر آن به نيكي ياد كرده‌ است.
 
* باغ دوكمال
باغ دو كمال در محله بيلانكوه و در محدوده خيابان آبرساني تبريز واقع شده ‌است. علت نامگذاري اين مكان با عنوان باغ دوكمال وجود آرامگاه دوتن از مشاهير ايراني يعني كمال‌الدين بهزاد (نقاش) و كمال‌الدين مسعود خجندي (شاعر) است.
 
*باغ صاحب‌ديوان
ميرزا فتحعلي‌خان
پسر حاجي ميرزا علي‌اكبر قوام‌الملك و نوه اعتمادالدوله صدراعظم آقامحمدخان در مدتي كه پيشكاري ولي‌عهد را در تبريز داشت به ايجاد بناهاي قابل توجهي اقدام كرد كه از جمله آن‌ها ايجاد باغ صاحب‌ديوان در دروازه ورودي شهر تبريز از سمت مشرق بود.
 
*خانه مشروطه
حاج مهدي كوزه‌كناني
از متمولين شهر تبريز كه طرف‌دار جنبش آزادي‌خواهي و مشروطه ‌طلبي بود، اين بناي زيبا را براي تجمع و تشكيل جلسات سران و رهبران مشروطه ايجاد كرد. خانه مشروطه در سال 1247 هجري توسط يكي از معماران بنام آن روز شهر تبريز حاج‌ولي معمار ساخته شد كه نمونه‌اي از شيوه معماري رايج در دوره قاجاريه است.
اين بنا در محله راسته كوچه تبريز هم اكنون بازسازي شده و به عنوان موزه مشروطيت مورد استفاده علاقمندان و پژوهشگران قرار گرفته‌ است.
 
* شمس‌العماره
شمس العماره كه در محل فعلي كاخ استانداري آذربايجان شرقي قرار دارد، ساختمان چهارطبقه‌اي است كه داراي عمارت كلاه‌فرنگي نيز بوده ‌است و بناي آن را به نجف‌قلي خان پسر مرتضي‌قلي خان نسبت داده مي‌شود.
ابتدا اين بنا را درب اعلي ناميده‌اند و در زمان عباس ميرزا كه به محل حكمراني ولي‌عهد تبديل شد، به عالي قاپو موسوم شد. در سال 1312 خورشيدي اين بنا آتش گرفت و بسياري از بخش‌هاي مربوط به دوره زنديه و قاجاريه از بين رفتند.
بر اساس اين گزارش، در كنار آب و هواي بسيار مناسب، آثار تاريخي و طبيعي با خواص درماني،‌ مردم استان آذربايجان شرقي نيز كه مردماني صبور، خونگرم و مهمان نواز هستند، همواره سفره صفا و يكرنگي را براي همه مهمانان خود مي‌گسترانند و با روي باز از آنان پذيرايي مي‌كنند.
گردشگران نوروزي با سفر به اين استان، بطور حتم اوقات خوب و خوشي را سپري خواهند كرد.
 
گردآوري: گروه فرهنگ و هنر سيمرغ
منبع: irna.ir
 
پنج شنبه دوازدهم 8 1390 16:59

سرزمين «آلامتو» گردشگران را فرا مي‌خواند

آلامتو
اينجا سرزمين آلامتو است، جايي كه وجب وجب آن زيباست و انسان مي‌تواند زيباييهاي كه طراح هستي در زمين خلق كرده است، مشاهده كند....
 
 مهمترين شاخص گردشگري استان ايلام وجود آثار طبيعي و بكر خدادي است و "آلامتو" سرزميني است كه همه مناطق زيبا و ديدني آن گردشگران را فرا مي‌خواند.
به گزارش خبرنگار مهر در ايلام، ايلام با داشتن آثار متعدد طبيعي و زيبا يكي از مناطق گردشگر پذير كشور در فصلهاي مختلف سال با توجه به نوع اقليم خو است.
اينجا سرزمين آلامتو است، جايي كه وجب وجب آن زيباست و انسان مي‌تواند زيباييهاي كه طراح هستي در زمين خلق كرده است، مشاهده كند.
در محدوده استان ايلام، رودخانه‌هاي متعددي جريان دارند كه در بيشتر موارد، حواشي اين رودخانه‌ها با توجه به موقعيت توپوگرافيك، پوشش گياهي و چشم اندازهاي طبيعي زمينه‌هاي بسيار مساعدي را جهت گذران اوقات فراغت و تفرج فراهم آورده اند.
 
بيشتر اين رودخانه‌ها در مجاورت و نزديكي كانونهاي عشايري، روستايي و شهري جريان دارند.
زيباترين تنگه‌هاي آبي در مسير اين رودخانه‌ها مخصوصا در كنار رود سيمره تنگ ساز و بن شيروان و تنگ "كفن ده لا" در نزديكي روستاي تلخاب بدره حد اتصال شيروان به منطقه بدره است كه از جاذبه‌هاي ديدني و توريستي قابل توجه استان محسوب مي‌شوند.
در تنگ كفن ده لا آبشاري زيبا و بلند از ارتفاعات صخره اي تنگه به داخل رود سيمره  مي‌ريزد.
 
از مهمترين رودخانه‌هاي استان ايلام مي‌توان به آب آسمان آباد اشاره كرد.
اين رودخانه از چشمه سارها و آبخيزهاي پيرامون روستاي آسمان آباد در 35 كيلومتري شمال غرب ايلام سرچشمه مي‌گيرد و از دره‌ي ميان كوه‌هاي قلاجه و كته پيفك به سوي جنوب شرقي روان مي‌شود و پس از سيراب ساختن روستاهاي دهستان آباد به دره‌ي جنوبي كوه پيران وارد شده و در روستاي چشمه كبود با رودخانه چنارچ مخلوط شده و رودخانه چرداول را تشكيل مي‌دهد. طول رودخانه 50 كيلومتر و ارتفاع سرچشمه ي آن از سطح دريا هزار و 400 متر است.
حواشي اين رودخانه زيبا و ديدني است.
 
درياچه دوگانه سياه گاو در فاصله هشت كيلومتري سراب باغ آبدانان واقع شده است.
اطراف اين درياچه را دشتها و كوه‌هاي نسبتا مرتفع فرا گرفته است و جلوه‌هاي بهاري و پاييزي اين درياچه جذاب و ديدني است.
گلزارهاي حاشيه درياچه و پرندگان وحشي آن، گردشگاه جالب توجهي را به وجود آورده اند.
رودخانه سيمره از مهمترين رودخانه‌هاي استان است.
 
اين رودخانه بزرگ كه از حاشيه شرقي استان ايلام عبور مي‌كند و جز حوزه آب ريز كرخه محسوب مي‌شود.
شاخه‌هاي اصلي اين رودخانه عبارتند از رودخانه‌هاي گاماسياب، قره سو و شعبه ديگري كه از ارتفاعات كامياران و ماهيدشت سرچشمه گرفته و در 80 كيلومتري شرق كرمانشاه به شاخه‌هاي اصلي متصل مي‌شود.
اين رودخانه از محل اتصال قره سو و گاماسياب به نام سيمره خوانده مي‌شود و تا انتهاي حوزه كرخه 650 كيلومتر طول دارد. شعبه اصلي ديگر اين رودخانه به نام چناره از ارتفاعات كرند و چرداول و آسمان آباد سرچشمه مي‌گيرد و در شمال شيروان به سيمره ملحق مي‌شود. رودخانه كشكان از ارتفاعات خرم آباد و الشتر سرچشمه مي‌گيرد و پس از آن كرخه ناميده مي‌شود.
 
رودهاي كوچك ديگري كه از ره آبهاي دامنه شرقي ارتفاعات كبير كوه به وجود مي‌آيند مانند سرابكلان، سراب زنجيره،  گرود، كليم و ميكان پس از عبور از مسيرهاي كوتاه به سيمره ملحق مي‌شود. از رشته‌هاي فرعي سيمره در در مناطق شرقي استان بهره برداري محدودي براي زراعت به عمل مي‌آيد. سرچشمه‌ها و سرشاخه‌هاي اين رودخانه قابليتهاي تفرجگاهي بسيار مناسبي دارند.
در استان ايلام تعداد معدودي آبشار وجود دارد كه هر كدام فضاي طبيعي دلنشيني را ايجاد كرده اند.
از جمله اين آبشارها مي‌توان به آبشار چم آو اشاره كرد. اين آبشار در فاصله 18 كيلومتري مسير ايلام به صالح آباد و در حد فاصل روستاي چم آو و منطقه ي عمومي ‌ماربره، آبشار بلند و پر آبي از ميان تخته سنگ‌ها به پايين سرازير مي‌شود.
 
اين آبشار كه از كوه‌هاي ايلام سرچشمه مي‌گيرد، پس از طي مسافتي كوتاه به رودخانه ي گدار خوش مي‌ريزد.
از ديگر آبشارهاي مهم استان ايلام آبشار آبتاف است. آبشار آبتاف در مسير ميمه به پهله زرين آباد شهرستان دهلران شده است.
آبشار آبتاف در زمره آبشارهاي زيباي استان ايلام است كه از پيرامون آن به عنوان تفرجگاه استفاده مي‌شود.
 
چشمه سارها از منابع آب‌هاي سطحي استان ايلام هستند كه در دامنه ارتفاعات جريان دارند.
بر اساس نتايج آمارگيري جهاد سازندگي، تعدادي از آبادي‌ها از چشمه‌هاي دائمي ‌و تعداد ديگر از آباديها از چشمه‌هاي فصلي استفاده مي‌كنند.
تعداد چشمه‌ها در مناطق كوهستاني زيادتر و در نواحي جلگه‌ي كمتر است. در اغلب موارد ديده شده است كه از آب چشمه به عنوان آب زارعي استفاده مي‌شود و چنانچه آب چشمه زياد باشد، چشمه به طور مستقيم به باغها، كرتها و مزارع كوچك صيفي كاري هدايت مي‌شود.
 
چشمه‌هاي دور از آبادي معمولا به وسيله ي آبراهه‌هايي كه در مجموع رودهاي كوچكي را تشكيل مي‌دهند و در اصطلاح محلي به آنها "گلال" گفته مي‌شود، به منظور آبياري كشتزارها به سوي روستاها هدايت مي‌شوند.
از مهمترين چشمه‌هاي استان ايلام چشمه آبگرم دهلران است. اين چشمه در فاصله 3 كيلومتر شهر دهلران چشمه آبگرمي ‌با خواص گوگردي قرار گرفته كه از اهميت ويژه اي برخوردار است.
 

چشمه آبگرم دهلران

 
كبير كوه رشته كوه ممتدي است كه بخشي از كوهستان عظيم زاگرس را تشكيل مي‌دهد.
 
اين رشته از ديوارهاي جنوبي دره ي رودخانه ي آب آفتاب و كنجان چم شهرستان مهران شروع شده و رو به سوي جنوب شرقي تا دره ي رودخانه ي كرخه در دهستان الوار گرمسيري از شهرستان خرم آباد لرستان ادامه مي‌يابد.
دامنه‌هاي شمالي و شمال شرقي آن به دره‌هاي رودخانه‌ي سيمره، كرخه دامنه‌هاي جنوب و جنوب غربي آن به مرز ايران و عراق منتهي مي‌شود.
دره كنجان چم تا دره رودخانه ي كرخه 175 كيلومتر و عرض آن در حد فاصل رودخانه سيمره يا كرخه تا مرز ايران عراق بين 45 تا 80 كيلومتر است.
 
اين كوهستان پهنه اي به وسعت 9 هزار و 500 كيلومتر مربع را زير پوشش قرار داده است.
اين رشته كوه از شاخه‌هاي بسياري تشكيل يافته كه به سمت غرب و جنوب غربي ارتفاع آن‌ها كاسته مي‌شود و بلندترين آن‌ها كه خط الرأس رشته ي مزبور را تشكيل مي‌دهند در بخش شرقي آن واقع شده اند.
بلندترين اين كوه‌ها، قله اي به نام كبير كوه است كه دو هزار و 790 متر ارتفاع دارد و در 18 كيلومتري شرق روستاي اركواز واقع شده است.
 
از اين رشته كه كوهستان وسيع را تشكيل داده است، رودخانه‌هاي فراواني سرچشمه مي‌گيرند و اكثرا به خاك عراق وارد مي‌شوند و تعداد ديگري از رودخانه‌ها نيز به رودخانه‌هاي سيمره و كرخه مي‌پيوندد.
براي صعود به بلندترين قله ي اين كوه مي‌توان از راه اتومبيل رو ايلام به دره شهر و از طريق روستاي بهرام خاني و راه كولم بالا به روستاي گوران و پس از طي گردنه پينه به خط الرأس رشته مزبور دست يافت و از سرگردنه، خط الرأس مزبور را به سوي شمال غربي به طول 12.5 كيلومتر طي كرد تا به قله رسيد.
 

 
در استان ايلام غارهاي جالب توجهي وجود دارند كه هر يك به نوعي زيبائي‌هاي منحصر به فردي را به نمايش گذاشته اند.
 
از جمله اين غارها غار كناتاريكه است. غار عظيم «كناتاريكه» بره زرد در ارتفاعات سيوان كوه بدره در فاصله 35 كيلومتري مسير ايلام - دره شهر و در نزديكي روستاي پاكل قرار دارد.
اين غار يك حوضچه آبي، پرده‌هاي سنگي، صدها ستون و مجسمه استالاكتيتي و استالاگميتي دارد و تالارهاي، چاه‌ها، دهليزها و دالان‌هاي متعددي از لحظه ي ورود به داخل غار تا عمق 350 متري نظر هر بيننده اي را به سوي خود جلب مي‌كند.
سردي هواي داخل غار موجب شده است كه در طول سال هيچ نوع جانوري در آن زندگي نكند ، ولي اكسيژن كافي و هواي مطبوع و دلپذيري در داخل غار جريان دارد. ارتفاع بعضي از تالارهاي داخل به 12 متر مي‌رسد.
 
از ديگر غارهاي مهم استان ايلام "غار خفاش" است. اين غار در سه كيلومتري شمال شرقي شهر دهلران در دامنه ي كوهي مشرف به دره و چشمه‌هاي آب گرم دهلران واقع شده است.
اين غار به علت زندگي ميليون‌ها خفاش در داخل آن، به غار خفاش معروف شده است. خفاش‌هاي آن از نوع دم دار و بزرگ هستند. اين غار دهليزهاي وسيعي دارد كه عمق بعضي از قسمت‌هاي آن به 400 متر مي‌رسد.
غار خفاش دهلران يكي از غارهاي تاريخي عصر غارنشيني است كه بعدها به زيستگاه خفاش‌ها تبديل شده است.
 
موضوع مورد توجه اين غار وجود توده‌هاي عظيم و ضخيم فضله خفاش در كف غار است كه طي هزاران سال پديد آمده است و كشاورزان از آن براي تقويت زمين‌هاي زراعي استفاده مي‌كنند. غار خفاش در فهرست آثار ملي ثبت شده است و مورد حفاظت و مراقبت است.
غار زينه گان شاخص ترين اثر طبعي استان ايلام است.
غار شگفت انگيز زينه گان در 5 كيلومتري جنوب شرقي شهر صالح آباد و در فاصله ي 52 كيلومتري ايلام قرار دارد.
 
اين غار روباز كه بيش از يك كيلومتر طول دارد، داراي آب فراوان، دهليزهاي آبگير، قنديل‌هاي متعدد و آبچكانهاي طبيعي و بسيار جالب است.
هواي داخل غار بسيار سرد و مطلوب است. در حاليكه منطقه صالح آباد در تابستان حدود بيش از 40 درجه گرما دارد، اختلاف هواي بيرون غار با درون آن تقريباً 50 درجه است و به همين دليل آن را غار بهشت نيز مي‌نامند.
سرخس‌ها، جلبك‌ها، گل‌ها و گياهان خودروي داخل غار، رنگ سنگ‌ها، پيچ و خم داخل غار، لب‌هاي به هم دوخته قسمت‌هايي از سقف غار همه و همه حكايت از شگفتي‌هاي طبيعت دارد. اين غار يكي از جاذبه‌هاي مهم توريستي استان ايلام است.
 

غار زينه گان

استان ايلام به لحاظ موقعيت كوهستاني، تنوع آب و هوا، بالا بودن مقدار نزولات جوي و ديگر خصوصيات طبيعي ، از جنگل طبيعي پوشيده شده است.
هر چند به مرور زمان از تراكم و وسعت اراضي جنگلي استان كاشته شده، لكن در حال حاضر نيز باقي مانده جنگلهاي استان نسبت به برخي استانهاي كشور قابل توجه است و چشم اندازهاي زيبايي از طبيعت استان را به نمايش مي‌گذارد.
در گذشته نه چندان دور، اين استان داراي جنگل‌هاي وسيع و متراكم با درختان تنومند در مناطق كوهستاني و بيشه‌هاي انبوه در دشتهاي گرمسيري بود.
 
هنوز هم بقاياي اين جنگل‌ها را در نواحي شمالي استان مي‌توان مشاهده كرد كه عمدتا از گونه بلوط هستند.
نواحي جنگلي استان علاوه بر زيبايي‌هاي طبيعي، دو نوع محصول سقز و كتيرا نيز دارد كه درآمد قابل توجهي براي مردم بومي‌به  همراه دارد . مساحت جنگل‌هاي استان را حدود 500 هزار هكتار تخمين مي‌زنند.
انواع گونه‌هاي درختي آن عبارتند از پسته كوهي، كيكم، زالزالك، بادام كوهي، زبان گنجشك، شن، انجير كوهي، ارغوان، گيلاس وحشي، مورت، كنار و ارژن (ارجن) است.
 

پارك جنگلي چقاسبز

 
پارك جنگلي چقاسبز يكي از فضاهاي زيبا و دلنشين ايلام است كه شرايط طبيعي مناسبي را جهت گذراندن اوقات فراغت مردم فراهم آورده است.
در مجاورت اين پارك جنگلي كه حدود چهار هزار هكتار وسعت دارد، محل دائمي‌ نمايشگاه‌ها و يك شهر بازي با تأسيسات مربوطه احداث شده است. در ميان اين جنگل انبوه كه از درختان بلوط، پسته ، زالزالك و انواع گونه‌هاي گياهي پوشيده شده است، درختاني همچون كاج، سر، اقاقيا، ارجن، بادام كوهي و گردو كاشته شده است. اين پارك جنگلي پرندگان كمياب و زيبا مانند بوتيمار نيز دارد.
دره  پر آب و درخت و مصفاي ميشخاص از روستاي جعفرآباد در فاصله 30 كيلومتري ايلام شروع شده و تا ارتفاعات طولاب كه در آن جنگل و باغ در هم آميخته اند، ادامه مي‌يابد.
 
درختان گردو، انواع ميوه‌ها، چندين روستا در مسير ييلاقي دره با مردماني فعال و مهربان، سرچشمه‌هاي خروشان، چشمه ساران متعدد نزديك بودن اين دره ي ييلاقي با تفريحگاه جنگلي گاوز و مزارع متنوع آن باعث نشاط و علاقه در بازديد كنندگان از محل مي‌شود.
در دو كيلومتري اين دره ي ييلاقي و در طول مسير جاده ايلام به دره شهر جنگل انبوه و زيباي مله پنجاو، زيبايي خاصي به اين مجموعه بخشيده است . دره‌ي ييلاقي هفتاو ميشخاص با باغات و مزارع يكي از مناطق سرسبز و ديدني و پر آمد استان ايلام است. كه محصولات آن كيفيت مطلوبي دارند و در داخل و خارج استان به فروش مي‌رسد و باعث رونق اقتصادي منطقه شده است.
از ديگر مناطق ديدني استان ايلام تفريحگاه كلم بدره است.
 
اين تفريحگاه ييلاقي در فاصله 70 كيلومتري ايلام در دره ي كلم ( در حد فاصل ايلام – بدره ) قرار دارد.
وجود باغات، گونه‌هاي مختلف گياهي و رودخانه ي پر آبي كه از دامنه ي كبير كوه سرچشمه مي‌گيرد، اين منطقه را به يكي از زيباترين مناطق استان مبدل ساخته است. زمان استفاده از اين تفريحگاه كلم بدره، تمام فصول سال و به ويژه فصل تابستان است و عمده ي مراجعين آن از اهالي شهرهاي استان هستند.
در اين استان دشتهاي كم وسعتي وجود دارد كه مهمترين آنها دشت‌هاي ايلام، شيروان، چرداول و هليلان است.
در اين مناطق به علت دسترسي به آب‌هاي سطحي، شهرك‌ها و آبادي‌هايي با تراكم بالاي جمعيت وجود دارند. دشتهاي ديگر منطقه عبارتند از صالح آباد، مهران، محسن آباد، نصيريان، موسيان و دشت عباس كه از نوع دشتهاي آبرفتي و رسوبي كنار رودخانه هستند. اغلب اين دشت‌ها، خاك رسي با ضخامت زياد دارند.
 
در مناطق كوهستاني و ميان جنگلهاي استان ايلام جانوران مختلفي زندگي مي‌كنند كه از مهمترين آنها مي‌توان به كل، بز، قوچ، ميش كوهي، پلنگ، خرس، گراز، گرگ، روباه، شغال، خرگوش، راسو، سنجاب، عقاب، شاهين، كركس، كبك معمولي، تيهو، هوبره، دراج، آهو و ... گويا در گذشته در برخي مناطق استان شير و ببر نيز مشاهده شده است، اشاره كرد.
تعدادي از پرندگان مهاجر، مخصوصا غاز، پرستو و چلچله  به مناطق گرمسيري استان مهاجرت مي‌كنند.
در قلمرو استان ايلام شكارگاه‌هاي متعددي وجود دارد كه اهم آنها مي‌توان شكارگاه‌هاي ايلام شامل كوه‌هاي مانشت ، شره زول، قلارنگ، سيوان، سياه كوه، بولي شلم، بانكول، قلندر، گچان، سيوان بدره، مله گون، اشاره كرد.
 
برابر گزارش حفاظت محيط زيست استان ايلام، به منظور حفظ و احياي حيات وحش مناطقي از استان "محدوده شكار ممنوع" اعلام شده كه عبارتند از شش كلان (رنو) ، شره زول ، قلندر، گچان، بانكول همچنين «آثار طبيعي ملي دهلران» شامل غار خفاش، چشمه آب گرم و چشمه قير مورد حفاظت قرار گرفته است . مجموع وسعت اين محدوده‌ها 1400 هكتار اعلام شده است.
همه اين آثار و مكانهاي طبيعي بخش از زيباييهاي خدادادي استان ايلام كه مي‌توان براي هر گردشگري قابل توجه و لذت بخشش باشد.
 
 
گردآوري: گروه فرهنگ و هنر سيمرغ
منبع: mehrnews.com 
 
پنج شنبه دوازدهم 8 1390 16:56

زن در دوره ساساني

زن در دوره ساساني
در ديار «شيرين» منعي بر مصاحبت و معاشرت مرد و زن نيست. پسران و دختران با هم مي‌نشينند، با هم به گردش و شكار مي‌روند و با هم در جشن‌ها و مهماني‌ها شركت مي‌كنند. و عجبا كه.....
 
عصر ساساني را نيز مي‌توان از درخشان‌ترين دوران تاريخ ايران دانست. در هنگام فرمانروايي ساسانيان، زن ايراني از ارج و پايداشت والايي برخوردار بود. تحصيل و كار براي زنان آزاد بوده است. «گرديه» خواهر «بهرام چوبين» به سپهسالاري و نيز فرمانروايي قلمرو ري رسيد. دو بانو: آزرمدخت و پوراندخت بر تخت شاهنشاهي ايران زمين نشستند. در داستان‌ها، بارها مي‌بينيم كه شاه ساساني به گونه اي ناشناس در خانه شبان يا كشاورز مهمان بوده و از ميان همين مردم، دختري به زني گرفته و بعدها فرزندي كه از همان دختر شبان يا كشاورز به دنيا آمده بود، به پادشاهي ايران برگزيده مي‌شد. قباد با دختر يكي از دهقانان اهواز زناشويي مي‌كند و كسرا (انوشيروان) زاده مي‌شود.
«سعيدي سيرجاني» در كتاب «سيماي دو زن» هنگام سنجش ميان دو زن ايراني و عرب (شيرين ـ‌ ليلي) مي‌نويسد: در ديار «شيرين» منعي بر مصاحبت و معاشرت مرد و زن نيست. پسران و دختران با هم مي‌نشينند، با هم به گردش و شكار مي‌روند و با هم در جشن‌ها و مهماني‌ها شركت مي‌كنند. و عجبا كه در عين آزادي معاشرت، شخصيت دختران، پاسدار عفاف ايشان است كه به جاي ترس از پدر و بيم بدگويان، محتسبي در درون خود دارند و حرمتي براي خويشتن قايلند. دخترها، مادران و پيران خانواده را مشاوران نيك انديش خويشتن مي‌دانند، و هشداري دوستانه چنان در دل و جانشان اثر مي‌كند كه وسوسه‌هاي شهزاده جوان عشرت طلبي چون پرويز نمي‌تواند در حصار پولادين عصمتشان رخنه كند.
 
در سرتاسر داستان خسرو و شيرين بيتي و اشارتي به چشم نمي‌خورد كه آدمي‌زاده خيرخواه مصلحت انديشي از عمل نامعقول شيرين انتقادي كرده باشد. در ديار شيرين مردم چنان گرم كار خويشتن اند و مشاغل روزانه، كه نه از ورود نامنتظر وليعهد شاه ايران به سرزمين خود باخبر مي‌شوند و نه پرواي سرگذشت عشق شيرين و پرويز دارند. حتي يك نفر هم در اين مملكت بي در و دروازه متعرض اين نكته نمي‌شود كه در بزم شبانه مهين بانو چه مي‌گذرد و جواناني چون پرويز و همراهانش چرا با دختران ولايتشان مسابقه اسب تازي و چوگان بازي مي‌گذارند. گويي احدي را عقده اي از ميل‌هاي سركوفته بر دل ننشسته است. دختري سرشناس يكه و تنها بر پشت اسب مي‌نشيند و بي هيچ ملازم و پاسداري از ناف ارمنستان تا قلب تيسفون مي‌تازد و وقتي كه محروم از ديدار يار ناديده به ديار خود برمي‌گردد، يك نفر مرد غيرتي در سرتاسر مملكتش پيدا نمي‌شود تا بپرسد چرا رفتي و كجا رفتي؟ دنياي شيرين دنياي گشاد‌ ي بي پروايي‌ها است، دنيايي است كه جزيياتش با يكديگر هماهنگي دارد.
شيرين دست پرورده زني است كه سترگي از مردان بيشتر دارد، دختري ورزشكار، نشاط طلب و طبيعت دوستي است كه بر اسب گردش زمانه و انديشه و رفتار برمي‌نشيند و با جماعتي از دختران هم سن و سال خويش كه از برقع نيست ايشان را روي بندي، هر يك با فنون سواركاري و جنگ آوري و دفاع از خويش چنان آشنايي دارند كه در معركه مبارزه كنند. دختري كه در چنين محيطي باليده است در مورد طبيعي حق مشروع خويش يعني انتخاب شوهر نه گرفتار حياي مزاحم است و نه در بند رياي محبت كش. آخر در محيط او هيچ دختري را به جرم زيبايش به قداره نكشيده اند و به جرم نگاه محبتي به زندان سراي حرم نسپرده اند و داغ بدنامي ‌و رسوايي بر جبين بختش ننهاده اند، تا او بترسد و عبرت گيرد و در نخستين برخوردش با تصوير پرويز ابرو در هم كشد و روي بگرداند و دزدانه اي از گوشه چشم قناعت ورزد.
 
او به حكم تربيتش و محيش با نخستين جرقه عشق احساس دروني خود را بر زبان مي‌آورد. شيرين خود يك پا مرد است، دور از تحكمات متعصبانه و آسوده از بد زباني‌ها و شايعه سازي‌هاي مردم محيط و بلفضولان قبيله اش. دخترك با اسب و چوگان سر وكار دارد نه دوك و چرخه، مرد محبوبش را شخصن انتخاب مي‌كند و روزها و شب‌ها در ميدان چوگان و بزم طرب با مي‌نشيند و مي‌گويد و مي‌خندد، بي‌آنكه حريم حرمتش در هم شكند و به گستاخي‌هاي مستانه طرف مجال تجاوزي دهد. در داستان خسرو و شيرين هم واسطه و دلاله‌اي هست اما نه ميان همسر آينده و پدر دختر، و نه براي جوش دادن قضيه! در همچو حال و هوايي است كه شيرين با همه فوت و فن‌هاي دل ربايي آشنا و در همه مقولات لوندي استاد، يك تنه جامه سفر مي‌پوشد و بر اسب مي‌نشيند و به شكار شوهر مي‌رود بي‌آنكه از رهزنان بيابان و ولگردان شهرهاي سر راهش بيمي‌ داشته باشد.
ملاحظه مي‌فرماييد چه هم دست و هماهنگ شيخ گنجوي صحنه‌هاي داستان را آفريده و پرورانده است. در محيطي بدين آسودگي و استغناست كه جوان پر شر و شوري چون پرويز در جنگل انبوه مسيرش، بر سطح آبگيري لبريز از طراوت هوس‌انگيز بهاري چشم مي‌گشايد و دختر زيباي برهنه اي را مشغول آبتني مي‌بيند، و عكس العملي هماهنگ با ديگر اجزا و صحنه‌هاي داستان نشان مي‌دهد. اگر همچو صحنه در كوير ديار ليلي اتفاق مي‌افتاد تصور مي‌فرماييد رهگذر به گنج رسيده وگرچه نوفل شمشيرزن باشد بدين سادگي و بزرگواري از اين خلوت بي مدعي و سفره بي انتظار دست بر مي‌داشت؟! اما در حال و هواي داستان خسرو و شيرين مجال اين خشونتها نيست. در اين گوشه جهان شاهزاده اي هوس پرست و شهوت زده اي چون پرويز هم چاره اي ندارد جز به صبري آورد فرهنگ در هوش، ديده بستن و دندان بر جگر گذاشتن و به آيين جوانمردي بر فرق هواي نفس پاي مردانگي كوفتن و از تماشاي اندام لخت زن به سير طبيعت پرداختن. اينجا است كه خواننده بي اختيار مجذوب ظرافت هنرنمايي نظامي ‌مي‌شود و تسلطش در رعايت فنون داستان سرايي در همچو فضاي داستاني زن نه تنها احساس حقارت و بي‌چارگي نمي‌كند كه خودش را يك سر و گردن از مردان بالاتر مي‌بيند و شاه مغرور و محتشمي ‌چون پرويز را از لب آب تشنه برمي‌گرداند.
كريستيان بارتلمه» در رساله «زن در حقوق ساساني» اشاره مي‌كند كه: تربيت علمي ‌در ميان زنان شاهنشاهي ساساني شيوع داشته است. كتاب حقوقي «ماديكان هزار دادستان» گزارشي را از نوشته يك قاضي محقق نقل مي‌كند كه وي را روزي، ۵ زن در سر راهش به دادگاه نگه مي‌دارند. يكي از زنان سوالاتي راجع به مسايل حقوقي مربوط به ضمانت و اهليت مي‌كند.
قاضي مذكور يادآور مي‌شود كه نخست پرس و گو به خوبي برگزار شد ليكن در پاسخ آخرين سوال در جاي خود ايستاده و هيچ گونه جوابي براي آن نمي‌دانستم. در اين هنگام يكي از زنان، قدم پيش نهاده مي‌گويد: «استاد بيهوده به مغز خود فشار نياوريد و به آساني بگوييد: نمي‌دانم! و ضمنا مي‌توانيد پاسخ اين سوال را در فلان كتاب بيابيد»! در اينجا ملاحظه مي‌كنيم كه حتي مطالعه و تحصيل علم حقوق در ميان زنان عصر ساساني بيگانه و نامأنوس نبوده است. و تصور نمي‌رود كه اين علاقه به مطالعه، در مورد رشته‌هاي عمومي‌تر و غير اختصاصي تر كمتر موجود بوده است. دختر مي‌توانست به پدر و يا قيم خود اظهار دارد كه از قبول ازدواج پيشنهادي او خودداري خواهد كرد، و پدر نيز ناگزير از قبول سخن وي مي‌گرديد. بدين ترتيب، پدر مجاز نبوده است كه دختر خود را به ازدواج مجبور كند و يا حتي هنگام اجتناب دختر خود از ازدواج، نمي‌توانسته است او را از ارث محروم سازد و يا به وسيله ديگري او را كيفر دهد. در مورد اين گونه مسايل، مردم عصر ساساني، كم تعصب و داراي سعه‌ي صدر و افق نظر و بينشي بلند بوده اند.
 
زن مي‌توانسته است در دادگاه به نفع خود اقامه دعوي كند. در موارد متعددي گزارش شده است كه شوهري حق تصرف در قسمت معيني از اموال خانوادگي و يا بهاي آن را صريحن به زن خود واگذار كرده است. در يك مورد جالب ديگر مي‌خوانيم كه مردي با دو زن قراردادي مي‌بندد كه يك شركت سهامي ‌تجارتي تشكيل دهند و در اين شركت هر يك از سه طرف داراي حقوق برابر باشند به استثناي حق فسخ قرارداد كه از براي مرد باقي مي‌ماند. از آنچه كه منابع و مآخذ ما با اطمينان خاطر در اختيار ما مي‌گذارند، مي‌توانيد ملاحظه كنيد كه زن در شاهنشاهي ساساني، به راستي راه تعالي و استقلال حقوقي خود را مي‌پيموده و نيز بخش بزرگي از اين راه را در پشت سر داشته است. ليكن پيروزي عرب و سقوط شاهنشاهي ساساني دوباره موجب شد كه اين موفقيت‌هاي زن، همه يكباره طريق زوال و تباهي در پيش گيرند.
 
 
 
گردآوري: گروه فرهنگ و هنر سيمرغ
منبع: tarikhema.ir/ اني كاظمي
 
 
پنج شنبه دوازدهم 8 1390 16:7

آشنايي با تنگه رازيانه در ايلام (+عكس)

آشنايي با تنگه رازيانه در ايلام (+عكس)
تنگه رازيانه واقع در استان ايلام يكي از مناطق طبيعي و بكر است كه داراي محيط بي‌نظيري براي تفريح و گردشگري است. اين تنگه....
 
تنگه رازيانه در نزديكي روستاي چنارباشي و در 45 كيلومتري شهر ايلام قرار دارد. در اين روستا حدود 100 خانوار زندگي مي‌كنند
 
تنگه رازيانه  

اين تنگه يكي از پديده‌هاي زمين‌شناسي در استان ايلام و در غرب ايران است. تنگه رازيانه، دره باريك و ژرفي است كه در منطقه‌اي سرسبز واقع شده و درون آن رودي روان است.
 
تنگه رازيانه
 
75 هكتار از اراضي تنگه رازيانه در سال ۱۳۸۸ به عنوان اثر طبيعي- ملي معرفي شد و در همان سال اين اثر در فهرست آثار طبيعي - ملي ايران قرار گرفت.
 
تنگه رازيانه
 
ثبت اين اثر موجب شد كه علاوه بر ايجاد فرصت مناسب براي مطالعه پژوهشگران علوم زميني، هيدرولوژي، محيط زيست و ساير رشته ها به زيستگاه مناسبي براي حيات وحش مبدل شود.
 
تنگه رازيانه
 
راه باستاني بدره «آبهر» به پشته ارشت و بردبال چنارباشي، از كوهپايه‌ها عبور كرده و در ادامه پس از عبور از كلم و تنگه رازيانه به روستاي گنجه و سپس به روستاي پاكل گراب و منطقه چنارباشي متصل است. آثار متعددي از دوران مختلف در اين ناحيه مشاهده شده است.
 
تنگه رازيانه
 
تنگه رازيانه واقع در استان ايلام يكي از مناطق طبيعي و بكر است كه داراي محيط بي‌نظيري براي تفريح و گردشگري است. اين تنگه هر ساله تعداد زيادي گردشگر را به دليل طبيعت بكر به خود جذب مي‌كند.
 
تنگه رازيانه
 
تنگه رازيانه
 
تنگه رازيانه
 
تنگه رازيانه
 
 
گردآوري: گروه فرهنگ و هنر سيمرغ
منبع: hamshahrionline.ir
 
پنج شنبه دوازدهم 8 1390 15:51

روستاي صخره اي ميمند؛ نمادي از نخستين اجتماعات بشري (+عكس)

ميمند
يكي از اولين سكونتگاههاي بشري در روستاي صخره اي ميمند در شهرستان شهر بابك قرار دارد كه پس از گذشت دوازده هزار سال از آغاز سكونت بشر در ايران هنوز....
 
 روستاي صخره اي ميمند با قدمت 12 هزار سال در حالي حيات بشري را در خود حفظ كرده كه مردمان آن همچنان به زبان پهلوي ساساني سخن مي‌گويند و اين آسمان خراش طبيعي به عنوان نمادي از سازگاري بشر و طبيعت پرصلابت در دل كوه ايستاده است.
 يكي از اولين سكونتگاههاي بشري در روستاي صخره اي ميمند در شهرستان شهر بابك قرار دارد كه پس از گذشت دوازده هزار سال از آغاز سكونت بشر در ايران هنوز روابط سنتي زندگي در اين روستا جريان دارد به گونه اي كه همچنان ساكنان اين روستاي كهن از اصطلاحات و زبان پهلوي ساساني استفاده مي‌كنند و بسياري از آداب و سنن خود را حفظ كرده اند.
اين روستا در واقع يكي از نخستين سكونتگاههاي بشر بوده است كه در هنگام تغيير كوچ نشيني به سكونتگاههاي دائمي‌و شكل گيري نخستين اجتماعات بشري به نام روستا ايجاد شده است.
به گفته كارشناسان اين روستا كه در دل كوه و بدون استفاده از هيچ مصالحي ساخته شده است تنها روستاي جهان است كه سنتهاي دوازده هزار ساله خود را حفظ كرده و بعنوان نمونه اي از نخستين اجتماعات بشري مورد توجه يونسكو قرار گرفته است و درحال ثبت منظر فرهنگي است.
 
ميمند

مردم ميمند همچنان از ابزار قديمي ‌استفاده مي‌كنند
 
تمامي‌خانه‌ها، كوچه‌ها و اماكن تجاري اين روستا در دل كوه و به صورت دستكند دوازده هزار سال پيش حفر شده است و يكي از شگفتيهاي حيات بشري محسوب مي‌شود.
 
اين منطقه توريستي در 38 كيلومتري شهربابك واقع شده است و 420 كيلومتر مربع وسعت دارد.
موقعيت جغرافيايي اين روستا بگونه اي است كه در بين شهرهاي كرمان، يزد و شيراز كه از مهمترين شهرهاي گردشگري كشور محسوب مي‌شوند واقع شده است و مي‌تواند حلقه گردشگري را در اين منطقه كامل كند.
 
ميمند نمادي از صلابت اجداد ايراني
ميمند روستايي صخره اي و دستكند با چند هزار سال قدمت، يادآور ايامي‌است كه انسانها سكونتگاههاي خود را در بلنداي كوهها جستجو مي‌كردند و كوه مظهر صلابت و قدرت و الهه عزم و اراده و ايمان تلقي مي‌شد.
اين بناي دستكند باستاني، بي گمان از نخستين سكونتگاههاي بشري در ايران و جهان به شمار مي‌رود و همچنان شاهد حيات بشري است.
 
پس از اينكه انسانهايي دوازده هزار سال قبل دل سنگها را شكافتند هم اكنون نيز پس از گذشت ساليان همچنان اين روستاي صخره اي نماد عزم و اراده و اقتدار اجداد ايراني به شمار مي‌رود.
 
نماي درون كيچه

نماي درون كيچه
 
هنوز كسي نمي‌داند كه اين مجموعه به دست چه كساني بوجود آمده و انگيزه اين مردمان از احداث چنين بناهايي چه بوده اما انگيزه مردمان آن زمان بسيار مورد اهميت قرار دارد، چون در آن زمان و با وسايل ابتدايي، آفرينش چنين مجموعه با عظمتي با معماري بي نظير قابل تحسين است.
عده اي از محققين نيز معتقدند كه مهرپرستان از غارهايي كه با دست در دل كوه كنده اند فقط براي عبادت و دفن مردگان استفاده مي‌كردند و بعد از مدتي بنا به اضطرار ناشي از آب و هوا و يا هر عامل محيطي مؤثر ديگري اين غارها را براي سكونت برگزيده اند.
 
آئين مهرپرستي قبل از ظهور آئين زرتشت در ايران رواج داشته و تا مدت‌ها پس از ظهور وي نيز ادامه داشته است.
 
شهر بابك زادگاه سرسلسله ساساني
در زمان ساسانيان شهربابك به عنوان زادگاه بابك سر سلسله ساساني مورد توجه خاص آنها بوده است و پس از ظهور اسلام و ورود آن به ايران مردم ميمند كه به آئين زرتشتي معتقد بودند به اسلام گرويده و مذهب شيعه را پذيرا شدند.
ميمند به دليل استحكام دفاعي در طول تاريخ كمتر دستخوش تحولات كالبدي و اجتماعي شده است و بيشترين تغيير در آن مربوط به چند دهه اخير است.
 
كيچه

نماي دروني كيچه
 
روستاي صخره اي ميمند داراي حدود ۴۰۰ واحد مسكوني يا به اصلاح محلي "كيچه" و حدود دو هزار و 500 اتاق دارد كه در دل صخره‌هاي روبروي هم كنده شده است.
موقعيت اين روستا از لحاظ استراتژيك داراي اهميت بوده است، بگونه اي كه مردم محلي ميمند معتقدند در صورت بروز خطر، اگر در ابتداي ميمند دو تفنگچي در دو طرف رودخانه مستقر شوند به راحتي مي‌توانند از روستا دفاع كنند.
لايه آذرين ضخيمي‌كه به صورت طبيعي بر روي روستا وجود دارد، مانند دژي طبيعي از نفوذ به روستا جلوگيري مي‌كند و تنها مسير دسترسي به روستا شيارهاي طبيعي به نام "رخنه" است كه در مواقع لزوم بسته مي‌شدند.
دستكندها در چندين تراز مختلف، در شيب كوه و دو طرف دره، كنده شده اند و ميانگين اتاقهاي موجود در هر كيچه به چهار اتاق مي‌رسد.
 
ميمند، آسمان خراشي در دل كوه
باستاني پاريزي، تاريخ شناس كرماني و از اساتيد برجسته ايران در كتاب "پيغمبر دزدان" در خصوص اين منطقه شگفت آور گفته است، "ميمند از دهات معروف و قديمي‌شهربابك است، تمام اتاقهاي اين ده در دامنه كوه كنده شده و خانه‌ها در دل سنگ است و هر كوچه كه در دل كوه مي‌رود سه يا چهار اتاق دارد و مجموعا قريب سيصد كوچه در دل سنگ فرو برده اند و به همين سبب خانه‌ها دودكش و بخاري ندارند و بدون منفذ است و از جهت تاريخي واقعا از آثار اوليه تمدن بشري محسوب مي‌شود، در واقع يك آسمان خراش موربي است كه هزاران سال است در دل سنگ كنده شده، اطاقها بخاري ندارد، راه عبور محدود است و دواب و آدميزاد تا حدودي زندگي مشتركي دارند، اين آبادي البته غير از ميمند معروف فارس است".
ميمند

نمايي از روستاي ميمند
 
آنچه در اين روستا مورد اهميت است اين است كه در سكونتگاههاي اوليه بشري از روي هم گذاردن سنگ و آجر و غيره در فضاي باز ساخته نشده اند، بلكه با از ميان برداشتن انبوهي از خاك شكل مي‌گيرد و انسان نياز به خشت و آجر و ملات ندارد، بلكه بايد تودهاي را بردارد تا پناهگاه مهيا شود.
به همين دليل براي اتاق، طاقچه در اندازه‌هاي مختلف كنده شده است كه جاي رختخواب، ظروف، صندوق، چراغ و غيره كنده شده است.
كنار ديوارهاي خانه گنجه گذارده نمي‌شود، بلكه با كندن ديوار، حفره يا طاقچهاي بوجود مي‌آيد كه اشياء و لوازم در آنها گذاشته شده و يا در آنها آويزان مي‌شده است.
كل يك خانه كه ممكن است شامل يك يا چند اتاق و اصطبل باشد يك كيچه است.
يك واحد يك ورودي مشترك دارد و در پاگرد ممكن است طويله در يك سو و اتاق نشيمن در طرف ديگر باشد.
 
ميمند

مسجد صخره اي ميمند

نكته قابل توجه اين است كه همه كيچه‌ها يك ساختار ندارند بلكه هم اندازه و هم تعداد اتاقها متفاوت است كه نشان از آن دارد هر كيجه بنا به نياز و توانمندي هر خانوار در دل كوه كنده شده و البته قابل توسعه بوده است.
جدا كردن اتاق از پستو و يا پوشانيدن برخي از طاقچه‌ها نيز با پردهاي پارچه اي صورت مي‌گيرد.
"كليدون" كه در واقع قفل خانه بوده است در ديوار كنار درب نصب مي‌شود، كليد چوبي را در آن قرار مي‌دهند تا زبانه پشت در قرار گيرد.
 
دماي خانه‌ها در زمستان پنج درجه گرمتر و تابستان پنج درجه خنكتر است
با توجه به اينكه اين منطقه سردسير است هميشه درجه حرارت اين اتاقها حدود پنج درجه متفاوت از بيرون است.
در واقع در زمستان دماي داخل كيجه پنج درجه گرم تر و در تابستان دماي كيجه پنج درجه خنك تر است.
ايجاد اجاق و در زبان محلي پهلوي "ديدون" در درون اتاقها و سوزاندن هيزم طي ساليان متمادي در آن موجب سياهي رنگ سقف و بدنة اتاقها شده و برپا كردن آتش و تهيه غذا در درون اتاقها باعث شده كه به تدريج بدنه داخل اتاقها ايزولاسيون شده و باعث عمر بيشتر اتاقها شود و متأسفانه چون ديگر در خيلي از اتاقها آتش افروخته نميشود باعث شده تا خاك سقفها به آهستگي ريزش پيدا كند.
 
ميمند

يك كوچه منتهي به كيچه
 
اندازه اين اتاقها كه البته از نظر هندسي منظم نيستند، متفاوت و كف پوشهاي اتاقها اكثرا نمد است.
ساكنان ميمند به زبان پهلوي ساساني سخن مي‌گويند
ساكنان اين روستا داراي آداب و رسوم خاص هستند و در زبان و گويش آنها هنوز از كلمات پهلوي ساساني استفاده مي‌شود.
روستاي ميمند تنها روستاي تاريخي در جهان است كه هنوز روابط سنتي زندگي در آن جريان دارد و مي‌توان تعامل انسان و طبيعت در هزار دوم ميلادي را بخوبي در آن ديد.
اين روستا هفتمين منظر فرهنگي، طبيعي و تاريخي جهان بود كه جايزه "مركوري" را دريافت كرده است.
جايزه ملينا مركوري جايزه اي است كه از سوي دولت يونان و با همكاري مجامع فرهنگي بين المللي مانند يونسكو و ايكوموس به آثاري اهدا مي‌شود كه داراي شرايط و ضوابط فرهنگي، طبيعي و تاريخي منحصر به فرد باشد.
 
 
گردآوري: گروه فرهنگ و هنر سيمرغ
منبع: mehrnews.com/ اسماء محمودي
 
پنج شنبه دوازدهم 8 1390 15:47

نقاط فراموش شده براي سفرهاي نوروزي را مي‌شناسيد؟!

نقاط فراموش شده براي سفرهاي نوروزي را مي‌شناسيد؟!
پس فقط چند روز دلت را براي سپردنش به دوردست‌هايي كه به ديدن مي‌ارزند به خودت قرض بده، چمدانت را بردار و بگذار سفر تو را ببرد. بگذار جاده‌ها تو را از روزمرگي بدزدند. بگذار روزگار بفهمد....
 
نديده‌هاي ايران من
تو كه نمي‌خواهي همه عمرت را به چشم دواندن روي يكي از صفحه‌هاي كتاب جهان تلف كني و صفحه‌هاي ديگر را ورق نزده بگذاري؟يا ماجراجويي باشي كه مهم‌ترين رويارويي‌اش با حوادث در فاصله ميان آشپزخانه تا كاناپه راحتي‌اش مقابل تلويزيون رخ داده است؟ يا لب تاقچه‌ات را از بناهاي تاريخي حك شده بركارت پستال‌هايي پر كني كه هرگز حتي يكي‌شان را از نزديك نديده‌اي؟ پس فقط چند روز دلت را براي سپردنش به دوردست‌هايي كه به ديدن مي‌ارزند به خودت قرض بده، چمدانت را بردار و بگذار سفر تو را ببرد. بگذار جاده‌ها تو را از روزمرگي بدزدند. بگذار روزگار بفهمد تو هنوز سركش و رام نشدني هستي و قوانين سخت و تكراري شهر انسان ــ ساخت نتوانسته‌اند پيوندت را با هستي بگسلند و آن وقت اگر خيال كردي راهنمايي مي‌خواهي كه با آن متفاوت سفر كني يا احتمال دارد در سفر به هر استان نقاطي مهجور اما ديدني را از قلم بيندازي، گفتگوي ما را با دكتر ناصر كرمي، اقليم شناس و ايرانگرد در اين زمينه بخوان. او پژوهشگري است كه روزهاي زيادي از عمرش را صرف سفر به نقاط مختلف كشورمان كرده است تا آنجا كه امروز بخشي از تجربيات مكتوبش در اين زمينه، در قالب كتاب راه‌ياب ايران، همسفري قابل اعتماد براي گردشگران شده است.
قصد ندارم اين گفتگو را با پرسيدن صرف از قدمت بناهاي باستاني و جنس سازه‌هاي كهن و وسعت دشت‌ها و عمق درياچه‌ها، پرخميازه كنم. به همين علت از شما دعوت كنم از آن دست جاذبه‌هاي گردشگري تعريف كنيد كه ما ممكن است علي‌رغم سفر به استان‌هاي گوناگون نديده باشيم شان.
نام بردن از همه نديده‌هاي كشورمان در قالب يك گفتگو ممكن نيست. ايران حدود يك ميليون اثر تاريخي و فرهنگي ثبت شده، بيش از 2 هزار جاذبه گردشگري با قابليت تبديل شدن به قطب‌هاي ملي و بين‌المللي گردشگري، 5 هزار جاذبه طبيعي و 3 هزار آيين ملي و مذهبي دارد. پس چطور ممكن است در گفتگويي چند صد كلمه‌اي بتوانيم از همه آنها يا حتي درصد محدودي شان حرف بزنيم؟
به همين خاطر فكر مي‌كنم بايد فقط به ذكر شماري اندك از نام‌ها و نشان‌ها كه مي‌شود دراين بهاريه،بهتر ديدن‌شان را پيشنهاد كرد، بسنده كنم اما باز هم تاكيد مي‌كنم كه هر چه بگويم حق مطلب ادا نمي‌شود. انگار كه بخواهي زيبايي تكه‌اي كاشي آبي را كف جوي آب با عظمت اصفهان بسنجي.

آذربايجان شرقي: قلعه بابك، عمارت ائل گلي، دره اهر، جنگل‌هاي ارسباران، سواحل شرقي اروميه و كرانه‌هاي جنوبي بخش مركزي رودخانه‌ ارس.
اجازه بدهيد سفرمان را از منتهي‌اليه شمال غربي كشور آغاز كنيم، يعني آذربايجان‌هاي شرقي و غربي.
تاريخ نشان مي‌دهد آريايي‌ها آذربايجان شرقي را سرزميني سربلند و تسخير ناپذير مي‌دانسته اند كه دژهايي چون قلعه بابك بر فراز مرتفع‌ترين نقاط كوه هايش، نمادي از همين باورند.
آذربايجان شرقي سرزمين قهوه خانه‌ها و عاشيق‌هاست، اما نام اين استان معمولا گردشگران را فقط به فكر بازديد از عمارت ائل‌گلي تبريز مي‌اندازد و شايد خاطره قله سهند، دره اهر، ارسباران و سواحل شرقي درياچه اروميه هم در ذهن شان زنده شود، اما كم پيدا مي‌شوند آن كه كرانه‌هاي جنوبي بخش مركزي رودخانه ارس را هم در بهار و تابستان ديده باشند.

آذربايجان غربي: سردشت، قره كليسا، كليساي حضرت مريم و 11 كليساي مشابه ديگر، سواحل درياچه اروميه و 102جزيره اين درياچه و منطقه مراكان.
... و اما آذربايجان غربي از آن نظر كه به گواه برخي روايات، شهرستان سردشتش را زادگاه زرتشت مي‌خوانند، ضمن آن كه نخستين جايي بوده است كه پروتستان‌ها در آن پناه گرفته اند و از سوي ديگر قره كليسا در آن واقع شده است كه برخي ارامنه آن را نخستين كليساي جهان مي‌دانند و به واسطه همه اين دلايل، اين استان براي مذاهب زرتشتي، ارمني و پروتستان سرزميني مقدس به حساب مي‌آيد.
پس از قره كليسا، از ميان 12 كليساي باقيمانده در اين استان من كليساي حضرت مريم را براي بازديد پيشنهاد مي‌كنم، چون تركيبي است از فرهنگ‌هاي ايران باستان، چين و اروپا. اين كليسا روي خرابه‌هاي آتشكده‌اي زرتشتي بنا شده و بنابر روايت‌هاي محلي معماري چيني در طراحي محرابش نقش داشته و حتي سنگي در آن هست كه مي‌گويند از چين آورده شده است. هر كس پا به آذربايجان غربي بگذارد حتما درياچه اروميه و 102 جزيره زيبايش را فراموش نمي‌كند، اما كمتر كسي پيدا مي‌شود كه گذر از جاده مسحور كننده اروميه به سنندج را تجربه كرده باشد يا بداند در شمال آذربايجان شرقي منطقه مراكان قرار گرفته كه جغرافيدان‌ها به آن مي‌گويند قفقاز كوچك كه پر است از چشم‌انداز‌هاي طبيعي.

اردبيل: كوه‌هاي سبلان، آرامگاه شاه صفي، درياچه نئور، شورابيل، جاده اردبيل به پارس‌آباد مغان، حد فاصل دلتاي ارس به خزر و دامنه‌هاي ارسباران و كوه‌هاي تالش و آب گرم سرعين.
از شمال غربي ايران كه گفتم اردبيل را فراموش كردم.
در كتاب‌هاي گردشگري از جاذبه‌هاي اين استان معمولا به سرعين، مقبره شاه صفي، كوه‌هاي سبلان، درياچه نئور و شورابيل اشاره مي‌شود. جاذبه ديگري از اردبيل مي‌شناسيد؟
جاده‌هاي اردبيل بي نهايت دلفريبند. مسير اردبيل به پارس آباد مغان يكي از اين راه‌هاست كه مثل خطي سبز روي زمين كشيده مي‌شود و مي‌رسد به جايي مابين دلتاي ارس به خزر، دامنه‌هاي شرقي ارسباران و آخرين ستيغ‌هاي شمالي كوهستان تالش، سرزميني كه گويي سبزترين جاي زمين است و نه شرجي سخت تابستان جنگل‌هاي شمال را دارد و نه سرماي تند كوهستان‌هاي آذربايجان را. سرزميني كه ديدنش خستگي چشم‌ها را شفا مي‌دهد همان‌طور كه آب گرم سرعين، درد مفاصل را.

مازندران: روستاهاي كندلوس، چمستان، جواهرده وكلاردشت، جاده‌هاي دوهزار سه هزار بلده به يوش، عباس‌آباد، نور به چمستان، مرزن‌آباد به كجور و جنگل‌هاي كهن.
مسافران نوروزي استان‌هاي شمال غربي كشور معمولا به استان‌هاي مازندران و گيلان هم سر مي‌زنند؛ البته اين 2 استان گردشگر زياد دارند و حتي مازندران با بيش از 5 ميليون نفر گردشگر در سال، مهم‌ترين قطب گردشگري ايران شده است، اما هنوز جاذبه‌هاي واقعي گردشگري اين استان‌ها هم ناشناخته‌اند و نشانه اش انبوه مسافراني است كه از ساحل خزر دل نمي‌كنند و همه روزهاي مسافرت را در همان حوالي مي‌گذرانند.
مردم در سفر به مازندران معمولا وقتشان را با خزر آبي و آرامش مي‌گذرانند يا اگر اهل نقشه‌خواني باشند و ادعاي سفركردن متفاوت داشته باشند شايد به كندلوس و چمستان و جواهر ده و كلاردشت هم بروند و اگر حرفه‌اي‌تر باشند از جاده‌هاي دو هزار و سه هزار، بلده به يوش، عباس‌آباد، نور به چمستان و مرزن‌آباد به كجور هم ديدن مي‌كنند، اما حيف از آن جنگل‌هاي انبوه و پر راز كه فراموش شده و بي بازديدكننده باقي مي‌مانند. فكر مي‌كنيد چند نفر در سفر به مازندران ياد گشت و گذار درجنگل هايش مي‌افتند؟ هيچ مي‌دانستيد جنگل‌هاي مازندران، قديمي ترين جنگل‌هاي جهان هستند، حتي قديمي‌تر از آمازون و سوماترا؟

گيلان: بازار سنتي رشت، مرداب ساحلي انزلي، بازار آستارا، شهر لاهيجان، شهرستان فومن، ماسوله، دامنه‌هاي درفك، زندگي بوميان تالش و اسالم، شهرستان سياهكل و منطقه ديلمان.
گيلان هم هر سال حدود 3 ميليون نفر مسافر دارد كه مقصد بيشترشان بازار رشت، مرداب ساحلي انزلي، ‌بازار آستارا، لاهيجان و فومن، ماسوله و بندرت دامنه‌هاي كوه درفك است، اما فقط شماري اندك از آنها مشتاقند با زندگي شگفت‌انگيز كوه‌نشين‌هاي تالش و جنگل نشينان اسالم آشنا شوند يا از لاهيجان راه‌شان را به سمت سياهكل كج مي‌كنند يا راهي ديلمان مي‌شوند تا بفهمند چه سحري در اين خاك سال‌ها پيش الهام بخش خنيا گران شده است براي آفرينش موسيقي سنتي ديلماني.
بگذاريد بار ديگر به تبريز برگرديم و اين بار مسير تبريز به مشهد را پي بگيريم.
در اين مسير از زنجان، قزوين، تهران، سمنان، شاهرود و مشهد مي‌گذريم. از جاذبه‌هاي اين مناطق با صرف نظر از تهران كه علي‌رغم داشتن بيش از100جاذبه گردشگري در گردابي از دود و آلودگي فرورفته توضيح بدهيد.
بعضي از گردشگران زنجان را هنوز با چاقوهاي دسته شاخي اش مي‌شناسند....

زنجان: گنبد سلطانيه، غار كتله خور.
ديگر ممكن نيست، چون چاقوهاي چيني، بازار زنجان را تسخير كرده‌اند! از اين استان فعلا گنبد سلطانيه معادل چيني ندارد و غار كتله خور.
گنبد سلطانيه در زمان احداث بلندترين بناي جهان بود وهنوز هم بلندترين گنبد جهان محسوب مي‌شود. بازديد از غار كتله خور هم پيشنهاد شايسته‌اي است. اين غار هنوز كاملا شناسايي نشده و برخي دهانه‌هاي آن به دالان‌هايي پيچ در پيچ و طولاني وصلند كه هنوز پاي بشر به آنجا باز نشده و حتي برخي غارنوردان اعتقاد دارند اين غار اگر از غار عليصدر همدان (به عنوان بزرگ‌ترين غار آبي جهان) بزرگ‌تر نباشد، كوچك‌تر نيست.

قزوين: قلعه الموت، دره طالقان، روستاهاي ييلاقي، درياچه يخ‌زده در حد فاصل مسير شهرك به رودبارك كلاردشت.
مقصد بعدي اگر قزوين باشد بايد بدانيد دشت آن و كوهستان‌هاي مجاورش محل وقوع پاره‌اي از مهم‌ترين تحولات تاريخي در ايران بوده است. امروز از آن تاريخ پرماجرا فقط قلعه الموت و يكي دو بناي ديگر در مركز استان باقي مانده‌اند، اما حتي اگر اين بنا‌ها هم به يادگار نمي‌ماندند جذابيت چشم‌اندازهاي طبيعي قزوين آنقدر هست كه مسافران به هوايش در آن توقف كنند. البته تجربه سفر به اين شهر به من ياد داده است كه بيشتر اين جاذبه‌هاي طبيعي در نوروز براي سفر مناسب نيستند، چون در ارتفاعات واقع شده اند و آب و هواي شان فقط در تابستان معتدل مي‌شود.
دره طالقان و روستاهاي ييلاقيش مهجورترين جاذبه طبيعي قزوين است. از دره طالقان چندين راهگذار پس ازگذرازخط الراس البرز به كلاردشت و دوهزار و سه‌هزار مي‌رسند. يكي از اين راهگذارها كه تقريبا از شهرك شروع شده است و در نهايت به رودبارك كلاردشت مي‌رسد روي گردنه‌ها از حاشيه يك درياچه كم عمق مي‌گذرد كه در بيشتر ايام سال سطح آن يخ زده است و فقط كوهنوردهاي حرفه‌اي مي‌شناسندش.

سمنان: مسجد جامع، ييلاق شهميرزاد، مسجد تاريخانه، رختشويخانه دامغان،‌ منطقه خوش ييلاق، جاده سمنان به شهميرزاد، جاده شاهرود به آزادشهر، آرامگاه بايزيد بسطامي و شيخ ابوالحسين خرقاني.
هرچند سمنان جاذبه‌هايي مانند ‌مسجد جامع، ‌ييلاق شهميرزاد،‌مسجد تاريخانه،‌ رختشويخانه دامغان و منطقه حفاظت شده خوشش ييلاق را دارد، اما جذابيت‌هايي كه قادرند سمنان را به يك قطب ممتاز طبيعت گردي تبديل كنند، جاده‌هايي هستند كه از نقاط مختلف اين استان به سمت چشم‌اندازهاي طبيعي‌اش مي‌روند، مثل جاده سمنان به شهميرزاد و فولاد محله كه از حاشيه دشت كوير رد مي‌شود و شما را به ييلاقي سرسبز در دل كوهستان مي‌رساند يا جاده شاهرود به آزادشهر كه از بسطام و خرقان و حاشيه كوه ابرعبور مي‌كند. در بسطام بايد به زيارت مقبره بايزيد بسطامي برويد و پس از طي اندك فاصله‌اي از اين شهر، به خرقان و آرامگاه شيخ ابوالحسن خرقاني مي‌رسيد. در انتهاي جاده شاهرود به آزادشهر، وارد استان گلستان مي‌شويد.

گلستان: پارك ملي گلستان، منطقه حفاظت شده جهان‌نما، منطقه خوش ييلاق، آشورده، تالاب‌هاي سه‌گانه، تركمن صحرا، تالاب اينچه‌برون، سواحل خزر، قلعه ماران، زندگي بوميان تركمن صحرا، بنادر گميشان تپه و حسينقلي‌خان.
استان گلستان مرا ياد جاده‌اي مي‌اندازد كه متاسفانه از وسط پارك ملي گلستان در حال عبور است و البته ياد آتش‌سوزي‌هاي فصلي و آخر از همه ياد طبيعت گردي....
اما استان گلستان علاوه بر پارك ملي‌اش، چشم اندازهاي طبيعي ديگري هم دارد كه نبايد از آنها غافل شد. منطقه حفاظت شده جهان نما، منطقه حفاظت شده خوش ييلاق،‌ آشورده، تالاب‌هاي سه گانه تركمن‌صحرا، ‌آلاگل، آلماكل و آجي‌گل، ‌تالاب اينچه برون و سواحل خزر را در جايي كه پاك‌تر و خلوت‌تر و آفتابي‌تر از ديگر بخش‌هاي آن است بايد به فهرست جاذبه‌هاي طبيعي اين استان بيفزاييد. يكي از جاذبه‌هاي فراموش شده استان گلستان، ‌قلعه ماران است كه از دور همچون كشتي بزرگي بر فراز قله از دل ابرها سر برآورده است.
زندگي بومي ساكنان تركمن‌ صحرا و بنادر كوچكي همچون گميشان تپه و حسينقلي‌خان هم ديدني است.

خراسان جنوبي: گردشگري روستايي در اطراف شهرهاي طبس، فردوس، گناباد، خواف و تايباد و جاده بيرجند - زاهدان (جاذبه كويرگردي)
مقصد بعدي ما، مشهد است كه خوشبختانه هر سال حدود 4 ميليون گردشگر مذهبي دارد و اين شمار گردشگران، براي يك شهر به نظر مناسب مي‌آيد.
از ديدگاه من، هنوز برنامه جامعي براي ساماندهي صنعت گردشگري در استان خراسان رضوي وجود ندارد؛ در حالي كه مي‌شود از حضور اين جمعيت انبوه براي فعال‌سازي ديگر جاذبه‌هاي توريستي خراسان هم بهره گرفت اما اگر راه را كج كنيد به سمت بخش‌هاي خراسان جنوبي جلوه‌هاي زندگي روستايي در مناطقي همچون فردوس، ‌طبس، گناباد، ‌خواف و تايباد براي مردم ايران كاملا ناشناخته است.

سيستان و بلوچستان: زندگي بومي در شهرهاي سراوان، خاش و ايرانشهر. بندرچابهار، شهرسوخته، منطقه حفاظت شده با هوكلات و حواشي رودخانه سرباز.
جاده‌اي كه از بيرجند در خراسان جنوبي به سمت سيستان و بلوچستان مي‌رود هم اگر امن باشد، ارزش ديدن دارد و چهره‌اي خاص از زندگي كويري را نمايان مي‌كند كه در نقاط ديگر ايران پيدا نمي‌شود.
علاوه بر اين جاده، مطمئنم زندگي بومي‌هاي سيستان و بلوچستان بويژه در شهرهايي مانند سراوان، خاش و ايرانشهر براي آنها كه به مردم‌شناسي علاقه دارند، جالب خواهد بود. بندر چابهار را به عنوان منطقه‌اي آزاد و شهر سوخته را هم به عنوان نمادي از تمدني 4000 ساله همه مي‌شناسند اما آيا منطقه حفاظت شده و سرسبز باهو كلات را هم ديده‌ايد؟ يا تا كنون به حواشي رودخانه سرباز كه تنها زيستگاه تمساح‌هاي پوزه كوتاه ايران است، رفته‌ايد؟

همدان: گردشگري روستايي در روستاهايي چون عليصدر، حبشي، پري، مانيزان، سيمين. كوه الوند، آرامگاه بوعلي سينا و باباطاهر و استرومردخاي، گنجنامه و هگمتانه.
ما از مسير تبريز به گلستان صحبت كرديم، اما اگر در ميانه راه در جاده اصلي قزوين به سمت رزن مي‌رانديم، پس از اين شهر بزرگراهي آغاز مي‌شد كه به همدان و كرمانشاه مي‌رسيد و اين دروازه ورودي به شهر‌هاي غربي كشور است. البته بزرگراه‌ها در مناطق غربي كشور چندان زياد نيستند، اما اين دليل نمي‌شود كسي در نوروز به كرمانشاه، كردستان، لرستان يا ايلام نرود.
همدان به خاطر كوه الوند و مقبره بوعلي سينا و باباطاهر و استرومردخاي و گنجنامه و هگمتانه‌اش براي مردم شناخته شده است و همه احتمالا به دره عباس‌آبادش هم مي‌روند، اما پيشنهاد من يك شب اتراق در يكي از روستاهاي غرب اين استان است كه باعث مي‌شود زندگي بكر روستايي را درك كنيد.
 
كرمانشاه: طاق‌بستان، بيستون، غار غوري قلعه و معبد آناهيتا در كنگاور.
كرمانشاه را هم يكي از مقاصد بسيار مناسب براي سفرهاي نوروزي مي‌دانم چون نه به اندازه استان‌هاي شمال و مركزي شلوغ است نه به اندازه استان‌هاي شمال غربي سرد و خشك، طاق بستانش و بيستونش بخوبي حفظ شده و چنان خوش آب و هوا و حاصلخيز است كه از 4000 سال پيش تاكنون آباد و مسكوني بوده و 1500 سال پيش به نام‌هايي چون «نيشابي» و «آلي پي» مي‌خواندندش. از شمال‌غرب شهر كرمانشاه اگر
90 كيلومتر به سمت پاوه حركت كنيد، به غار غوري‌قلعه مي‌رسيد كه هنوز انتهاي برخي دالان‌هايش كشف نشده و شايعه‌هايي وجود دارند كه مي‌گويند انتهاي آنها به خاك عراق مي‌رسد.

لرستان: درياچه گهر، قلعه فلك‌الافلاك، ‌آبشارهاي نوژيان، شوي و تله زنگ، دره چكان، بازار ميرزاسيدرضا و سراب كيو.
تعريف لرستان روي كارت‌هاي تبريك، هميشه يا درياچه گهر بوده يا قلعه فلك‌الافلاك و بندرت از نوژيان به عنوان بلندترين و شوي و تله‌زنگ به عنوان پهن‌ترين آبشارهاي كشور هم عكس‌هايي وجود دارد اما هيچ وقت نديده‌ام تصويري از دره چكان روي كارتي چاپ شود و بعيد مي‌دانم حتي يك درصد از مردم حتي نام آن را شنيده باشند؛ در حالي كه اين دره زيبا، تمدن طلايي عصر مفرغ را در خود جاي داده و روزگاري از باشكوه‌ترين نقاط زيست بشر بوده است. امروز برخي از اين آثار در بخشي از قلعه فلك‌الافلاك كه موزه شده قابل مشاهده‌اند. در خرم‌آباد لرستان بايد بازار قديم آن موسوم به بازار ميرزا سيد رضا و سراب كيو را هم ببينيد. به اين ديدني‌ها آميختن با زندگي عشايري در اين استان را هم اضافه كنيد.

ايلام: طبيعت گردي در دشت‌هايي
چون صالح‌آباد، دهلران، دشت عباس و تفرجگاه‌هاي جنگلي مانند چقاسبز، ششدار، تجريان، گلم زرد و گره چگا، جاده دهلران به انديمشك، تپه ماهورهاي ايلام.
كاش از لرستان به ايلام هم برويد. متاسفانه كمتر گذر مسافري به استان ايلام مي‌افتد و كمتر كسي مي‌داند كه دره‌ها و دشت‌هاي اين استان در بهار غرق در شقايق‌هاي سرخ مي‌شوند. ايلام را در گذشته‌هاي دور، لرستان پشتكوه مي‌خواندند. در اين استان حتي در نقاطي كه انتظارش را نداريد، به نشانه يا بازمانده‌اي از اثري تاريخي برمي‌خوريد. هنوز هم تپه‌ماهورهاي ايلام محبوب گردشگران هستند. پيشنهاد من براي مسير سفر به ايلام جاده لرستان است اما در برگشت، حركت در جاده دهلران به انديمشك، فرصتي برايتان فراهم مي‌كند كه از جاذبه‌هاي شمال خوزستان هم بازديد كنيد.

كردستان: گردشگري روستايي در روستاهايي چون پالنگان، اورامان تخت، آويهنگ، ژيورا قصلان، نوره، نگل و...، طبيعت‌گردي در دشت‌هاي دهگلان، قروه، بيجار و.....
كردستان را از فهرست استان‌هاي غربي از قلم نيندازيد، يادم مي‌آيد يك بار از پژوهشي مي‌گفتيد كه پژوهشگري در آن، كردستان را بهشت عدن خوانده بود.
بله، ديويد رول باستان‌شناس انگليسي سال گذشته كردستان را بهشت عدن ‌ همان جايي كه حضرت آدم و حوا پس از ترك بهشت،‌ در آن هبوط كردند ‌ دانست. مبناي ادعايش هم اشارات جغرافيايي بخش «جنيس» كتاب انجيل بود، اما كردستان ايران اگر بهشت عدن هم نباشد، به مقصد سفر شدن مي‌ارزد.
جلوه‌هاي خاص زندگي بومي هنوز در همه شهرهاي كردستان وجود دارد و ديدني است اما اگر مي‌خواهيد روح واقعي كردستان را درك كنيد بايد دوسه روزي را به طور كامل در حس و حال زندگي يك كرد اصيل و بومي در روستاهاي اين استان بگذرانيد.

خوزستان:‌ منطقه پارسومانش، زيگورات چغازنبيل، سازه‌هاي آبي شوشتر، آثاري چون كاخ‌هاي آپادانا و ماندانا و شهرهاي شاهي و صنعتگران، شهرآجري قديمي دزفول و بازار كهنه ريال.
از لرستان كه مي‌گفتيد مسير دهلران به انديمشك را پيشنهاد كرديد تا مسافران سري هم به خوزستان بزنند؛ اما مي‌خواهم بگويم حيف مي‌شود اگر كسي تا جنوب شرقي ايران برود و به گذري كوتاه از شمال خوزستان بسنده كند.
با شما موافقم اما هشدار مي‌دهم كه براي سفر به خوزستان بايد عجله كنيد، چون از نيمه فروردين اندك اندك هوا گرم مي‌شود.
منطقه پارسوماش خوزستان در محدوده تقريبي شهرستان‌هاي مسجد سليمان، انديكا، لالي، هفتگل و ايذه نخستين مناطق استقرار پارسيان آريايي در ايران بوده‌اند. بيشتر مردم از جاذبه‌هاي خوزستان خبر دارند و زيگورات چغازنبيل يادگار تمدن بزرگ عيلامي‌ها در محدوده شهرستان هفت‌تپه، شوش پايتخت زمستاني هخامنشيان با آثاري چون كاخ‌هاي آپادانا و ماندانا و شهرهاي شاهي و صنعتگران را ديده‌اند، اما شايد در سفرهايشان به اين استان كمتر از شهر آجري قديمي دزفول و بازار كهنه ريال در آن بازديد كرده باشند.

چهارمحال و بختياري: ‌گردشگري روستايي در روستاهاي چون آتشگاه، اورگان، دزك، ده‌‌چشمه و....
سفر به چهار محال و بختياري از جاده رابط خوزستان به اين استان هم چندان طول نمي‌كشد، اما دشت‌هاي استان در نيمه بهار زيباترند؛ چون لاله‌هاي واژگون و اشك‌ريز در اين ماه‌ها باز مي‌شوند.
چهارمحال و بختياري در بلندترين بخش از رشته كوه 1200 كيلومتري زاگرس قرار گرفته است. پيشنهاد مي‌كنم حتي اگر در نوروز نمي‌توانيد به اين استان برويد، براي تجربه زندگي بومي و بكر بويژه در روستاهاي اين استان، حداقل در تابستان به آن سفر كنيد چون هواي آن در تابستان هم مطبوع و بهاري است.

اصفهان: محله‌هاي كهن جلفا.
از چهارمحال و بختياري تا اصفهان راه درازي نيست. اصفهان البته نيازي به تعريف ندارد. اين همان شهري است كه روزگاري آندره مالرو آن را در كنار پاريس و فلورانس جزو زيباترين شهر‌هاي جهان خواند. به گردشگري توصيه مي‌كنم در اصفهان فقط به ديدار آثار تاريخي آن قانع نشويد و حتما به محله‌هاي قديمي اش مانند جلفا هم سرك بكشيد.

فارس: درياچه‌هاي فالور، بختگان و پريشان، كوچ ايل قشقايي، گردشگري روستايي در روستاهايي چون آتشكده، بندامير، پاقلعه، مارگون و سرمشهد.
در نگاهي كلي تر مي‌خواهم به توصيه تان اين مطلب را هم اضافه كنم كه استان اصفهان فقط شهر اصفهان نيست، همان‌طور كه استان فارس هم فقط شيراز نيست و گردشگري در اين استان هم نبايد به بازديد از تخت جمشيد و شاهچراغ و حافظيه ختم شود، مطمئنا شمار زيادي از هموطنان ما حداقل يك بار به استان فارس سفر كرده‌اند اما كمتر علاقه مند هستند، روستاهاي اين استان را ببينند.
به زيبايي روستاهاي استان فارس، لذت تماشاي كوچ ايل قشقايي را در دامنه‌هاي سبز اين استان بيفزاييد. رونق گردشگري در فارس فقط به اتكاي يادگارهاي به جامانده از پارسيان 2500 سال پيش و يا معجزه هنر حافظ و سعدي نيست، چشم‌اندازهاي طبيعي اين استان مانند درياچه‌هاي فامور، بختگان و پريشان هم قابليت جذب گردشگر را دارند.

بوشهر: گردشگري دريايي در سواحل خليج فارس، خانه رئيسعلي دلواري و گردشگري روستايي در روستاهايي چون بندري، چاكوتاه و حصار .
گرچه هنوز از شيراز به بوشهر بزرگراهي وجود ندارد، اما حتي اگر از جاده‌هاي اصلي با سرعتي متوسط برانيم، در كمتر از چند ساعت به بوشهر مي‌رسيم. اين استان در نوروز مسافران زيادي ندارد، شايد به اين خاطر كه هنوز جاذبه‌هاي گردشگري اش براي مردم شناخته شده نيستند.
تلاش‌هايي كه در سال‌هاي اخير، براي جذب گردشگر در استان بوشهر انجام شده چندان موفقيت‌آميز نبوده است. به نظر مي‌رسد يكي از بهترين فرصت‌ها در حوزه گردشگري براي سرمايه‌گذاراني كه قصد سرمايه‌گذاري دراين استان را دارند، فراهم كردن امكاناتي براي سفرهاي دريايي خانوادگي است. گذشته از نخلستان‌هاي سرسبز و ساحل داغ بوشهر، مركز اين استان چند عمارت بزرگ و تاريخي دارد. در تنگستان هم خانه رئيسعلي دلواري را حتما ببينيد و اگر فرصتي براي يك شب سپري كردن در استان بوشهر داشتيد، اين شب را به روستاي بندري با مردم مهمان نوازش اختصاص دهيد.

هرمزگان: سفرهاي دريايي به جزاير گنگ، ميناب، هندورابي، هرمز و هنگام.
مردم از استان هرمزگان هم معمولا فقط كيش و قشم را مي‌شناسند، اما اين استان فقط آن 2 جزيره و بندر عباس نيست. توصيه‌ام اين است كه با چند علاقه‌مند ديگر به سفرهاي دريايي، لنجي اجاره كنيد و گشت و‌گذاري در جزاير گنگ، ميناب، هندورابي، فارور، هرمز و هنگام داشته باشيد، درست مثل دريانورداني كه سال‌ها پيش بين بندر زنگبار در آفريقا و بنادر هند و ايران در رفت و آمد بودند.

يزد: شهرهاي اردكان، عقدا، ميبد و تفت، طبيعت‌گردي در دامنه‌هاي شيركوه و ابركوه.
دو شهر كويري يزد و كرمان را براي حسن ختام گفتگوي‌امان نگه داشتم، از آن جهت كه كوير به قول يكي از بزرگان، تكامل جنگل است و هيچ‌كدام از زيبايي‌هايي كه درباره‌شان حرف زديم، حريف افسون يكي از شب‌هاي پر ستاره‌اش نمي‌شوند.
يزد، نمادي از تمدن كويري است و به دليل ويژگي خاص معماري‌اش در بهينه سازي مصرف سوخت و سازگاري با طبيعت، براي گردشگران خارجي حائز اهميت است. بسياري از گردشگران اروپايي به هواي ديدن معماري فوق‌العاده اين استان و البته استان كرمان به كشورمان سفر مي‌كنند غافل از اين‌كه بيشتر مردم كشورمان هنوز به اين استان‌ها سفر نكرده‌اند.
علاوه بر توجه به معماري شگفت‌انگيز مركز يزد، پيشنهادم براي سفر به اين استان ديدار از اردكان، عقدا، ميبد، تفت، دامنه‌هاي زيباي شيركوه، ابركوه و سروزيباي 4000 ساله آن است، سروي كه شايد كهنسال‌ترين موجود زنده در كشورمان باشد.

كرمان: شهر خيالي و چاله مركزي لوت درشهرستان بم، منطقه ماهان و منطقه كويري شهداد.
اگر در سفر نوروزي برنامه‌ريزي روزانه داريد، حتما بيش از 2 روز را به بازديد از استان كرمان اختصاص دهيد. بازديد از آثار تاريخي مركز اين استان دستكم به دو روز كامل وقت در برنامه سفرتان نياز دارد، به اين برنامه 2 روز بازديد از ماهان را هم بيفزاييد و بعد مي‌رسيم به بم كه بايد شهر خيالي و چاله مركزي لوت را در آن ببينيم. اين منطقه در فاصله‌اي كمتر از 150 كيلومتر از استان كرمان، گرم‌ترين نقطه در سراسركره زمين و تنها منطقه مطلقاً فاقد حيات در جهان است.
.... و اما شهداد! در شهداد هم حداقل يك شب بايد بمانيد تا مهتابش را ببينيد، مهتابي كه هيچ عكسي نمي‌تواند واقعيتش را به بيننده منتقل كند يا حداقل به مخاطبش بفهماند كه چه سحري در آن نهفته است كه با مهتاب سرزمين‌هاي ديگر متفاوتش مي‌كند و گردشگران خارجي را وا مي‌دارد شهرهاي چراغاني خودشان را به دست فراموشي بسپرند و هزاران كيلومتر از آنها دور شوند تا تجربه تماشاي مهتاب زيباي شهداد را به خاطره‌هاي خوش دفتر زندگي‌اشان بيفزايند.
 
 
گردآوري: گروه فرهنگ و هنر سيمرغ
منبع: jamejamonline.ir/ مريم يوشي زاده
 
پنج شنبه دوازدهم 8 1390 15:45

حمام گنجعليخان؛ شاهكاري از هنر معماري و سنن كرماني

حمام گنجعليخان
حمام گنجعليخان كرمان يكي از حمام هاي ايران است كه بدليل قدمت و نوع معماري و همچنين به تصوير كشيده شدن سنتهاي اقشار مختلف كرمان كهن در ليست....
 
حمام گنجعليخان كرمان شاهكار معماري صفوي و تلفيقي از هنر معماري كهن و سنن تمدن كارمانيا است و به عنوان يكي از زيباترين بناهاي تاريخي ديار كريمان نمايي از زندگي پيشينيان اين ديار را منعكس مي‌كند.
حمام گنجعليخان كرمان يكي از حمام هاي ايران است كه بدليل قدمت و نوع معماري و همچنين به تصوير كشيده شدن سنتهاي اقشار مختلف كرمان كهن در ليست اولين حمام هاي مطرح ايران و همچنين قطبهاي گردشگري جاي گرفته است.
حمامي كه در زمان حكومت صفويه و در دوران حكومت حاكم عدل گستر كرمان يعني "گنجعليخان" بنا و بعد از او توسط پسرش "عليمردان خان" تكميل شد و به شكل امروزي درآمد.
اين حمام تاريخي كه اكنون در ميانه بازار گنجعلي خان كرمان واقع شده است مملو از هنرهاي مختلفي چون گچ بري، كاشي كاري، مجسمه سازي، نگار گري، مقرنس كاري، حجاري و سنگ كاري است و بگونه اي كه از اين حمام به عنوان شاهكاري از معماري دوران صفوي ياد مي‌كنند.

حمام گنجعليخان

 حجره مردم عادي در حمام گنجعليخان كرمان
 
حمام گنجعلي خان كرمان از جمله آثار مهمي است كه در ميانه بازار راسته بزرگ كرمان و به قول كارشناسان فرهنگي در مسير گردشگري توريست‌هاي استان يعني مسير بازار و آثار فرهنگي اطراف بازار بزرگ كرمان قرار دارد اين حمام زيبا كه با كاشي‌هاي آبي در ورودي درب اصلي متمايز شده يكي از چندين اثر هنري گذشتگان است كه در كرمان زمين قرار گرفته است.
درباره قدمت اين حمام زيبا گفته اند در سالهاي 1007 تا 1029هجري قمري در زمان اوج شكوفايي اقتصادي صفويه توسط گنجعلي خان حاكم دلير و سلحشور كه به دستور شاه عباس و در سال 1005 به حكومت كرمان منصوب شد، ساخته شده است.

حمام گنجعليخان

 مجسمه هاي مومي در حمام تاريخي كرمان
 
حمام گنجعلي خان بي شك يكي از زيباترين آثار تاريخي شهر كرمان است كه حاصل دست معمار بزرگي چون "سلطان محمد معمار يزدي" است و در و ديوارش با كارهاي خطاطي زيباي هنرمند معروف يعني "عليرضا عباسي" مزين شده است و وجود همين دو نام در ليست هنرمنداني كه در اين حمام كارهاي خود را به نمايش گذاشته اند كافي است تا شاهكار بودن آثار هنري به كار رفته در اين حمام اثبات شود.
اين حمام تا 50 سال گذشته از جمله حمامهاي داير شهر كرمان بوده است ولي از مدتها قبل و از حدود سالهاي 1347 با آغاز مرمت اين بناي تاريخي عملا از حالت حمام به موزه گنجعليخان تغيير نام داد و امروزه به نام موزه مردم شناسي يكي از پرجاذبه ترين نقاط ديدني شهر و استان كرمان است و همه ساله در فصول مختلف ميزبان گردشگران زيادي از سراسر دنيا است.
 

حمام گنجعليخان

نمايي از استراحتگاه حمام گنجعليخان
 
اما فضاي داخلي اين حمام از قسمت هاي كلي چون سر درورودي، گرمخانه، نظافت خانه، حاكم نشين و رختكن تشكيل شده است به طور مثال رختكن اين حمام از قسمت هاي مختلفي شامل شش غرفه جداگانه تشكيل شده است كه نور هر كدام از سوراخي كه توسط معمار در سقف ايجاد شده تامين مي شود و جالب اينكه نوع نور پردازي به گونه اي است كه فضاي تمام حجره ها نور مخصوص به خود را دارد.
قسمت دوم اين حمام گرمخانه است كه در فضايي هشتي مانند و با پيچ و خم هاي جالب خود مانع از ديد عموم و همچنين هدر رفت گرماي درون گرمخانه مي شود نكته جالب درباره گرمخانه اين است كه در اين قسمت دو سنگ تقريبا قرمز رنگ وجود دارد كه حكم ساعت را دارند و با گردش آفتاب زمان طلوع و غروب آفتاب را مشخص مي كنند.
 

حمام گنجعليخان

دلاكي در حمام تاريخي كرمان
 
در ديگر قسمت ها نيز معماري هاي جالبي به كار رفته به طور مثال شبكه آب رساني اين حمام از نوع لوله كشي بوده و از قنات شهر تامين مي شده است و آب خزينه نيز با آتش زدن بوته هاي بياباني دير سوز كه دوام بيشتري داشتند گرم مي شده است.
اما يكي از اصلي ترين زيبايي‌هاي اين حمام وجود مجسمه هاي مومي با هيبت انساني در حال انجام فعاليت هاي مختلف است حمام گنجعلي خان با وجود اين مجسمه هاي انسان نما است كه زنده جلوه مي كند امروز در يادها مانده است و به عنوان اثري منحصر بفرد و گوياي تمدن كرمان تبديل شده است.
 

حمام گنجعليخان

 نمايي از معماري عصر صفويه
 
مجسمه هايي كه هر كدام در يكي از حالات انساني در نگاه اول زنده بودنشان را در ذهن انسان جاري مي كنند.
مجسمه هايي در حال نماز، در حين چپق كشيدن و مشورت با هم، در حين كيسه كشيدن دلاك و ديگر اشكالي كه در حمامهاي عصر صفويه در بين مردم آن زمان در حمام اتفاق مي افتاد همگي و همگي در اين حمام چشم نواز بازديد كنندگان هستند.
 

لباسهاي كهن زنان كرماني

لباسهاي كهن زنان كرماني
 
حمام گنجعلي خان در قالب مجموعه گنجعلي خان يكي از معروفترين آثار تاريخي كرمان است مجموعه شامل مسجد، حمام، بازار، آب انبار و كاروانسرا است و در قديم محل حضور تجار و محل رفت و آمد هاي زيادي بوده است كه بازار گنجعلي خان امروزي يكي از چندين قسمت بازار سر پوشيده بزرگ كرمان است و كاروانسرا نيز يكي از مراكز خريد عمده تجار است.
حمام گنجعلي خان همچنين آثاري از حاكم عدل گستر صفوي گنجعلي خان را نيز در خود دارد آثاري چون ظروف چاي خوري زيبا و ديگر آثار دستي وقت، اين حمام تاريخي زير بنايي حدود 1300متر دارد.
 
 
گردآوري: گروه فرهنگ و هنر سيمرغ
منبع: mehrnews.com
 
پنج شنبه دوازدهم 8 1390 15:42

پيدايش نوروز؛ جشن ملي ايرانيان

پيدايش نوروز؛ جشن ملي ايرانيان
ايرانيان روز هفتم فروردين را خوش‌يمن مي‌دانستند و بيشتر ازدواج‌ها را به اين روز موكول مي‌كردند، از آن زمان ايام نوروز كه روزهاي روح ابدي، شادي‌ها و پاكي‌ها بشمار مي‌آمدند...
 
پيدايش نوروز و برخي از رويدادهايي كه در طول تاريخ در اين روز و يا به اين مناسبت روي داده است
 
نوروز و آيينهاي باشكوه آن، مسيري سه هزار ساله و پرپيچ و خم را پيموده تا به ما رسيده است. «نوروز» كهنسالترين آيين ملي در جهان است كه جاودانه مانده و يكي از عوامل تداوم فرهنگ ايرانيان (آرينهاي جنوبي) است. آيينهاي برگزاري اين جشن بزرگ در عصر حاضر با سه هزار سال پيش تفاوت چشمگير نكرده و به همين دليل عامل وحدت فرهنگي ساكنان ايران زمين به شمار مي‌رود كه آن را در هر گوشه از جهان كه باشند، يكسان برگزار مي‌كنند و بزرگ مي‌دارند و به همين جهت است كه انديشمندان «نوروز» را مظهر پايدار هويت و ناسيوناليسم ايراني خوانده‌اند كه مورخان در قوه محركه‌اش ترديد ندارند؛ زيرا كه در طول تاريخ نيروي عظيم و كارآييهاي فراوان آن را درك كرده‌اند.

«نوروز»
روز ملي و جشن همه كساني است كه در فلات ايران (ايران زمين) خود يا نياكانشان به دنيا آمده‌اند و تاريخ و فرهنگ مشترك دارند، از جمله تاجيكها، افغانها، كردها و ساكنان سرزمينهايي كه در طول قرون و اعصار، امپراتوري ايران را تشكيل داده بودند.
دو قرن است كه امپراتوري ايران براثر توطئه‌هاي استعمارگران اروپايي از ميان رفته است، اما فرهنگ مشترك و مدنيت غني قوم ايراني باقي مانده و نوروز همچنان روز ملي همه مردمي ‌است كه از كوههاي پامير و بدخشان تا انتهاي كوههاي كردستان سوريه و از قفقاز تا رود سند و منطقه خليج فارس سكونت دارند.
نوروز، هدفهاي آن و وقايعي كه در طول قرون و اعصار در اين روز روي داده است در خور توجه فراوان است.
در بسياري از آثار گذشته نگاران، از جمله در تاريخ طبري، شاهنامه فردوسي و آثار بيروني؛ نوروز به جمشيد، شاه افسانهاي و درپاره اي ديگر به كيومرث نسبت داده شده و آن را به دليل آغاز بهار، برابر شدن روز و شب و از سر گرفته شدن درخشش خورشيد و اعتدال طبيعت، بهترين روز در سال دانسته‌اند.
 
به نوشته برخي از مورخين بر پايه افسانه‌ها، سه هزار سال پيش در چنين روزي، جمشيد از كاخ خود در جنوب درياچه اروميه (منطقه باستاني حسنلو) بيرون آمد و عميقاً تحت تأثير آفتاب درخشان، و خرمي ‌و طراوت محيط قرار گرفت و آن روز را «نوروز»، روز صفا، پاك شدن زمين از بدي‌ها و روز سپاسگزاري از خداوند بزرگ ناميد و خواست كه از آن پس، بدون وقفه، هر سال در اين روز آيين ويژه‌اي برگزار شود- آييني كه هنوز ادامه دارد و از گزند زمانه و هرگونه تحول سياسي و اجتماعي مصون مانده است.
لازم است بدانيم كه مهاجرت آرين‌ها به صورت سه دسته مادها، پارس‌ها، پارت‌ها به سرزمين ايران در قرن هشتم پيش از ميلاد تكميل شد. اين گروه از آرين‌ها از گروهي كه به اروپا رفتند، جدا شده بودند كه مورخان آنان را آرين‌هاي جنوبي مي‌خوانند. مادها در منطقه غرب ري (تهران امروز) تا مرز ايلام از جمله آترپاتكان (آذربايجان) و كردستان مستقر شدند و بعدا حكومتي به پايتختي همدان در تأسيس كردند كه به احتمال زياد جمشيد از ميان آنان برخاسته بود. زيرا، پارس‌ها در جنوب و جنوب شرقي «ري» تا سواحل خليج‌فارس وبيشتر افغانستان و بلوچستان امروز اسكان گرفته بودند و پارت‌ها در شرق درياي مازندران از جمله خراسان بزرگ، دامغان، خوارزم و گرگان - تپورستان (مازندران) و نواحي اطراف استقرار يافته بودند.
ترويج آموزش‌هاي زرتشت- تنها پيامبري كه از ميان آرين‌ها برخاسته- به نوروز جنبه معنوي‌تري بخشيد، زيرا زرتشت بر كردار، گفتار و پندار نيك تأكيد داشت و هر عمل خلاف عدالت را نفي مي‌كرد و تحولات تاريخ را نتيجه كشمكش بدي و خوبي مي‌دانست كه سرانجام با شكست قطعي بدي؛ آرامش، صفا، شادي، صميميت و عدالت جهانيان تأمين خواهد شد. نوروز فرصت خوبي براي زدودن افكار بد از روح، پايان دادن به دشمني‌ها از طريق تجديد ديدارها و نيز شاد كردن دوستان و بستگان، مخصوصاً سالخوردگان با دستبوسي آنان و مبادله هديه بوده است.
 
كوروش بزرگ نوروز را يك آيين رسمي ‌اعلام كرد
كوروش بزرگ مؤسس امپراتوري ايران كه از مادر، ماد و از پدر، پارس بود نخستين حكمران ايراني بود كه به نوروز جنبه رسمي ‌داد و در سال 534 پيش از ميلاد دستورالعملي براي آن تدوين كرد كه شامل ترفيع نظاميان، ابلاغ انتصابات تازه، سان ديدن از سربازان، عفو مجرمين پشيمان، ايجاد فضاي سبز و پاكسازي محيط زيست- از منازل شخصي گرفته تا اماكن عمومي‌ـ بود. چهارسال پيش از آن،كوروش پس از تصرف بابل، نوروز را در آنجا جشن گرفته بود و به اين سبب برخي از مورخان، زمان اعلام رسمي‌و عمومي ‌شدن نوروز به عنوان عيد ملي را سال 538 قبل از ميلاد نوشته اند. بابل در 29 اكتبر سال 539 پيش از ميلاد به تصرف ايران درآمده بود.
 
در دوران هخامنشيان، يازده روز اول فروردين (فرورتيشن/ Farvartishn) ويژه انجام مراسم نوروز بود. شاه در نخستين روز سال نو روحانيون، بزرگان، مقامات دولتي و فرماندهان ارشد نظامي، دانشمندان و نمايندگان سرزمين‌هاي ديگر را مي‌پذيرفت و ضمن سپاسگزاري از عنايات خداوند، گزارش كارهاي سال كهنه و برنامه‌هاي دولت براي سال نو و نظر خويش را بيان مي‌كرد كه نصب‌العين قرار گيرد. اين آيين تا همين اواخر با جزيي تفاوت رعايت مي‌شد. شاه سپس پيشكش‌ها را دريافت مي‌كرد كه نمونه آن در كنده‌كاري‌هاي تخت جمشيد ديده مي‌شود. آنگاه مراسم سان و رژه برگزار مي‌شد و افسراني كه قهرمان دفاع از وطن شده بودند، ترفيع و پاداش مي‌گرفتند و مقامات تازه و قضات نو معرفي مي‌شدند.
در نوروز، مردم نخست به ديدن سالخوردگان خانواده، بيماران و از كارافتادگان مي‌رفتند و اداي احترام ميكردند (احترام و رعايت احوال سالخوردگان و نسل بازنشسته، در ميان ايرانيان همواره نهايت اهميت را داشته است). سپس عيد ديدني آغاز مي‌شد. پيش از ديد و بازديدها، در لحظه تحويل سال هر فرد از خدا ميخواست كه در سال نو روان او را پاك و آرام نگهدارد. اين مراسم پس از 25 قرن به همين صورت ادامه دارد و باعث اعجاب ملل ديگر شده است.
سران دولت هخامنشي در آداب و رسوم و قوانين سرزمين‌هاي غيرآريايي‌نشين كمتر مداخله مي‌كردند ولي در مصر كه بيش از يك قرن يكي از ايالات ايران به شمار مي‌رفت، آيين‌هاي نوروز را رواج داده بودند و با اعزام سفير به حبشه (اتيوپي) از شاه انتخابي اين كشور خواسته بودند كه نوروز را برسميت بشناسد و برگزار كند، آلودن محيط ‌زيست (آب و هوا و زمين) را منع  و براي دروغ‌گفتن و سوء نيت مجازات در نظر بگيرد.
 
داريوش بزرگ نوروز را آيين عمومي ‌سراسر قلمرو ايران قرارداد
داريوش بزرگ كه در گسترش آيين‌هاي نوروزي در ميان متصرفات غيرآرين امپراتوري ايران سعي بليغ داشت در مراسم نوروز 515 پيش از ميلاد (هفت‌سال پس از آغاز فرامانروايي اش) تصميم خود را در زمينه ايجاد سنگ نبشته بيستون- حاوي آرزوها، اندرزها و شرح قلمرو ايران- اعلام كرد كه مورخان با توجه به اين سنگ نبشته گفته‌اند كه ايران تنها كشور جهان است كه سند مالكيت دارد. بزرگترين آرزوي داريوش كه در اين كتيبه آمده، اين است كه خداوند ايران را از آفت دروغ و خشكسالي مصون سازد.
 


 پس از تكميل ساختمان عظيم و زيباي تخت جمشيد در پارس و گشايش آن، آيين‌هاي رسمي‌ نوروز، باشكوه بي‌مانندي در آنجا برگزارمي‌شد. مراسم نخستين نوروز در تخت جمشيد دو هفته طول كشيد. مردم عادي در تالار صدستون و سران ايالات و مقامات ترازاول در تالارهاي ديگر اين كاخ حضور مي‌يافتند. كار ساختن تخت جمشيد (يوناني‌ها پرس‌پوليس = شهر پارس خوانده‌اند) 51 سال طول كشيد. داريوش اول تصميم به ساختن آن، در محلي نه چندان دور از پاسارگاد گرفت، ولي پادشاه سوم بعد از او آن را گشود و به اين ترتيب ايران داراي دو پايتخت شد: شوش پايتخت اداري و تخت جمشيد پايتخت سياسي. عنوان «تخت جمشيد» را قرن‌ها بعد، عوام‌الناس به آن دادند، حال آن كه اين كاخ با جمشيد افسانه‌اي ارتباطي نداشته است. از اين كاخ كه گوياي تمدن و پيشرفت ايرانيان باستان است بر قلمروي ميان سند، دانوب، مديترانه و نيل فرمانروايي مي‌شد. حسادت اسكندر مقدوني نسبت به اين شكوه و عظمت، عامل عمده ويراني اين كاخ به دست او شد. افراد خاندان سلطنت و درباريان در هر كجاي كشور كه بودند پيش از فرا رسيدن نوروز خود را به تخت جمشيد مي‌رسانيدند و بهار را در آنجا بسر مي‌بردند.
 
پس از ساختن تخت جمشيد مراسم رسمي‌ نوروز در اين تالار برگزار مي‌شد
 
داريوش دوم به مناسبت نوروز، در سال 416 پيش از ميلاد سكه زرين ويژه‌اي ضرب كرد كه يك طرف آن شكل سربازي را در حال تيراندازي با كمان نشان مي‌دهد. ضرب سكه زر و سيم يك قرن پيش از آن توسط داريوش اول آغاز شده بود. سكه‌هاي داريوش اول به «داريك» يا «دريك» موسومند. بايد توجه داشت كه رسم دادن سكه به عنوان عيدي از زمان هرمز دوم - شاه ساساني در سال 304 ميلادي آغاز شده است
مِهستان (مه/ Meh: بزرگ)، پارلمان ايران در عهد اشكانيان نخستين جلسه خود را در نوروز سال 173 پيش از ميلاد با حضور مِهرداد اول- شاه وقت ـ برگزار كرد و اولين مصوبه آن انتخابي كردن شاه بود. عزل شاه نيز در اختيار همين مجلس قرار گرفت، البته طي شرايطي از جمله خيانت به كشور، ابراز ضعف و نيز جنون، بيماري سخت و از كار افتادگي. ايران در آن زمان داراي دو مجلس بود. مجلس شاهزادگان و مجلس بزرگان كه جلسه مشترك آنها را «مِهستان» مي‌خواندند.
 
در سال 52 ميلادي، مِهستان كه از نحوست 13 فروردين مي‌ترسيد، چند روز ايران را بدون شاه گذارد و روز 15 فروردين «بلاش» را از ميان شاهزادگان اشكاني به شاهي برگزيد كه از همه آنان كوچكتر بود و استدلال كرد كه «مصلحت» انتخاب بلاش را ايجاب مي‌كرد. شاه قبلي در ايام نوروز مرده بود. نحوست رقم 13 از يونانيان است كه با اسكندر وارد ايران شده است.
نوروز ايراني بر حسب سال مصادف است با يكي از اين سه روز در تقويم ميلادي: 20، 21 و يا 22 مارس (مارچ). در مارس 44 پيش از ميلاد، ايران خود را براي دفاع در برابر حمله احتمالي «سزار» آماده مي‌كرد كه خبر رسيد سزار 15 مارس (هفت روز پيش از نوروز) در سناي روم ترور شده است و شاه جريان را به اطلاع رجال كشور رسانيد كه ايام عيد را در دلواپسي بسر برده بودند. سپهبد سورنا فرمانده كل ارتش ايران 9 سال پيش از آن (سال 53 پيش از ميلاد) در «حران» ارتش روم را در هم شكسته بود. در اين جنگ، كراسوس كنسول روم و فرمانده اين ارتش كشته شده بود و سزار تصميم به انتقام‌گيري داشت.

اردشير بابكان
- كه در سال 226 ميلادي سلسله ساسانيان را تأسيس كرده بود چهار سال بعد از دولت روم كه در جنگ از وي شكست خورده بود، خواست كه نوروز ايراني را به رسميت بشناسد و سناي روم نيز آن را پذيرفت و از آن پس نوروز ما در قلمرو روم به Lupercal معروف شد.
در دوران اشكانيان ايام نوروز به پنج روز كاهش يافته بود اما اردشير به تقاضاي «تنسر/ Tansar» موبدِ موبدان (روحاني ارشد زرتشتيان) روز ششم فروردين- زادروز زرتشت- را بر آن اضافه كرد و چون ايرانيان روز هفتم فروردين را خوش‌يمن مي‌دانستند و بيشتر ازدواج‌ها را به اين روز موكول مي‌كردند، از آن زمان ايام نوروز كه روزهاي روح ابدي، شادي‌ها و پاكي‌ها بشمار مي‌آمدند، به هفت روز افزايش يافت و ايرانيان در اين هفت‌روز دست از كار مي‌كشيدند.
در طول حكومت ساسانيان اهميت نوروز افزايش يافت. نه تنها يك عيد ملي بود بلكه ايام تميز كردن محيط ‌زيست، پوشيدن لباس نو، تميز كردن بدن، استغفار از گناهان، دلجويي از پيران، تجديد دوستي‌ها، استحكام خانواده، و بيرون كردن افكار بد و پليدي‌ها از روح و روان به شمار مي‌آمد. در اين عهد، تشريفات نوروزي مفصل شد، از جمله روشن كردن آتش روي بام‌ها در شب نوروز به منظور سوزاندن پليدي‌ها كه اينك اين رسم به روشن كردن شمع سر سفره هفت‌سين تبديل شده است. ساسانيان معتقد بودند كه هدف كوروش بزرگ از اعلام نوروز به عنوان يك روز ملي، برقراري عدالت، نظم، برادري، انسان‌دوستي و پاكدامني بوده و بايد تحقق يابد.
 
در مارس 326 ميلادي ميان ارتش ايران به فرماندهي شاپور دوم و ارتش روم به فرماندهي كنستانتينوس دوم امپراتور اين كشور جنگي خونين و پرتلفات در گرفته بود. با اينكه پيروزي با ارتش ايران بود، شاپور دوم 20 مارس (شب عيد نوروز) علي‌رغم مخالفت افسرانش كه در شرف بُردن جنگ بودند، آتش‌بسي دو هفته‌اي اعلام كرد تا سربازان بتوانند آئيين‌هاي نوروزي را برگزار كنند. كنستانتينوس دوم كه نيروهايش تلفات شديد داده بودند، پس از اين آتش بس موقت حاضر به ادامه جنگ نشد و روز دهم آوريل ميان دو امپراتور پيمان صلح به امضاء رسيد.
در مراسم نوروز سال 399 ميلادي، چند مسيحي ايراني كه موفق به ورود به كاخ يزدگرد شاه وقت (ساساني) شده بودند، في‌البداهه از او تقاضاي آزادي مذهبي براي خود كردند. اين آزادي كه مورد درخواست دولت روم هم بود به همه مسيحيان قلمرو ايران داده شد.
در نوروز سال 501 ميلادي (1349 سال پيش از انتشار مانيفيست كمونيست به قلم كارل ماركس) مزدك- روحاني زرتشتي- جنبش سوسياليستي خود را بر پايه مالكيت عمومي‌دارايي‌ها، استفاده از توليدات و ثروت بر حسب نياز فرد و برابري اجتماعي- اقتصادي همه مردم علني ساخت كه مورد توجه مردم كه گرفتار جامعه‌اي طبقاتي و وجود شكاف عظيم ميان فقير و غني بودند، قرار گرفت و حتي شاه وقت ايران ـ قباد ـ متمايل به افكار او شد .
پيمان «صلح پايدار» ايران و روم كه به امضاي خسرو انوشيروان ساساني و «ژوستي ني اَن» امپراتور روم رسيده بود، در سال 532 ميلادي در مراسم نوروزي كه در تالار كاخ تيسفون (ايوان مدائن - طاق كسري، نزديك بغداد) با حضور شاه ايران برپا شده بود، مبادله شد.
    
 
خسرو انوشيروان به هر كس كه در طول سال به وطن خدمت چشمگير كرده بود در مراسم نوروز يكي از اين سكه‌هاي با تصوير خود را مي‌داد.
در زمان حكومت طولاني نوشيروان ساساني (يا خسرو انوشروان)، تماس مستقيم مردم با شاه افزايش يافته بود و شاه شخصاً به برخي شكايات رسيدگي مي‌كرد و در مراسم نوروزي كاخ سلطنتي عده بيشتري از مردم عادي شركت مي‌كردند و به همين سبب خسرو انوشيروان در سال 549 ميلادي، پس از برگزاري مراسم نوروز دستور ساختن تالار بزرگي را به ضميمه كاخ سلطنتي تيسفون كه از دجله فاصله زياد نداشت صادر كرد و اين تالار و ساختمان ضميمه آن نهم مارس سال 551 ميلادي آماده بهره برداري شد و آيين‌هاي نوروزي آن سال در آنجا برگزار شد. اين تالار كه با فرش معروف بهارستان مفروش بود پس از حمله اعراب آسيب ديد و بعدا منصور خليفه عباسي دستور داد كه با تخريب كاخ سلطنتي و عمارات بزرگ تيسفون ، مصالح لازم براي تكميل عمارات شهر نوساز بغداد واقع در همان نزديكي تامين شود و باقيمانده سكنه تيسفون به بغداد منتقل شوند. با وجود اين، بقاياي تالار خسرو انوشيروان كه به طاق كسرا و ايوان مدائن معروف شده همچنان باقي و پايدار مانده و از آثار تاريخي مهم جهان بشمار مي‌آيد. دانشگاه جندي شاپور (خوزستان) هم كه به دستور خسرو انوشيروان براي تدريس و تحقيق طب و فلسفه ساخته شده بود در نوروز (سال 550 ميلادي) گشايش يافت.
 
 
دهها سال مراسم نوروزي در اين تالار( طاق كسري ) در شهر تيسفون بر گزار مي‌شد.
بعد از اسلام، تا مدتي مراسم نوروز در ايران به صورت خصوص و خانوادگي برگزار مي‌شد. با وجود اين، نوروز ايراني از طريق مسلمانان تا اندلس (اسپانيا) گسترش يافت. از زمان عباسيان به دليل بسط نفوذ ايرانيان در دستگاه خلفاي اين دودمان، مراسم نوروز به اين دستگاه راه يافت ولي عيدي رسمي ‌نبود. در روايت است كه ‌هارون الرشيد، خليفه معروف عباسي، هزاران سكه نقره كه يك طرف آنها را رنگ زده بود (علامت‌گذاري كرده بود) در مراسم نوروز (سال 211 هجري) در شهر بغداد به بزرگاني كه به ديدن او رفته بودند، هديه داد و به آنان تأكيد كرد كه سال آينده، كسي سكه دريافت خواهد كرد كه سكه‌هاي امسال را با خود بياورد و به او نشان بدهد. هدف ‌هارون اين بود كه سكه‌هاي عيدي را كه داده بود خرج نكنند.
 
 
گردآوري: گروه فرهنگ و هنر سيمرغ
منبع: yadeyar.ir
 
پنج شنبه دوازدهم 8 1390 15:40
X